یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار – قسمت دوم

28 10 2008

یک دانشجوی نرم افزار پس از نا امید شدن از شرکت های نرم افزاری، برای کسب تحربه و درآمد در زمینه نرم افزار چه باید بکند؟

قسمت دوم : راه های جایگزین (کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری) برای کسب تجربه و در آمد در زمینه نرم افزار

درادامه ی نوشته قبلی در این مطلب قصد داریم تا راه های دیگر کسب تجربه و احیاناً درآمد را در زمینه کارهای نرم افزاری برای دانشجویان نرم افزار (یا علاقه مندان این رشته) را مورد بررسی قرار دهیم. حتماً مطلب قبلی را به علاوه کامنت هایش مطالعه کنید، به نظرم یکی از مفیدترین مطالبی بود که در وبلاگ نوشتم. کامنت های دوستان واقعاً با ارزش هستند. بیشتر دوستان تجربیات خود را در این مورد بیان کرده اند.
همان طور که در این مطلب مشاهده نمودید و بر اساس نظریات دوستانی که لطف کردند و تجربه خودشان را با ما به اشتراک گذاشتند، اکثر شرکت های نرم افزاری شرایطی برای همکاری دارند که یک دانشجوی معمولی شرایط آن ها را ندارد. شرایطی مثل : کارت پایان خدمت، ضمانت های چکی و سفته ای با ارقام بالا، حضور تمام وقت در شرکت و … اصولاً شرایط یک دانشجو نیست، مخصوصاً اگر فرد، دانشجوی شهر دیگری باشد. متاسفانه در برخی موارد درخواست هایی از دانشجو می شود که فرد دانشجو به علت کم تجربگی و غرور بیجا قادر به انجام آن ها نیست!
البته من قصد ندارم در این سری مقالات به صورت یکطرفه از دانشجوها (مثل خودم) طرفداری کنم و تمام شرکت های نرم افزاری را مقصر بدانم و زیر سئوال ببرم. یکی دو تا از دوستان در کامنت های با ارزششان این نکته را ذکرکردند که بایستی در این مورد به پیشینه شرکت مربوطه و ضررهایی که از طرف افراد سودجو کرده اند نیز توجه نمود. افرادی که به عنوان برنامه نویس در شرکتی کار می کنند و ایده های آن ها را می دزدند یا کدهای محصولات را در جای دیگری استفاده می کنند. به همین دلیل شرکت ها محبورند و یا تمایل دارند هنگام استخدام یک فرد مخصوصاً به عنوان برنامه نویس، از او ضمانت های سنگین بخواهند. هر چند من با این قضیه خیلی مشکل دارم و اصلاً به آن اعتقادی ندارم.
در مطلب قبلی، با طرح یک داستان واقعی، زوایای مختلف یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری را بررسی کردیم به جز موردی که به خیر و خوشی دانشجو در یک شرکت استخدام شود. که البته به نظرم این سناریو نیازی به مطرح شدن نداشت. قصدم از بیان این ماجرا پرداختن به مشکلات آن بود و احیاناً سوء استفاده هایی که ممکن است یک شرکت نرم افزاری از یک دانشجو بکند.
هر چند کار کردن در یک شرکت نرم افزاری در ایران می تواند در آینده شغلی شما تاثیر داشته باشد و تجربه هایی کسب کنید که در هیچ جای دیگری نمی توانید آن ها را بدست آورید، اما متاسفانه امکان اینکه در یک شرکت خوب با موقعیت مناسب مشغول به کار شوید که با شرایط دانشجویی شما هم سازگار باشد، تقریباً بسیار پائین می باشد! پس در این وضعیت چه کار باید کرد؟ آیا باید بیخیال کار و کسب تجربه در دوران دانشجویی شوید و فقط فکر درس خواندن باشید یا راه جایگزینی برای کار کردن و کسب تجربه در زمینه نرم افزار پیدا کنید!؟
در این مورد می توان به کارهای دیگری دست زد که البته نمی توان نام آنها را تجربه در زمینه نرم افزار گذاشت. مثل باز کردن یک خدمات کامپیوتری، انجام تعمیرات سخت افزاری و نرم افزاری،… که هیچ کدام موضوع بحث ما نخواهد بود. اگر به این کارها راضی می شوید لازم نیست ادامه متن را بخوانید!
راه های جایگزینی که می توان از طریق آن ها برای کسب تجربه در زمینه نرم افزار و احیاناً کسب درآمد اقدام نمود :

  • انجام پروژه های نرم افزاری : شما به صورت یک پیمانکار نرم افزاری مستقل برای اشخاص، سازمان ها و شرکت های مختلف پروژه های نرم افزاری انجام می دهید. در اینجا شما نرم افزاری کاملاً سفارشی بر اساس سلایق کارفرما می سازید. که البته به همین راحتی ها هم نیست. صرف نظر از بحث تکنیکی قضیه، مسائلی وجود دارد که ما دانشجوها از آن بی خبریم! (در مطلب بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت)
  • تولید نرم افزار : شما به صورت مستقل بسته نرم افزاری تولید می کنید و آن را به فروش می رسانید. در این روش شما هم سفارش دهنده هستید و هم تولید کننده. باید به مسائل زیادی توجه کنید اما ریسک و فشار کمتری نسبت به روش “انجام پروژه” به شما وارد خواهد شد. فقط بحث بازاریابی در این روش بسیار مهم و حیاتی است.
  • همکاری در پروژه های نرم افزاری اوپن سورس : شما یکی از نرم افزارهای اوپن سورس را انتخاب کرده و با تیم سازنده آن همکاری می کنید. این همکاری می تواند به صورت بومی سازی و یا سفارشی سازی نرم افزار مربوطه برای کاربردهای خاص باشد. حتی می توانید فراتر از این ها عضو اصلی تیم توسعه یک پروژه نرم افزاری اوپن سورس شوید. در این روش تجربه های خوبی بدست خواهید آورد، البته که می توانید از این راه کسب درآمد هم بکنید.

فعلاً من همین سه روش به ذهنم می رسد که در مطالب آتی به صورت مفصل در مورد هریک از روش های بالا توضیح خواهم داد. اگرشما هم ایده ای به نظرتان می رسد حتماً با من و خوانندگان وبلاگ به اشتراک بگذارید. امیدوارم مانند مطلب قبل ما را از نظرات ارزشمندتان بی بهره نگذارید.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :





یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار – قسمت اول

25 10 2008

چگونه یک دانشجوی نرم افزار می تواند در زمینه نرم افزار کار نیمه وقت پیدا کند و تجربه کسب کند؟

قسمت اول : مقدمه و یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری

اصولاً هر دانشجویی دوست دارد در کنار تحصیل، کار کند. حتی اگر از نظر مالی کاملاً تامین باشد بازهم دوست دارد در زمینه ی تحصیلی خود تجربه کسب کند. بعضی ها می خواهند خرج تحصیل خودشان را دربیارند، بعضی ها خرج خانواده شان را، بعضی ها هم می خواهند فقط پول در بیاورند و تجربه کسب کنند. اگر دانشجو باشید یا قبلاً چنین دورانی را گذرانده باشید حتماً این نوشته را درک می کنید.

مطمئنم شما هم در دوران دانشجویی دوست داشتید کار کنید، شاید هم کار خوبی گیرتان آمده بوده و تجربیات خوبی بدست آورده باشید. تا اینجای قضیه هیچ مشکلی وجود ندارد، دانشجو تصمیم می گیرد یک کار نیمه وقت در زمینه تحصیل خودش پیدا کند. توجه کنید بحث ما دانشجویان رشته نرم افزار اند که قصد دارند در همین زمینه (نرم افزار) کار نیمه وقتی پیدا کنند، چون همه می توانند در رستوران یا پیتزا فروشی کار کنند. خب، دانشجو تصمیمش را می گیرد و شروع به جستجوی کار مناسب خود می کند. در روزنامه ها و وب سایت های اینترنتی جستجو می کند اما کار به در بخوری پیدا نمی شود. بعضی ها شرایط خوبی دارند اما نیروی تمام وقت با کارت پایان خدمت می خواهند. دانشجو سعی خود را می کند اما نمی تواند کار مناسبی پیدا کند. در این موقعیت اگر دانشجو فردی سخت کوش نباشد حتماً از جستجو دست برخواهد داشت اما یک فرد سخت کوش آدرس چند شرکت نرم افزاری را پیدا می کند و شخصاً برای یافتن کار مناسب به آن ها سر می زند.

یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری (ایرانی)

سناریوی اول : دانشجو پس از اعلان درخواست خود با جواب منفی مواجه می شود. آن ها می گویند که اصلاً نیازی به نیرو آن هم از نوع دانشجوی بی تجربه و بدون سابقه کار ندارند. حتی از او سئوال نمی کنند که دارای چه مهارت هایی است. همان اول کار دست رد به سینه جوان مردم می زنند.

سناریوی دوم : با خوشرویی دانشجو را دعوت به نشستن می کنند. از او سئوال می کنند کجا درس می خواند، چه مهارت هایی دارد و … تا اینجای کار دانشجوی خوش خیال فکر می کند دیگر به خواسته خودش رسیده اما به زودی متوجه اشتباهش می شود. فرد مربوطه از او ضمانت می خواهد، نه یک میلیون نه دو میلیون بلکه 25 میلیون وثیقه می خواهد!! و با خودش فکر نمی کند که چه سئوال احمقانه ای پرسیده است، دانشجو که از این پشتوانه ها ندارد.

طرف وقتی جواب منفی دانشجو را می شنود، به علت اینکه دانشجو مهارت های خوبی دارد و به دردشان می خورد قیمت را پایئن می آورد. طرف تا 10 میلیون هم پائین می آید و علت را دانشجو بودن او اعلام می کند. دانشجو که احساس می کند هم شرکت و هم فرد مقابل درست حسابی نیستند، جواب منفی خود را طوری بیان می کند که طرف بیخیال شود.

وقتی دانشجو در حال خروج از این شرکت است، همان فرد بدو بدو پشت سرش می آید و از او می خواهد تا حداقل در بازاریابی محصولات شان همکاری کند… و دانشجو با یک خداحافظی محکم وی را در کف می گذارد.

سناریوی سوم : دانشجو چند ماه قبل در یکی از سایت های نیازمندی مهارت های خود را ذکر می کند و آمادگی خود را برای همکاری در پروژه های نیمه وقت نرم افزاری اعلام می کند. با او از طرف یک شرکت نرم افزاری تماس گرفته می شود و از او می خواهند تا به شرکت شان تشریف ببرد!!

دانشجو وارد آن شرکت می شود. همان دم در از او می خواهند تا بنشیند. رئیس آن شرکت پس از احوال پرسی با دانشجو یک نگاهی از سر تا پا به او می کند و می گوید : “به سن و قیافه شما نمی خورد این مهارت ها را داشته باشید”!! سپس با یک داد بلند (انگار که سر زمین کشاورزی باشد) یکی از برنامه نویسان شرکت را صدا می کند تا سئوالات تخصصی از دانشجو بپرسد و به قول خودش سطح او را محک بزند. طرف که می آید یک نگاه تحقیرآمیزی به دانشجو می کند که یعنی “این همونه که گفته این مهارت ها رو داره”. آخه دانشجو یادش رفته بود در آن سایت نیازمندی سنش رو ذکر کنه!

بالاخره آن فرد بیخیال حاشیه ها می شود و کنار دانشجو می نشیند تا چند سوال تخصصی بپرسد. شروع به سئوال پرسیدن میکنه و دانشجو به تمام سئوالاتش پاسخ میده تا اینکه آن فرد جلوی دانشجوی ما کم می آورد. بحث ادامه پیدا می کند تا به شرایط همکاری می رسند. آن فرد شرایط را اینگونه ذکر می کند : “شما تا دو ماه اینجا کارآموزی می گذرانید، و در این مدت حقوقی به شما تعلق نمی گیرد، دو تا پنج میلیون سفته به عنوان ضمانت، هر کدی که می نویسید یا هر کامپوننتی که می سازید متعلق به این شرکت است و اگر جایی از اینها استفاده شود باید غرامت بپردازید!، هفته ای 30 ساعت باید در شرکت کار مفید انجام دهید و …”

دانشجو گیج می شود. با این صحبت نیم ساعتی که با این فرد انجام داده مطمئن شده که خودش از این فرد متخصص تر است پس چرا باید زیر دست او کارآموزی آن هم به مدت دو ماه و بدون حقوق بگذراند!؟ حالا اگر قرار بود چیزی از او یاد بگیرد و تجربه ای کسب کند واقعاً می ارزید. دانشجو حس می کند که قرار است از او در این شرکت سوء استفاده کنند پس هر چه زودتر از آن جا بیرون می آید.

دانشجو قید پیدا کردن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری را می زند! و به فکر راه های دیگری برای کسب درآمد و تجربه در رشته نرم افزار می افتد.

ادامه دارد… (به علت اینکه مطلب طولانی نشود)

پ.ن : سناریوهای بالا کاملاً واقعیست و دانشجوی ذکر شده کسی نیست جز نویسنده این وبلاگ یعنی من. پس شک نکنید که این مسائل وجود دارند و  کاملاً واقعیست.

در این سری نوشته ها سعی می کنم با نگاهی متفاوت به موضوع یافتن کار نیمه وقت و نحوه کسب تجربه برای دانشجویان رشته نرم افزار بپردازم. اگر شما هم در این زمینه تجربه ای دارید از من و خوانندگان وبلاگ دریغ نکنید و در قسمت نظرات همین نوشته تجربیات ارزشمندتان را به اشتراک بگذارید.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :





کمی (درد دل) در مورد رشته نرم افزار

22 10 2008

قبلاً اگر یادتان باشد، عنوان این وبلاگ “نوشته های یک دانشجوی نرم افزار” بود. با اینکه خیلی وقت است عنوان وبلاگم را تغییر دادم اما خیلی از دوستانی که قبلاً به این وبلاگ لینک دادند، همان عنوان قبلی را در عنوان لینک من دارند. حال اگر کسی از وبلاگ این دوستان روی لینک من کلیک کند با وبلاگی روبرو خواهد شد که مطالب به در بخوری در مورد “رشته تحصیلی نرم افزار” ندارد. هرچند که خیلی وقت پیش مطالبی در مورد رشته نرم افزار و مهندسی نرم افزار نوشتم اما احساس می کنم کسی که دنبال اطلاعاتی در مورد “رشته نرم افزار” است خیلی بیشتر از این ها از نوشته های یک دانشجوی نرم افزار انتظار دارد. کمبود مطالب مناسب در مورد این رشته در سطح وبلاگستان فارسی نیز بر علت های بالا اضافه شد تا من وظیفه ی خود بدانم که در این مورد بیشتر بنویسم و رشته تحصیلی که در ایران بسیار مورد بی اعتنایی قرار گرفته (البته نه از نظر تعداد داوطلبان، بلکه از نظر کیفی) است را هرچه مناسب تر معرفی کنم و در مورد مشکلات و خوبی های آن صحبت کنم.

با مقدمه ای که در بالا ذکر کردم می خواهم در این مطلب کمی در مورد رشته تحصیلی محبوبم “مهندسی نرم افزار” صحبت کنم. این روزها اگر کسی از شما بپرسد “در چه رشته ای درس می خوانی؟!” و شما در جواب آن ها بگویید “کامپیوتر” ، مطمئن باشید طرف با پوزخندی خواهد گفت : “آخه کامپیوتر هم شده رشته، پسر 10 ساله من هم بلده با کامپیوتر خیلی کارا بکنه، مخ کامپیوتره!”… باور کنید این گقتگو کاملاً واقعیست و من آن را تجربه کرده ام. البته هر کس از من این سئوال را می کند من در جوابش می گویم “نرم افزار” نه “کامپیوتر”، حداقل اینطوری جمله های بعدی پیش نخواهد آمد چون طرف فرق نرم افزار را با کامپیوتر نمی داند. البته این طرز فکرها تا حدودی هم بی ربط نیست، وقتی یک لیسانس نرم افزار یا سخت افزار نمی تواند حتی یک ویندوز نصب کند یا چند قطعه را سوار کیس کند، نمی توان بیشتر از این انتظاری داشت. این مشکل هم بر می گردد به نظام آموزشی ما و البته به دانشجویان این رشته که بعضی وقت ها واقعاً کم سواد اند. سواد، پاس کردن واحدهای درسی نیست، سواد نمره بالا گرفتن در درس های ریاضی مهندسی و اندیشه اسلامی نیست، سواد در این رشته تخصص، آگاهی و به روز بودن است.

از طرز فکر افراد در مورد این رشته بگذریم چون این امر در ماهیت رشته نرم افزار خدشه ای ایجاد نمی کند و تقریباً در مقابل مشکلات دیگر مسئله ی مهمی نیست. یکی از مشکلات دیگری که در این رشته تحصیلی وجود دارد که البته در بسیاری از رشته های دانشگاهی دیگر هم وجود دارد اما در این رشته کمی بیشتر خود را نشان می دهد، داوطلبان بسیار زیادی است که بدون توجه به زوایای مختلف رشته نرم افزار، آینده شغلی و توانایی های آن، این رشته را برای تحصیل در دانشگاه انتخاب می کنند. البته به نظرم این مسئله در سال های اخیر کمتر شده و رشته های جدیدتر جایگزین آن شده اند و دیگر رشته نرم افزار از مد افتاد. باور کنید خیلی ها به خاطر مد جامعه سراغ یک رشته خاص می روند. این گونه افراد پس از گذراندن دو-سه ترم واقعاً پشیمان و سرخورده می شوند و هر جا که صحبتی از انتخاب رشته می شود از این رشته بد می گویند تا عدم موفقیت خود را توجیه کنند. به هر حال چه بخواهیم چه نخواهیم این دسته از افراد طیف وسیعی از دانشجویان رشته نرم افزار را تشکیل می دهند. سعی می کنم در نوشته های بعدی در مورد انواع افرادی که رشته نرم افزار را به عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب می کنند بیشتر صحبت کنم تا به یک نتیجه ی مناسب برسیم.

بزرگترین مشکلی که رشته نرم افزار در محیط های آکادمیک کشور ما با آن روبرو است، سیستم آموزشی بسیار نا مناسب و نا کارآمد ماست. همان طور که می دانید رشته نرم افزار نسبت به رشته های علمی دیگر پیشرفت های سریع تر و بیش تری دارد. هر روز یک فناوری جدید معرفی می شود و نیاز به آموزش به روز در این رشته بسیار حیاتی است. این در حالی است که در کشور ما واحدهای درسی را بر اساس 10 سال قبل تنظیم کرده اند و دروس تخصصی ما با الگوهای 20 سال قبل تدریس می شوند. دانش اساتید این رشته همانی است که مثلاً در 7-8 سال قبل مدرک خود را گرفته اند و در این مدت هیچ چیز جدیدی به آن اضافه نکرده اند. البته حق هم دارند، به قول یکی از همین اساتید، بعد از گرفتن مدرک دو سال سربازی و پس از آن هم که گرفتار مشکلات ازدواج و مسئولیت زندگی شدند که اصلاً وقت به روز کردن دانش خود را نداشته و نخواهند داشت! این وضعیت وقتی وخیم تر می شود که بدانید مدیران رده بالا، سازمان های آموزش عالی و آموزش و پرورش نیز در همان 10-20 سال گذشته سیر می کنند و اقدامات نامناسبی انجام می دهند تا هر روز وضع این رشته تحصیلی مهم از دیروز بدتر شود. یکی از کارهای مهمی که در این زمینه انجام دادند، حذف پاسکال در دوره هنرستان و جایگزین نمودن آن با ویژوال بیسیک بوده است!!

به هر حال تا اینجا را داشته باشید تا در آینده بیشتر در مورد این موضوعات بحث کنیم. فقط در نظر داشته باشید که اگر می خواهید رشته نرم افزار را به عنوان رشته تحصیلی خود در دانشگاه برگزینید کمی بیشتر در مورد آن تحقیق کنید و اگر می خواهید در این رشته موفق باشید باید اطلاعات و دانش خود را به روز نگه دارید و خود را برای موقعیت های بسیار سخت آماده کنید.

پ.ن : معذرت میخوام که این مطلب موضوعات پراکنده ای دارد، این را در حد یک درد دل کوچک قبول کنید.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :





آیا دلفی 2009 می تواند دلفی 7 دیگری باشد!؟

10 10 2008

شرکت Embarcadero Technologies که چندي پيش CodeGear را از شرکت بورلند خريده بود به تازگي نسخه اي جديد از دلفي و C++ Builder را براي توسعه نرم افزارهاي تحت ويندوز عرضه نموده است. Embarcadero نسخه 2009 دلفي را “بزرگترين نسخه دلفي در طول سال هاي گذشته” مي داند و انتظار دارد تا اين نسخه از دلفي توليد نرم افزارهاي کاربردي را راحت تر و لذت بخش تر از گذشته کند. دلفي از نسخه 3 تا 7، به عنوان يکي از کاراترين و قدرتمندترين محيط هاي برنامه نويسي و توليد نرم افزار در پلت فرم ويندوز يکه تاز بازار اين بخش بود. حتي شرکت مايکروسافت در مقابل بورلند کم آورده بود و از ايده هاي اين شرکت در محصولات خود از جمله ويژوال بيسيک از ايده هاي اين شرکت استفاده مي کرد. تا قبل از ايجاد تکنولوژي دات نت توسط مايکروسافت، اين شرکت بازار توليد نرم افزار براي ويندوز را به بورلند واگذار کرده بود. نسخه 7 دلفي اوج قدرت و محبوبيت دلفي بود که در آن زمان و سال هاي بعد از آن محصولات نرم افزاري بسيار زيادي با استفاده از آن توليد شد به طوري که خاطره لذت بخش برنامه نويسي در محيط دلفي 7 به اين زودي ها از ذهن برنامه نويسان پاک نخواهد شد.

Embarcadero Technologies صاحب فعلي شرکت CodeGear برنامه هاي زيادي براي دلفي و C++ Builder دارد. به گفته خودشان قرار است نسخه 2009 دلفي خاطره نسخه 7 آن را تکرار کند و حتي بيشتر از آن به موفقيت برسد. دلفي اين بار بر خلاف نسخه هاي قبل که تمايل به سياست هاي مايکروسافت داشت و به پلت فرم دات نت توجه خاصي داشت، راه قبلي خود را در پيش گرفته است و اين بار بخشي از بازار نرم افزار را که “توليد بسته هاي نرم افزاري، نرم افزارهاي کاربردي، سرويس گيرنده/سرويس دهنده و بانک اطلاعاتي” است را هدف قرار داده است که البته اين محصولات بخش مهم و بزرگي از بازار و نياز نرم افزار را تشکيل مي دهند. هر چند که با دلفي 2009 تقريباً هر نرم افزاري را که فکر کنيد مي توانيد توليد نمایید.

توسعه دهندگان با دلفی 2009 دیگر نگران جهانی کردن نرم افزار خود نخواهند بود. دلفی 2009 به صورت توکار از یونیکد پشتیبانی می کند. این بدین معنی است که برنامه نویسان دیگر نباید نگران زبان استفاده شده در برنامه خود باشند. شاید خاطرتان باشد که بسیاری از برنامه های دلفی 7، پس از اجرا شدن در سیستم های دیگر کاراکترها را به صورت ؟ نمایش می دانند. این به خاطر عدم پشتیبانی درست از سیستم یونیکد در برنامه ها بود. هم اکنون دلفی 2009 این مشکل را به طور کامل برطرف کرده است.

با دلفی می توانید برنامه های بانک اطلاعاتی را هر جه سریعتر، کاراتر و قدرتمندتر بنویسید. این کار با استفاده از جدا کردن لایه های مختلف برنامه (جدا کردن لایه داده، لایه تجاری و لایه نمایش از هم) بوسیله DataSnap جدید انجام می گیرد. ابزارهای مختلف IDE دلفی 2009 به شما امکان تحلیل ساختار بانک اطلاعاتی را با استفاده از مدل سازی و نمودارهای گوناگون می دهد.

دلفی 2009 شامل کنترل های متنوع و جدیدی است که توسعه برنامه های کاربردی تحت ویندوز را هرچه آسان تر و لذت بخش تر می کند. کنترل های VCL جدید شامل Microsoft Office Style Ribbon (کنترل های ریبون که در رابط کاربری آفیس 2007 استفاده شده اند) و کنترل Image که فرمت PNG را پشتیبانی می کند.

با دلفی 2009 علاوه بر نرم افزارهای تحت وب، قادرید پروژه های تحت وب تجاری که از تکنولوژی های AJAX و Silverlight بهره می برند، ایجاد کنید. با دلفی 2009 می توانید همانند برنامه های کاربردی تحت ویندوز، وب سایت هایی با ظاهر زیبا و بر مبنای وب 2.0 تولید کنید. این قابلیت دلفی به نام VCL for the Web شناخته می شود. البته در نسخه های قبل دلفی هم این قابلیت وجود داشت ولی در این نسخه کاملاً بهینه و پیشرفته شده است.

دلفی 2009 در سه نسخه Professional، Enterprise و Architect عرضه می شود و توسعه و توزیع برنامه های کاربردی در ویندوزهای ویستا، اکس پی، سرور 2003، ویندوز 2000 و سرور 2008 را پشتیبانی می کند.

دلفی 2009 | امکانات جدید نسخه 2009

حال باید منتظر ماند و دید که آیا دلفی 2009 می تواند دلفی 7 دیگری باشد و برنامه نویسان را دوباره به استفاده از دلفی علاقه مند کند!؟

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

پ.ن : من هنوز شخصاً از دلفی 2009 استفاده نکردم و اطلاعاتم را از مقالاتی که تا به حال در مورد دلفی 2009 خواندم بدست آورده ام. به محض آنکه خودم تجربه استفاده از این نسخه را پیدا کردم سعی می کنم مقاله کاملی در موردش بنویسم. فعلاً این نوشته را در حد یک خبر خلاصه داشته باشید.

مطالب مرتبط :