فراسان

به اشتراک بگذارید برای یادگیری، یاد بگیرید برای به اشتراگ گذاری

برنامه نویسی و آینده شما!

نمیدونم هیچ وقت به این موضوع فکر کردید که تا چه موقع می توانید برنامه نویسی کنید و از این راه زندگی خودتان را بگذرانید! و در آخر که به زندگی حرفه ای خود می نگرید، آیا از آن راضی خواهید بود یا خیر!؟ منظورم کسانی که برای سرگرمی برنامه نویسی می کنند یا در کنار آن شغل دیگری برای گذراندن زندگی دارند نیست. منظورم دقیقاً کسانی است که از حرفه برنامه نویسی و تولید نرم افزار (نه فروش بسته های نرم افزاری آماده و سورس باز به ملت) خرج زندگی شان را در می آورند و به آن به عنوان یک شغل حرفه ای نگاه می کنند. این گروه به خوبی می دانند که حرفه برنامه نویسی با چه مشکلاتی در ایران مواجه است و چه سختی ها و بی محبتی هایی که در حق این حرفه انجام گرفته شده و خواهد گرفت اما باز هم حاضرند برای پیشرفت این حرفه در ایران تلاش کنند و زحمت و سختی را به جان بخرند.

برنامه نویسی و آینده شما

آینده خود را در برنامه نویسی چطور می بینید!؟

برای بررسی این موضوع باید افراد برنامه نویس و کسانی که به کار تولید نرم افزار مشغول هستند را دسته بندی کرد و در آخر به یک جمع بندی کلی رسید. هر چند ممکن است این دسته بندی هایی که من انجام می دهم درست نباشد، اما از دید خودم برنامه نویسان را در طول حرفه کاری شان به چند دسته زیر تقسیم می کنم :

  • برنامه نویسان ماندگار و معروف : این افراد زندگی حرفه ای خود را وقف پیشرفت در یک زمینه خاص نرم افزار و برنامه نویسی می کنند و شاید هم در طول عمر خود مفاهیم جدیدی در این زمینه ایجاد کنند. نام این گونه افراد در تاریخ برنامه نویسی ایران یا حتی جهان ثبت می شود و کتاب هایشان به دانشجویان و برنامه نویسان جوان درس داده می شود. من هنوز در ایران کسی را که موفق به کسب این درجه شده باشد، نمی شناسم.
  • برنامه نویسان موفق : افرادی که در طول عمر حرفه ای خود آدم موفقی بوده اند و محصولاتی موفق ارائه داده اند و یک شرکت تجاری موفق را بر اساس این محصولات ایجاد کرده اند. شاید نام این افراد را خیلی ها حتی نشنوند اما نام شرکت و محصولاتشان زبانزد دیگران خواهد بود.
  • برنامه نویسان کارآمد : این افراد در طول عمر حرفه ای خود در شرکت های زیادی حضور داشته اند و در توسعه محصولات معروف و کاربردی مشارکت کرده اند. این برنامه نویسان علاوه بر حقوق خوبی که از این راه بدست می آوردند، از کار خود نیز نهایت لذت را می برده اند. درآخر این گونه افراد به رزومه کاری خود افتخار می کنند و اواخر عمر خود را با خیال راحت در کنار خانواده می گذارنند.
  • برنامه نویسان معمولی : این افراد هر روز سر کار خود حاضر می شدند و در هر پروژه ای که شرکت مربوطه روی آن کار میکرده مشارکت می کردند. همیشه هم به این گونه کار کردن راضی بودند. کارهای روزانه این افراد از قبل مشخص بوده و از کدنویسی تا نوشتن راهنما و خدمات پشتیبانی را انجام داده اند.
  • برنامه نویسان مستقل : افرادی که در کل دوران حرفه ای خود به صورت مستقل روی پروژه های سفارشی کار می کرده اند. این افراد تمایل به کار کردن برای دیگران را نداشته اند و همیشه سعی کرده اند برای خودشان کار کنند. هر چند ممکن است در زمان های مختلف با مشکلات مالی متعددی مواجه بشوند اما باز هم به خاطر علاقه به این کار، دست از آن برنداشته اند.
  • برنامه نویسان ساده : این گونه افراد قسمت عمده ای از عمر حرفه ای خود را در استخدام یک شرکت دولتی یا خصوصی که کار اصلی شان برنامه نویسی و تولید نرم افزار نیست اما به برنامه نویس احتیاج دارند، می گذرانند. این برنامه نویسان به علت دردسر و استرس کم در این کار و به موقع پرداخت شدن حقوق شان، خیلی از کارشان راضی هستند. (البته شاید اسم «ساده» برای این گروه درست نباشد، اما نام بهتری پیدا نکردم)

همانطور که همه میدانیم، شغل برنامه نویسی و کلاً تولید نرم افزار در ایران به دلایل مختلفی مثل عدم رعایت کپی رایت و فرهنگ نادرست مدیران و مصرف کنندگان، شغل آینده داری نیست. یا حداقل در حال حاضر و با این وضع اقتصادی ایران شغل آینده داری محسوب نمی شود. بسیاری از برنامه نویسان ایرانی از شغل شان ناراضی هستند و بسیاری از مدیران شرکت های نرم افزاری منتظر زمان ورشکستگی خود هستند.

قبل از اینکه نظرات بقیه را بخوانم قصد جمع بندی این موضوع را نخواهم داشت. اگر دسته بندی دیگری به نظرتان می رسد یا پیشنهادی دارید، در قسمت نظرات عنوان کنید تا اثر بدهم.

به هر حال، میخواهم شما هم در این بحث شرکت کنید و بگویید الان در کدام دسته بندی بالا قرار می گیرید، یا می خواهید در آخر (آینده خودتان) متعلق به کدام دسته بندی باشید؟

ایده این نوشته از خواندن این مطلب Jeff Atwood به ذهنم رسید.

30 پاسخ به برنامه نویسی و آینده شما!

  1. مهدی عسگری آوریل 11, 2009 در 4:31 ب.ظ.

    نمی دونم چرا یاد Jeff Atwood افتادم !

  2. رضا.ب آوریل 11, 2009 در 5:06 ب.ظ.

    سلام ایمان خان گل.
    حقیقت را بی شیله پیله بازگو کردی.
    در مورد دسته بندی ای که کردی تقریبا در تمام رشته های حرفه ای این دسته بندی جواب میده.[به عنوان مثالی : طبقات مختلف جامعه. که سطح درآمد، فرهنگ، نوع تربیت و ... در شکلگیری آینده یک شخص تاثیر میگذاره و مشخص کننده طبقه ای هست که در آینده اتخاذ میکنه.]
    نمیدونم این پست را اگر یه برنامه نویس مبتدی(تازه کار) و بی اطلاع از شرایط واقعی کنونی بخونه، چه حالی میشه؟ شاید ممکنه برای همیشه از این کار بکشه بیرون! شاید هم اگر اطلاع از اطراف داشته باشه یه کمی سست بشه. و یا در بهترین حالت میره تحقیق میکنه در مورد این پست و بعد از کلی تحقیق میبینه که ای داد این فراسان راست میگفتا!…

    از این پستها اگر میتونی بیشتر بنویس. به دو دلیل: 1- مخاطبان علاقه مند به برنامه نویسی اما کم اطلاع هم حق ورود پیدا میکنند. 2- از انجاییکه برنامه نویسی هم حاشیه دارد و درضمن قابل بخث و مفید هم هستند.پس، این جور پستها میتواند موثر باشد.

  3. ایمان آوریل 11, 2009 در 5:17 ب.ظ.

    مهدی عسگری : بله، درست می فرمایید، ایده این پست از این مطلب Jeff Atwood گرفته شده. اما خب نه کاملاً، فقط ایده این نوشته از خواندن آن مطلب به ذهنم رسید تا در مورد برنامه نویسان ایرانی و وضعیتی کنونی ایران بنویسم. هر چند هدف من از این پست با هدف Jeff Atwood فرق داشته.

    رضا.ب : سلام، به نظرم بهتره هر کسی که قراره وارد این حرفه بشه اول با واقعیات روبرو بشه و بعد از اون تصمیمش رو بگیره. هدف من از این نوسته نه دلسرد کردن کسی است و نه زده کردن آدمی که قراره در آینده برنامه نویس بشه. هر چند که به نظرم کسی که در دسته آخر قرار میگیره میتونه همونقدر خودش رو موفق بدونه که فردی که در دسته اول قرار مییره خودش را موفق میدونه.

  4. مهدی عسگری آوریل 11, 2009 در 9:35 ب.ظ.

    خب حالا شد
    من فکر نمی کنم دسته بندی درست باشه (همونطور که با دسته بندی Jeff مشکل دارم. نویسندۀ خوبیه و اکثرا خوب می نویسه ولی همیشه باهاش موافق نیستم)
    (این حس رو القا می کنه که رده ای که در لیست بالاتره در واقعیت هم لزوما بهتره ، که خب اینطور نیست)
    این خیلی خوبه که مقاله هات صرفا فنی نیست و گاها در مورد مسائلی که من بهشون میگم peopleware (مسائل انسانی دنیای نرم افزار و بخش انسانی اون) صحبت می کنی.
    keep on your good job, man

  5. افشار محبی آوریل 12, 2009 در 3:30 ق.ظ.

    فکر می‌کنم چیزی به اسم «برنامه نویس» موفق در ایران وجود نداشته باشد. چون در اینجا موفقیت یعنی پول. و برای به دست آوردن پول باید کلی مسائل دیگر مثل بیمه، مالیات، مدیریت، بازاریابی و… را هم بلد باشید. و از آنجا که اینجا (ایران) مثل یک جنگل بزرگ بی قانون است باید خیلی گرگ باشید که از محصولتان دفاع کنید و خیلی روباه باشید که خودتان را وارد این بازار کثیف کنید. در هر دو حالت یعنی باید از برنامه نویسی حرفه‌ای دست بکشید.

    این یک واقعیت است که بعد از چند سال برنامه نویسی در ایران یا باید شغلتان را عوض کنید یاباید از ایران بروید. پس خواهش می‌کنم الکی به کسی امید ندهید.

  6. ناصر حاجلو :-: Nasser Hajloo آوریل 12, 2009 در 5:05 ق.ظ.

    با افشار کاملا موافقم که یا باید از ایران رفت و یا تغییر شغل داد. دیروز هم مطلب مشابهی نوشتم که قصد توصیف آن را ندارم. اما خود من بین انتخاب یکی از دو راه پیشنهادی افشار مردد هستم. از آنجا که خروج از کشور مسائل خاص خودش را دارد و احتیاج به زمانبندی دقیق و برنامه‌ریزی مشخص دارد. فعلا به فکر تغییر شغل و یا تغییر شرکت هستم.

    اما در مورد دسته‌بندی‌ها فکر کنم اگر دو دسته برنامه‌نویس‌های زیر رو هم اضافه می‌کردی بهتر بود.

    یک . برنامه‌نویس‌های مجرد!!!! به این دلیل که این افراد تا زمانی که مجرد هستند زیاد دل به کار نمی‌دهند و وقتی که متاهل می‌شوند تخصص کافی ندارند و در نتیجه مجبور هستند که به شرکت‌هایی که برنامه کدباز را به مردم می‌فروشند کوچ کنند.

    دو . برنامه‌نویس‌های آسوده خیال . این دسته از برنامه‌نویسان آنهایی هستند که به دلیل داشتن سرمایه کافی و نداشتن دغدغه مالی برای اینکه یک کار به اصطلاح با کلاس داشته باشند به مطالعه ۸۰ زبان مختلف برنامه نویسی می پردازند و سعی می کنند از آنها به ۲۰ زبان مختلف برنامه hello world بنویسند. بعد از آن اقدام به ایجاد یک شرکت می‌کنند و تعدادی دوست و رفیق ( عمدتا مشابه ) را استخدام می کنند و با استفاده از رانت پدر یک سری سفارش تولید برنامه می‌گیرند. و نهایتا برای اینکه مجبورند برنامه را تحویل دهند. آن را out source می کنند و در شرکت صرفا به مطالعه 120 زبان برنامه نویسی دیگر و یا بازی های تحت شبکه و facebook خودشان را سرگرم می کنند.

    در هر صورت خود من واقعا از محیط نرم افزاری ایران بیزار شدم و کمی احتیاج به پیدا کردن روش‌های اخلاقی تر برای کسب درآمد از دنیای برنامه نویسی هستم وگرنه یا باید رفت و یا تغییر شغل داد.

  7. ایمان آوریل 12, 2009 در 5:40 ق.ظ.

    @ مهدی عسگری : دسته بندی Jeff Atwood هدف دیگری را دنبال می کند، من هم سعی کردم این دسته بندی در مورد ایده آل های یک برنامه نویس ایرانی درست باشد. توجه داشته باشید که در این مطلب بحث بر سر کسانی که برنامه نویس بدی هستند و به درستی کار نمی کنند نیست، بلکه فقط کسانی است که می خواهند یا آروزو دارند در آینده در یکی از دسته بندی های فوق قرار گیرند. من هم در جواب دوست خوبم رضا اشاره کردم که لزوماً کسی که در دسته ی اول قرار می گیرد بهتر یا موفق تر از کسانی که در دسته بندی های دیگر قرار می گیرند نیست.

    @ افشار محبی : «برنامه نویس موفق» که در مطلب اشاره شده، لزوماً تمام ویژگی های مدیریت و بازاریابی خوب را ندارد. منظور من خود محوری این فرد به عنوان یک برنامه نویس در به ثمر رساندن یک شرکت و محصولات نرم افزاری موفق است. آقای محبی عزیز بنده در این مطلب فقط به ایده آل ها پرداختم، همانطور که در مطلب ذکر کردم، این دسته بندی برای کسی است که واقعاً برنامه نویسی می کند و می خواهد آینده خود را در یکی از دسته بندی های فوق ببیند. به هر حال هر کسی برای خودش ایده آلی دارد، و آروز دارد در آخر عمر حرفه ای خود آدم موفقی باشد، حالا در هر دسته بندی که قرار خواهد گرفت. در این مطلب سعی نکردم کسی را الکی امیدوار کنم، اتفاقاً هر تازه واردی این مطلب را بخواند بیشتر از این شغل نا امید خواهد شد تا امیدوار! چون واقعیت های در مورد برنامه نویسی در ایران را در این مطلب مطرح کردم.

    @ ناصر حاجلو :-: Nasser Hajloo : جناب آقای حاجلوی عزیز، به نظرم با رفتن از ایران یا عوض کردن شغل نمی توان این گونه مشکلات را حل نمود. اگر همه بخواهند مثل شما این شغل را رها کنند یا از ایران بروند، باید فاتحه ی نرم افزار در ایران را خواند. به نظرم باید با تدوین قوانین محکم اخلاقی توسط نهادهای دولتی و حمایت از برنامه نویسان به عنوان تولید کننده های تاثیر گذار در صنعت کشور این مشکلات را تا حدی برطرف کرد. من کاملاً صحبت های شما را درک می کنم که اکثر شرکت های نرم افزاری ایرانی، از برنامه نویسان توقع کار زیاد در عوض حقوق ناچیز دارند، و اکثر مدیران فقط به فکر سود خودشان هستند و از پرسنل خود سوء استفاده می کنند. این ها مشکلاتی است که واقعاً هست، در همه جا هم وجود دارد نه فقط چند شرکت به خصوص. باید تلاش کرد تا این وضع را تغییر دهیم، هیچکس به فکر ما نخواهد بود، خود برنامه نویسان باید به فکر خودشان باشند و از حقشان دفاع کنند. باید سعی کرد تا اجتماعی از برنامه نویسان را تشکیل بدهیم و حق و حقوق مان را به صورت یک قانون در بیاوریم.
    به نظرم دسته بندی هایی که نام بردی در مطلب ما جایی ندارد، چون فکر نمی کنم ایده آل کسی از شغل برنامه نویسی از دسته بندی هایی که نام بردی باشد.

  8. علی آوریل 12, 2009 در 3:21 ب.ظ.

    مقاله و نظرات جالب و خواندنی بودند
    ممنون

  9. میثم آوریل 14, 2009 در 6:18 ق.ظ.

    سلام
    من این وبلاگ رو از طریق فید میخونم ، به همین خاطر زیاد کامنت نمیزارم. ولی وقتی این دسته بندی رو دیدم یاد Coinghorror افتادم ، اومدم بگم :
    با اینکه مطلبت فرق داره و در اصطلاح بومیش کردی ولی باید در آخر به http://www.codinghorror.com/blog/archives/001250.html لینک میدادی.
    پ.ن : در ضمن من هم با این دسته بندی زیاد موافق نیستم!

  10. ایمان آوریل 14, 2009 در 4:16 ب.ظ.

    @ میثم :بله من هم در کامنت ها اشاره کردم به این موضوع، شما درست می فرمایید، من باید لینک میدادم، که الان این کار رو کردم. شما اگر با این دسته بندی موافق نیستید، می توانید دسته بندی های خودتان را پیشنهاد بدهید تا در مورد آن ها بحث کنیم.
    متشکرم

  11. حسن آوریل 14, 2009 در 9:50 ب.ظ.

    عرض شود که با تمامي صحبت‌ها موافقم. مخصوصا به نظرم آقاي ناصر حاجلو درست مي‌گن. البته من برنامه‌نويس نيستم و طراحي وب مي‌کنم ولي فقط از سر کنجکاوي خواستم بپرسم خواستيد تغيير شغل بديد چيکار مي‌کنيد؟ چون دارم به اين نتيجه مي‌رسم که طراحي و توسعه وب هم توي ايران به جايي نمي‌رسه و خواستم بدونم حالا اگه بخوايد تغيير شغل بديد چيکار مي‌کنيد.

    ممنون.

  12. nashenas آوریل 16, 2009 در 11:07 ق.ظ.

    سلام خدمت شما دوست گرامی و با تشکر از سایت بسیار مفیدتون
    یه درخواست داشتم ازتون اگه میشه به سایت من یه سر بزنید و برنامه های اونو ببینید (هم در خود سایت و هم در سایتهای ایرانی و هم خارجی) بعد بگید که من میتونم جز یکی از این دسته هایی که شما گفتید باشم یا نه .چون من معمولا عادت ندارم درباره ی خودم نظر بدم.
    مر30 از لطفتون اگه ایمیل کنید دیگه واقعا شرمندم کردید .

  13. Salar آوریل 16, 2009 در 6:54 ب.ظ.

    یک مورد که خیلی با برنامه نویسی در رابطه هست رشته مهندسی نرم افزار و یا به قول خودمون تحلیل گران هستند. ممکنه برا برخی ها به هر دلیلی که امکان ادامه شغل برنامه نویسی محیا نبود به این حیطه وارد بشن اگرچه نیاز به اطلاعات زیادی داری ولی درآمد خوبی هم داره. و البته نقطه ضعف اون هم کم لطفی به این حرفه و این اصل اساسی در ایران هست.

  14. نيما حقاني آوریل 17, 2009 در 1:39 ب.ظ.

    سلام دوستان
    حرف حرف حرف حرف .
    ما توي يك كشور جهان سوم هستيم پس حرف مردمشم به همون عقب افتادگي هستش مثل خود من .مثل يك قطار با سرعت كم پس مردمشم همون سرعتو دارن .
    شخصا با همتون مخالفم. تغيير شغل بديد يا بريد !!!!!!!! اونور برامون ري….ن ؟؟؟؟ دائي اينجانب تو آمريكا واسه 100 جا تاحالا كاركرده تو دانشگاه اوراكل درس خونده و 23 سال اونجانستو مثل سگ ازش كار مي كشن و ميگه واسه آي تي اونجا شغل ثابت ندارن اين حرفو تا حالا از 1000 نفر شنيدم نه فقط ايشون . اينقدر گرگ برنامه نويسي دارن كه 100 تامون جم شيم پهن طرف هم نمي شيم .(با رزومه بلند بالا)بريد اونجا رو آباد كنيد ؟ بزرگترين شركتهاي دنيا شركتهاي نرم افزاري هستند وقتي اسم مايكروسافت ،‌ اوراكل ،‌ اي مك ، Sap و غيره مياد غير كامپيوتري هاشم تنشون ميلرزه . توي همين كشور خراب شده فقط 10 نفر برنامه نويس پروژه اي مي شناسم كه مثله دائي من كه سگ بود (سگ كار مي كرد) كار مي كنن وضعشونم توپه . بيشتر از 15 تا شركت رقيب شركت خودم مي شناسم كه مديراشون برنامه نويسن و بمب زندگيشونو تكون نمي ده . بگذريم .
    من 2 تا دسته بندي تو دنيا (نه فقط برنامه نويسي) مي شناسم (2 دسته آدم):
    1- ايستا
    2- پويا

    اولي كه ول معطل كه معمولا وقت زيادي دارن و اين ور و اون ور زياد مي گردن و بازگو كننده خوبي براي لينكهاي
    http://www.codinghorror.com/blog/archives/001250.html
    هستند

    دومي كه مثله سگ كار مي كنن (هر جا كه باشند) و بعضي وقتها لازم باشه واسه مشتري و كارفرما شلوارشونو ….. ارن كه دمشون گرم .

    بد دهني منو ببخشيد همتونو دوست دارم
    زندگي رو اينقدر دسته بندي نكنيد . برنامه نويسي كه تا 40 سالگي نه سرمايه گذاري كرده باشه نه شركتي زده باشه نه محصولي داشته باشه نه پولي (همون دسته اولي) بهتره همون بهتر كه …..

    خوش باشيد .

  15. ایمان آوریل 17, 2009 در 2:14 ب.ظ.

    @ nashenas : دوست عزیر من سایت شما را مشاهده کردم اما بنده نمیتونم بر این اساس در مورد شما نظر بدم و بگم در کدام یک از دسته بندی های بالا قرار می گیرید! این دسته بندی هایی که من قرار دادم همگی جزو ایده آل ها حساب می شوند. شما چون جوان هستید می توانید از حالا هدف خود را قرارگیری در یکی از دسته بندی های بالا در آینده، تعیین کنید.

    @ Salar : درسته، اما منظور من در اینجا کسانی است که تا آخر برنامه نویس می مانند.

    @ نیما حقانی : دوست عزیز با یک نگاه در سایت های کاریابی کشورهای پیشرفته متوجه خواهید شد که شغل برنامه نویسی یکی از شغل های خوب و پردرآمد است.

  16. سید محمد رضا میرفخار آوریل 17, 2009 در 10:29 ب.ظ.

    !!!
    واقعا تو ایران از برناه نویسی هم میشه پول در آورد
    من بیشتر از دو ساله یه برنامهبرای موبایل (جاوا) نوشتم
    shahbarnameh.blogspot.com
    منم از این پولا میخوام به منم بدید
    اگر بشه برنامه نویس بشم دوست دارم اول مشکلات ملتو حل کنم
    از پولهایی که از کار نکردن بدست میاد (صدقه) متنفرم
    فکر میکم مهمترین چیز حذف واسطه هاست و فرهنگ سازی چرا ما باید به نرم افزاری که ازش استفاده میکنیم پول ندیم چون زورمون میرسه اما برای خیلی چیزها مثلا به مغازه دار ها کلی سود بدیم چون زورمون نمیرسه

  17. ناشناس آوریل 18, 2009 در 12:06 ب.ظ.

    من فکر میکنم که برای مشکل Copy Right حتما راه حل های زیادی هست
    که کسی نمیتونه حق شما رو بخوره منتها خودتون باید پیادش کنید
    یه راه حلی که من پیشنهاد میکنم اینه که Open Source کار کنید برنامه هاتونو Free به همه بدید و از پشتیبانی نرم افزار و آموزش نرم افزار و اینجو چیزا پولتونو بگیرید.
    این ملت کلا اینجورین وقتی به یارو میگی 1 میلیون یا 2 میلیون هزینه نرم افزار میشه
    طرف واقعا فشار شدیدی بهش وارد میشه!!!! ولی خورد خورد که بگیری راحت بهت پول میده
    مطمئن باشید آدمایی هستند در همین ایران ما که از این راه دارن پولهای قلمبه ای در می ارن
    فقط به خاطر سابقه شرکت و اسمشون من یک سال پیش برای یکیشون کار میکردم از برنامه ای که تیم نرم افزاری ما نوشت شرکت سود قابل توجه 100 میلیون تومانی رو در مدت 1 ماه به جیب زد و مطمئنم که همون نرم افزار هنوز داره به فروش میرسه و بازاریاب ها چرب زبون اون شرکت اون نرم افزار و نزدیک 10 میلیون تومان به هر مشتری میفروشند.
    ولی برنامه نویس های بدبخت این شرکت جز حقوق ناچیز ماهانه هیچ منفعتی نصیبشون نشد.
    اگه کار برای خودتون نباشه ول متلید تو این ایران حق شما رو درسته قوورت میدن از ما گفتن

  18. سروش آوریل 23, 2009 در 10:56 ق.ظ.

    من فکر کنم یه روزی یه برنامه نویس کارآمد بشم

  19. نويد آوریل 23, 2009 در 4:43 ب.ظ.

    به نظر من برنامه نويسي كه بيش از حداقل دو سال از شروع كارش بگذره و فقط تو اين سال ها تابع و كلاس و ماژول براي نرم افزار هاي ديگران نوشته باشه و از خودش پروژه ي واحدي نداشته باشه حقش همينه كه حقوق بخور نمير ديگران را هم بگيره …
    يادم مي آيد يه مطلب خوندم كه تو گوگل برنامه نويسها در هر 10 ساعت كاري آزادن كه 2 ساعتش رو تو شركت هر كار كه دوست دارن انجام بدن و نكته اينجاست كه خيلي از پرو‍‍ژه هاي موفق گوگل نظير جي ميل از همين 2 ساعت ها شكل گرفت .
    ما تو كشورمون كمبود شديد نيروي متخصص نرم افزار داريم ، خود ما تو شركت حدود 6 ماهه كه تو اكثر نيازمندي ها تبليغ استخدام برنامه نويس مي ديم اما تا حالا كسي كه حداقل اطلاعات متوسط داشته باشه پيدا نكرديم .
    در نهايت فكر مي كنم بايد اينطور طبقه بندي كرد :
    -آنها كه براي آينده سرمايه گذاري مي كنند:يعني آنهايي كه در هر ثانيه از وقت آزادشون به فكر نوشتن جيميل خودشونن
    -و آنان كه نمي كنند: يعني آنهايي كه هر ثانيه اي كه دارن كار مي كنند به فكر حقوق سر ماهشون و مقايسش با حقوق هاي Yahoo jobs مي گذره.

  20. نواب اوت 5, 2009 در 5:40 ب.ظ.

    خوب بود . خيلي ممنونم ازت.

  21. بازتاب: سخت بودن زبان برنامه نویسی، دلیل برتری نیست! « فراسان

  22. مهرسا اوت 18, 2009 در 10:05 ق.ظ.

    من يه سوال دارم چرا اينقدر برنامه نويس خانم كمه ؟ چرا بيشتر برنامه نويس ها مرد هستن؟ و چرا مردها برنامه نويس هاي بهتري هستن ؟ استعدادشون بيشتره ؟ يا انگيزشون ؟

    • ایمان اوت 18, 2009 در 1:49 ب.ظ.

      @ مهرسا : شاید خانم ها کمتر برنامه نویسی رو جدی میگیرن! به نظر میاد ضریب هوشی مردها در این مورد بیشتر از خانماست. به هر حال قبلاً به طور مفصل در اینجا در مورد برنامه نویسان مرد و زن و تفاوت هایشان بحث کرده ایم. لطفاً به اون مطلب مراجعه کنید. ممنونم

  23. a اکتبر 2, 2009 در 9:23 ق.ظ.

    به نظر من «برنامه نویسان کارآمد» همیشه در نهایت موفق نیستند. اگر قرار است آینده این برنامه نویسان در کنار خانواده و به خوبی سپری شود، آینده «برنامه نویسان مستقل» باید از آنها بهتر شود !

  24. علی نوامبر 23, 2009 در 11:06 ب.ظ.

    سلام
    به خدا دیگه گیج شدم! دارم دیوونه میشم!؟ یه عده میگن برنامه نویسی خوبه یه عده میگن نه!
    رشته ی من نرم افزاره.من میگم هر کی بتونه تو هر کاری زیاد تلاش کنه به نتیجه میرسه! من میخواستم ++C رو یاد بگیرم و واسه خودم غولی بشم ولی این حرفا یه کم منو دلسرد کرد.
    تو رو خدا منو راهنمایی کنید .مرسی

  25. بحري دسامبر 16, 2009 در 2:08 ب.ظ.

    سلام
    اصلا بحث قول و شاقل نيست
    من 18 سال سابقه كار برنامه نويسي دارم از كومودور 64 برنامه نوشتم تا حالا كه ميتونم با كيفيت ترين برنامه هاي اداري و شركتي را طراحي كنم
    ولي افسوس از اينكه بعد از 18 سال هيچ رئيسي رو تجربه نكردم كه بفهمه من چيكار كردم فقط اگر يك باگ توي برنامه ميديدند وا ويلا مي كردند و چوبمون به آب بود
    ديشب فيلمي را ميديدم به زبون اصلي از هواپيماي ايرباس كه علت سرنگون شدن يكي از اين هواپيماها اين بود كه خلبان فرزند خود را پشت رول نشونده بود و چود فرزندش ناشي بود كمي فرمان را به راست چرخانده بود در نرم افزار ناوبري اين هواپيما اين چرخاندن فرمان خلاف دستور العمل مسير ياب خود كار هواپيما باعث ميشود كه موقتا سيستم كنترل خودكار پرواز از كار بيفتد و اشكال نرم افزاري اين سيستم اين بود كه پيام به خلبان نمي داد توي اين نرم افزارها مهم و كاربردي هم اين خطا ها است ولي از ما مي خواهند كه قران نازل كنيم
    از جمله صدماتي كه در اين شغل به ما مي خورد
    1 – سيگاري شدن
    2 – افسردگي
    3 – تغيير روحيه و روان به صورت تهاجمي و زود از كوره در رفتن
    4 – درگيري فكري با الگوريتم ها به صورتي كه كم خوابي مي آورد
    5 – بجاي روزي 3 تا 4 ساعات استاندارد برنامه نويسي روز 12 تا 15 ساعت فيكس برنامه نويسي كردن آدم را خوشك مي كنه
    ولي متاسفم كه هيچ كس نيست به داد ما برسد
    لازم به ذكر هستم كه
    از جمله قابليت هاي اين افراد منظور افراد برنامه نويس
    1 – قدرت استدلال بالا
    2 – طراحي و برنامه ريزي براي پروژه هاي حتي غير برنامه نويسي
    3 – توانائي سازماندي كردن گروهي
    4 – صبر بالا منظور صبر خيلي بالا

  26. علی فوریه 27, 2010 در 5:27 ب.ظ.

    نمیدونم از چی، از کجا و چجوری بگم.
    خواهشا با تجربه ها ما رو راهنمایی کنن؟
    حتی اگر برنامه نویس خبره ای هم باشی تو ایران نمیشه کار کرد؟
    نمیدونم چی سوال کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اینقدر که تو سرم از ایناست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  27. بازتاب: نوروزتان پیروز، هر روزتان نوروز « فراسان

  28. حسن اوت 5, 2010 در 8:48 ق.ظ.

    من مطالب رو خوندم راستش من دنبال جواب این سوالم بودم که برنامه نویسی بهتره یا شبکه؟، که به سایت شما رسیدم. با این اوصاف برم سراغ شبکه بهتره!!!!! حالا نظر شما چیه؟

  29. محسن سپتامبر 5, 2010 در 12:18 ب.ظ.

    نتیجه:تو همه جای دنیا،توی هر کشوری آدم های موفق هستند ،وآدم های ناموفق هم هستند،وقتی که نگاه می کنیم به زندگی اکثر آدم های سرشناسی که در طول تاریخ بوجود آمده اندو همین الان هم داریم،به یک چیز پی می بریم که اون هااز هیچ چیز به همه چیز رسیده اند و دارای اخلاق و روحیات خاصی هم هستند که خودشان با تمرین بدست آورده اند.
    ما در همین ایران برنامه نویسانی داریم که سطح درآمد عالی دارند و از کار خود هم راضی هستند،تنها کاری که باید برای موفقیتمون انجام بدیم این که ازاون ها(از همین آدم های موفق) سوال کنیم که چی کار کردند به اینجا رسیده اند ،ما هم همون کار رو کنیم،اینکه سرمون رو بکنیم داخل لاک خودمون و با تجربه های اندک خودمون تنها بمونیم به جایی نمیرسیم.بهتر ه این ناامیدی ها رو بگذاریم کنارو بچسبیم به کار.می دونید چرا الان خودمون رو که مقایسه می کنیم با کشور های صنعتی احساس می کنیم خیلی عقب هستیم،چون یه زمانی پدر و مادر های ما کوته فکر بوده اندو ناامید.الان هم اگر ما بخوایم راه پدرو مادرامون رو ادامه بدیم ،20 سال دیگه بچه ات وایمیسه روبروت میگه تو چیکار کردی برای پیشرفت این ممکلت.این رو باید درک کنیم که انسان هایی که بزرگ شدند،باسختی بسیار زیادی دست وپنجه نرم کرده اندو مقابله کردند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 36 مشترک دیگر بپیوندید