این سئوالی است که هر چند وقت یکبار ممکن است دیگران از شما بپرسند. شاید شکلش فرق کند اما منظورشان همین است. حتی ممکن است بعضی وقت ها این سئوال را از خودتان بپرسید که آیا واقعاً از موقعیت خود به عنوان یک برنامه نویس راضی هستید!؟ تعداد جواب ها به این سئوال به تعداد برنامه نویس هاست. شاید نظرها به هم نزدیک باشند اما هرکس از دریچه دید خودش و با توجه به شرایط کاری خودش پاسخ این سئوال را می دهد. پاسخ به این سئوال از این جهت مفید است که دیگران درک بهتری از این تخصص پیدا می کنند و با مزایای و معایب آن آشنا می شوند.
در این مطلب از سه برنامه نویس باتجربه و وبلاگ نویس خواهش کردم که جواب سئوال فوق را بدهند. اینکه از نظر مالی، روحی و جسمی از این شغل راضی هستند یا خیر، استرس های مربوط به کار یک برنامه نویس، تغییر شغل از برنامه نویسی و تفاوت برنامه نویسی با شغل های دیگر موضوعات مرتبط با این سئوال بوده اند. دوستان لطف کردند و پاسخ های خودشان را برای من فرستاند تا به عنوان یک پست در این وبلاگ قرار بگیرد. هدف از این کار، آشنایی تازه کاران با مشکلات و مزایای برنامه نویسی و آسیب شناسی های مربوط به این حرفه است.
ترتیب مطالب بر اساس تاریخ فرستادن جواب های دوستان است.
وحید نصیری نویسنده وبلاگ x.NET Tips
از پويايي و خلاقيت موجود در دنياي IT لذت ميبرم و به همين دليل در اين رشته مشغول به فعاليت شدهام. پاسخ دادن به تعدادي از سؤالات شما جنبه سياسي پيدا ميكنند. تا قبل از دولت فعلي وضع بهتر بود و پروژه بيشتر بود. الان وضع خيلي نسبت به قبل تفاوت كرده و پروژه كمتر شده (خيلي كمتر). به همين دليل روي اين صنف هم مسلما اين مسايل بدون تاثير نبوده.از موقعيت خودم به عنوان برنامه نويس راضي هستم. از نظر مالي تا حدودي راضي هستم و عرض كردم كه دولت فعلي كار ما را تحت تاثير شديد قرار داده است.
استرس عمده كاري من تحويل دادن درخواستهاي جديد در اسرع وقت است (زمانيكه درخواست ميدهند يعني تا يكي دو ساعت ديگر بايد كار آماده باشد!) و همچنين اعمال تغييرات جديد به سيستمي مفصل كه شامل بازنويسي قسمتهاي عمده آن ميشود. در اين حالت واقعا جمع كردن يك سيستم بزرگ هنرمندي خاصي را لازم خواهد داشت (و پر استرس). بعلاوه اين مساله سبب شده كه ساعت كاري خاصي براي من وجود نداشته باشد و تعطيل و غير تعطيل و ساعت 11 شب و امسال آن هم جزئي از زندگي كاري من شده است.
تفاوت مهم اين شغل با شغلهاي ديگر پويايي آن است. تا چند سال قبل مثلا asp كلاسيك وجود داشت، اما الان ASP.Net مطرح شده و جاي آنرا گرفته. تا مدتي بعد هم ASP.Net MVC آنرا حل و جذب خواهد كرد و web forms asp.net حالت از مد افتاده asp كلاسيك را پيدا ميكند. تمام اينها مستلزم سعي و كوشش و مطالعه بسيار زياد است و گرنه خيلي زود بازنشسته خواهيد شد.
مشكل مهمي هم كه اين پويايي براي ما در داخل ايران به همراه داشته، نبود منابع آموزشي به روز است. الان چندتا كتاب فارسي در مورد ASP.net MVC داريم؟ در مورد WPF چطور؟ در مورد تازههاي SQL Server 2008 چي؟ در مورد entity framework كتابي در بازار كتابهاي فارسي هست؟ و …. تمام اينها سبب ميشود كه به روز كردن دانش اين صنف در ايران به شدت با كندي مواجه باشد.
و در پايان بايد عرض كنم كه بودن در اين رشته سن و سال خاصي را طلب نميكند و تفاوت كار يك برنامه نويس با بالاي 10 سال سابقه رو خيلي خوب ميشود از مقايسه كدهاي او با كدهاي خام يك تازه كار درك كرد. همين فرد با سابقه پس از مدتي به اندازه كافي ابزار براي سرعت بخشيدن به كارش اختراع كرده كه بتواند با جواني با حوصلهتر به سادگي و حتي در زمان كمتري رقابت كند و كار بهتري را نيز ارائه بدهد.
سالار خلیل زاده نویسنده وبلاگ نوشته های یک برنامه نویس
براي بررسي راضي بودن از شغل برنامه نويسي تو ايران بايد يه مورد مهم رو در نظر بگيريم. اول موضوع مربوط به موقعيت برنامه نويس تو شهرش هست. اگر فرض ما شهرستان باشه در اين صورت قضيه با زماني که فرد تو تهران باشه خيلي فرق مي کنه.
چون خودم من هم تو شهرستان هستم سعي مي کنم با اين فرض ها و سرانجام وضعيت خودم جواب بدم.
از اينکه برنامه نويس هستيد راضي هستين يا نه؟
البته که راضي هستم. برنامه نويسي رو هم کنار نخواهم گذاشت اما شايد در آينده به عنوان کار اوقات فراغت انجامش بدم.
يکي از علت هايي که اکثر برنامه نويس ها دارن که باعث شده اين حرفه رو ادامه بدن لذتي هست که پس از توليد چيزي که خودتون درست کردين و مانند يه موجود جون داره. دليل بعدي عمق زياد مبحث برنامه نويسي هست که هرچه عموق تر بري باز هم چيزي هست که بخواي دنبالش بري.
موقعيت خودتون رو به عنوان يک برنامه نويس چطور ميدونيد؟
متاسفانه اين حرفه به جز در شهرهاي بزرگي چون تهران در جاهاي ديگر به عنوان يک حرف واقعي تلقي نميشه. اين هم بر ميگيرده بيشتر به تفکر و اقبال عمومي مردم از اين رشته. البته نکته مهم در اينجا وجود دخالت ها و حمايتهاي دولتي هست که باعث اين نوع اقبال عمومي شده.
اقبال عمومي اين حرفه به اين زودي ها اصلاح نخواهد شد، چراکه دولت و قضيه حمايت از بخش خصوصي و چند مورد ديگر به زودي اصلاح پذير نيستند.
از نظر مالي راضي هستيد؟
پاسخ به اين سوال به يک جواب يک سوال ساده بستگي دارد! آيا به رشوه اعتقادي داريد؟ اگر پاسخ مثبت هست پس در اين صورت هم شما و هم شرکت شما نبايد مشکلات زيادي داشته باشيد و کارهايتان به غير از مرحله توليد که به برنامه نويسي بستگي دارد به خوبي پيش خواهد رفت.
اگر پاسخ به رشوه منفي هست چند حالت در پيش رو داريد. يا اينکه در شرکتي هستيد که به شما حقوق ماهانه پرداخت مي کند. در اين صورت مسلما حقوق دريافت مناسب نخواهد بود. مگر شرايط خاص.
و يا اينکه به عنوان برنامه نويس آزاد مشغول به فعاليت پروژه اي و نيمه وقت هستيد که در اين صورت هم به غير از مرحله کد نويسي با مشکلات عديده اي روبرو خواهيد بود.
در مورد خود من، چون مسئله مالي زياد براي من مهم نبوده سعي کردم با چند جاي مختلف کار کنم و زياد بر روي مسئله مالي تمرکز نداشته باشم. ولي همين هم بلاي جان خودم شده و باعث به وجود آمدن بدهي هاي کلان به من شده!
خوب نتيجه با شما!
از نظر روحي و جسمي؟
از نظر روحي بسيار شکسته شده ام و قصد خروج از ايران رو دارم. و براي همين مورد برنامه ريزي طولاني مدت کردم که پس از رفع مشکل سربازي اقدام کنم. عارضه جسمي حاصل هم کمر درد هست که علتش رو کوتاهي خودم مي دونم و بايد به يه باشگاهي برم حتما.
از نظر استرس هايي که يک برنامه نويس بايد تحمل کنه، توضيح بدين شما چه استرس هاي دارين و آيا برنامه اي براي کنار آمدن با اين استرس ها دارين يا خير؟
کلا: برنامه نويس به غير از رفع باگ نبايد هيچ گونه استرس ديگه اي داشته باشه. البته اگه اين مورد استرس بناميم. چون شخصا از رفع باگ لذت مي برم و باعث ميشه از اشتباها درس هاي زيادي رو بگيرم.
ايران و موقعيت خودم: اگر استخدامي هستيد که استرس نبود پول و جيب خالي و فکر خروج از شرکت هميشه با شما خواهد بود.
اگر آزاد کار مي کنيد، استرس و سر درد سروکله زدن با مشتري هاي دم دمي مزاج و چونه زدن بر سر قيمت و زمان پروژه دمار از روزگارتان مي برد!
اگر هم پروژه اي کار مي کنيد تعهد هاي کمر شکن قلب شما رو هدف قرار داده!
فرق شما با آدم هاي ديگه (شغل هاي ديگه) چيه و چه مشکلاتي داريد. بگين که تا چه موقع ميتونيد برنامه نويس بمونيد، آيا قصد تغيير شغل در آينده را داريد يا نه مي خواهيد در آينده هم در فيلد برنامه نويسي کار کنيد؟
در مورد فرق ترجيح مي دم که جواب ندم چون فرق خيلي زياده.
در عموميت فکر مي کنم يک نفر مي تونه براي هميشه برنامه نويس بمونه و از اون لذت بببره. اما اين مورد من زيادي خواه رو راضي نمکنه و هميشه به بيشتر از اينها فکر کردم. مثلا هدايت يک تيم نرم افزاري و هدايت شرکت و غيره. البته اين رو هم بگم که هدايت چند تيم نرم افزاري رو هم بر عهده داشتم ولي به دلايلي نشد که همکاري در رو اونجا ادامه بدم. در کل در آينده کار من شايد خود برنامه نويسي نباشد ولي در زمنيه برنامه نويسي خواهد بود.
افشار محبی نویسنده وبلاگ AfsharM
مقدمتاً بگویم که ترجیح میدهم به جای عبارت «برنامهنویس» از عبارت «توسعه دهنده» یا «توسعه دهنده نرمافزار» استفاده کنم.
جواب خلاصه من به این سوال، «بله» است. چون نزدیک به ۲۰ سال است که برنامه نویسی عشق و علاقه شماره یک من بوده و بعید است که به این زودیها بتوانم از آن چشم پوشی کنم خصوصاً حالا که چندین سال است که برنامهنویسی تنها منبع درآمدم نیز بوده است.
این شغل از لحاظ مالی ممکن است به پای خیلی از موقعیتهای آنچنانی دولتی یا موقعیتهایی که مهندسین عمران و پزشکان متخصص دارند نرسد ولی از خیلی شغلهای دیگر نیز بهتر است و به نظرم بتوان از نظر مالی آن در حالت عادی یک شغل متوسط به بالا دانست. البته دقت کنید حساب کسانی که از راههای دیگری مثل سرمایهگذاری و رانتهای دولتی به پول میرسند و یا آنهایی که تحصیلات دانشگاهی نداشته و یک شغل خیلی معمولی دارند جداست. در اینجا مقایسه فقط بین کسانی است که صرفاً با تکیه بر یک مدرک دانشگاهی زیر دکترا و توانمندیهای خودش کسب درآمد میکند. به این نکته باید دقت شود که برنامه نویسی به خاطر ماهیت آن این استعداد را دارد که چه در ایران حال حاضر و چه در ممالک صنعتی، فوقالعاده تخصصی شده و درآمدهای خیلی بالایی را تولید کند. کما این که نمونهاش در داخل و خارج کشور بسیار یافت میشود. از دیگر سو این شغل این استعداد را هم دارد که افراد را خیلی زود بیانگیزه کرده و ترسانده و در نتیجه موجب پیدایش درآمدهای خیلی پایین گردد.
با شناختی که همه ما از مشاغل موجود در ایران داریم، میدانیم که تقریباً در هیچ شغلی سلامت جسمی و روحی افراد رعایت نمیشود پس نباید از این لحاظ خیلی به شغل برنامهنویسی (توسعه نرم افزار) خرده گرفت.
اما امان از استرسهای یک برنامه نویس. اگر استرسهای امنیت شغلی را فعلاً مستثنی بدانیم برنامه نویسی جز شغلهای پر استرس محسوب میشود زیرا هر لحظه ممکن است برنامهای که نوشتهاید و حتی مدتی هم کار کرده، یک دفعه از کار افتاده و موبایلتان شروع به زنگ خوردن کند. خیلی وقتها هم واقعاً نمیدانید راه حل فلان مسئله چیست و جناب رییس هم پشت سر شما در حال لحظه شماری برای رفع مشکل است. در برنامه نویسی تقریبا بیشتر از هر شغل دیگری باید به روز باشید، بسیاری از کارفرمایان شناخت خیلی خیلی ناقصی از کار برنامه نویسی دارند و در نتیجه توقعات عجیب و غریبی خصوصا در مورد زمانبندی و هزینهبندی پروژهها دارند.
در مورد امنیت شغلی به شخصه معتقدم از لحاظ امنیت شغلی بر خلاف تصور عمومی وضع برنامه نویسها خیلی بد نیست و از متوسط دیگر شغلها بهتر است. به عنوان نشانه میتوانید برنامهنویسی را با شغل افرادی مثل کارمندان و کارگران معمولی بخش خصوصی، بسیاری از خرده فروشان اصناف مختلف، پزشکان عمومی و… مقایسه کرد.
فرق برنامهنویسها با آدمهای دیگر چیست؟ هیچی! فقط چون کار ما برنامهنویسها کار جدیدی است کمی ترسیدهایم و الا هیچ فرق آنچنانی نداریم. بنده به شخصه فکر میکنم اقلاً تا ۵ سال آینده بتوانم برنامهنویس باقی بمانم مگر آن که شرایط سیاسی-اقتصادی مملکت خیلی به هم بریزد. در مورد سالهای بعد از این ۵ سال امیدوارم (و تلاش میکنم) آنقدر در یک حیطه خاص برنامهنویسی تسلط پیدا کنم که اگر مجبور شدم راه فرنگستان را در پیش گیرم بتوانم گلیمم را از آب بکشم و اگر در ایران ماندم و تعداد شرکتهای نرمافزاری از این هم کمتر شد بتوانم جایی برای خودم دست و پا کنم.
به عنوان نتیجه همان طور که در ابتدا ذکر کردم از زندگی حرفهای خودم به عنوان یک برنامهنویس (توسعه دهنده نرمافزار) با همه فراز و نشیبهایش راضی هستم و امیدوارم بتوانم کارم را با موفقیت ادامه دهم.
در پایان به همه کسانی که قصد دارند وارد شغل هیجان انگیز برنامهنویسی (توسعه نرمافزار) شوند یا آن را ادامه دهند توصیه میکنم خودشان را همیشه به روز نگه دارند، یادگیری مداوم زبان انگلیسی را فراموش نکنند و همیشه گوشه چشمی به آن سوی مرزها داشته باشند چون ممکن است هر کدام از ماها یک روز مجبور شویم وطن را به صندوقچه خاطرههایمان بسپاریم.
نتیجه گیری از این مطلب با شما. یک خواهش از دوستانی که این وبلاگ را از طریق گوگل ریدر یا فیدخوان های دیگر دنبال می کنند دارم، لطفاً اگر برنامه نویس هستید جواب این سئوال را در قسمت نظرات این مطلب ارسال کنید. استثناً در مورد این مطلب نظر بدهید! جواب هر کدام از شما می تواند بر ارزش این مطلب بیفزاید. جمع بندی و نتیجه گیری را بهتر است شما خوانندگان انجام بدهید و در قسمت نظرات بیان کنید.
در آخر از دوستانی که من را در تهیه این مطلب کمک کردند تشکر میکنم. زحمت اصلی نوشتن این مطلب بر عهده آن ها بود.
به روز رسانی
چند نکته مهم در مورد این مطلب باید خدمت خوانندگان عرض کنم، متاسفانه بحث در قسمت نظرات به بیراهه کشیده شد. لطفاً به موارد زیر توجه کنید :
- کامنت هایی که شامل توهین به یکی از نویسنده های مطلب و یا هر شخص سوم دیگری باشد بدون اخطار قبلی حذف می شوند.
- موضوع این مطلب کاملاً روشن است، البته اگر مطلب را کامل بخوانید، پس کامنت های بی ربط به موضوع بدون اخطار قبلی حذف می شوند.
- لطفاً اگر با شخصی مشکل دارید، سعی نکنید در اینجا با او تصویه حساب کنید!
- قبل از کامنت گذاشتن، ابتدا مطلب را به صورت کامل بخوانید!
من واقعاً از خوانندگان محترم این وبلاگ پوزش میخواهم. متاسفانه مطلبی که قرار بود برای همه مفید واقع شود، باعث دلخوری و شرمندگی شد.
از این پس نظرات ابتدا بررسی می شوند و سپس نشان داده خواهند شد.
* قسمتی از مطلب آقای سالار خلیل زاده که باعث بوجود آمدن بحث های غیر مربتط توسط بعضی از افراد شده بود با درخواست خود ایشون حذف شد.
بهاشتراکگذاری این مطلب :
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.
با سلام خدمت شما
سایت ما در زمینه جدیدترین تکنولوژی ها و امکانات روز فعالیت می کند. ضمن دعوت از شما برای بازدید از سایت ، در صورت صلاح دید از سایت علمی ما حمایت کنید.(البته دو طرفه )
با تشکر مدیر سایت تونیو
2new.ir
ایده خوبی بود. چون خیلی وقتا این سوال رو از خودم می پرسم. من توی این کار مثل دوستان عزیزی که در این پست نظراتشون رو گذاشتید ( مخصوصا اقای نصیری که به پاشون هم نمی رسیم)زیاد حرفه ای نیستم اما همیشه یک جواب براش داشتم. عاشق این کارم (برنامه نویسی) با تمام مشکلاتش. اما اگه بخوام یه روزی هم کار دیگه ای رو شروع کنم حتما کنارش برنامه نویسی رو هم کنارش خواهم داشت حداقل برای علاقه شخصی ام.:)
موفق باشید.
@ Alex : ممنونم، من فقط میخواستم جواب بقیه رو در مورد تیتر سئوالی این پست بدونم. مرسی که جواب دادین حداقل!
یک سوال که بعد از خواندن این نظرات برای من مطرح شده است اینست که تمام این اساتید که از رفتن از ایران صحبت می کنند آیا واقعا فکر می کنند که با این سطح معلومات و تخصص خود جایی در یک کشور خارجی دارند؟ متاسفانه این روزها تب رفتن از ایران بسیار داغ شده است و هر کسی از رفتن صحبت می کند و همه هم ادای امریکایی ها و زندگی غربی را در می آوردن و همه هم انگلیسی زبان شده اند ولی به جز تعداد معدودی از استعدادها سایرین واقعا حرفی برای گفتن ندارند.
واقعا باید فکر کنیم که آیا مشکلات کشور ما فقط مربوط به دولت ماست یا بعضی مردم ما هم تقصیرات زیادی دارند؟
آیا واقعا فکر نمی کنید که حقوق اکثریت برنامه نویسان با میزان دانش و تخصص آنها تناسب کامل دارد؟
——————————————
قسمت هایی از این نظر به علت بی ربط بودن به موضوع حذف شد
من تاجایی که می دونم این سه نفر از لحاظ کاری برای من یه الگو بوده اند و فکر نمی کنم که به دانش و تخصصشون شکی وجود داشته باشه. اما شما رو نمی دونم.
@ مهدی : تمام این بحث های بی فایده از این کامنت شما شروع شد. لطفاً رعایت ادب و احترام را در نظرات خود لحاظ کنید. این اولین باری بود که کامنت کسی رو در این وبلاگ سانسور میکردم. به هیچ وجه برای من قابل قبول نیست که به نویسنده های مهمان این وبلاگ (تاکید میکنم) یا هر شخص سوم دیگری که در اینجا نیست، توهین کنید یا جمله ای بنویسید که معنی مناسبی نداشته باشد.
من از این دوستان خواهش کردم نظرشون رو در مورد این سئوال بگن، اونا هم لطف کردن و پاسخ خودشون رو فرستادن. حالا دیگه وظیفه ای ندارن به سئوالات شما هم جواب بدن یا آمار و اطلاعات و رزومه خودشون رو به شما ارائه کنن.
لطفاً حد خودتون رو بدونین.
هر قسمتی از کامنت هر کسی که بی ربط به موضوع و شامل توهین به کسی مخصوصاً به نویسندگان مهمان این مطلب شده باشه، بدون اخطار حذف میشه. شما هم شامل این قانون میشی.
امیدوارم دیگه تکرار نشه
@مهدی
اگر کسی حرف رفتن به خارج رو میزنه، دلیلی نداره که منظورش رفتن به سوی شرکت های طراز اول که تو نظر شما هست، باشه.
برنامه نویس های معمولی ما اگر همین کاری که اینجا میکنن، در اروپا یا آمریکا یا حتی هند، انجام بدهند، درآمدی چند برابر خواهند داشت و البته با آرامش فکری بیشتر و امکانات بیشتر.
در ضمن قابلیت افراد رو نمیشه با جستجوی گوگل به دست آورد و همچنین ارتباط با غیر ایرانی ها و انگلیسی نوشتن در توییتر به مفهوم شومن بودن نیست.
این یک توهم بی پایه و اساس در بین عده زیادی از مردم ما است که فکر می کنند با این سطح کار کردن و تخصص و سواد می توانند در کشورهای دیگر درآمد چندین برابر داشته باشند. این همه افراد با چنین تفکراتی جلو رفتند و هیچ کدام را برای گرفتن عکس هم به مرز این کشورها راه ندادند! این حرفها حرفهای عوام است و مردم کوچه و بازار. اگر این طور بود الان بیشتر جمعیت دنیا در اروپا و امریکا زندگی می کردند چون افرادی با این سطح در همه کشورها خیلی پیدا می شوند. به علاوه هیچ کشوری به دنبال برنامه نویسهای معمولی در این سطح نیست. وقتی امریکا برنامه نویسان معمولی با سطح دانش به مراتب بیشتری دارد چرا باید برنامه نویس معمولی ایرانی که انگلیسی درست هم بلد نیست را به کار بگیرد؟ چون شما علی الظاهر فقط در سطح همان مردم کوچه و بازار از قوانین کشورهای مدرن اطلاع دارید خدمت شما عرض کنم که در تمامی این کشورها شرکت به کار گیرنده شما باید با ارائه مدارک لازم از سابقه و تخصص و تحصیلات شما دولت خود را قانع کند که چنین نیروی کاری در کشور خود موجود نبوده است که شما را به کار بگیرد و حتی اگر این کار را بکند مطمئنا شما با حقوق و مزایای پایینتری نسبت به آنچه دیگران خواهند داشت کار خواهید کرد ****
——————————————
قسمت هایی از این نظر به علت بی ربط بودن به موضوع حذف شد
سلام
من هم با نظر مهدی موافقم
من یه سوالی دارم و اینکه چجوری مایکروسافت و گوگل و یاهو و … بوجود اومدن ؟؟؟ خوب چیزی که مشخصه اینه که یک سری افراد ایده هایی داشتن و عملیش کردن
****.
اگه ادعاشون خیلی بالاتره که میتونن یک تیم بزرگ رو برای پروژه های بزرگ هدایت کنن و تولید نرم افزار کنن خوب تو همین ایران که راحت تر میشه کاری کرد. شما فرض کن می خوای بری آمریکا یک شرکت نرم افزاری ایجاد کنی. خوب چیزی که مشخصه اینه که باید با غولهای بزرگی مثل مایکروسافت و گوگل و … رقابت کنی که خیلی کار دشواری هست و می بینیم که از ایران هم کسایی که رفتن جز اینکه کارمند این شرکت ها بشن چی کار کردن ؟(که ماشاالله همه دوست دارن برن)
یه چیز دیگه ای که هست اینه که کار در محیط اینترنت و اپن سورس هیچ سرمایه ای جز علم نمی خواد ولی شما چند پروژه اپن سورس بین المللی رو نام ببر که ایرانی ها آغاز کرده باشن یا چند سایت نام ببر که ایرانی ها کار کرده باشن و در حد فیس بوک باشه
تازه می بینیم که تو پروژه های اپن سورس هم که شرکت میکنن جز اینکه میان کار ترجمه انجام میدن کار دیگه ای نمی کنن. چند وقت پیش اومدم که اوبونتو رو دانلود کنم دیدم که میگه باید یک کشور رو انتخاب کنی که کشور ما جزئش نبود ****\
همیشه تو آرزوی این بودم که یه تیم درست و حسابی ایرانی تشکیل بشه و تو برنامه نویسی حرفی واسه گفتن داشته باشه. ولی جز اینکه هر کی واسه خودش حرفی میزنه و از دولت و کسایه دیگه ایراد می گیره و تهش میگه میخوام برم چیزی نمی بینیم
البته من هنوز اول راه هستم و چیزایی رو که تا حالا دیدم گفتم هر چند که نرم افزارهای اوپن سورسی رو می بینیم که کار بچه های ایران باشه. در ضمن اگه حرفام نصفه و نیمه بود ببخشید. فکر کنم بعضی جاها نتونستم منظورم رو کامل برسونم
به امید آینده
——————————————
قسمت هایی از این نظر به علت بی ربط بودن به موضوع حذف شد
سلام.
شرکت Geeks توی لندن برنامه نویس هاش رو از ایران استخدام میکنه. توسط یه پلان بورس فوق لیسانس + تعهد کاری. اگر شما برنامه نویس با تجربه asp.net هستید و مایلید میتونین با من تماس بگیرین.
سلام.
لطفا شرایط استخدام رو بیشتر توضیح بدید.حتما داشتن مدرک مرتبط با کامپیوتر لازمه یا اینکه از رشته دیگه ای و داشتن توانایی در برنامه نویسی کافیه؟
@مهدی
با مغلطه و زير سؤال بردن اشخاص اصل قضيه عوض نميشود. مشكل كمبود پروژه؛ مشكل عدم توزيع صحيح ثروت در كشور و خيلي از مسايل ديگر. مشكل رانت. مشكل نتوانستن گرفتن خيلي از پروژهها و مناقصههاي از پيش تعيين شده …
قبل از هر چیز از ایمان تشکر می کنم. انتظار نداشتم که نظرم در کنار بزرگوارانی چون جناب نصیری و محبی قرار بگیرد. من هنوز باید تلاش زیادی بکنم تا به حد دانش ایشان برسم.
فکر نمی کنم اینجا محل مناسبی برای این صحبت ها باشه، ولی لازم شد حتما مطلبی در مورد شبهاتی که به وجود اومده بنویسم.
به دلایلی هیچ وقت نخواستم که هیچ اطلاعاتی در مورد خودم و فعالیتم در اینترنت منتشر کنم و یا توسط کسی پخش بشه. به علت اینکه یکی از پروژه های که کار می کنم می تونه شدیدا سیاسی باشه (حداقل من اینطور تصور می کنم).
این وبلاگ هم اولین وبلاگی هست که با نام خودم می نویسم (مدتها قبل هم وبلاگ داشتم). سعی کردم که بیشتر با نام اختصاری فعالیت کنم که می تونید SalarSoft رو جستجو کنید. (پروژه مذکور که open source هم هست رو خواهید یافت).
به سایت خودم هم قدم رنجه می کنید تشریف بیارین. http://www.softprojects.org
اما در مورد رفتن و مهاجرت، این تصمیمی نیست که عجولانه باشه. از مدتها پیش من پیگیر این موضوع بودم، مکاتباتی رو با چند شرکت انجام دادم و شرایتشون رو مطالعه کردم، همه شرایط رو در نظر گرفتم، هزینه و ارزش این همه ریسک بعلاوه کمر درد (بدونید که به بدون اغراق به علت 16 ساعت کار روزانه و شبانه است) و …
اما چرا رفتن؟ مگه اینجا فرصت رشد نیست؟ من می گم نیست! به طور خاص در شهرستان خودمون که اصلا حرفش رو هم نزن، تو شرکتی که با چند تن از دوستان تاسیس کردیم با وجود این همه روابطی که مجبوری در مراکز دواتی پیدا کنی هنوز جیب سر برج خالیه.
به طور عام، صحبت من مسئله مادی نیست. اینکه چقدر جای پیشرفت هست. به جز معدود شرکت های تهرانی و چند شهر بزرگ در بقیه نرم افزار چیزی جز insert,update و delete نیست! این یعنی فاجعه.
در شرکتی که قبلا کار می کردم و فعلا هم یه طورایی هنوز کار می کنم، به مدت دو سال مشغول استخدام برنامه نویس بودیم و من هم از برنامه نویس ها مصاحبه می کردم. در این مدت 3 نفر تونستیم جذب کنیم (دوستان فعلی مذکور) که اون هم به علت انحلال شرکتی بود که در آن کار می کردند.
در اون مدت افراد زیادی رو دیدم که ابتدا با ادعای فراوان وارد می شدند اما تو چند سوال ساده می موندند. پیشرفت در این رشته به تنهایی حاصل نمیشه مگر با یک تیم خوب و قوی. اما کو تیم؟ کدام قدرت؟ نمی خوام ارزش بقیه رو زیر سوال ببرم ولی به عنوان یک واقعیت تلخ متاسفانه اطلاعات برنامه نویسان ما بسیار پایین است.
کسانی قرار است سایت طراحی کنند و javascript بلند نیستند! عجب تیمی خواهد بود!
این وضعیت در تهران خیلی بهتر است، اما متاسفانه ایران در تهران خلاصه شده. این یعنی از بین رفتن بسیاری از استعدادها. این یعنی نبود کار تیمی و انفرادی کار کردن که شاهد اون هستیم.
تعدادی مورد هست که می تونستم بنویسم ولی مطلب داره طولانی میشه و تعداد مورد هست که نمی تونم بنویسم.
از دوستان خواهش می کنم که بدون تعصب مسئله رو نگاه کنند. و اینکه آیا چقدر طول خواهد کشید که مشکل ما حل بشه!؟
در پایان تصور من این بود که برادر ایمان مطالب افراد بیشتری رو خواهند گذاشت. در هر صورت دوباره از ایشون تشکر می کنم.
@ Salar : من نمیدونم چطوری ازت معذرت خواهی کنم سالار جان. من به علت مشکلی که برام پیش آمده بود به اینترنت دسترسی نداشتم و این مشکلات و این بحث های بیخود در این وبلاگ پیش اومد.
ممنونم که کامنتی در تکمیل مطلبت نوشتی.
افراد دیگه هم قرار بود مطلب بفرستن اما به دلایلی نشد.
بازم معذرت میخوام
جوابی برای شما ندارم آقای «دوست» چون شما جوابی بر مبنای منطق برای من ننوشتید. بله اگر کسی واقعا دارای سطح تخصص و مهارت لازم باشد من هم تایید می کنم که حقش است که از ایران برود و تمام مواردی که گفتید درست هستند ولی فکر می کنم ما همه چیزمان به همه چیزمان می آید و این مشکلات با این سطح تخصص و تحصیلات و پشتکار کاملا هماهنگ هستند. ضمنا بهتر است به جای بهانه آوردن و پاک کردن صورت مساله جواب را پیدا کنیم. مردم ما فقط شکایت می کنند و توپ را به زمین دیگران می اندازند. فکر می کنم برخی از مردم ما تنها کسانی باشند که بدون تلاش و کوشش خود را بهترین و تواناترین می دانند!
*****
——————————————
قسمت هایی از این نظر به علت بی ربط بودن به موضوع حذف شد
من متوجه نمیشم شما چرا انقدر صحبت از «سطح بالا» میکنی؟
و احتمالا یا تو این حرفه نیستی یا دلایل دیگه ای داره این حرفات
تعداد زیادی از برنامه نویس های وب هستند که همین الانش هم تو ایران دارن پروژه های خارجی انجام میدن و نیازی نیست که اون رو همه جا جار بزنند و تو سایت و وبلاگشون بنویسند.
در ضمن شما باید بین دو گروه:
- برنامه نویس های کارآفرین و خلاق
- برنامه نویس های صرفا کدنویس یا طراح سیستم برنامه
تفاوت قائل بشی
گروه دوم در صورت داشتن تجربه و دانشی قابل قبول و نه لزوما در حد حرفهای، به اندازه کافی کار براشون وجود داره در همه جای دنیا
به این هم توجه داشته باش که همه دنیا برنامه نویس نیستند که میگی چرا همه نمیرن آمریکا و اروپا
در ضمن من خوشحالم که به عنوان یک عوام کوچه بازاری، اطلاعاتم در مورد قوانین مهاجرت و کار به کشورهای دیگه و شرایط مالی و درآمد در اونجا، اونقدر هست که هم بتونم خودم موفق شم، هم خیلی ها رو مشاوره دادم و موفق شدند.
شما اگه به فکر این هستی که در آمریکا یک غول نرم افزاری تاسیس کنی یا پروژه اپن سورس بدی در حد وردپرس یا سایتی بزنی که با فیس بوک مقابله کنه، نیاز به تلاش خیلی زیادی داری و بهتره وقت خودت رو اینجا هدر ندی و مطالعات خودت رو زیاد کنی تا از «اول راه» بودن در بیای و این جور که مشخصه هم از طبقه بالای جامعه هستی و هم آدم منطقی هستی پس حتما موفق خواهی شد.
منظور من از سطح بالا اصلا همان چند شرکت خاص و موارد مد نظر شما نیست. خیلی از این الگوهای شما با سطح تحصیلات و دانش زبان و توانایی هایی که می بینیم و این پشتکاری که فقط برای دور زدن صورت مسائل دارند نمی توانند در پروژه های معمولی در همین کشورها هم نقشی داشته باشند. اگر شما توانستید 10 نمونه ایرانی نام ببرید که از ایران با مدرک فوق لیسانس و کمتر دانشگاههای ایران در امریکا در هر شرکتی و سطحی بدون دریافت گرین کارت از طریق نسبتهای فامیلی و ازدواج و لاتاری (یعنی از طریق ویزای کاری) توانستند مشغول به کار بشوند من حرف شما را قبول می کنم. خیلی از افرادی که شما و دیگران را به حرکت انداخته اند یا یک مدرک دانشگاهی معتبر از خارج از ایران دارند یا از طریق لاتاری یا نسبت فامیلی به عنوان دارنده گرین کارت در آنجا مشغول به کارت هستند. به قول کروبی شما همین 10 نمونه را واقعا نام ببرید من حرفم را پس می گیرم!
هیچ کشور مدرنی حاضر نیست برنامه نویس (همان کد نویس معمولی) را برای کار به کشور خودش وارد کند. خوش به حال شما که اینقدر آگاهی دارید و هنوز از سرنوشت خیلی از این افراد مطلع نیستید!
من نمی دانم کجا در مورد ایجاد غول نرم افزاری صحبت کردم. شما هم مثل آقای ا.ن. سعی دارید با چسباندن 4 تا مورد و شلوغ بازی بحث را به انحراف بکشید. من که ادعایی نداشتم فقط گفتم هر کسی ادعایی دارد رزومه خود را منتشر کند تا با نیازمندی های همین شرکتهای معمولی در کشورهای مدرن مقایسه کنیم شاید من اشتباه می کردم!
به هر شکل من سعی می کنم از افرادی که احتمالا مورد قبول همه باشند از طریق ایمیل درخواست کنم که در این بحث شرکت کنند شاید بر اساس تجربه آنها نتیجه بهتری حاصل شد. امیدورام وقت گرانبهای خود را به ما اختصاص دهند و به روشن تر شدن مباحث کمک کنند.
یک روش کاملا قانونی و معتبر برای رفتن به اروپا کانادا و آمریکا، گرفتن ویزای کاری هست که هیچ نیازی به مدرک خارجی و داشتن آشنای گرین کار»ت» دار نداره. فقط باید مورد قبول یک شرکت قرار بگیری و تک و تنها میتونی بری – بیشتر در این مورد تحقیق کنید.
حالا که شرکتهایی هستند که افراد با سطح خوب و نه حرفه ای رو قبول میکنن، مشکل شما چیه که حرص میخوری و زمین و زمان رو متوهم و غربزده و بی عرضه خطاب میکنی؟
گویا شما از ما هم بیشتر تو توهم هستی که فکر میکنی در آمریکا همه شرکت ها سطح بالایی در حد کره مریخ دارند؟ خیر قربان؛
تو همین ایران شرکتهای خیلی قوی داریم، از اونجا هم قوی تر – اما به دلایلی، نمیتونن درآمد داشته باشن و کارمندان این شرکت ها هم وقتی میبینن با همین قدر کار که اینجا میکنن، اونجا میتونن چندین برابر (تکرار میکنم، چندین برابر.. تحقیق کنید) درآمد داشته باشن و پیشرفت هم کنن، برا چی نروند؟
چون این بحث به بیراهه داره میره و به این پست ارتباطی نداره، من دیگه بحثی نمیکنم اینجا.
ضمنا اینجا یک وبلاگ در زمینه آی تی هست. در حرفهاتون و نوشته هاتون بیشتر دقت کنید که پس فردا برای صاحب وبلاگ، مشکلی پیش نیاد.
در ضمن من این حق رو به صاحب وبلاگ میدم که کامنت های من رو اگر نا مربوط به مطلبش میدونه، پاک کنه
یه سری حرفهای نامربوط زده شد در مورد شاید خود من و دوستانم – نمیتونستم ساکت باشم.
آخی! وقتی شما اطلاعاتتان درست نیست و دارید یک سری اطلاعات غلط ارائه می کنید حالا هر چه قدر هم که به شما بگویند اشتباه می کنید مثل بعضی ها که خون مردم را روی خیابانها می ریزند باز حرف خود را می زنید و برای اثبات هم مدارک وزارتهای خودتان را ارئه می کنید.
*
*
*
*
*
*
من هم دیگر بحثی ندارم. من یک درخواست ساده کردم که هنوز هیچ کس جرات جواب دادن به آن را نداشته و آن هم ارائه سابقه کاری و رزومه این الگوهای شماست! در همین کشورهایی که شما آنها را خیلی خوب می شناسید همه افراد رزومه خود را به شکل واضح در اختیار دیگران قرار داده اند و جالب است شما که ادعای تعلق داشتن به آنجا را دارید از آن می ترسید! من ادعایی ندارم چون در رزومه من حتی یک خط هم نیست ولی به عنوان یک تازه کار برای من بسیار جالب است که ببینم سطح توانایی و تحصیل و تخصص شما که ادعای استادی دارید چقدر است. فکر می کنم این درخواست مربوط ترین حرفی است که مطرح شده و شما مثل خیلی دیگر از افراد سابقه ای برای ارائه ندارید. کاش به اندازه ادعاهای خود مدرک کافی برای اثبات داشتید!
——————————————
قسمت هایی از این نظر به علت بی ربط بودن به موضوع حذف شد
@ مهدی : نمیدونم شما در کجای نوشته من یا دوستانم ادعای بی اساس دیدین یا اینکه حرفی از الگو و این حرفا زده شده باشه. کسی در اینجا ادعای استادی نکرده و خودش رو برتر از بقیه ندونسته. این شمایید که سعی دارین بحث رو به اینجا بکشونین. وگرنه هیچکس چنین ادعایی در اینجا نکرده.
توجه داشته باشید که اینجا یک وبلاگ معمولی است در مورد برنامه نویسی و مسایل مربوط به آن، من و کسانی هم که در اینجا مطلب نوشتند آدم های معمولی هستیم و هیچ وقت ادعایی نکردیم. من از این عزیزان خواهش کردم نظر خودشون رو در مورد این سئوال بنویسن. از خوانندگان هم خواستم فقط نظرشون رو در مورد تیتر سئوالی این مطلب بنویسن نه چیز دیگه. نه اینکه بیان به نظر بقیه ایراد بگیرن. نظر دوستانی که در متن اصلی است به هیچکس ربطی نداره. فقط جهت اینکه بقیه با این نظر آشنا بشن هست.
هدف از این کار همونطور که درپست هم اشاره کردم این بوده که تازه کارها با مسایل واقعی و مشکلات و فواید این کار آشنا بشن.
اگر سئوالی در این مورد دارین مطرح کنید وگرنه با سعی در تخریب افراد و ایرادهای الکی گرفتن، فایده ای نصیب شما یا بقیه نخواهد شد.
بازم تاکید میکنم که اینجا کسی ادعایی نکرده که لازم باشه به شما یا هر کسی اون رو اثبات کنه.
جالب بود. خیلی دوست داشتم با نظرات این عزیزان بیشتر آشنا بشوم.
با اجازه علما چون پای دوستان وسط اومده چند کلمه هم ما عرض کنیم.
این آقای شومن و چند تا دیگه از دوستان جزو اولین کسانی بودن که در حوزه دات نت مشغول فعالیت های تحقیقاتی شدن. با هم رشد کردیم، به هم کمک کردیم، برای هم مطلب ترجمه کردیم از هم انتقاد کردیم اما هرگز تو این چند سال سراغ ندارم که بابت این 4 تا مطلبی که یاد گرفتیم به کسی فخر بفروشیم یا بخواهیم کسی رو تحقیر کنیم.
برادر من فکر می کنی که کلا تو دات نت چه خبره که جنابعالی به خودت اجازه بدی به خاطر برداشتت از سطح سواد یه نفر بهش «شومن » بگی؟ توهم برای شما ایجاد شده که فکر می کنی کسی هستی. شما ته این دات نت رو هم دربیاری آخرش میشی یه برنامه نویس اما با این اخلاقت بعید می دونم کسی بشی.
به هر حال در نظر دادن اخلاق و ادب رو مراعات کنید
دوستان
با ترور شخصيت به جايي نميرسيد. كلا چند نفر هستند كه اين دور و اطراف اطلاعات خودشون رو به اشتراك بگذارند؟ چندتا وبلاگ تخصصي برنامه نويسي داريم كه مرتب به روز ميشوند؟ خيلي كم هستند. خيلي خيلي كم.
سعي كنيد همين چندتا رو هم آزرده خاطر نكنيد و بيجهت سمپاشي بيمورد نكنيد.
اگر دلتون براي اين كشور ميتپد كه چقدر هم خوب، با سعي در ترويج دانش به رشد آن كمك كنيد و نه له كردن كساني كه هر چند ناچيز سعي در به اشتراك گذاشتن دانستههاي خود كردهاند.
خطاب به همه کسانی که commentهای این پست را از اول تا اینجا خوانده اند:
متخصص:
==================
من نمی دانم کی و کجا ادعای متخصص بودن و استاد بودن کرده ام که الان بخواهم درباره این «ادعای نکرده» مورد قضاوت قرار بگیرم؟ تقریبا اطمینان دارم آقایان وحید نصیری – سالار خلیل زاده و ایمان نعمتی هم چنین برداشتی از خودشان ندارند. پس لطفا این فرض را از ذهن خود پاک کنید.
در مورد مهاجرت:
==================
مهاجرت کردن کار خیلی سخت و دردناکی است. چون مجبور هستی ریشه هایت را قطع کنی. اما وقتی که کارد مماس با استخوانهایت باشد مجبوری به عنوان یک راه فرار به آن فکر کنی. ساده ترین و مهم ترین دلیل مهاجرت این است که شما در کاری تخصص داری که آن کار یواش یواش دارد در «وطن عزیزتان» منقرض می شود. تعداد پروژه ها و شرکت های فعال در تولید نرم افزار روز به روز در حال کم شدن هستند. حقوق برنامه نویس ها (و مدیر پروژها) بر خلاف تورم سال به سال در حال پایین آمدن هستند. به خاطر جو منفی جامعه، شغل برنامه نویسی (و کار جذاب وبلاگ نویسی) هر روز بی ارزش تر می شود. به عنوان مثال وقتی به کسی (در کوچه و خیابان و محافل فامیلی) می گویم شغلم برنامه نویسی است نمی فهمد و مجبور می شوم بگویم شغلم همان مهندس کامپیوتر است (مهندس کامپیوتر عنوان مدرک دانشگاهیم است نه شغلم). آن شخص بسیار دوست داشتنی هم در ادامه یکی از این موارد را از من می خواهد: یک سی دی آهنگ جدید برام رایت کن! فلان درس رو تو دانشگاه افتادم. می تونی بری تو سایت دانشگاه برام درستش کنی؟ چطوری فیلم «…» از اینترنت دانلود کنم و…
خلاصه این که درآمدم و موقعیت اجتماعی ام با سرعت زیادی رو به افول است. من ازدواج کرده ام و به زودی مسولیت یک بچه هم روی دوشم قرار خواهد گرفت و نمی توانم خانواده ام را با باد هوا و عشق وطن اداره کنم. این یعنی این که اگر قرار باشد بین رفاه خانواده ام و وطنم یکی را انتخاب کنم مسلما خانواده ام را انتخاب خواهم کرد. ضمناً شما می توانید غیر از موضوع درآمد و موقعیت اجتماعی، عدالت اجتماعی، امنیت افراد، ترافیک، هزینه های بالای مسکن، جامعه رشد نکرده و غیره را هم به فهرست طولانی دلایل بیفزایید.
آیا کسی من را به کشورش راه خواهد داد؟
=========================
مسلم است که به این راحتی ها و با شرایط فعلی که من دارم عمراً که راه بدهد! اما اگر لازم باشد من و خیلی از برنامه نویسان ایرانی که شغلشان صرفا برنامه نویسی است (نه دانشجو و سرباز هستند و نه شغل دوم دارند) طی یک برنامه ریزی یک ساله با یادگیری تکمیلی یکی از حیطه های برنامه نویسی، مشارکت فعالانه در یکی از پروژه های کد باز معروف و تکمیل زبان انگلیسی، به راحتی می توانیم از یکی کشورهای معمولی مثل استرالیا و مالزی و حتی شاید کانادا و آمریکا ویزای کار دریافت کنیم. درست است که ویزای کار فقط چند سال کار آدم را راه می اندازد ولی برای کسی که هدفش زندگی در یک کشور دیگر باشد نقطه شروع خوبی برای دریافت اقامت و شهروندی آن کشور است. این ها را از روی لج بازی یا رو کم کنی نمی گویم. تعداد خیلی زیادی از هم کلاسی های دانشگاه و همکارانم با روش های مثل این، مهاجرت کرده و رفته اند.
و اما خطاب به مهدی خان عزیز
==================
شما که در زمینه عدم مهاجرت به کشورهای دیگر و حرفه ای نبودن اکثر برنامه نویسان حاضر در ایران صحبت می کنی، چرا یک وبلاگ در مورد این ایده راه نمی دازی و روی ایده ت کار نمی کنی؟ این طوری به آدم هایی مثل من و بقیه یاد می دی:
1- با امید بیشتری توی ایران زندگی کنند.
2- راه های جدید پول در آوردن (قانونی، شرعی و اخلاقی) از راه برنامه نویسی را یاد بگیرند.
3- تصورات نادرست از مهاجرت و زندگی به کشورهای مرفه را کنار بگذارند.
4- چطور در ایران ماند و هر روز تخصص بیشتری در برنامه نویسی پیدا کرد.
5- …
همگی موفق باشید!
@ افشار.م : من معذرت میخوام جناب محبی که مجبور شدین این متن رو بنویسین. این متن تکمیل کننده مطلب شماست. ممنونم
اینجا دعواست؟
دو نفر از دوستان لینک اینجا رو فرستاده بودن که من بیام نظر بدم. انگار که الان اینجا دارن مطالب مفید پخش می کنن!
یه پرینت از این پست با کامنتهای گوهربارش بگیرین به جای کتاب چاپ کنین خیلی مفیده!
اول بگم که خواهش می کنم از همه طرفین درگیر که بعد از این دیگه کامنتی نفرستن تا این قضیه تموم بشه و نویسنده بلاگ هم همه این کامنتها رو از هر دو طرف پاک کنه. شما ببینین این همه اومدن کامنت دادن هیچ کدوم نه اسم مشخصی دارن نه رسم مشخصی! دوم هم اینکه به عنوان یه برادر کوچک دارم این توصیه رو می کنم که وقتی دو نفر با هم مشکلی دارن دیگه لطفا سایرین وارد نشن که ناخواسته بشن آتیش بیار معرکه. الان اینجا یه نفر اومده در مورد دو سه نفر مطالبی رو مطرح کرده و ادعاهایی داشته بعد خود اونا هیچی نگفتن چهار تا دیگه بدون اسم و رسم اومدن دعوا! واقعا این حرکات با عرض معذرت مال بچه هاست.
ضمنا من واقعا امیدوارم که مهدی و بقیه دوستان که هیچ کدوم شکر خدا اسم و فامیل معلومی ندارن سر خصومتهای شخصی و کاری این مطالب رو مطرح نکرده باشن.
در هر صورت یه سری نکته اینجا می نویسم چون هم اسم من برده شده هم دوستان دیگری که بعضی ها رو می شناسم بعضی ها رو هم نه!
۱- نویسنده این وبلاگ لطفا توجه داشته باشین که بی توجهی شما چه عواقبی داشته. اگر چه می دونم تعمدی نداشتین ولی مگه مجله خانواده سبزه که از اینو اون می پرسین که از کارشون راضی هستن؟ اگه هستن که به خودشون مربوطه اگرم نیستن باز به خودشون. این مطالب کمکی به افزایش دانش خوانندگان شما نمی کنه. اگه نمی خوان برن کارشون رو عوض کنن. بعد هم وقتی یه مطلبی منتشر می کنین دیگه این مطالب زاید چی هستن که مثلا بحث وطن پرستی یا غیره پیش میاد؟ ضمنا مگه همینطوری کشکه که هر کسی از راه می رسه اینو الگو و استاد می کنه و لقب می گذاره؟ آخه این برنامه نویسی مگه چی هست که این همه استاد و فیلسوف در میاد؟ یه سری در مورد خود منم از این لقبها استفاده کردن و می کنن که من اصلا خوشم نیومده! شما می تونستین بگین سه نفر از برنامه نویسان فعال در اینترنت جواب دادن اینم خلاصه جوابها نه اینکه درد و دلهای همه رو هم توش اضافه کنین!
۲- دوستانی که یه سری سوال ازشون پرسیده شده دیگه چرا حاشیه می رن؟ اگه می تونین برین و فکر می کنین به نفع شماست خب برین دیگه مطرح کردن مطالب غیر مربوط تو عموم چه معنی داره؟ این دوستمون آقای خلیل زاده هر نظری دارن برای خودشون محترمه ولی قدر مسلم این طرز صحبت یک عده رو ناراحت خواهد کرد. من البته شما رو اصلا نمی شناسم که بخوام مشکل شخصی داشته باشم با شما به نظرتون هم کاملا احترام می گذارم اگر کاملا مخالف نظر منه ولی شما چون مشکل کاری دارین می گین اینجا وطن شما نیست خب حرفتون برای خودتون محترم ولی دیگه عمومی کردنش چه ضرورتی داره آخه؟
۳- اینکه تب رفتن داغه بله متاسفانه داغه و خیلی از این افرادی که از این در می رن از اون درم بر می گردن و حرف مهدی تا حد زیادی درسته. برای کسی فرش قرمز پهن نشده. کسی رو هم اونجا جایزه نمی دن. ولی کسی هم جلوی کسی رو نگرفته که نره و به منو شما مربوط نیست که کی می خواد بره کی می خواد نره. من خیلی قبل ازاین مورد با آقای تقی زاده صحبت کردم چون نظر و اطلاعات منو خواسته بودن و نظراتم رو هم بهشون گفتم. ایشون هم البته به نظر من دلیلی نداره که بیاد این مسایل شخصی زندگی خودش رو هر جایی بنویسه.
۴- در مورد بحث ویزا و ویزا بازی هم من وکیل مهاجرتی نیستم ولی در مورد امریکا و کانادا در شرایط فعلی برای کار برنامه نویسی مهدی درست می گه ولی برای کشورهای دیگه البته با سختی و داشتن رزومه قابل قبول ممکنه. نمونش همین شرکت Geeks که اتفاقا یکی از دوستان خوب که همیشه به من لطف داشتن اینجا تشریف دارن و در انگلیس هست.
کلا دوستانی که خیلی داعیه اونور آب دارن توجه کنن که اگر پولش بیشتری به همون نسبت حتی بیشتر کارش و زحمتش هم بیشتره. شرایط همین شرکت Geeks رو بپرسین تا ببینین که چطوریه تازه این یه چیز کاملا معمولیه.
۵- اینکه توییتر واقعا داره گندش رو در میاره درش شکی نیست. متاسفانه عدم دقت یک سری از دوستان در نوع حرفهایی که می زنن هم مزید بر علت شده که یه سری محتوای ضعیفی منتشر بشه. من خودمم به همین علت اکانتم رو محافظت کردم و خیلی از افراد رو از لیست Follower ها حذف کردم. من البته امیدوارم برداشت بدی نشه ولی *فقط تا حدی* با حرف مهدی موافقم که یک سری از دوستان هموطن ما از جمله آقای تقی زاده که البته سنشون هم از من بیشتره و می دونن براشون احترام زیادی هم قایل هستم یه سری حرفهایی می زنن که چه تو ایران چه خارج اون برای عده قابل توجهی قابل قبول نیست. من خودمم ایشون رو Unfollow کردم مدتی پیش برای همین موضوع ولی این دیگه سر و صدا نداره. هر کسی که نمی خواد خب می تونه نخونه مطالب رو مثل من. این دیگه سلیقه شخصیه و نظر فرد من برای شما یا شما برای من که نمی تونین نسخه بپیچین.
البته من فکر نمی کنم آقای تقی زاده هم عمدی تو کارشون باشه. ماها که تا حدی با ایشون آشنایی داریم بیشتر شخصیت ایشون رو می دونیم و من شک ندارم که واقعا اینها فقط روی بی توجهی ایشون و ارسال زیاد مطالب روی توییتر ایجاد شده که البته اگر شد خصوصی با ایشون صحبت می کنم و نظراتم رو می گم. قبلا هم البته من یکی دو باری خدمشون عرض کردم ارسال زیاد توییت مثل حرف زدن زیاد می مونه که آخرش شخصیت آدم رو پایین میاره و ارزش حرفهای دیگه هم ضایع می شه.
همه اینها به کنار این طرز حرف زدن مهدی اصلا قابل قبول نیست. اونجایی که درست گفته بود رو من تایید کردم که نیاد بگه من باند اینو و اونم اینجا هم خیلی رک و راست بهش می گم که واقعا زشت و ناراحت کننده بود این القاب و حرفهایی که زده شد. امیدوارم دیگه این بحث رو ادامه نده. من آقای یگانگی و بنایی و رشیدی رو هم می شناسم و اصلا چنین مسایلی واقعا جای تعجب داره برای من مطرح شدنشون. ما خودمون چنین چیزی ندیدیم یکی دیگه دیده. خوبه والله!
۶- یه بحثی هم مطرح شد در مورد اینکه کی چه کارست و کی بلده و این حرفها. اولا اینکه واقعا این زمینه کاری اینقدر توش آدمها وارد شدن که در همه جای دنیا واقعا چیز کم اهمیتی شده و دوم هم اینکه واقعا نمی شه گفت یکی تو همه چیز خداست. الان تو همین دات نت هم همه چیز تخصصی شده و هر کسی تو یه زمینه بیشتر وارد شده پس نمی شه واقعا قیاس کرد و گفت این بهتره یا اون یکی که اگرم بر فرض نا معلومی این طوری شد آخرش به کسی جایزه نمی دن! این البته یه ضعفه که تو کشور ما افراد واقعا سابقه خودشون رو منتشر نمی کنن. یه سری جاهای کاری هست که خود منم اصلا حاضر به انتشار اون نیستم ولی چه ایرادی داره هر کسی بگه چه فعالیتهایی داشته یا مدرک تحصیلیش چیه که این فرهنگ غلط از بین بره؟
لطفا خواهشا تموم کنین این بحث رو!
@ کیوان نیّری : ممنونم که نظر خودتون رو گفتین
یک نکته را این اول بگم : من به هیچ وجه فکر نمیکردم چنین بحثی که می توانست خیلی مفید باشد به اینجا بکشه. من از همه مخصوصاً نویسندگان مهمان این مطلب معذرت خواهی میکنم.
اتفاقاً چون اینجا مجله خانواده سبز نیست اینطور سئوالات مطرح میشه. فکر نمیکنم قصیه بی ربطی باشه. من از چند نفر که دارن در ایران با این شرایط در فیلد برنامه نویسی کار میکنن یک سئوال پرسیدم که شامل همه این مواردی که در این مطلب آمده هم میشده، و این دوستان هم لطف بسیار کردن و به این سئوال با توجه به وقت کمی که دارن پاسخ دادن. به این امید که برای همه مفید باشه. هدفم از این مطلب رو هم در خود مطلب نوشتم. آخرشم هم نوشتم که هرکس میخواد نظر بده، جواب تیتر سئوالی این مطلب رو بده.
وقتی در مورد «شغل برنامه نویسی در ایران» بحث میشه، امکان نداره که اینطور بحث ها پیش نیاد. اصلاً یکی از محورهای این بحث همین بوده، حالا یکی اومده این رو به وطن پرستی و این جوز چیزا ربط میده به نویسنده های مطلب ربطی نداره.
شما هم بحث لقب و استادی و این چیزارو پیش کشیدین. لطفاً دقیقاً به من بگین در کدام نقطه این مطلب کسی ادعای استادی کرده یا لقبی برای خودش انتخاب کرده. از شما انتظار چنین حرفی نداشتم.
شما میگین نویسنده های این مطلب حاشیه رفتن، من میگم نرفتن، من دقیقاً این مطالب رو ازشون خواستم. «موقعیت» در اینجا خیلی چیزا رو پوشش میده که دوستان به خوبی پوشش دادن این موضوعات رو. پس در این مورد بحثی نخواهیم داشت.
منم موافقم که این بحث های بیخود رو تموم کنیم.
من فکر می کنم بهتر بود که تمام کامنتهایی که اسم و فامیل ندارند رو پاک می کردین. واقعا من دلیلی نمی بینم که اگر کسی جرات عنوان اسم خودش رو هم نداره بیاد نظر بده.
در مورد بحث استاد و این حرفها هم من شرمندم اشتباه کردم. به خدا اینقدر این مطلب و کامنتهاش زیاد و قاطی پاتی بود این فکر بهم دست داد که حتما تو مطلب شما چیزی بوده که بحث پیش اومده. الان که دیگه با این ویرایشهای شما بدتر هم شده.
اون خانواده سبز هم که گفتم فقط شوخی بود برای تلطیف این میدان جنگی امیدوارم برداشت منفی نکرده باشین. چون معمولا مجله های خانوادگی از این سبک مطالب کار می کنن.
در مورد موضوع بحث هم زیاد دلم نمی خواد ادامه بدم چون شما اگه می دونستین که مطلبتون فایده ای نداره قطعا نمی نوشتین. البته نمی خوام نظرم رو تحمیل کنم ولی من شخصا فکر نمی کنم که فایده ای در این بحث و پست باشه. این روزها مخصوصا سوژه های فنی خیلی خوبی تو دنیای نرم افزار و برنامه نویسی هست که می تونستین و می تونین ازشون بنویسین که به یه دردی بخوره. موقعیت یا هر چیز دیگه که شما در موردش صحبت می کنین برای من قابل درک نیست. فکر می کنین مشاغل دیگه این مشکلات رو ندارن؟ همه دارن همه هم مثل ما فکر می کنن فکر می کنن دنیاشون به آخر رسیده و مشکل فقط مال اوناست فقط ما چون بلاگ دستمونه اینطوری غر (یا قر؟) می زنیم رو اینترنت.
من از شما یه سوال ساده می پرسم: فایده این مطلبی که شما مطرح کردین برای خواننده چیه؟ اینکه کسی ببینه آقای فلانی راضی هست یا نیست یا آقای بهمانی می خواد بمونه یا بره واقعا چه سودی برای خواننده داره؟ مگه قراره ما مقلد همدیگه باشیم و هر کاری فلانی کرد ما هم انجام بدیم؟
این مبحث به حاشیه رفته و این آخرین نظری هست که می دم.
امیدوارم که این آخرین نظر این پست هم باشه.
* من خودم رو در حد یک معلم هم نمی دونم چه برسه به استاد. به نظرم استاد علم و شخصیت بالایی داره که به هر کسی نمیشه اطلاق کرد.
* لازم شد علت این همه پنهان کاری خودم رو هم بگم،******
* جناب نیّری با شما هم موافقم، شاید نباید اینطور تلخ می نوشتم، شاید بهتر بود که کلا درباره ایران نمی نوشتم. اما چون آب از سر گذشته این رو هم اضافه کنم، که من تو ایران بدنیا اومدم و ایران رو دوست دارم، اما این دلیل نخواهد شد زمانی که هیچ فایده ای نمی تونم داشته باشم، بسوزم و بمانم. البته من در مورد شرایط فعلی صحبت می کنم و تصور نمی کنم تا ده سال آینده شاهد اتفاقات قابل توجهی باشیم. تصور نه، بلکه درک و اندیشه من و افرادی که می شناسم این هست که در جایی با علم بیشتر، محیطی بهتر، خواهم توانست به هم نوع خودم خدمتی برسانم و با کمک او پیشرفت کنم. هدف وبلاگم و سایتم هم همین هست. دوست دارم با بقیه شریک باشم، اما وقتی که شریکی وجود ندارد چه کنم؟
جناب نیّری اطلاع ندارم که در ایران هستید یا نه و یا از کی رفته اید، اما اگر در ایران بودید و مشکل رو نه از زبان تلخ من بلکه خودتون لمس می کردید شاید اندکی حق به من می داید.
* هیچ وقت تصور نمی کردم که برای حرفی که همیشه مثل خوره در وجودم بوده باید اینهمه خودم رو توجیه کنم؛ بسیار تشکر دوستان.
از برادر ایمان هم خواهش می کنم که نظر من رو حذف کنند تا شاید مسبب ناراحتی و رنجش خاطر کسی نشوم.
———————————–
ایمان نعمتی : ببخشید سالار جان، فکر کنم اطلاعات اون پروژه پنهان باشه بهتره. اگر واقعاً میخوای این کامنت رو پاک کنم بهم با ایمیل بگو.
فوق العاده احساس شرمندگی میکنم. منو ببخش دوست من
آقای خلیل زاده عزیز. من که نفهمیدم یه بخشی از صحبتهاتون چی شد چون آقای نعمتی حذفش کردن ولی اون بخشی که خطاب به من بود رو جواب می دم:
ببینین ماها هممون مشکلات زیادی تو زندگیمون داشتیم داریم و خواهیم داشت. همه هم در هر جای دنیا مشکلاتی دارن که یا خاص اون کشوره یا مشترکه. اینکه مشکل کاری باشه خب هست من هیچ وقت هم منکر نشدم. شما هم یقین داشته باشین که اگر من بیشتر از شما و همه این دوستانی که بحث می کنن سختی و مشکلات نداشتم و ندارم کمتر از شما هم نیست. من نه با ثروت میلیاردی خانوادگی زندگی کردم نه دلم می خواسته که اینطوری زندگی بکنم و سعی کردم با مشکلات روبرو بشم و حلشون کنم.
شما هم ممکنه یه زمانی واقعا ناراحت باشین از شرایط کاری مخصوصا تو برهه فعلی که مشکلات سیاسی توی کار همه تاثیر داشته ولی فکر نمی کنین از یه انسان بالغ تو سن و سال شما بیشتر انتظار می ره که مسایل رو تمیز بدین و قاطی نکنین؟
من قطعا حق رو به شما می دم که مشکلات بسیار زیادی در ایران هست که اخیرا زیادتر هم شده ولی فکر نمی کنم خود شما هم اگر منطقی فکر کنین قبول کنین که اینها دلیل باشه برای مطرح کردن بحث وطن و وطن پرستی تو این بحث. اگرچه اینم عادلانه نیست که بیام به شما خرده بگیرم چون کل این بحث نامربوطه و حتی این کامنتهای من.
یه توصیه هم از منی که حالا نمی دونم برادر کوچک شما هستم یا بزرگ شما: اگر که خواستین برین که ایشا الله هرجا می رین موفق باشین و به هدفتون برسین ولی یادتون باشه وقتی که چند هفته به رفتنتون مونده بود خود شما خواهید فهمید که وطن یعنی چی و وقتی که رسیدین به یه کشور بیگانه و رفتارهای واقعی مردم اونها رو دیدین که تو فیلمها و تبلیغاتشون نیست اون موقع می فهمین که خیلی از تفکرات شما زیاد هم درست نبوده. اینو می گم چون خودمم روزی مثل شما فکر می کردم و به اشتباه خودمم اقرار می کنم.
کیوان نیّری : من شرمنده ام، یگه واقعاً بهتر از این نتونستم ویرایش کنم!
این نظر شماست که فایده ای نداشته، من نظرم از اول این بود که این کار فاید داره. در مطلب هم اشاره کردم دیگه نمیخوام تکرار کنم.
قرار نیست همه از هم تقلید کنیم، اما این طور مطالب (مروبط به فاکتورهای انسانی برنامه نویسی) به نظرم خیلی میتونه مفید باشه. این مطلب هم به نظرم حتی با این کامنت های بی ربطش میتونه برای تازه کارها خیلی مفید باشه. دلایل رو در پست نوشتم./
انتخاب شدن این دوستان برای اینکه نظرشون رو بگن هم بخاطر اینکه تجربه دارن و هم به این خاطر که خودشون وبلاگ نویس هستن بوده. حالا اینکه یک نفر بحث رو به بیراهه کشید، نمیشه مفیدی کل مطلب رو زیر سئوال برد!
اینو قبول دارم که مشاغل دیگه هم چنین مشکلاتی دارن، اونا هم میتونن در محیط اینترنت یا هر جای دیگه به آسیب شناسی شغل خودشون بپردازن. به نظرم نمیشه خرده گرفت که چرا ما به این مسئله در این وبلاگ پرداختیم.
محض اطلاع جناب عالی در مورد دانلود اوبونتو، اونی که شما فرمودین سایت دانلود ، یک سرور هست در داخل ایران که برای راه اندازی اون به اسپانسر و منابع برای تامین هزینه ها احتیاج هست.
در مورد کارهای Open Source ایرانی هم پروژه پارسیکس که به همت آلن باغومیان داره رهبری میشه و در سایت های (خارجی) مختلفی هم در موردش بحث شده.
چیزی که در ایران نه فقط برای برنامه نویس ها و Developer ها و … نیست امنیت شغلی هستش که نبودش باعث به وجود اومدن مشکلات بسیاری میشه که هرکدام از این مشکلات هم خودشون رو به شکلی نشون می دن. واسه همینه که خیلی ها آرزوی برنامه نویس و Deveoper و … شدن در جاهایی مثل Microsoft و Google و غیره را دارند.
اینقدر دم از انجام کار در ایران نزنید. اینجا تا وقتی پایه های اساسی نداشته باشه سرعت رشد مناسبی نداره. دقیقا چیزی که هر کسی را از پیشرفت در شغلش باز می داره. کسی اگر که قرار باشه کار کنه بهتره برای اصلاح و ایجاد زیر ساخت ها کار کنه تا نسلهای بعدی ما بتونن سرعات پیشرفت آهسته ما را سریعتر کنن.
دوستانی که در این مقاله از آنها سوال پرسیده شد، برای خود افراد کمی نیستند. به جای گرفتن ایراد و اشکال آیا تا به حال سعی کرده اید که اشکالات خود را از آنها بپرسید؟ آیا تا به حال سعی کرده اید که مانند آنها باشید؟ چرا فقط سعی در کشتن و کشف عیت از هم هستید. شما در اینترنت از آقای x چیزی پیدا نکرده اید. مگر قرار است هر کس هر کاری که می کند را در بوق و کرنا بکند؟ شما تا به حال چه کارهایی کرده اید و در اینترنت قرار داده اید؟
از همه اینها گذشته، آیا تا به حال سعی کرده اید یک وبلاگ مثل همین دوستانی که در بالا اسم برده شده اند داشته باشید؟ آیا می دانید هزینه به روز رسانی یک وبلاگ برای کسی که وقت کم و مشغله زیاد دارد چقدر مشکل است؟ آیا این افراد برای خودشان این کار را می کنند یا برای من وشمایی که علم نداریم و بتوانیم با سر نخ هایی که دوستان می دهند راه درست را انتخاب کنیم؟
واقعا برای جامعه ایرانی متاسفم.
من شهرستانی هستم.و در همدان زندگی میکنم. این روایت و جواب های من به عنوان برنامه نویس شهرستانی هست. از 12 سال پیش برنامه نویسی رو شروع کردم. از زمانی که پنتیوم 200 mmx وارد ایران شد
. از سال 81 به طور نیمه حرفه ای برنامه نویسی رو شروع کردم. و بدون داشتن دانش دانشگاهی در این ضمینه به کمک و راهنمایی یک استاد خوب که دارای مدرک لیسانس بود موفق شدم. به درجه ای برسم که به همراهی تیم ایشان موفق به طراحی یکی از بهترین نرم افزار های اتوماسیون بیمارستانی (h.i.s) شدیم. تا سال 83 به خدمت رفتم و بعد از برگشت از خدمت به خاطر اینکه خیلی از پروژه عقب مونده بودم. نتونستم (نخواستم) وارد تیم بشم. در همین هنگام با وب آشنا شدم. و شروع به فراگیری طراحی و توسعه در ضمینه وب پرداختم. در همین ابتدا با موببل تایپ و بعدش استاد گرامی عزیز آشفته آشنا شدم. و در کنار ایشون و تیم مدیریت امتی موفق شدم به درجه بالایی برسم. خوب میدونید. که وب به یک زبان یا تکنولوزی بسنده نمی کنه . پس شروع به فراگیری سی اس اس ، جاوا اسکریپت پرداختم . تا اینکه دیدم امتی دیگر جواب گوی نیاز های من نیست و به سمت پی اچ پی کشیده شدم. و فعلا هم با همین زبان برنامه نویسی میکنم.
آیا به عنوان برنامه نویس راضی هستید؟
جوابم من بله هست. از لحاظ شخصی عاشق پائین بالا کردن کد ها هستم. لذت می برم
به عنوان شغل. خوب در شهرستان ما هنوز جا نیافتاده. از این لحاظ که هر چیزی فقط در تهران یافت میشه. یا انجام پذیر هست. به همین امر یک من نوعی پس باید سفارشاتم رو از تهران یا … بگیرم. پس نیاز به سطح بالایی از اطلاعات در این ضمینه هست.
از لحاظ درامدی بعد نبود. یک زمانی درامد خوبی داشتم. اما در حال حاضر اینقدر چرخش پولی مملکت کم شده . که جز یک لیست بلند مرتبه از بدهکاران واسم چیزی نمونده.
استرس برای من زیاد هست.
1- هنوز خانواده برنامه نویسی رو به عنوان شغل قبول نکرده اند. و می گویند باید بری پیش بابات . کارخانه رو بچرخونی و …….
2- به دلیل اینکه بیشتر سفارشاتم. از تهران یا شهر های دیگه هست. نبود راهکار مناسب و صحیح یا امکان پذیر نبودن بستن قرار داد و محکم کردن امنیت مالی : یا هزینه رو پرداخت نمیکنند. یا جون ادم به لبش میارند تا پول بدن(وضعیت فعلی من). یا هی سفارشات خودشون رو عوض میکنند. یا به دلیل شهرستانی بودن. انتظار قیمت بسیار پایئن رو دارند(البته این تقصیر یک عده همکار هم هست که قیمت ها رو خراب می کنند).
واسه آینده هم. به دلیل تجربیاتی که دارم. اگر وضعیت it استان خوب بشه. بسیار برام سودمند تر هست تا اینکه فکر خارج شدن از ایران رو داشته باشم. که من جرعت این مورد. جز برنامه های بلند مدتم هست.
از نظر روحي و جسمي؟
از نظر جسمی بیشتر برنامه نویسان مشکلات مشترک دارند. کم درد، افزایش وزن . بهم خوردن زمان خواب و بیداری. اینها مشکلات فعلی من هست.
البته من ورزش های چون فوتبال و قلیون کشیدن :d رو در کنار کارکردنم همیشه انجام میدم
از نظر روحی در حال حاضر خیلی اوضاعم وخیم هست. اون هم به دلیل پرداخت نکردن هزینه ها از طرف مشتریانم هست. و این مورد مقداری باعث بی حوصلگی جهت گرفتن سفارش های جدید و یا انجام سایر کارهای دیگه ام شده.
روده درازی کردم- غلط املایی هام رو ندید بگیرید
@ صالح : خیلی ممنونم که تجربیات خودتون رو با ما به اشتراک گذاشتین. البته لازم نبود وارد جزئیات بشین
تشکر
http://arshadeeghtesad.wordpress.com
)
من راضیم
از نظرات مفید و دوستانه همه دوستان ممنونم.
با اینکه علاقه زیادی به کامپیوتر خصوصآ برنامه نویسی بازی دارم و در حال حاضر هم رشته دانشگاهیم نرم افزار هست (البته در یکی از بیخود ترین دانشگاه های ایران ، به طوری که استاد این ترممون به دلیل عوض شدن منبع درس معماری کامپیوتر علنآ گفت که کتاب جدید رو نمیتونه تدریس کنه و همون کتاب قبلی رو تدریس می کنه و سرفصل های تغییر کرده رو خود دانشجو باید بخونه !) همیشه با خودم فکر می کنم که شاید راه رو دارم اشتباه می رم و رشته های خیلی ساده تری وجود داشتند که با دردسر و مشکلات کمتر می تونستم اینده شغلی ام رو تضمین کنم و سختی های یادگیری حجم انبوهی از تکنولوژی های پیچیده رو هم به دوش نکشم و مجبور نباشم که هر روز یه کتاب جدید دستم بگیرم و صبح تا شب در حال سروکله زدن با بیت و بایت ها باشم و حسرت یک لحظه ارامش رو دلم بمونه !
اما وقتی یه جور دیگه به قضیه نگاه می کنم به خودم می گم که نه این راهش نیست !
مزد ان گرفت جان برادر که کار کرد ! موفقیت هیچوقت با تن اسایی به دست نمیاد و خلاصه با این جور حرف ها به خودم امید میدم …
از بازار کار و سطح علمی و تخصصی شرکت ها و برنامه نویس های ایرانی هم هیچگونه اطلاعی نداشتم تا اینکه این مطلب رو به همراه کامنت هاش به طور کامل خوندم و اندک اطلاعی از وضع حال دستم اومد ، با این اوصاف فکر نکنم برای خیل عظیمی از دانشجویان رشته های کامپیوتری ما کار درخور که چه عرض کنم اصلآ کاری وجود داشته باشه ! نه به دلیل کسادی بازار بلکه به علت عدم دانش کافی !
تا امروز تصور خیلی بزرگی از برنامه نویسان خودمون داشتم و فکر می کردم به خاطر نبود تقاضای بازار هست که سطح تنوع نرم افزارهای ما از برنامه های حسابداری و انبارداری بالاتر نمیره اما ظاهرآ اشتباه فکر می کردم و این تنبلی و راحت طلبی ذاتی ما ایرانی هاست (که البته خودم هم شاملش میشم) باعث شده تا تقریبآ در همه زمینه ها عقب افتاده باشیم در حالی که توقعات و ادعاهامون طاق اسمون رو پاره می کنه!
با این اوصاف یا بالاخره این رشته لعنتی رو ول می کنم (با اینکه با تمام وجود بهش عشق می ورزم) و پیه سربازی رفتن و طعنه دوست و اشنا رو به تنم می مالم یا اینکه ادامه میدم و انقدر تلاش می کنم که بشم جزء تکخالها ! اونوقت برمیگردم و این دیواری رو که تا ثریا کج رفته صافش می کنم !
شرمنده ! ظاهرآ عزیزی با این نام (علی) در بالا پست داده ، این متن رو نوشتم تا بگم که من اون علی اقای بالایی نیستم ، مسئول گرامی سایت میتونند به هر نحوی که دوست دارند این تشابه اسمی رو بطرف کنند.
جناب علي، از كدام قسمت صحبتهاي دوستان، تن آسايي و تنبلي و غيره رو دريافت كرديد؟
نمی دونم فقط نظرات تعریف و تمجید از مطلب و نویسندگان را منتشر می کنید و یا سایر نظرات را هم حساب میکنید…
به نظر من دو شخص اول که جوابشان کاملا بیراه بود *****
شخص سوم نظراتش منطقی تر بود.
من به شخصه برنامه نویسان خیلی کار درستی را می شناسم، البته آنها مثل این اشخاص وبلاگ نویس نیستند و علایقشان بیشتر مطالعه وبلاگ است اما در کارشان خیلی حرفه ای هستند و تعداد معدودی از افراد با نام برنامه نویس(که بعضا این اسم را خراب کرده اند) که به واسطه وبلاگ در وب تا حدی شناخته شده اند نماینده جامعه برنامه نویس نیستند.
——————————————————————
قسمتی از این نظر به علت عدم رعایت ادب حذف شد!
@ گل باقالی : من فکر نمیکنم تموم نظراتی که در این پست منتشر شده شامل تعریف و تمجید از نویسنده های این مطلب باشد، اتفاقاً برعکس تعداد نظرات مخالف بیشتر است.
قسمتی از نظر شما هم کاملاً نامربوط بود که با توجه به قانونی که گذاشتم حذفش کردم!
من یا هر کدام از نویسنده های این مطلب ادعای نمایندگی جامعه برنامه نویسان را نداریم، همونطور که گفتم فقط نظرات خودشون رو گفتن، به عنوان کسانی که دارن در ایران کار برنامه نویسی میکنن.
این دوستانی هم که در اینجا مطلب نوشتند از بهترین وبلاگ نویسان ایرانی هستند که در زمینه برنامه نویسی مطلب به زبان فارسی می نویسند.
بازم میگم در این مطلب هیچ ادعایی مطرح نشده که بخواهیم در مقابل آن جواب بدهیم!
@گل باقالی:
با نظر شما کاملا موافقم که برنامه نویسان فعال در فضای وب (وبلاگ، تویتر و…) تنها درصد کمی از برنامه نویسان ایرانی را تشکیل میدهند و اصلا نمیتوان آنها را نماینده یا برآیند برنامه نویسان ایرانی دانست. ولی در عین حال آرزو میکنم که کاش میشد افراد مشغول در حرفه برنامه نویسی را بتوان به نحوی دور هم گرد آورد، حال چه از طریق اینترنت و چه از طریق گردهمایی، کنفرانس، نمایشگاه، اتحادیه و… چون مسلماً از با هم بودن، چیزهای خیلی بیشتری عایدمان میشود تا از جدا جدا بودن.
@ایمان: البته فکر می کنم شما یکبار دیگر مطلبتان را تا انتها بخوانید متوجه میشوید که این موضوع به خواننده القا می شود، این که شما گفتید در ادامه از سه برنامه نویسی باتجربه و … دعوت شده است… یعنی اینکه اینها نماینده جامعه برنامه نویسان ایران هستند در حالی که شاید اینطور نباشد و تنها نماینده بخشی از آنها باشند. ضمنا اینکه گفتم بعضا قدرت تشخیص و تمییز مسائل برای تجزیه و تحلیل را ندارند هم فکر نمی کنم توهین باشد.
(اگر کسی بگوید مشت نمونه خروار است باید توجه کند که اولین شرط نمونه خروار بودن آن است که درهم و تصادفی انتخاب شده باشد)
@افشار: به همین سادگی هم نیست. معمولا افراد همکار یکدیگر را پیدا می کنند و اینکه حال شاید این اتفاق به خوبی نیفتاده این باشد که به اندازه کافی بهانه برای کنار یکدیگر بودن در جمع ها و … وجود نداشته است که معمولا سرآغاز آشنایی می شود.
ضمنا این طرز فکر که عده ای صرفا سعی کنند برنامه نویسان را از طریق برنامه، کنفرانس و … گرد هم آورند امکانپذیر نیست چون صرفا برنامه نویس بودن برای رابطه داشتن کافی نیست و یک فضای فعال در زمینه آی تی است که می تواند جنب و بوش ها و فعالیت ها را در این زمینه زیاد کرده و یک فضای فعال و پویا بین همه ایجاد کند.
@ گل باقالی : شما اینطور برداشت کردین، وگرنه من فقط نوشتم «سه برنامه نویس باتجربه و وبلاگ نویس» نه چیزی بیشتر. این دوستان هم نماینده کل برنامه نویسان ایران نیستن و کسی هم در اینجا این ادعا را نداشته. فقط نظرشون رو با بقیه به اشتراک گذاشتن، من هم انتظار داشتم بقیه زیر این پست نظر خودشون رو به اشتراک بذارن، که متاسفانه به جز چند نفر، بقیه نظرهای حاشیه ای دادند!
در ضمن در اون جمله شما که سانسور شده بود اثراتی از بی ادبی بود!
عجب مطلب پرمخاطره ایی…
واقعا مطلب مفیدی بود حداقل برای من.
برای تازه کاران مخصوصا توصیه میکنم بخونند حتما.
نظرات هم در پست هم در کامنتها قابل توجهند.
اظهار نظر كردن اين روزها براي افراد گران تمام ميشود. بگم؟ بازم بگم ؟!
@گل باقالي
«من به شخصه برنامه نویسان خیلی کار درستی را می شناسم، البته آنها مثل این اشخاص وبلاگ نویس نیستند و علایقشان بیشتر مطالعه وبلاگ است»
كاملا درسته. چرا اين جماعت كار درست و اهل فن نميان در راستاي اعتلاي اين كشور چندتا مطلب بنويسند؟ تحقيق كنند. مقاله ارائه بدن. فقط مصرف كنده صرف نباشند. فقط تماشاگر نباشند؟
با سلام
منم یه برنامه نویسم که اتفاقی مطلبتون رو خوندم (البته نظرات رو نخوندم) ، در انتها نوشته بودید نظر بدیم.
من بیش از 6 ساله که برنامه نویسی به صورت حرفه ای رو انجام می دم ، در مورد رضایت مالی باید بگم بستگی به بلند پروازی هر شخص داره ، برای مثال اگر بخواهیم به عنوان یه شغل که قراره زندگی رو بچرخونه بهش نگاه کنیم و بخوایم از مشکلات و مسئولیت هاش دوری کنیم ، شب زنده داری و وقت و بی وقت جواب کارفرما رو دادن رو نداشته باشیم مسلما سرخورده می شیم یا باید به کم قانع باشیم ، چون در این دوران اوضاع بازار نرم افزار به شدن نزول کرده ، به خاطر کم شدن بودجه انفورماتیک مراکز دولتی ، نبود دید مناسب به این شغل ، پشرفت کند افراد تصمیم گیردنده در زمینه IT و از همه بدتر خیلی از کسانی که به نام برنامه نویس تنها بازار را با کارهای بی کیفیت و البته ارزان هر روز خراب تر از دیروز می کنند و متاسفانه برخوردی باهاشون انجام نمی شه …
از نظر روحی و روانی اگر لحظات پر استرس رو حذف کنیم و برنامه نویس رو واقعا به عنوان توسعه دهنده همون طوری که آقای محبی در نوشته شون نگاه کنیم به شغلی فرا تر از تکراری نویسی بدل می شه واقعا یکی از پویا ترین شغل هاست البته به شرطی که نذاریم گرد تاریخ روی اطلاعاتمون در دنیای IT بشینه چون اگه این اتفاق بیفته بعد از مدتی تنها دچار تکرار و کسالت می شیم.
فرق برنامه نویسا با بقیه: به نظرم برنامه نویسا با خودشون بیشتر از بقیه تفاوت دارن …
متاسفانه با بازار در رکود ایران و افرادی که واقعا اطلاعی از IT ندارند ولی داد اونو سر ی دن بعد از مدتی اکثر برنامه نویسان واقعی که روحیات خاصی دارن یا مجبور می شن وطن رو ترک کنن یا اینکه اطلاعات خودشون رو تنها داشته باشند و به خاطر درخواست های کوچک خودشون رو پایین بیارن … البته منم مثل همه امیدوارم که در آینده تغییرات اساسی در این زمینه داشته باشیم تا سرخوردگی بیش تر از این نشه
من این پست رو خیلی مفید دیدم، برخلاف نظر بعضی از دوستان. یه جورایی میشه گفت تقریبا میشه از آینده این شغل اطلاع پیدا کرد و آگاه شد و جا داره از همه دوستان مخصوصا آقا ایمان تشکر کنم…
متاسفانه ما برنامه نویس ها (توسعه دهندگان) معمولا آبمان در یک جوی نمی رود، یکدیگر را قبول نداریم و بلافاصله می خواهیم یک دیگر را نقد کنیم. و البته بعضی اوقات هم بعضی ها را بیش از حد بالا می بریم و از آنها بت میسازیم. البته در اکثر کارهای تخصصی بین ما ایرانی ها این کار مرسوم است و چیز جدیدی نیست.
در مورد شغل برنامه نویسی با اکثر گفته های این عزیزان مخالف هستم. همانطور که همه ما میدانیم در ایران خیلی کم پیش می آید که یک کار تخصصی (در هر زمینه ای) با کیفیت جهانی و بسیار عالی ارائه شود. چند نفر از ما کاری ارائه کردیم که کیفیت آن در خور باشد؟ آیا تا به حال شده است که کاری خوب (کامل) تحویل دهیم و کلمه ای شکایت و ناراحتی بشنویم؟
تمام مشکل بر می گردد به خود ما، همیشه کارهای تخصصی در ایران این گونه بوده. میشود کار خوب انجام داد و راحت زندگی کرد و دقدقه نداشت. هرچقدر هم وضع یک اجتماع خراب باشد باز هم هیچ چیز جای کیفیت را نمی گیرد.
با احترام به همه ی همکاران توسعه دهنده باید بگویم اگر کسی از شغلش (توسعه ی نرم افزار) ناراضی است و یا حس می کند که این کار ارزش این همه زحمت را ندارد به نظر من او به درد این کار نمی خورد و کارش نیز همینطور و بهتر است در اولین فرصت به دنبال یک شغل دیگر باشد.
هر چقدر شغل تخصصی تر باشد ورود به آن سخت تر است و از آن سخت تر باقی ماندن در آن است و همین عامل خود بهترین فیلتر برای ورود انسانهای مقاوم تر به یکسری شغلهاست. هرکه بامش بیش برفش بیشتر.
با کمال افتخار به عنوان یک توسعه دهنده نرم افزار می گویم شغل ما یک شغل متفاوت، لذت بخش، آینده دار، با محیط و فرهنگ متفاوت، تاثیر گذار در آینده جهان و بسیار سازنده و نجات بخش است. از نظر درآمد هم در هر شغلی انسانهای با درآمد بالا و با درآمد پایین وجود دارد که این شغل هم مستثنا نیست.
بازتاب: نوروزتان پیروز، هر روزتان نوروز « فراسان
به نظر من این بحث بسیار جالب بود و نباید به نظراتی هم که داده شده خرده گرفت.
من تشکر می کنم از نویسنده وبلاگ و دوستانی که در این بحث شرکت کردند.
تشکر می کنم از جناب وحید نصیری که نظر خودشون رو واضح و صریح گفتند.
به نظر من این یک بحث اجتماعی و جالب در زمینه برنامه نویسی بود
اگر هم به نویسنده وبلاگ و یا میهمانان آن توهینی شده من هم از طرف همه از ایشان معذرت خواهی می کنم و یادآور می شوم که همیشه افرادی هستند که به افراد بزرگ خرده بگیرند…
با تشکر