کدامیک از ما با سواد تریم؟


در هر اجتماعی، آدم های مختلف با توانایی های متفاوتی وجود دارند و هیچ دو نفری مثل هم فکر نمی کنند و دارای توانایی های یکسان نیستند. آدم ها را می توان در اجتماع های مختلف بر اساس معیارهای خاصی دسته بندی نمود. این معیارها بستگی به اجتماعی دارد که شخص مورد نظر در آن قرار دارد. البته آدم ها در اجتماع های مختلفی حضور دارند و در هر اجتماع یک رفتار مشخص و توانایی خاص خود را نشان می دهند. ممکن است من در محیط کار آدم موفقی باشم اما در محیط خانواده ام بسیار ناموفق ظاهر شوم.
اجتماع کوچکی مثل یک دانشگاه را در نظر بگیرید، باز هم کوچکتر از آن دانشجویان یک رشته خاص مثلاً دانشجویان رشته نرم افزار را در نظر بگیرید. جدا از انگیزه های مختلفی که این افراد برای انتخاب این رشته و ورود به دانشگاه داشته اند، هر کدام از این دانشجویان دارای توانایی ها و ضعف های خاص خودشان هستند. به صورت معمول در چنین اجتماعی برتری از آن کسی است که از سواد بالاتری برخوردار باشد. متاسفانه سواد در محیط های آکادمیک ما تعریف مشخصی ندارد تا بتوان بر اساس آن اشخاص را طبقه بندی کرد.
من از تجربه و شناخت خودم شروع می کنم. یکسری از همکلاسی ها و هم رشته ای های من فقط در درس های خاصی قوی هستند، یکسری دیگر در درس های پایه مثل ریاضی و فیزیک قوی هستند، یکسری در درس های تخصصی توانایی دارند، تعداد بسیار محدودی از نظر عملی چیزی برای گفتن دارند و بلاخره دسته ای هم به قول خودمان از مرحله پرت هستند و از درس ها چیز خاصی نمی فهمند. شاید تعداد بسیار کمی، هم در دروس پایه و هم در دروس تخصصی و عملی قوی باشند. من در رشته خودم (بر اساس تجربه ای که داشتم) کسی را سراغ ندارم که از همه توانایی های ذکر شده در بالا برخوردار باشد و از نظر عملی نیز وافعاً حرفه ای باشد.
به عنوان مثال من نمی توانم یک معادله بسیار سخت دیفرانسیل را حل کنم اما می توانم به بهترین نحو لایه دسترسی به داده ها در یک نرم افزار تجاری را پیاده سازی کنم. من نمی توانم 240 صفحه اندیشه اسلامی حفظ کنم و 20 بگیرم اما می توانم یک سیستم نرم افزاری هرچند کوچک را تحلیل و پیاده سازی کنم. همکلاسی من می تواند سخت ترین مسائل آمار و احتمالات مهندسی را حل کند اما نمی تواند معماری چند لایه نرم افزاری را درک کند و یا حتی چند خط کد ساده بنویسد. او توانایی حل مسائل ریاضی را دارد اما قدرت درک مسائل واقعی را ندارد و بسیاری از مفاهیم شیء گرایی برای او جزوی از کابوس های زندگی اش به حساب می آیند.
مدرس درس طراحی الگوریتم ما می تواند سخت ترین مسائل این درس را با منطق ریاضی ثابت کند اما قدرت تحلیل مسائل ساده نرم افزاری را ندارد و در بیشتر موارد در نوشتن الگوریتم به یک زبان برنامه نویسی مشکل دارد. دوست من می تواند یک وب سایت را به سریع ترین و زیباترین  شکل ممکن با PHP طراحی کند ولی نمی تواند مسائل شیء گرایی و مهندسی نرم افزار را درک کند.
این مثال هایی که گفتم را من واقعاً تجربه کردم. حالا سئوالی که چند وقت است ذهن من را مشغول کرده این است که واقعاً کدامیک از ما با سوادتریم؟ شاید جواب این سئوال به تعریف واژه «سواد» بستگی داشته باشد. اما می خواهم نظر شما را بدانم، کدامیک از ما با سوادتریم؟

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :

Advertisements