از موقعیت خود به عنوان یک برنامه نویس راضی هستید!؟


این سئوالی است که هر چند وقت یکبار ممکن است دیگران از شما بپرسند. شاید شکلش فرق کند اما منظورشان همین است. حتی ممکن است بعضی وقت ها این سئوال را از خودتان بپرسید که آیا واقعاً از موقعیت خود به عنوان یک برنامه نویس راضی هستید!؟ تعداد جواب ها به این سئوال به تعداد برنامه نویس هاست. شاید نظرها به هم نزدیک باشند اما هرکس از دریچه دید خودش و با توجه به شرایط کاری خودش پاسخ این سئوال را می دهد. پاسخ به این سئوال از این جهت مفید است که دیگران درک بهتری از این تخصص پیدا می کنند و با مزایای و معایب آن آشنا می شوند.

در این مطلب از سه برنامه نویس باتجربه و وبلاگ نویس خواهش کردم که جواب سئوال فوق را بدهند. اینکه از نظر مالی، روحی و جسمی از این شغل راضی هستند یا خیر، استرس های مربوط به کار یک برنامه نویس، تغییر شغل از برنامه نویسی و تفاوت برنامه نویسی با شغل های دیگر موضوعات مرتبط با این سئوال بوده اند. دوستان لطف کردند و پاسخ های خودشان را برای من فرستاند تا به عنوان یک پست در این وبلاگ قرار بگیرد. هدف از این کار، آشنایی تازه کاران با مشکلات و مزایای برنامه نویسی و آسیب شناسی های مربوط به این حرفه است.

ترتیب مطالب بر اساس تاریخ فرستادن جواب های دوستان است.

وحید نصیری نویسنده وبلاگ x.NET Tips

از پويايي و خلاقيت موجود در دنياي IT لذت مي‌برم و به همين دليل در اين رشته مشغول به فعاليت شده‌ام. پاسخ دادن به تعدادي از سؤالات شما جنبه سياسي پيدا مي‌كنند. تا قبل از دولت فعلي وضع بهتر بود و پروژه بيشتر بود. الان وضع خيلي نسبت به قبل تفاوت كرده و پروژه كمتر شده (خيلي كمتر). به همين دليل روي اين صنف هم مسلما اين مسايل بدون تاثير نبوده.از موقعيت خودم به عنوان برنامه نويس راضي هستم. از نظر مالي تا حدودي راضي هستم و عرض كردم كه دولت فعلي كار ما را تحت تاثير شديد قرار داده است.

استرس عمده كاري من تحويل دادن درخواست‌هاي جديد در اسرع وقت است (زمانيكه درخواست مي‌دهند يعني تا يكي دو ساعت ديگر بايد كار آماده باشد!) و همچنين اعمال تغييرات جديد به سيستمي مفصل كه شامل بازنويسي قسمت‌هاي عمده آن مي‌شود. در اين حالت واقعا جمع كردن يك سيستم بزرگ هنرمندي خاصي را لازم خواهد داشت (و پر استرس). بعلاوه اين مساله سبب شده كه ساعت كاري خاصي براي من وجود نداشته باشد و تعطيل و غير تعطيل و ساعت 11 شب و امسال آن هم جزئي از زندگي كاري من شده است.

تفاوت مهم اين شغل با شغل‌هاي ديگر پويايي آن است. تا چند سال قبل مثلا asp كلاسيك وجود داشت، اما الان ASP.Net مطرح شده و جاي آن‌را گرفته. تا مدتي بعد هم ASP.Net MVC آن‌را حل و جذب خواهد كرد و web forms asp.net حالت از مد افتاده asp كلاسيك را پيدا مي‌كند. تمام اين‌ها مستلزم سعي و كوشش و مطالعه بسيار زياد است و گرنه خيلي زود بازنشسته خواهيد شد.

مشكل مهمي هم كه اين پويايي براي ما در داخل ايران به همراه داشته، نبود منابع آموزشي به روز است. الان چندتا كتاب فارسي در مورد ASP.net MVC‌ داريم؟ در مورد WPF چطور؟ در مورد تازه‌هاي SQL Server 2008 چي؟ در مورد entity framework كتابي در بازار كتاب‌هاي فارسي هست؟ و …. تمام اين‌ها سبب مي‌شود كه به روز كردن دانش اين صنف در ايران به شدت با كندي مواجه باشد.

و در پايان بايد عرض كنم كه بودن در اين رشته سن و سال خاصي را طلب نمي‌كند و تفاوت كار يك برنامه نويس با بالاي 10 سال سابقه رو خيلي خوب مي‌شود از مقايسه كدهاي او با كدهاي خام يك تازه كار درك كرد. همين فرد با سابقه پس از مدتي به اندازه كافي ابزار براي سرعت بخشيدن به كارش اختراع كرده كه بتواند با جواني با حوصله‌تر به سادگي و حتي در زمان كمتري رقابت كند و كار بهتري را نيز ارائه بدهد.

سالار خلیل زاده نویسنده وبلاگ نوشته های یک برنامه نویس

براي بررسي راضي بودن از شغل برنامه نويسي تو ايران بايد يه مورد مهم رو در نظر بگيريم. اول موضوع مربوط به موقعيت برنامه نويس تو شهرش هست. اگر فرض ما شهرستان باشه در اين صورت قضيه با زماني که فرد تو تهران باشه خيلي فرق مي کنه.
چون خودم من هم تو شهرستان هستم سعي مي کنم با اين فرض ها و سرانجام وضعيت خودم جواب بدم.

از اينکه برنامه نويس هستيد راضي هستين يا نه؟
البته که راضي هستم. برنامه نويسي رو هم کنار نخواهم گذاشت اما شايد در آينده به عنوان کار اوقات فراغت انجامش بدم.
يکي از علت هايي که اکثر برنامه نويس ها دارن که باعث شده اين حرفه رو ادامه بدن لذتي هست که پس از توليد چيزي که خودتون درست کردين و مانند يه موجود جون داره. دليل بعدي عمق زياد مبحث برنامه نويسي هست که هرچه عموق تر بري باز هم چيزي هست که بخواي دنبالش بري.

موقعيت خودتون رو به عنوان يک برنامه نويس چطور ميدونيد؟
متاسفانه اين حرفه به جز در شهرهاي بزرگي چون تهران در جاهاي ديگر به عنوان يک حرف واقعي تلقي نميشه. اين هم بر ميگيرده بيشتر به تفکر و اقبال عمومي مردم از اين رشته. البته نکته مهم در اينجا وجود دخالت ها و حمايتهاي دولتي هست که باعث اين نوع اقبال عمومي شده.
اقبال عمومي اين حرفه به اين زودي ها اصلاح نخواهد شد، چراکه دولت و قضيه حمايت از بخش خصوصي و چند مورد ديگر به زودي اصلاح پذير نيستند.

از نظر مالي راضي هستيد؟
پاسخ به اين سوال به يک جواب يک سوال ساده بستگي دارد! آيا به رشوه اعتقادي داريد؟ اگر پاسخ مثبت هست پس در اين صورت هم شما و هم شرکت شما نبايد مشکلات زيادي داشته باشيد و کارهايتان به غير از مرحله توليد که به برنامه نويسي بستگي دارد به خوبي پيش خواهد رفت.
اگر پاسخ به رشوه منفي هست چند حالت در پيش رو داريد. يا اينکه در شرکتي هستيد که به شما حقوق ماهانه پرداخت مي کند. در اين صورت مسلما حقوق دريافت مناسب نخواهد بود. مگر شرايط خاص.
و يا اينکه به عنوان برنامه نويس آزاد مشغول به فعاليت پروژه اي و نيمه وقت هستيد که در اين صورت هم به غير از مرحله کد نويسي با مشکلات عديده اي روبرو خواهيد بود.
در مورد خود من، چون مسئله مالي زياد براي من مهم نبوده سعي کردم با چند جاي مختلف کار کنم و زياد بر روي مسئله مالي تمرکز نداشته باشم. ولي همين هم بلاي جان خودم شده و باعث به وجود آمدن بدهي هاي کلان به من شده!
خوب نتيجه با شما!

از نظر روحي و جسمي؟
از نظر روحي بسيار شکسته شده ام و قصد خروج از ايران رو دارم. و براي همين مورد برنامه ريزي طولاني مدت کردم که پس از رفع مشکل سربازي اقدام کنم. عارضه جسمي حاصل هم کمر درد هست که علتش رو کوتاهي خودم مي دونم و بايد به يه باشگاهي برم حتما.

از نظر استرس هايي که يک برنامه نويس بايد تحمل کنه، توضيح بدين شما چه استرس هاي دارين و آيا برنامه اي براي کنار آمدن با اين استرس ها دارين يا خير؟
کلا: برنامه نويس به غير از رفع باگ نبايد هيچ گونه استرس ديگه اي داشته باشه. البته اگه اين مورد استرس بناميم. چون شخصا از رفع باگ لذت مي برم و باعث ميشه از اشتباها درس هاي زيادي رو بگيرم.
ايران و موقعيت خودم: اگر استخدامي هستيد که استرس نبود پول و جيب خالي و فکر خروج از شرکت هميشه با شما خواهد بود.
اگر آزاد کار مي کنيد، استرس و سر درد سروکله زدن با مشتري هاي دم دمي مزاج و چونه زدن بر سر قيمت و زمان پروژه دمار از روزگارتان مي برد!
اگر هم پروژه اي کار مي کنيد تعهد هاي کمر شکن قلب شما رو هدف قرار داده!

فرق شما با آدم هاي ديگه (شغل هاي ديگه) چيه و چه مشکلاتي داريد. بگين که تا چه موقع ميتونيد برنامه نويس بمونيد، آيا قصد تغيير شغل در آينده را داريد يا نه مي خواهيد در آينده هم در فيلد برنامه نويسي کار کنيد؟
در مورد فرق ترجيح مي دم که جواب ندم چون فرق خيلي زياده.
در عموميت فکر مي کنم يک نفر مي تونه براي هميشه برنامه نويس بمونه و از اون لذت بببره. اما اين مورد من زيادي خواه رو راضي نمکنه و هميشه به بيشتر از اينها فکر کردم. مثلا هدايت يک تيم نرم افزاري و هدايت شرکت و غيره. البته اين رو هم بگم که هدايت چند تيم نرم افزاري رو هم بر عهده داشتم ولي به دلايلي نشد که همکاري در رو اونجا ادامه بدم. در کل در آينده کار من شايد خود برنامه نويسي نباشد ولي در زمنيه برنامه نويسي خواهد بود.

افشار محبی نویسنده وبلاگ AfsharM

مقدمتاً بگویم که ترجیح می‌دهم به جای عبارت «برنامه‌نویس» از عبارت «توسعه دهنده» یا «توسعه دهنده نرم‌افزار» استفاده کنم.

جواب خلاصه من به این سوال، «بله» است. چون نزدیک به ۲۰ سال است که برنامه نویسی عشق و علاقه شماره یک من بوده و بعید است که به این زودی‌ها بتوانم از آن چشم پوشی کنم خصوصاً حالا که چندین سال است که برنامه‌نویسی تنها منبع درآمدم نیز بوده است.

این شغل از لحاظ مالی ممکن است به پای خیلی از موقعیت‌های آنچنانی دولتی یا موقعیت‌هایی که مهندسین عمران و پزشکان متخصص دارند نرسد ولی از خیلی شغل‌های دیگر نیز بهتر است و به نظرم بتوان از نظر مالی آن در حالت عادی یک شغل متوسط به بالا دانست. البته دقت کنید حساب کسانی که از راه‌های دیگری مثل سرمایه‌گذاری و رانت‌های دولتی به پول می‌رسند و یا آنهایی که تحصیلات دانشگاهی نداشته و یک شغل خیلی معمولی دارند جداست. در اینجا مقایسه فقط بین کسانی است که صرفاً با تکیه بر یک مدرک دانشگاهی زیر دکترا و توانمندی‌های خودش کسب درآمد می‌کند. به این نکته باید دقت شود که برنامه نویسی به خاطر ماهیت آن این استعداد را دارد که چه در ایران حال حاضر و چه در ممالک صنعتی، فوق‌العاده تخصصی شده و درآمدهای خیلی بالایی را تولید کند. کما این که نمونه‌اش در داخل و خارج کشور بسیار یافت می‌شود. از دیگر سو این شغل این استعداد را هم دارد که افراد را خیلی زود بی‌انگیزه کرده و ترسانده و در نتیجه موجب پیدایش درآمدهای خیلی پایین گردد.

با شناختی که همه ما از مشاغل موجود در ایران داریم، می‌دانیم که تقریباً در هیچ شغلی سلامت جسمی و روحی افراد رعایت نمی‌شود پس نباید از این لحاظ خیلی به شغل برنامه‌نویسی (توسعه نرم افزار) خرده گرفت.

اما امان از استرس‌های یک برنامه نویس. اگر استرس‌های امنیت شغلی را فعلاً مستثنی بدانیم برنامه نویسی جز شغل‌های پر استرس محسوب می‌شود زیرا هر لحظه ممکن است برنامه‌ای که نوشته‌اید و حتی مدتی هم کار کرده، یک دفعه از کار افتاده و موبایل‌تان شروع به زنگ خوردن کند. خیلی وقت‌ها هم واقعاً نمی‌دانید راه حل فلان مسئله چیست و جناب رییس هم پشت سر شما در حال لحظه شماری برای رفع مشکل است. در برنامه نویسی تقریبا بیشتر از هر شغل دیگری باید به روز باشید، بسیاری از کارفرمایان شناخت خیلی خیلی ناقصی از کار برنامه نویسی دارند و در نتیجه توقعات عجیب و غریبی خصوصا در مورد زمان‌بندی و هزینه‌بندی پروژه‌ها دارند.

در مورد امنیت شغلی به شخصه معتقدم از لحاظ امنیت شغلی بر خلاف تصور عمومی وضع برنامه نویس‌ها خیلی بد نیست و از متوسط دیگر شغل‌ها بهتر است. به عنوان نشانه می‌توانید برنامه‌نویسی را با شغل افرادی مثل کارمندان و کارگران معمولی بخش خصوصی، بسیاری از خرده فروشان اصناف مختلف، پزشکان عمومی و… مقایسه کرد.

فرق برنامه‌نویس‌ها با آدم‌های دیگر چیست؟ هیچی! فقط چون کار ما برنامه‌نویس‌ها کار جدیدی است کمی ترسیده‌ایم و الا هیچ فرق آنچنانی نداریم. بنده به شخصه فکر می‌کنم اقلاً تا ۵ سال آینده بتوانم برنامه‌نویس باقی بمانم مگر آن که شرایط سیاسی-اقتصادی مملکت خیلی به هم بریزد. در مورد سال‌های بعد از این ۵ سال امیدوارم (و تلاش می‌کنم) آنقدر در یک حیطه خاص برنامه‌نویسی تسلط پیدا کنم که اگر مجبور شدم راه فرنگستان را در پیش گیرم بتوانم گلیمم را از آب بکشم و اگر در ایران ماندم و تعداد شرکت‌های نرم‌افزاری از این هم کمتر شد بتوانم جایی برای خودم دست و پا کنم.

به عنوان نتیجه همان طور که در ابتدا ذکر کردم از زندگی حرفه‌ای خودم به عنوان یک برنامه‌نویس (توسعه دهنده نرم‌افزار) با همه فراز و نشیب‌هایش راضی هستم و امیدوارم بتوانم کارم را با موفقیت ادامه دهم.

در پایان به همه کسانی که قصد دارند وارد شغل هیجان انگیز برنامه‌نویسی (توسعه نرم‌افزار) شوند یا آن را ادامه دهند توصیه می‌کنم خودشان را همیشه به روز نگه دارند، یادگیری مداوم زبان انگلیسی را فراموش نکنند و همیشه گوشه چشمی به آن سوی مرزها داشته باشند چون ممکن است هر کدام از ماها یک روز مجبور شویم وطن را به صندوقچه خاطره‌هایمان بسپاریم.

نتیجه گیری از این مطلب با شما. یک خواهش از دوستانی که این وبلاگ را از طریق گوگل ریدر یا فیدخوان های دیگر دنبال می کنند دارم، لطفاً اگر برنامه نویس هستید جواب این سئوال را در قسمت نظرات این مطلب ارسال کنید. استثناً در مورد این مطلب نظر بدهید! جواب هر کدام از شما می تواند بر ارزش این مطلب بیفزاید. جمع بندی و نتیجه گیری را بهتر است شما خوانندگان انجام بدهید و در قسمت نظرات بیان کنید.

در آخر از دوستانی که من را در تهیه این مطلب کمک کردند تشکر میکنم. زحمت اصلی نوشتن این مطلب بر عهده آن ها بود.

به روز رسانی

چند نکته مهم در مورد این مطلب باید خدمت خوانندگان عرض کنم، متاسفانه بحث در قسمت نظرات به بیراهه کشیده شد. لطفاً به موارد زیر توجه کنید :

  1. کامنت هایی که شامل توهین به یکی از نویسنده های مطلب و یا هر شخص سوم دیگری باشد بدون اخطار قبلی حذف می شوند.
  2. موضوع این مطلب کاملاً روشن است، البته اگر مطلب را کامل بخوانید، پس کامنت های بی ربط به موضوع بدون اخطار قبلی حذف می شوند.
  3. لطفاً اگر با شخصی مشکل دارید، سعی نکنید در اینجا با او تصویه حساب کنید!
  4. قبل از کامنت گذاشتن، ابتدا مطلب را به صورت کامل بخوانید!

من واقعاً از خوانندگان محترم این وبلاگ پوزش میخواهم. متاسفانه مطلبی که قرار بود برای همه مفید واقع شود، باعث دلخوری و شرمندگی شد.

از این پس نظرات ابتدا بررسی می شوند و سپس نشان داده خواهند شد.

* قسمتی از مطلب آقای سالار خلیل زاده که باعث بوجود آمدن بحث های غیر مربتط توسط بعضی از افراد شده بود با درخواست خود ایشون حذف شد.

Advertisements