استفاده از jQuery UI Dialog در ASP.NET

یکی از نیازهای مهم برنامه نویسان وب، مخصوصاً هنگام توسعه وب اپلیکیشن ها، استفاده از دیالوگ ها برای کاربردهای مختلف است. در حالی که در برنامه های ویندوزی استفاده از پنجره های دیالوگ امری رایج و ساده است، در محیط وب اینگونه نیست. در واقع در وب چیزی که به عنوان دیالوگ در ویندوز می شناسیم وجود ندارد، و باید با همین صفحات معمولی و مقداری کد جاوا اسکریپت یک پنجره دیالوگ را ایجاد کنیم. این مسئله در برخی مواقع واقعاً مشکل ساز می شود و دست برنامه نویس را می بندد.

خوشبختانه کتابخانه jQuery UI دارای یک کامپوننت Dialog مناسب برای استفاده در محیط وب است که با تمامی مرورگرهای مدرن سازگاری کامل دارد و به علت اینکه بر روی کتابخانه jQuery کار می کند در تمام پلت فرم های توسعه وب قابل استفاده است.

برای استفاده از این Dialog در یک صفحه ASP.NET باید کتابخانه های jQuery و jQuery UI را دانلود کنید و در صفحه مورد نظر خود به آن ها ارجاع اسکریپتی بدهید. در این مطلب یک مثال ساده در مورد استفاده از jQuery UI Dialog  را توضیح خواهیم داد. پروژه مثال این مطلب را از اینجا دریافت کنید. قصد ندارم تمام کدهای نوشته شده در این پروژه مثال را توضیح بدهم، فقط نکات مهم مربوط به موضوع بحث را خواهید خواند. خواندن سورس کد و مشاهده مثال بهتر از توضیحات متنی به شما کمک می کند.

پس از دانلود و اجرای پروژه، با یک صفحه ساده مواجه خواهید شد که یک دکمه با عنوان Set Values در آن وجود دارد. با کلیک کردن بر روی این دکمه یک دیالوگ jQuery شبیه به تصویر زیر خواهید داشت :

jQuery UI Dialog Exampleدکمه Cancel دیالوگ را می بندد و دکمه OK برچسب های روی صفحه را با مقادیر تکست باکس ها هماهنگ می کند. jQuery UI Dialog در حالت معمول بعد از تگ form در ASP.NET رندر می شود که این باعث می شود تا دکمه های موجود در دیالوگ هیچ Post Backی به صفحه نداشته باشند که البته این مشکل به راحتی حل می شود. برای اینکه دکمه های موجود در دیالوگ بدون رفرش شدن صفحه کار خود را انجام بدهند، محتویات دیالوگ را درون یک UpdatePanel قرار می دهیم. مهمترین کدهایی که در مورد آن ها بحث می کنیم، کدهای جاوا اسکریپت زیر هستند :

<script type="text/javascript">
 $(document).ready(function () {
 $('#divValues').dialog({
 autoOpen: false,
 draggable: true,
 maxHeight: 440,
 width: 400,
 modal: true,
 title: "Enter values",
 open: function (type, data) {
 $(this).parent().appendTo("form");
 }
 });
 });

 function openDialog(id) {
 $('#' + id).dialog("open");
 }

 function closeDialog(id) {
 $('#' + id).dialog("close");
 }

 </script>

در واقع این کدهای بالا هستند که دیالوگ jQuery را می سازند و آن را باز و بسته می کنند. علامت $ که در ابتدای کد بکار رفته نشان دهنده این است که در حال استفاده از توابع کتابخانه jQuery هستیم. تابع اول دیالوگ را با خصوصیات مشخص شده مقدار دهی می کند. لیست کامل این خصوصیات را می توانید اینجا مشاهده کنید و بر اساس نیاز خود تغییر دهید. بعد از اجرای برنامه، تا زمانی که تابع openDialog صدا زده نشود، دیالوگ ما هم نشان داده نخواهد شد و در واقع jQuery آن را از دید کاربر مخفی نگه خواهد داشت. محتویات یک دیالوگ باید در یک div قرار بگیرند که نام آن باید برای dialog مشخص شود. نکته ای که شما به عنوان یک برنامه نویس ASP.NET در این مورد باید بدانید این است که حتماً UpdatePanel دیالوگ را داخل این div قرار دهید تا کدهایتان به درستی کار کند.

ویژگی خوب کتابخانه jQuery UI سبک بودن و سازگار بودن با اکثر مرورگرهای مدرن امروزی است. برای تغییر ظاهر دیالوگ هم دست شما بسیار باز است و می توانید از تم های آماده jQuery UI استفاده کنید و یا حتی استایل خود را برای آن بسازید.

دریافت پروژه مثال

یادگیری Castle ActiveRecord با مثال – قسمت هفتم

قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم | قسمت ششم

نکته : اگر از گوگل ریدر یا هر فیدخوان دیگری استفاده می کنید و کدها را به درستی مشاهده نمی کنید، لطفاً مطلب اصلی را در وبلاگ بخوانید.

یکی از مزیت های مهم استفاده از NHibernate که بسیاری از شرکت ها و توسعه دهندگان فقط به همین دلیل از آن در پروژه ها استفاده می کنند، پشتیبانی از پایگاه داده های محبوبی مثل Oracle, SQL Server, MySQL, Firebird و SQLite است. در این قسمت یاد خواهیم گرفت که چطور Castle ActiveRecord را برای کار با پایگاه داده های مختلف تنظیم کنیم.

اگر خاطرتان باشد در برنامه ویندوزی مثالی که نوشتیم تنظیمات CAR را در فایل App.config ذخیره کردیم (در برنامه های وب در فایل Web.config). این فایل را باز کنید و برای دیتابیس های مختلف به صورت زیر تغییر دهید :

SQL Server

<activerecord>
 <config>
 <add key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.SqlClientDriver"/>
 <add key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.MsSql2008Dialect"/>
 <add key="connection.provider"
 value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider"/>
 <add key="connection.connection_string"
 value="Data Source=.\SQLEXPRESS;Initial Catalog=MyBookStore;Integrated Security=True;Pooling=False"/>
 <add key="proxyfactory.factory_class"
 value="NHibernate.ByteCode.Castle.ProxyFactoryFactory, NHibernate.ByteCode.Castle"/>
 </config>
</activerecord>

Oracle

<activerecord>
 <config>
 <add key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.OracleClientDriver" />
 <add key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.Oracle10gDialect" />
 <add key="connection.provider"
 value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider" />
 <add key="connection.connection_string"
 value="Data Source=./Oracle;User ID=MyBookStore;Password=MyBookStore;Unicode=true" />
 </config>
</activerecord>

MySQL

<activerecord>
 <config>
 <add
 key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.MySqlDataDriver" />
 <add
 key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.MySQLDialect" />
 <add
 key="connection.provider"
 value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider" />
 <add
 key="connection.connection_string"
 value="Database=MyBookStore;Data Source=localhost;User Id=root;Password=" />
 </config>
</activerecord>

Firebird

<activerecord>
 <config>
 <add
 key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.FirebirdDriver" />
 <add
 key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.FirebirdDialect" />
 <add
 key="connection.provider"
 value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider" />
 <add
 key="connection.connection_string"
 value="Server=localhost;Database=MyBookStore.fdb;User=;password=;ServerType=1;Pooling=false" />
 <add
 key="query.substitutions"
 value="true 1, false 0" />
 </config>
</activerecord>

PostgreSQL

<activerecord>
 <config>
 <add
 key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.NpgsqlDriver" />
 <add
 key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.PostgreSQLDialect" />
 <add
 key="connection.provider"
 value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider" />
 <add
 key="connection.connection_string"
 value="Server=localhost;initial catalog=MyBookStore;User ID=;Password=;" />
 </config>
</activerecord>

SQLite

<activerecord>
 <config>
 <add key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.SQLite20Driver"/>
 <add key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.SQLiteDialect"/>
 <add key="connection.provider"
 value="MyBookStore.Model.SQLite.SQLiteConnectionProvider, MyBookStore.Model"/>
 <add key="connection.connection_string"
 value="Data Source=Data.db"/>
 <add key="proxyfactory.factory_class"
 value="NHibernate.ByteCode.Castle.ProxyFactoryFactory, NHibernate.ByteCode.Castle"/>
 </config>
 </activerecord>

اگر به کدهای بالا توجه کنید متوجه خواهید شد که Connection Provider مربوط به تنظیمات SQLite با بقیه فرق دارد. این تفاوت به این علت است که NHibernate در نسخه 2 از System.Data.SQLite به صورت توکار پشتیبانی نمی کند. برای اینکه این پشتیبانی را خودمان اضافه کنیم یک کلاس جدید به پروژه Model برنامه مثال اضافه می کنیم که کدهای آن را در زیر مشاهده می کنید :

public class SQLiteConnectionProvider : NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider
 {
 private static System.Data.IDbConnection m_Connection;

 public override System.Data.IDbConnection GetConnection()
 {
 if (m_Connection == null)
 m_Connection = base.GetConnection();
 return m_Connection;
 }

 public override void CloseConnection(System.Data.IDbConnection conn)
 {
 //Do nothing
 }
 }

همانطور که مشاهده می کنید انتخاب دیتابیس برای ذخیره داده ها هنگامی که از NHibernate استفاده می کنید کار آسانی است. پروژه مثال این مطالب با SQL Server، Oracle و SQLite با موفقیت آزمایش شده است. مستقل شدن از دیتابیس برای ذخیره داده های یک برنامه، ویژگی بسیار کارآمدی است که با استفاده از Castle ActiveRecord آسان و قابل دسترس است.

این مطلب آخرین قسمت سری آموزشی Castle ActiveRecord به همراه مثال بود اما باز هم در مورد آن در این وبلاگ مطلب خواهیم داشت. اگر خواننده این سری مطالب بودید، لطفاً نظر کلی خودتان را در قسمت نظرات همین پست با من در میان بگذارید.

پ.ن : برای دانلود پروژه مثال این سری مطالب باید چند روز صبر کنید تا کامل شود.

فقط برای یلدا!

از طرف دوستان عزیزم، آقای آواژ و آقای واحد به یک بازی وبلاگی متفاوت دعوت شده ام که هر کس یک خاطره شاد شبانه برای شب یلدا تعریف می کند. هر چند خاطره نویسی و شخصی نویسی در این وبلاگ جایی ندارند اما سعی میکنم خاطره ای تعریف کنم که یک جواریی یک ربطی به نرم افزار و برنامه نویسی داشته باشد.

1) سال اول دانشگاه، درس برنامه سازی پیشرفته را با استادی برداشتم که از قبل با هم آشنایی داشتیم و روی من حساب خاصی میکرد. جلسه اول یا دوم بود که این استاد کلاس را برای یک ساعت به امان خدا گذاشت و رفت تا کاری را انجام بدهد و برگردد. دقیقاً به خاطر ندارم که چه تمرینی برای بچه ها مشخص کرده بود اما درست به خاطر دارم که خودم چه برنامه ای برای تمرین نوشتم! آن زمان دوستی داشتم که همیشه با هم بودیم و شوخی زیادی با هم داشتیم. برای شوخی با این رفیقم، برنامه مسخره ای نوشتم که اگر هر اسمی بهش میدادی شروع به سلام علیک و احوال پرسی میکرد جز اسم کوچک این دوستم که اگر وارد میشد یک صفحه فحش و حرف های ناجور خطاب به اون روی صفحه چاپ میکرد و برنامه در یک حلقه بی نهایت این کار را ادامه می داد! تا اینکه کسی یا چیزی برنامه را Terminate میکرد. دوستم یکبار اسمش را وارد کرد و با این صفحه مواجه شد و خندیدیم و گذشت… تا اینکه وجود استاد گرامی را بالای سر خودمان حس کردیم! ایشون هم از راه نرسیده شروع کرد به نگاه کردن تمرین های بچه ها و اول از همه به سراغ من اومد و برنامه ام را با فشار یک دکمه اجرا کرد و با شوق و ذوق فراوان نام کوچکش را تایپ کرد و دکمه Enter را با خوشحالی فشار داد! …… انگشت استاد عزیز بر روی همان دکمه Enter خشک ماند و چشمانش فحش هایی که به اعضای درجه یک خانواده اش داده می شد دنبال می کرد!!! همان لحظه بود که با نام کوچک استاد آشنا شدم! و پس از دو سه بار غیبت بر سر کلاسش از آن به بعد و با توافق یکدیگر او را با نام کوچک صدا میکردم!

2) دومین خاطره مربوط میشه به همین چند وقت پیش و در شرکتی که در حال حاضر در آن کار میکنم. در جریان دو سه بار نصب یکی از سیستم های تحت وب شرکت، هر بار همکاران ما یادشون میرفت بنر بالای صفحات سیستم را برای سازمان طرف قرارداد عوض کنند. این در حالی بود که هر بار برای نصب سیستم ها کاملاً برنامه ریزی میشد و همه کارشان را به خوبی برای نصب و استقرار سیستم در سازمان مشتری انجام میدادند، به جز یک چیز که همان بنر بالای صفحات سیستم بود که باید برای هر کدام از سازمان ها عوض میشد و پس از نصب سیستم متوجه می شدیم که عوض نشده! بعد از چند بار اتفاق افتادن این مشکل، قرار گذاشته شد که قبل از هر کاری جهت آماده کردن سیستم برای نصب در سازمان مشتری، اول آن بنر نظر کرده را عوض کنیم و بعد کارهای مهم تر را انجام دهیم. همین کار را هم کردیم تا اینکه یک روز همکاران برای نصب سیستم به سازمان مشتری در یک شهر دیگر رفتند و با اینکه بنر را شب قبل عوض کرده بودیم اما باز هم بنر قبلی که برای یک سازمان دیگر بود نشان داده میشد! خودمان بنر جدید را می دیدیم اما آن ها در سازمان مشتری بنر جدید را نمی دیدند! به ناچار دوباره به سرور مشتری ریموت شدیم و فایل بنر جدید را با بنر قبلی جایگزین کردیم اما باز هم اثری نداشت. با استفاده از مرورگر سیستم مشتری همان بنر قبلی نشان داده میشد! تلفنم زنگ خورد. همکارم بود که میخواست هر چه زودتر این مشکل حل شود. اون موقع استرس زیادی من و همکاران داخل شرکت داشتیم که چرا این بنر لعنتی تغییر نمی کند! به علت استرسی که داشتیم هیچ کدام فکرمان به جایی نمی رسید و تلفن من همچنان زنگ میخورد… تا اینکه من این مشکل را با گوگل عزیز در میان گذاشتم و Boom! دفعه بعدی که همکارم زنگ زد و گفت که هنوز بنر عوض نشده، با خونسردی همراه با کمی طلبکاری گفتم : یعنی نمی دانید که باید Ctrl+F5 را بزنید تا مرورگر فایل های کش شده را نادیده بگیرد!!

3) آخرین خاطره ای که شاید فقط برای خودم و چند تا از همکلاسی هام جالب باشه اینه که دقیقاً شب یلدای سال پیش من به یکی از همکلاسی هام قول داده بودم که مطلبی راجع به ASP.NET را بهش یاد بدم و اون روز چون خیلی فریاد زده بودم (یادتون میاد اون روز چه خبر بود!) کاملاً صدام گرفته بود و به هیچ وجه صدام در نمی آمد! با این حال وقتی همکلاسیم زنگ زد ازش خواستم که حتماً بیاد تا بهش یاد بدم. شب یلدا بود و ما هم دانشجو در یک شهر دیگه و چیزی هم برای خوردن نداشتیم جز چند تا میوه! دو نفر از همکلاسی هام اون شب با یه کم خوراکی اومدن و من با همون صدایی که از انتهای یک چاه عمیق بیرون می آمد موضوعی که قرار بود توضیح بدم را شروع کردم. صدای من روی اعصاب تمام بچه ها بود و بنده خدا اون همکلاسیم به دقت گوش میکرد که من دارم چی میگم و وسط بحث اینقدر صدای من ناهنجار بود که بیخیال بقیه داستان شد و گفت فهمیدم و رفت! اون موقع واقعاً نمی تونستم حرف بزنم و اون روز را هیچ وقت فراموش نمیکنم!

امیدوارم امشب اوقات بسیار خوشی را در کنار کسانی که دوستشان دارید بگذرانید. به علت اینکه فکر میکنم زمانش گذشته من کسی را برای ادامه این بازی دعوت نمیکنم. همیشه شاد باشید.

یلدای 1389

ویژگی جدید Code-first برای Entity Framework

با محبوب شدن NHibernate و کتابخانه های وابسته به آن مثل Castle ActiveRecord و Fluent NHibernate، مایکروسافت به تازگی ویژگی جدیدی را به صورت Preview برای ORM خود یعنی Entity Framework عرضه کرده است که قابلیت هایی جدیدی را به توسعه دهندگان می دهد تا به جای سر و کله زدن با ابزارهای Designer و فایل های نگاشت XML، بر کدهای شیء گرا تمرکز داشته باشند. با این ویژگی شما به راحتی می توانید مدل خود را با استفاده از کلاس های معمولی بسازید و از EF بخواهید تا دیتابیس را از روی مدل نوشته شده توسط شما بسازد.

نسخه ای که به تازگی عرضه شده آخرین نسخه کتابخانه Code first قبل از ارائه نسخه اصلی خواهد بود. برای دانلود این ویژگی جدید به این صفحه از سایت مایکروسافت بروید. بعد از نصب کتابخانه، برای استفاده از این ویژگی پروژه جدیدی از نوع Class Library ایجاد کنید و به فایل EntityFramework.dll در مسیر نصب شده ارجاع دهید. یک کلاس به نام Blog با محتویات زیر بسازید :

using System.Collections.Generic;<br />
using System.ComponentModel.DataAnnotations;<br />
using System.Data.Entity;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class Blog<br />
{<br />
[Key]<br />
public long ID { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Title is required.")]<br />
public string Title { get; set; }</p>
<p>public bool ShowInSearchEngines { get; set; }</p>
<p>public string Description { get; set; }</p>
<p>public IList<Post> Posts { get; set; }<br />
}<br />
}

می خواهیم مدلی بسازیم برای نگهداری اطلاعات یکسری وبلاگ به علاوه پست ها و کامنت های هر کدام. در اینجا شما می توانید کلاس هایی ایجاد کنید که هر کدام نشان دهنده یک موجودیت در دیتابیس شما خواهند بود. این کلاس ها می توانند کلاس های ساده POCO باشند که نیازی ندارند از کلاس دیگری به ارث بروند تا نقش یک Entity را برای شما بازی کنند. این ویژگی به شما کمک می کند تا یک مدل ساده، قابل درک، تمیز و قابل تست برای پروژه خود بسازید. کلاس های مثال ما همگی POCO هستند.

using System.Collections.Generic;<br />
using System.Data.Entity;<br />
using System.ComponentModel.DataAnnotations;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class Post<br />
{<br />
[Key]<br />
public long ID { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Title is required.")]<br />
public string Title { get; set; }</p>
<p>[StringLength(4000)]<br />
[Required(ErrorMessage="Content is required.")]<br />
public string Content { get; set; }</p>
<p>public Blog Blog { get; set; }</p>
<p>public IList<Comment> Comments { get; set; }<br />
}<br />
}

کلاس Post برای نگهداری اطلاعات یک پست وبلاگ نوشته شده است. Post با موجودیت Blog یک رابطه چند به یک و با موجودیت Comment یک رابطه یک به چند دارد که با استفاده از پراپرتی در آن مشخص شده اند. با استفاده از قابلیت های فضای نام DataAnnotations می توان مشخصات یک موجودیت را اعتبار سنجی نمود. این اعتبار سنجی با استفاده از تعریف Attribute بر روی مشخصات انجام می شود. به طور مثال پراپرتی Content در این موجودیت می تواند تا 4000 کاراکتر را در خود ذخیره کند و حتماً باید مقداری برای آن وارد شود وگرنه یک استثنا رخ خواهد داد که باید توسط برنامه نویس هندل شود.

using System.Data.Entity;<br />
using System.ComponentModel.DataAnnotations;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class Comment<br />
{<br />
[Key]<br />
public long ID { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Name is required.")]<br />
public string Name { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Email is required.")]<br />
public string Email { get; set; }</p>
<p>public string URL { get; set; }</p>
<p>[Required]<br />
public string Content { get; set; }</p>
<p>public Post Post { get; set; }<br />
}<br />
}<br />

استفاده از مشخصه های اعتبارسنجی باعث می شود که مدل ما به صورت خودکار در هنگام ذخیره در دیتابیس، اطلاعات خودش را مورد بررسی قرار دهد تا در صورت وجود یک داده نا معتبر از ذخیره شدن اطلاعات درون دیتابیس جلوگیری کند. برای اتمام مدل خودمان در این مثال فقط یک قدم دیگر مانده و آن هم ایجاد یک کلاس DbContext برای کلاس های ساده مان است :

using System.Data.Entity;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class MyBlogPlatform: DbContext<br />
{<br />
public DbSet<Blog> Blogs { get; set; }<br />
public DbSet<Post> Posts { get; set; }<br />
public DbSet<Comment> Comments { get; set; }<br />
}<br />
}<br />

در واقع این کلاس باعث می شود تا کلاس های ساده ی ما با دیتابیس بوسیله Map کردن کلاس ها به جدوال و پراپرتی ها به فیلدها و رابطه ها  ارتباط برقرار کنند. کدهای بالا تمام کدهای لازمی بود که ما برای ایجاد مدل و لایه دسترسی به داده های خود احتیاج داشتیم. آخرین مرحله قبل از استفاده از این مدل، مشخص کردن Connection String برای ایجاد دیتابیس از روی آن است که می توانید در web.config آن را به صورت زیر مشخص کنید :

<connectionStrings><br />
 <add name="MyBlogPlatform"  connectionString="Data Source=.\SQLEXPRESS;Initial Catalog=MyBlogPlatform;Integrated Security=True"  providerName="System.Data.SqlClient"  />

EF Code first به صورت پیش فرض به دنبال رشته اتصالی در فایل web.config می گردد که با کلاس Context شما همنام باشد. چون کلاس Context ما در این مثال MyBlogPlatform است، EF هم به دنبال رشته اتصالی به همین نام خواهد گشت و از آن برای ایجاد دیتابیس یا اتصال به دیتابیس موجود استفاده خواهد کرد. برای اینکه مطمئن شویم کارمان مشکلی ندارد کدی برای ایجاد یک موجودیت بلاگ در دیتبایس در مکان مناسب (مثل کلیک یک دکمه در صفحه) می نویسیم :

MyBlogPlatform blogPlatform = new MyBlogPlatform();<br />
 Blog blog = new Blog()<br />
 {<br />
 Title = "Farasun",<br />
 ShowInSearchEngines = true,<br />
 Description = "A blog about programming"<br />
 };<br />
 blogPlatform.Blogs.Add(blog);<br />
 blogPlatform.SaveChanges();<br />
 

در این نقطه کار ما به پایان رسیده و شما قادر خواهید بود که با مدل خود کار کنید. EF تمام کارهای مربوط به دیتابیس را انجام خواهد داد و شما فقط باید بر روی قوانین تجاری و رابط کاربری اپلیکیشن خود وقت بگذارید. به طور مثال برای کوئری گرفتن توسط LINQ می توانیم چنین کدی برای مدل خود بنویسیم :

MyBlogPlatform myBlogPlatform = new MyBlogPlatform();<br />
 var query = from x in myBlogPlatform.Posts<br />
 where x.Title.Contains(“Entity Framework”)<br />
 select x;<br />
 

اگر سری آموزش های Castle ActiveRecord در این وبلاگ را دنبال کرده باشید، با این پست غریبه نبوده اید. اینطور که به نظر می رسد تیم Entity Framework راه درستی برای ادامه توسعه این پروژه انتخاب کرده و در آینده ای نزدیک باید شاهد قابلیت های بیشتری در جهت بهبود کارایی این ORM باشیم.

گذاشتن محدودیت برای برنامه نویسان… اما به چه قیمتی!

گذاشتن محدودیت های مختلف برای برنامه نویسان از مهمترین دغدغه های اکثر مدیران شرکت های نرم افزاری در ایران بوده و هست. برنامه نویسی یک شغل بسیار متفاوت است که نمی توان با راهکارهای مدیریتی شغل های دیگر بر روی آن مدیریت داشت و موفق شد. کسی که قرار است بر روی چندین برنامه نویس و مهندس نرم افزار مدیریت کند خودش حتماً باید از زوایا و جزئیات این کار کاملاً آگاه باشد. به علت تفاوت این شغل با شغل های دیگر، نمی توان همان محدودیت هایی که برای کارمندان دیگر شغل ها در یک شرکت گذاشته می شود و معمولاً جواب می دهد را برای برنامه نویسان گذاشت و جواب گرفت.

به عنوان کسی که در حال حاضر به عنوان یک برنامه نویس کار می کند در این مطلب در مورد مهمترین محدودیت هایی که برای برنامه نویسان گذاشته می شود بحث خواهم کرد. شما هم اگر برنامه نویس هستید می توانید در قسمت نظرات این مطلب یا در وبلاگ خود در این مورد بنویسید. اگر مدیر شرکت نرم افزاری هستید در مورد این محدودیت ها در شرکت خود بنویسید و اگر مخالف هستید حتماً نظر مخالف خود را بیان کنید تا به یک نتیجه گیری خوب در آخر برسیم.

محدودیت دسترسی به اینترنت

در اکثر شرکت ها و مخصوصاً شرکت های نرم افزاری که به اینترنت نیاز دارند، این سئوال پیش می آید که آیا باید بر روی دسترسی اینترنت کارمندان محدودیت اعمال کرد یا نه. معمولاً اکثر محدودیت های اینترنتی شرکت ها بر روی وب سایت های شبکه های اجتماعی، مسنجرها، ایمیل ها و وب سایت های خبری و بلاگ های شخصی است. در مملکت ما که اکثر شبکه های اجتماعی بسته هستند و نیازی به اعمال محدودیت در سطح شرکت برای این وب سایت ها وجود ندارد. اما در مورد مسنجر ها، سرویس های ایمیل و وب سایت های خبری معمولاً محدودیت هایی اعمال می شود. در بعضی شرکت ها این محدودیت با استفاده از ابزارهای پیشرفته و تقریباً سنگین است و در برخی دیگر سخت گیری زیادی در مورد آن نمی شود اما می توان گفت در اکثر شرکت های نرم افزاری ایران در مورد استفاده از اینترنت برای نیروی فنی خود محدودیت می گذارند. دلیل این کار هم مشخص است، می خواهند برنامه نویسان به جای وقت تلف کردن در وب سایت های غیر مرتبط با کار، کارایی بالاتری داشته باشند. من به عنوان یک برنامه نویس با این ایده کاملاً مخالفم. با محدود کردن دسترسی برنامه نویسان به اینترنت نمی توان به کارایی بالاتر رسید. باید قبول کرد که برنامه نویسی شغلی بسیار متفاوت از شغل های دیگر است. کسی که می خواهد یک شرکت نرم افزاری را با چند برنامه نویسی اداره کند نباید تفکرش با مدیران دیگر یکی باشد. برنامه نویسی امروز بدون داشتن دسترسی به اینترنت امکان پذیر نخواهد بود.

می توان اینطور نتیجه گرفت که باید وب سایت های مرتبط با برنامه نویسی را آزاد گذاشت اما وب سایت های غیر مرتبط و سرویس های وب مثل ایمیل، مسنجر و شبکه های اجتماعی را فیلتر کرد. خب اینکه مسلم است وب سایت هایی مثل MSDN یا StackOverFlow باید برای برنامه نویسان قابل دسترس باشند، اما به نظرم بقیه وب، مثل شبکه های اجتماعی و مسنجرها نیز باید برای برنامه نویسان قابل دسترس باشند. می پرسید چرا؟ به این دلیل که اکثر برنامه نویس ها رابطه هایی دارند که می تواند هنگام کار به آن ها کمک کنند. به طور مثال من می توانم در مورد مشکلی که دارم در مسنجر از دوست برنامه نویسم کمک بخواهم یا ایده جدیدی برای حل مشکلم در یک گروه برنامه نویسی در فیس بوک بدست بیاورم. از جی میل می توانم برای ارتباط های کاری و رد و بدل کردن فایل هایم استفاده کنم. در مورد بلاگ ها هم همینطور. اکثر وبلاگ های برنامه نویسان مطرح به صورت وبلاگ شخصی هستند. ممکن است راه حلی که من بدنبال آن هستم در یکی از همین وبلاگ های شخصی باشد که برایم قابل دسترس نیست.

در مورد وب سایت های کاملاً غیر مرتبط با کار هم با اعمال محدودیت مخالفم. باز هم تکرار میکنم که برنامه نویسی با دیگر شغل ها تفاوت بسیاری دارد. خواندن یک مطلب کاملاً غیر مرتبط با کار می تواند ذهن من را به عنوان یک برنامه نویس رفرش کند تا بتوانم دوباره با ذهنی پاک بر روی مساله موجود تمرکز کنم و کارم را به اتمام برسانم. در این مورد تحقیق علمی هم وجود دارد که یک نمونه از آن ها را می توانید اینجا بخوانید.

محدودیت ساعت ورود و خروج

شاید اکثر مدیران شرکت های نرم افزاری در این مورد توافق دارند که برای یک برنامه نویسی که درگیر تولید محصول است، نباید اجبار در ساعت ورود به شرکت گذاشت. هرچند به این موضوع اعتراف می کنند اما باز هم احتمال اینکه در زمان دیر رفتن با قیافه عبوس جناب مدیر مواجه شوید زیاد است. یک برنامه نویس اگر به اندازه کافی نخوابیده باشد و یا فکرش جای دیگر باشد، حضور فیزیکی اش در یک ساعت معین در شرکت به هیچ دردی نمی خورد. اگر مثل شرکت های دولتی فقط زمان حضور برایتان اهمیت ندارد، بهتر است در مورد ساعت ورود برنامه نویسان به شرکت هیچ محدودیتی قرار ندهید. البته بحث بر سر برنامه نویسانی نیست که کار پشتیبانی انجام می دهند. برنامه نویسانی که کار تولید انجام می دهند و هیچ رابطه مستقیمی با مشتریان ندارند، نیازی به یک ساعت ورود مشخص ندارند. معیار سنجش این برنامه نویسان باید وظیفه ای باشد. یعنی کاری که در یک روز به آن ها واگذار شده را به خوبی انجام دهند و نه ساعت ورود یا خروج آن ها از شرکت.

محدودیت صحبت با تلفن شخصی

این محدودیت شاید بهترین و موثرترین محدودیتی باشد که شما می توانید برای برنامه نویسان تان قرار دهید. به عنوان یک برنامه نویس هیچ چیز بیشتر از زنگ تلفن همراهم حواسم را هنگام کار پرت نمی کند. معمولاً جواب تلفنم را هنگام کد نویسی نمی دهم. بهترین حالت این است که در زمان کار از برنامه نویسان بخواهید که گوشی های خود را خاموش کنند و به هنگام نهار و استراحت در این مورد آزاد باشند. هر چند باز هم باید تلفن های ضروری را استثنا دانست و سخت گیری در این مورد نباید داشت زیرا برنامه نویسی که منتظر یک تماس تلفنی مهم و ضروری است نمی تواند به خوبی کار کند و همه حواسش به تلفنش خواهد بود.

محدودیت زمان استراحت

به عنوان یک برنامه نویس نمی توانم بیشتر از دو ساعت به صورت مداوم کدنویسی کنم و به مانیتور چشم بدوزم. باید درک کرد که یک برنامه نویس با یک تایپیست فرق می کند، و برای هر خطی که تایپ می کند ابتدا باید فکر کند. بهترین حالت این است که به صورت دوره ای مثلاً هر یک ساعت، 10 دقیقه به ذهن استراحت داد تا برای ادامه کار ذهن خسته نباشد. در این 10 دقیقه می توان چای یا قهوه نوشید و با همکار در حال استراحت خود گپ زد. برای خودم خیلی پیش آمده که زمانی که ذهنم بر روی یک مشکل متمرکز شده است، در زمان استراحت ایده جدیدی برای رفع مشکل به ذهنم خطور کرده و کارایی ام بالاتر رفته است. بعد از هر یک ساعت کار 10 دقیقه از میز و مانیتورتان دور شوید، قهوه یا چای بنوشید، قدمی بزنید، زیر آفتاب بروید و ذهن تان را رفرش کنید. زمانی که به سختی بر روی یک موضوعی کار می کنید و جواب نمی گیرید و ممکن است با 10 دقیقه استراحت ذهنی، کل قضیه از دستتان خارج شود می توان با کمی قدم زدن و فکر کردن ایده های جدیدی برای رفع مشکل پیدا کرد. در زمان استراحت می توان حتی مطالب غیر کاری را در وب مطالعه کرد تا ذهن برای ادامه کار خلوت و آماده شود.

این را بخاطر داشته باشید که برنامه نویسی که به طور مداوم کدنویسی می کند و به مانیتور خیره است نه تنها کارایی بالاتری ندارد بلکه مطمئن باشید کیفیت کارش از برنامه نویسی که هم کار می کند و هم استراحت، پایین تر است. می توان با استراحت های دوره ای در حین کار، مثل نوشیدن قهوه، خوردن میان وعده، گپ زدن در مورد مطالب غیر کاری و خواندن یک مطلب خنده دار به همراه همکاران در حال استراحت، کارایی را بالا برد. سخت کار کردن هیچ ربطی به 4-5 ساعت پشت سر هم کد نویسی و نشستن و خیره شدن به مانیتور ندارد! درست کار کردن مهم است.

محدودیت گوش دادن به موزیک

گوش دادن به موزیک در حین کار برای اشخاص به اصطلاح Knoledge Worker مثل نویسندگان و برنامه نویسان می تواند مفید باشد. من خودم به عنوان یک برنامه نویس زمانی که در حین کار به موزیک گوش میدهم از زمانی که در سکوت برنامه نویسی می کنم، کارایی بالاتری دارم. گوش دادن به موزیک با هدفون مخصوصاً زمانی که تیم تولید و پشتیبانی و منشی و بازاریاب یکجا هستند و سر و صدا زیاد است، حتماً کارایی یک برنامه نویس را افزایش می دهد و کمک می کند تا برنامه نویس تمرکز بیشتری بر موضوع کارش داشته باشد. هرچند گوش دادن به موزیک در حین کار یک موضوع کاملاً سلیقه ای است، اما حتی برای کسانی که از این کار خوششان نمی آید هم تاثیر مثبت به همراه دارد، فقط آن ها باید این موضوع را قبول کنند. گوش دادن به موزیک هم می تواند باعث پرت شدن حواس در حین کار شود و هم می تواند به شما کمک کند تا بر روی کار خود تمرکز بیشتری داشته باشید. این باید بستگی به خود برنامه نویس داشته باشد که آیا می تواند با گوش دادن به موزیک کارایی خود را بالاتر ببرد یا خیر؟

گوش دادن به موزیک بوسیله هدفون در حین برنامه نویسی مثل این است که در اتاق خود را ببندید و در آرامش کار خود را انجام بدهید حتی در زمانی که در یک جای شلوغ و پر استرس قرار دارید. روی هر چیزی محدودیت قرار می دهید به هیچ وجه سعی نکنید بر روی گوش دادن موزیک در مورد برنامه نویسان محدودیت قرار دهید!

نتیجه

نه فقط در مورد برنامه نویسان، بلکه در هر موردی گذاشتن محدودیت اثر عکس دارد و اثر مثبتی نخواهد داشت. صداقت و اعتماد متقابل میان همکاران و مدیران در یک شرکت کلید موفقیت در این مورد است. شما با اعتماد به برنامه نویسان خود به چیزی بالاتر از نتیجه اعمال محدودیت ها در شرکت خود خواهید رسید. با گذاشتن محدودیت های بیخود و زجرآور کردن کار برای برنامه نویسان به جای بالا بردن کارایی، کیفیت کار آن ها را پایین خواهید آورد. اگر با محدود کردن اینترنت و تلفن های همراه برنامه نویسان خود منتظر افزایش کارایی آن ها هستید، بدانید که شرکت شما از نظر فرهنگ کاری و اخلاقی مشکلات زیادی دارد. فرهنگ سازی در این موارد بهترین راه حل برای افزایش کارایی برنامه نویسان خواهد بود. برنامه نویسانی که خودشان می دانند چه موقع باید استراحت کنند، چه موقع باید سر کار حاضر باشند، چه موقع باید به تلفن همراه خود جواب دهند و چه موقع باید فقط و فقط بر روی کار تمرکز کنند.

farasun.wordpress.com

خواندن مطلب مرتبط : یک محیط سفارشی شده; تمام چیزی که یک برنامه نویس می خواهد!

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

پ.ن : ایده این مطلب از مطلب آقای آواژ با عنوان «تفکیک مسائل شخصی از محیط کار» به ذهنم خطور کرد.

یادگیری Castle ActiveRecord با مثال – قسمت ششم

قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم

نکته : اگر از گوگل ریدر یا هر فیدخوان دیگری استفاده می کنید و کدها را به درستی مشاهده نمی کنید، لطفاً مطلب اصلی را در وبلاگ بخوانید.

مشکل Select N+1 در ORMها

استفاده از یک ORM می تواند توسعه یک پروژه را بسیار سریع و آسان کند اما آگاهی نداشتن از برخی مسائل در مورد ORMها ممکن است باعث پایین آمدن شدید کارایی اپلیکیشن شما شود. یکی از مهم ترین و جدی ترین مشکلاتی که می تواند به شدت کارایی اپلیکیشن شما را پایین بیاورد، مشکل Select N+1 است. برای درک این مشکل بهتر است نمونه ای در مورد پروژه مثال کتاب فروشی ذکر شود. فرض کنید از Lazy Loading در سطح کلاس های این پروژه استفاده نمی کردیم، به نظر شما با اجرای یک خط کد زیر چه اتفاقی می افتد؟

Book[] books = Book.FindAll();

شاید منظورمان از نوشتن کد بالا این بوده که تمام کتاب ها را از دیتابیس بخوانیم، اما با این کار در واقع کل جدول های دیتابیس مان را خواهیم خواند! اجرای این خط باعث می شود تا برای هر کتاب، اطلاعات موضوعات، نویسنده، انتشارات، سفارشات و مشتریان هم از دیتابیس خوانده شوند. به این مشکل در ORMها، Select N+1 گفته می شود که خوشبختانه در Caslte ActiveRecord با تعریف رابطه ها به صورت Lazy قابل حل است.
در پروژه مثالی که مورد بررسی قرار گرفت تمام کلاس ها و تمام رابطه ها به صورت Lazy تعریف شده اند. برای تعریف یک کلاس به صورت Lazy کافیست تا صفت [ActiveRecord(Lazy=true)] را به آن اضافه کنید. با این کار شما باید تمام پراپرتی های کلاس را به صورت virtual تعریف کنید تا NHibernate بتواند در زمان اجرا، متد ها و پراپرتی های کلاس شما را override کند و فقط داده هایی را برای شما بارگذاری کند که واقعاً به آن ها نیاز دارید. فقط به این نکته توجه داشته باشید که Lazy Loading فقط زمانی ممکن است که یک Session در حافظه وجود داشته باشد، در غیر این صورت با یک استثنای NHibernate Lazy Initialization failure مواجه خواهید شد. برای اینکه با این استثنا مواجه نشوید می توانید در صورت نیاز از SessionScope در CAR استفاده کنید.

using (new SessionScope())
 {
 Category category = Category.Find(SelectedCategoryId);
 Books = Book.GetByCategory(category);
 }

Lazy Loading در سطح رابطه ها

فعال کردن Lazy Loading برای رابطه های یک موجودیت روی کارایی برنامه تاثیر بسیار زیادی دارد. Lazy مربوط به تمام رابطه ها به صورت پیش فرض برابر false است. برای رابطه های HasMany و HasAndBelongsToMany باید Lazy را برابر true و برای رابطه های BelongsTo صفت Lazy را برابر FetchWhen.OnInvoke قرار دهید. در این مورد نیز شما باید تمام پراپرتی ها و رابطه ها را به صورت virtual تعریف کنید. زمانی که یک رابطه مجموعه ای را به صورت Lazy تعریف می کنید، NHibernate تنها زمانی آیتم های آن را لود خواهد کرد که برنامه شما به یکی از اعضای آن دسترسی پیدا کند. در مورد رابطه های Lazy نیز حتماً باید یک SessionScope وجود داشته باشد تا NHibernate بتواند داده ها را فقط هر موقع نیاز بود برای شما لود کند.

لاگ کردن کدهای SQL تولید شده توسط NHibernate

برای اینکه بفهمیم Castle ActiveRecord چطور با دیتابیس حرف می زند و چه کارهایی در پشت پرده انجام می دهد تا ما از وجود دیتابیس بی خبر باشیم، می توانیم با استفاده از کامپوننت Log4net کوئری های SQL که توسط NHibernate ایجاد می شوند را به صورت فایل های log ذخیره و در صورت نیاز مشاهده کنیم. برای این کار شما باید به اسمبلی log4net.dll (که معمولاً همراه CAR هم وجود دارد) در پروژه خود ارجاع دهید. در مورد پروژه مثال ما که تحت ویندوز است، باید فایل App.config را به صورت زیر تغییر دهیم (در صورتی که از دات نت فریم ورک 4.0 استفاده می کنید) :

<?xml version="1.0"?>
<configuration>
 <configSections>
 <section name="activerecord"
 type="Castle.ActiveRecord.Framework.Config.ActiveRecordSectionHandler,
 Castle.ActiveRecord"/>
 <section name="log4net"
 type="log4net.Config.Log4NetConfigurationSectionHandler,
 log4net" />
 </configSections>
 <startup useLegacyV2RuntimeActivationPolicy="true">
 <supportedRuntime version="v4.0" />
 </startup>
 <activerecord>
 <config>
 <add key="connection.driver_class" value="NHibernate.Driver.SqlClientDriver"/>
 <add key="dialect" value="NHibernate.Dialect.MsSql2008Dialect"/>
 <add key="connection.provider" value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider"/>
 <add key="connection.connection_string" value="Data Source=.\SQLEXPRESS;Initial Catalog=MyBookStore;Integrated Security=True;Pooling=False"/>
 <add key="proxyfactory.factory_class" value="NHibernate.ByteCode.Castle.ProxyFactoryFactory, NHibernate.ByteCode.Castle"/>
 </config>-->
 </activerecord>
 <startup><supportedRuntime version="v4.0" sku=".NETFramework,Version=v4.0"/></startup>

 <log4net>
 <appender name="trace" type="log4net.Appender.TraceAppender, log4net">
 <layout type="log4net.Layout.PatternLayout,log4net">
 <param name="ConversionPattern" value="%d [%t] %-5p %c [%x] &amp;lt;%P{user}&amp;gt; - %m%n" />
 </layout>
 </appender>
 <appender name="console" type="log4net.Appender.ConsoleAppender, log4net">
 <layout type="log4net.Layout.PatternLayout,log4net">
 <param name="ConversionPattern" value="%d [%t] %-5p %c [%x] &amp;lt;%P{user}&amp;gt; - %m%n" />
 </layout>
 </appender>
 <appender name="rollingFile" type="log4net.Appender.RollingFileAppender,log4net" >
 <param name="File" value="log.txt" />
 <param name="AppendToFile" value="true" />
 <param name="RollingStyle" value="Date" />
 <param name="DatePattern" value="yyyy.MM.dd" />
 <param name="StaticLogFileName" value="true" />
 <layout type="log4net.Layout.PatternLayout,log4net">
 <param name="ConversionPattern" value="%d [%t] %-5p %c [%x] &amp;lt;%X{auth}&amp;gt; - %m%n" />
 </layout>
 </appender>
 <root>
 <priority value="ALL" />
 <appender-ref ref="rollingFile" />
 </root>
 </log4net>
</configuration>

هنگامی که show_sql را در تنظیمات CAR تغییر می دهیم، در واقع به NHibernate می فهمانیم که قصد مشاهده کدهای SQL تولیدی اش را داریم. برای اینکه log4net را برای انجام وظیفه اش آماده کنیم باید یک خط کد به فایل Program.cs پروژه خود اضافه کنیم. این خط کد را قبل از اجرای فرم اصلی برنامه در فایل Program.cs اضافه کنید :

log4net.Config.XmlConfigurator.Configure();

با انجام این تغییرات از این به بعد با هر بار اجرای برنامه یک فایل log.txt در کنار فایل اجرایی پروژه ایجاد خواهد شد که در آن تمام مسائل پشت پرده CAR و NHibernate ثبت خواهد شد. این فایل برای عیب یابی و مشاهده کوئری های اجرا شده توسط NHibernate بر روی دیتابیس کاربرد خواهد داشت. در واقع این فایل تمام اطلاعاتی را که برای Debug کردن یک پروژه مبتنی بر NHibernate نیاز است را در خود ذخیره می کند.

ایجاد فایل های نگاشت NHibernate از روی کلاس های CAR

هر چند Castle ActiveRecord شما را از فایل های کانفیگ XML معمول NHibernate بی نیاز می کند، اما اگر می خواهید بدانید که CAR چطور عملیات Mapping را برای شما انجام می دهد، می توانید از آن بخواهید تا فایل های Mapping را برای شما تولید کند. برای این کار باید حالت isDebug مربوط به CAR را در فایل کانفیگ خود برابر true قرار دهید تا CAR مجبور شود فایل های نگاشت NHibernate را در کنار پروژه شما تولید کند. در این صورت باید به قسمت تنظمیات Castle ActiveRecord در فایل App.config پروژه مثال خود صفت isDebug=»true» را اضافه کنید. پس از اجرای برنامه خواهید دید که فایل های Mapping توسط NHibernate در کنار پروژه شما به ازای هر کلاس ایجاد خواهد شد. این فایل ها برای مشاهده جزئیات نگاشت، پیدا کردن و رفع یک مشکل و یا حتی گزارش یک باگ به تیم NHibernate کاربرد دارد.

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد…

برای اینکه مطالب بعدی را از دست ندهید، مشترک فید فراسان شوید!

یادگیری Castle ActiveRecord با مثال – قسمت پنجم

قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم

نکته : اگر از گوگل ریدر یا هر فیدخوان دیگری استفاده می کنید و کدها را به درستی مشاهده نمی کنید، لطفاً مطلب اصلی را در وبلاگ بخوانید.

اعتبار سنجی موجودیت ها در Castle ActiveRecord

یک ORM خوب بدون داشتن ویژگی Validation یا اعتبار سنجی کامل نیست. در Castle ActiveRecord با استفاده از کلاس ActiveRecordValidationBase می توان خصوصیات موجودیت ها را قبل از رسیدن به دیتابیس اعتبار سنجی کرد. برای این کار باید کلاس مورد نظر را از کلاس ActiveRecordValidationBase به جای کلاس ActiveRecordBase به ارث برد. با استفاده از امکانات موجود در فضای نام Castle.Components.Validator می توانید قوانین اعتبار سنجی مورد نظر خود را برای پراپرتی های کلاس خود تعریف کنید تا در صورت اشتباه بودن مقادیر وارد شده برای آن ها، آبجکت از ذخیره شدن اطلاعات در دیتابیس جلوگیری کند.   به مثال زیر توجه کنید :

[ActiveRecord(Table="Customers", Lazy=true)]
 public class Customer: ActiveRecordValidationBase<Customer>
 {
 [PrimaryKey(PrimaryKeyType.Native)]
 public virtual long ID { get; set; }

 [ValidateNonEmpty]
 [Property(NotNull=true, Length=250)]
 public virtual string Title { get; set; }

 [Property(Length=50)]
 public virtual string ContactNumber { get; set; }

 [ValidateEmail("Not like an email")]
 [Property(Length=250)]
 public virtual string Email { get; set; }

 [ValidateLength(10,400)]
 [Property(Length=400)]
 public virtual string Address { get; set; }
}

این همان کلاس Customer پروژه مثال MyBookStore است که این بار از کلاس ActiveRecordValidationBase به ارث برده شده است که دارای یک متد مهم به نام IsValid است. در فضای نام Castle.Components.Validator صفت های اعتبارسنجی معمول برای استفاده در سنارویوهای معمول وجود دارد که می توانید از آن ها برای انجام اعمال اعتبارسنجی در سطح موجودیت ها استفاده کنید. در اینجا از صفت ValidateNonEmpty برای اطمینان از خالی یا null نبودن مقدار پراپرتی Title، از صفت ValidateEmail برای اطمینان از صحت فرمت ایمیل وارد شده توسط کاربر و از ValidateLenght برای اعتبارسنجی طول رشته وارد شده کاربر برای پراپرتی Address استفاده شده است.

از Validatorهای مهم دیگر این کتابخانه می توان به ValidateIsUnique که چک می کند مقدار خصوصیت در دیتابیس وجود نداشته باشد، ValidateRegExp که چک می کند مقدار خصوصیت با یک Regular Expression هماهنگ باشد و ValidateIsGreater و ValidateIsLesser که مقدار خصوصیت را با مقدار خصوصیت دیگری از نظر بزرگتر یا کوچکتری مقایسه می کند، اشاره نمود.

اگر کاربر بخواهد مقدار نامعتبری را به هر یک از خصوصیت های این کلاس نبست دهد، یک استثنا رخ خواهد داد. برای جلوگیری از این موضوع شما باید اول مطمئن شوید که مقادیر وارد شده برای خصوصیات یک موجودیت با توجه به Validatorهای تعریف شده برای هر کدام، معتبر باشند. متد IsValid چک می کند که تمام اعتبار سنجی ها با موفقیت انجام شده اند و سپس True برمی گرداند.
ممکن است برخی نیازهای اعتبارسنجی شما برای تعریف به صورت Attribute یک خصوصیت مناسب نباشد. اگر اینطور بود می توانید متد IsValid را Override کنید و متد base را زمانی صدا بزنید که مطمئن شدید اعتبار سنجی شما با موفقیت انجام شده است. برای مثال می خواهیم مطمئن شویم که برای خصوصیت Title این کلاس حتماً بیشتر از 6 کاراکتر وارد شود :

public override bool IsValid()
 {
 if (Title.Length > 6)
 return base.IsValid();
 else
 return false;
 }

اگر هر کدام از مقادیر وارد شده برای پراپرتی های این کلاس با توجه به Validation تعریف شده برای آن ها، معتبر نباشد، یک استثنای ValidationException رخ خواهد داد. برای تغییر این رفتار می توانید متد NotIsValid این کلاس را بر اساس نیاز خود Override کنید.

همانطور که مشاهده کردید، استفاده از Validationها و تعریف اعتبارسنجی های سفارشی در سطح موجودیت ها در Castle ActiveRecord بسیار آسان در عین حال قدرتمند است. شما بر اساس نیاز پروژه خود می توانید پیچیده ترین اعتبار سنجی ها را با استفاده از امکانات این کتابخانه در سطح موجودیت های خود پیاده سازی کنید. این یکی از دلایل مهمی است که Castle ActiveRecord را در نظر من و بسیاری دیگر محبوب ساخته است.

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد…

برای اینکه مطالب بعدی را از دست ندهید، مشترک فید فراسان شوید!