مقایسه تجربی Entity Framework و NHibernate

اگر پست های اخیر این وبلاگ را خوانده باشید نباید با Entity Framework و NHibernate نا آشنا باشید. هر دو راه حلی برای دستیابی به داده ها در دات نت فریم ورک ارائه می کنند. Entity Framework محصول مایکروسافت است و NHibernate محصول جامعه اوپن سورس. من از هر دو در پروژه های واقعی استفاده کرده ام و در مورد هر دو نتیجه رضایت بخش بوده است. در این مطلب نتیجه یک مقایسه تجربی را میان Entity Framework و NHibernate خواهید خواند که امیدوارم شما را در انتخاب هر کدام از آن ها کمک کند.

نگاشت کلاس ها

در NHibernate برای انجام عمل Mapping کلاس ها، (با صرف نظر از کتابخانه های کمکی) به ازای هر کلاس باید یک فایل نگاشت XML و برای تنظیم آن نیز یک فایل XML نوشته شود. زمانی که یک دیتابیس داریم و می خواهیم کلاس های مدل خود را بسازیم NHibernate ابزاری برای این کار ندارد (با صرف نظر از ابزارهای کمکی) و باید نگاشت را به صورت دستی انجام داد. اما با استفاده از کتابخانه های کمکی مثل Fluent NHibernate می توان بدون نوشتن حتی یک خط کد XML نگاشت کلاس ها و تنظیم NHinernate را به خوبی انجام داد. ابزارهای Designer متعددی هم در حال حاضر برای نگاشت یک دیتابیس موجود برای NHibernate ساخته شده اند.

در Entity Framework انجام عمل Mapping با استفاده از Designer قدرتمند ویژوال استادیو به راحتی قابل انجام است و (با صرف نظر از نسخه جدید EF) این Designer فقط زمانی که یک دیتابیس وجود داشته باشد به کار می آید. شما می توانید ابتدا دیتابیس خود را بسازید و با Import کردن جدول های مورد نظر خود به صورت ویژوال عملیات Mapping را انجام دهید. سپس EF از روی آن، کلاس های دامین شما را با ارتباط های مناسب خواهد ساخت. در نسخه بعدی EF شما می توانید از روش هایی شبیه به Fluent NHibernate و Castle ActiveRecord برای ساختن کلاس های دامین خود و سپس نگاشت آن ها به یک دیتابیس استفاده کنید.

انجام پرس و جو

Entity Framework دو روش را برای ایجاد و اجرای کوئری ها به شما می دهد. یک روش، دستوراتی کاملاً شبیبه به SQL دارد به نام Entity SQL Language و روش دیگر روش محبوب LINQ to Entitis است که اکثراً از این روش استفاده می کنند. روش اول کاملاً شبیه به استفاده از زبان SQL است، فقط در اینجا به جای استفاده از نام جداول اطلاعاتی از نام کلاس ها و به جای نام فیلدها از نام پراپرتی ها استفاده می کنید. در روش دوم شما تمام قدرت LINQ را برای بدست آوردن نتایج از کلاس های دامین پروژه خود خواهید داشت.

در NHibernate برای کوئری گرفتن انتخاب های بیشتری دارید. این موضوع می تواند هم خوب باشد و هم بد! خوب است چون شما می توانید بر اساس نیاز خود و کاری که می خواهید انجام دهید یک روش را انتخاب کنید و بد است چون در بعضی مواقع باعث سردرگمی شما می شود. محبوب ترین روش در هر دوی این ORMها استفاده از LINQ است که تا نسخه قبلی NHibernate مشکلاتی در پشتیبانی کامل LINQ وجود داشت که در نسخه جدید تا حدود زیادی برطرف شده است. NHibernate از زبان HQL که یک SQL شیء گرا برای نوشتن کوئری است پشتیبانی می کند که برای کسانی که پیش زمینه SQL دارند کار را راحت می کند. Criteria API روش دیگری است که اگر نحوه استفاده از آن را یاد بگیرید تقریباً هر کوئری که نیاز داشته باشید را می توانید با آن بنویسید. در نسخه 3.0 NHibernate روش جدیدی به نام QueryOver اضافه شده که همان Criteria API را با استفاده از اکستنشن متدها و عبارت های lambda به صورت type safe ارائه می دهد. کوئری های نوشته شده به این روش شباهت زیادی به کوئری های نوشته شده با LINQ دارند. MultiQuery نام روش دیگری است که NHibernate را قادر می سازد که فقط با یک بار رفت و برگشت به دیتابیس چند کوئری را اجرا کند و نتایج آن را برگرداند.

سادگی در استفاده

فکر میکنم همه بدانیم که استفاده از Entity Framework در عمل از استفاده از NHibernate به مراتب ساده تر است. ابزارهایی که ویژوال استادیو برای ایجاد کلاس های دامین پروژه برای Entity Framework در اختیار شما قرار می دهد کار شما را بسیار آسان می کند. برای استفاده از EF شما نیازی به دانستن چیز خاصی ندارید و همین که کلاس های شما با استفاده از ویزارد ساخته شدند می توانید شروع به استفاده از آن ها کنید. اما در NH شما نیاز به یادگیری و مطالعه بیشتری دارید و احتمال برخورد به مشکل در آن نسبت به EF بسیار بیشتر است. اگر اهل مطالعه و یادگیری نیستید و در برنامه نویسی بی حوصله اید به هیچ وجه از NHibernate استفاده نکنید!

پشتیبانی از دیتابیس های مختلف

EF و NH هر دو از دیتابیس های محتلفی پشتیبانی می کنند. اما پشتیبانی کردن آن ها با یکدیگر تفاوت دارد. EF محصول مایکروسافت است و به صورت توکار فقط از SQL Server پشتیبانی می کند. برای دیتابیس های دیگر مثل اوراکل یا Sybase باید از پروایدرهای تجاری استفاده کنید. به تازگی MySql و SQLite پروایدرهای خود را برای EF ارائه کرده اند و اوراکل نیز قرار است در نیمه دوم سال 2011 این کار را انجام دهد. البته شما خودتان هم می توانید برای دیتابیس مورد نیاز خود یک پروایدر برای EF بنویسید.

در مورد NH چون یک محصول اوپن سورس است به صورت پیش فرض از دیتابیس های مختلفی مثل اوراکل، MySql، SQLite، SQL Server، Firebird پشتیبانی می کند.

Second Level Cache

استفاده از Caching در یک ORM معمولاً در دو سطح امکان پذیر است. سطح اول که در سطح تراکنش است و تضمین می کند که دو رکورد یکسان در یک Session دو بار خوانده نخواهند شد. سطح دوم Cache در سطح DAL انجام می شود و باعث بالا رفتن سرعت اجرای کوئری ها بدون اتصال دوباره به دیتابیس می شود و فقط محدود به یک Session نخواهد شد. EF  تا نسخه 4.0 این قابلیت را به صورت توکار ارائه نمی کند اما NHibernate تعدادی Provider مناسب برای این کار دارد.

کتابخانه های کمکی

در حال حاضر تعداد کتابخانه های کمکی NHibernate به علت کدباز بودن آن بسیار زیاد است. پروژه هایی مثل NHibernate Search و NH Validator که توسط جامعه کاربری توسعه می یابند برای EF وجود ندارند. برای EF باید به محصولات تجاری شرکت ها مراجعه کنید.

کارایی و سرعت

Entity Framework و NHibernate به اندازه کافی کارایی خوبی دارند اگر به درستی به کار گرفته شوند. نکته ای که وجود دارد این است که با EF شما به سختی می توانید اشتباه کنید اما در NHibernate اشتباه کردن به راحتی آب خوردن است! در Entity Framework بدون اینکه شما کاری انجام دهید، کارایی خوبی خواهید داشت اما در مورد NHibernate اینطور نیست. اگر مستندات NHibernate را کامل بخوانید و تمام ملاحظات کارایی را در پیاده سازی لحاظ کنید به کارایی و سرعت بالاتری از EF هم خواهید رسید.

زمان یادگیری

همانطور که گفته شد، یادگیری NHibernate معمولاً زمان بیشتری نسبت به Entity Framework نیاز دارد. با NHibernate شما نیاز به یادگیری مفاهیم بیشتری دارید و معمولاً برای حل یک مشکل زمان بیشتری را باید صرف کنید. هر دو، کتاب ها و منابع خوبی برای یادگیری دارند.

نتیجه

برای تصمیم گیری درباره استفاده از هر کدام از این ORMها فاکتورهای دیگری نیز موثر هستند که در این مطلب به آن ها اشاره نشد. NHibernate در حال حاضر انتخاب های بیشتری را نسبت به EF ارائه می دهد و شما کنترل بیشتری بر روی ویژگی های آن دارید. انتخاب های بیشتر باعث پیچیده تر شدن NH شده است. EF به جای آن از سادگی خاص محصولات مایکروسافت بهره می برد و برای راه اندازی یک پروژه که وقت کمی دارد بسیار مناسب است. هر چند انتخاب ها و ویژگی های بیشتر همیشه نکته مثبتی نیستند، چون اگر ندانید چطور انتخاب کنید و یا نحوه کار ویژگی مورد نظر را درک نکرده باشید، به راحتی می توانید اشتباه کنید. EF و NH هر دو وظیفه های مهم یک ORM را به خوبی انجام می دهند و کمی در جزئیات با هم متفاوت اند که در این مطلب به آن ها اشاره شد.

10 نکته برای نوشتن بهتر توضیحات در سورس کد

نوشتن توضیحات یا Comment در تمام زبان های برنامه نویسی مرسوم است. برنامه نویس ها معمولاً برای خواناتر شدن کدهای خود توضیحات می نویسند، اما در برخی مواقع به طور خواسته یا ناخواسته این توضیحات به جای اینکه سودمند باشند آزاردهنده می شوند. در این مطلب نکاتی ذکر خواهد شد که با بکار بستن آن ها می توان توضیحاتی خوانا و قابل درک در برنامه ها نوشت.

1) توضیحات را مرتب و پشت سر هم بنویسید : هنگامی که برای چند خط کد به صورت متوالی کامنت می نویسید بهتر است تمام کامنت ها در یک ستون عمودی تراز شوند تا خواناتر به نظر برسند.

List<User> users = User.GetAll(); //Get all available users
users.Add(aUser);                 //Add a User

2) در کوتاه ترین جملات منظور خود را برسانید : سعی نکنید قضیه را بپیچانید! با کمترین کلمات ممکن منظور خود را برسانید و از نوشتن توضیحات اضافی پرهیز کنید.

3) بدانید برای چه چیزی توضیح می نویسید : نوشتن کامنت برای یک کلاس با نوشتن کامنت برای یک پراپرتی یا یک متد فرق می کند. برای یک کلاس شما باید یک خلاصه توضیحات، نام نویسنده و تاریخ آخرین تغییر را بنویسید و کاری را که این کلاس قرار است انجام بدهد را مشخص کنید. برای یک متد شما باید علاوه بر نوشتن یک توضیح خلاصه، توضیحی در مورد هر یک از پارامترهای متد و نوع خروجی متد بنویسید.

4) به شعور خواننده توهین نکنید! : از توضیح بدیهیات پرهیز کنید. نوشتن توضیحاتی شبیه به توضیحات زیر را کنار بگذارید :

if(CanSave == true) //if User can Save
SaveToFile();       //then Save it to file!

نوشتن این گونه توضیحات به جز اینکه وقت شما و خواننده کد را بگیرد، هیچ سود دیگری ندارد.

5) از یک استاندارد مشخص پیروی کنید : مخصوصاً وقتی با یک تیم برنامه می نویسید این مورد را حتماً رعایت کنید. کامنت کردن کدها بر اساس استاندارد و استفاده از ابزارهای مربوطه بسیار توصیه می شود. به طور مثال در C# استفاده از توضیحات XML مرسوم است و کار شما را آسان می کند.

6) توضیحات را همزمان با نوشتن کد بنویسید : زمانی که شروع به کد نویسی می کنید ذهن شما بر روی مسئله جاری متمرکز شده است و بهترین زمان برای نوشتن توضیحات در مورد کد مورد نظر است. اگر نوشتن توضیحات را به زمان دیگری موکول کنید ممکن است توضیحاتی که بعداً می نویسید همانی نباشد که در ابتدا در ذهن شما بوده است.

7) طوری توضیحات بنویسید که دوست دارید دیگران برای شما بنویسند! : موقعیتی را در نظر بگیرید که باید کدهای کلاسی که یک برنامه نویس دیگر نوشته است را تغییر دهید و کدهای نوشته شده هم آنقدر ناخواناست که بدون خواندن توضیحات نمی توانید از آن ها سر در بیاورید. اگر آن برنامه نویس توضیحات خوانایی برای این کدها ننوشته باشد کار شما برای تغییر کدها بسیار سخت خواهد بود. پس طوری کامنت بنویسید که برنامه نویس بخت برگشته ای که بعد از شما می خواهد کدها را تغییر دهد عذاب نکشد! با این کار اول خودمان سود خواهیم کرد، زیرا ممکن است اولین نفری باشیم که در آینده می خواهیم کدهای خودمان را تغییر دهیم.

8 ) با تغییر کدها، توضیحات را تغییر دهید : همیشه کامنت ها را به صورت موازی با کدهای خود تغییر دهید. اگر کدهای خود را تغییر دهید اما توضیحاتش را آپدیت نکنید، به جای اینکه این توضیحات در آینده سودمند باشند، نگهداری کد را سخت تر خواهند کرد. نداشتن توضیحات در سورس کد بهتر از داشتن توضیحات غلط در آن است. حواستان به ابزارهای Refactoring باشد که کدها را به صورت خودکار تغییر می دهند اما توضیحات را بدون تغییر رها می کنند.

9) از برچسب های معنی دار استفاده کنید : زمانی که در یک تیم کار می کنید، سعی کنید از برچسب های معنی دار و قراردادی بین اعضای تیم برای منظورهای مختلف استفاده کنید. به طور مثال بسیاری از برنامه نویس ها از برچسبی مثل «//TODO :» استفاده می کنند تا مشخص کنند قسمتی از کد نیاز به کار اضافی دارد و یا از برچسبی مثل «Temp» جهت نوشتن کدهای موقت که بعداً باید حذف یا جایگزین شوند استفاده می کنند. شاید برچسب ها توضیحی در مورد کد نباشند، اما به جای آن پیغامی را به شما و دیگر هم تیمی های شما یادآوری می کنند.

10) کد خوب، خودش را توضیح می دهد : همیشه بخاطر داشته باشید که کد خوب بهترین داکیومنت برای خودش است. اگر دوست ندارید یا حوصله ندارید برای کدهایتان کامنت بنویسید بهتر است کدهایی بنویسید که خودشان را توضیح می دهند. برای نوشتن چنین کدهایی باید نام متغیرها، کلاس ها، متدها و پراپرتی ها را کاملاً معنی دار انتخاب کنید. به طور مثال شما نیازی به نوشتن کامنت برای متد زیر ندارید :

AddUserToDatabase(User user)

هر کسی با مشاهده متد بالا متوجه می شود که کار آن اضافه کردن یک کاربر به دیتابیس است.

 

منبع : 13 Tips to Comment Your Code

استفاده از Castle ActiveRecord در پروژه های تحت وب

در سری آموزشی Castle ActiveRecord با یک پروژه مثال تحت ویندوز پیش رفتیم و همانطور که مشاهده کردید نکته خاصی در مورد نوع پروژه که تحت ویندوز بود وجود نداشت. اما استفاده از یک ORM در پروژه های تحت وب به علت ماهیت خاص وب، استراتژی خاصی را نیز می طلبد. در یک پروژه تحت وب، ممکن است کاربران زیادی وجود داشته باشند که هر کدام درخواست هایی را برای برنامه ما می فرستند که اکثر این درخواست ها مربوط به دسترسی به داده ها باشند.

ساده ترین روش برای استفاده از Castle ActiveRecord در یک برنامه تحت وب اضافه کردن خاصیت isWeb=»true» در بخش کانفیگ CAR در فایل web.config است. این کار باعث می شود تا CAR مجبور به استفاده از استراتژی متفاوتی برای نگهداری نمونه های Sessionهای NHibernate بکار بگیرد. در اینجا قصد نوشتن توضیحات اضافه را ندارم، بهتر است نمونه کانفیگ ActiveRecord برای یک برنامه تحت وب را مشاهده کنید :

<activerecord
 isWeb="true"
 isDebug="true"
 threadinfotype="Castle.ActiveRecord.Framework.Scopes.HybridWebThreadScopeInfo, Castle.ActiveRecord">
 <config>
 <add key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.SqlClientDriver"/>
 <add key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.MsSql2008Dialect"/>
 <add key="connection.provider"
 value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider"/>
 <add key="connection.connection_string"
 value="Data Source=.\SQLEXPRESS;Initial Catalog=RegisterUsers;Integrated Security=True;Pooling=False"/>
 <add key="proxyfactory.factory_class"
 value="NHibernate.ByteCode.Castle.ProxyFactoryFactory, NHibernate.ByteCode.Castle"/>
 <add key="SessionScopeWebModule"
 value="Castle.ActiveRecord.Framework.SessionScopeWebModule"
 name="SessionScopeWebModule"
 type="Castle.ActiveRecord.Framework.SessionScopeWebModule"/>
 </config>
 </activerecord>
 

برای اینکه بتوانیم از الگوی Session per Request استفاده کنیم (همانطور که برای NHibernate پیاده سازی می کنند) باید یک کلاس با کدهای زیر به پروژه خودمان اضافه کنیم :

public class SessionModule : HttpApplication
{
 public SessionModule()
 {
 BeginRequest += new EventHandler(OnBeginRequest);
 EndRequest += new EventHandler(OnEndRequest);
 }

 protected void Application_Start(Object sender, EventArgs e)
 {
 BeginRequest += new EventHandler(OnBeginRequest);
 EndRequest += new EventHandler(OnEndRequest);
 }

 public void OnBeginRequest(object sender, EventArgs e)
 {
 HttpContext.Current.Items.Add("ar.sessionscope", new SessionScope());
 }

 public void OnEndRequest(object sender, EventArgs e)
 {
 try
 {
 SessionScope scope = HttpContext.Current.Items["ar.sessionscope"] as SessionScope;

 if (scope != null)
 {
 scope.Dispose();
 }
 }
 catch (Exception ex)
 {
 HttpContext.Current.Trace.Warn("Error", "EndRequest: " + ex.Message, ex);
 }
 }
}

و البته خطوط زیر را به بخش system.web فایل web.config اضافه کنیم :

<httpModules>
 <add name="ar.sessionscope"
 type="Castle.ActiveRecord.Framework.SessionScopeWebModule, Castle.ActiveRecord"/>
</httpModules>

هنوز کارمان تمام نشده. باید ActiveRecord را در فقط برای اولین اجرای برنامه راه اندازی کنیم. اگر یادتان باشد در یک برنامه تحت ویندوز، راه اندازه اولیه ActiveRecord را در هنگام اجرای برنامه در متد main فایل Program.cs می نوشتیم. در یک برنامه تحت وب این کار را باید در Application_Start انجام دهیم. این متد در یک برنامه تحت وب فقط یکبار و در زمان اجرای اولیه صدا زده می شود و بهترین مکان برای راه اندازی اولیه فریم ورک ActiveRecord است. این متد زمانی که یک فایل Global.asax به پروژه خود اضافه می کنید ایجاد می شود. بدنه این متد برای راه اندازی اولیه ActiveRecord چیزی شبیه کدهای زیر می تواند باشد :

protected void Application_Start(object sender, EventArgs e)
{
 IConfigurationSource configSource = ConfigurationManager.GetSection("activerecord")
 as IConfigurationSource;
 ActiveRecordStarter.Initialize(typeof(User).Assembly, configSource);
}

برای درک بهتر مطلب می توانید پروژه مثال این مطلب را از اینجا دریافت کنید.

استفاده از jQuery UI Dialog در ASP.NET

یکی از نیازهای مهم برنامه نویسان وب، مخصوصاً هنگام توسعه وب اپلیکیشن ها، استفاده از دیالوگ ها برای کاربردهای مختلف است. در حالی که در برنامه های ویندوزی استفاده از پنجره های دیالوگ امری رایج و ساده است، در محیط وب اینگونه نیست. در واقع در وب چیزی که به عنوان دیالوگ در ویندوز می شناسیم وجود ندارد، و باید با همین صفحات معمولی و مقداری کد جاوا اسکریپت یک پنجره دیالوگ را ایجاد کنیم. این مسئله در برخی مواقع واقعاً مشکل ساز می شود و دست برنامه نویس را می بندد.

خوشبختانه کتابخانه jQuery UI دارای یک کامپوننت Dialog مناسب برای استفاده در محیط وب است که با تمامی مرورگرهای مدرن سازگاری کامل دارد و به علت اینکه بر روی کتابخانه jQuery کار می کند در تمام پلت فرم های توسعه وب قابل استفاده است.

برای استفاده از این Dialog در یک صفحه ASP.NET باید کتابخانه های jQuery و jQuery UI را دانلود کنید و در صفحه مورد نظر خود به آن ها ارجاع اسکریپتی بدهید. در این مطلب یک مثال ساده در مورد استفاده از jQuery UI Dialog  را توضیح خواهیم داد. پروژه مثال این مطلب را از اینجا دریافت کنید. قصد ندارم تمام کدهای نوشته شده در این پروژه مثال را توضیح بدهم، فقط نکات مهم مربوط به موضوع بحث را خواهید خواند. خواندن سورس کد و مشاهده مثال بهتر از توضیحات متنی به شما کمک می کند.

پس از دانلود و اجرای پروژه، با یک صفحه ساده مواجه خواهید شد که یک دکمه با عنوان Set Values در آن وجود دارد. با کلیک کردن بر روی این دکمه یک دیالوگ jQuery شبیه به تصویر زیر خواهید داشت :

jQuery UI Dialog Exampleدکمه Cancel دیالوگ را می بندد و دکمه OK برچسب های روی صفحه را با مقادیر تکست باکس ها هماهنگ می کند. jQuery UI Dialog در حالت معمول بعد از تگ form در ASP.NET رندر می شود که این باعث می شود تا دکمه های موجود در دیالوگ هیچ Post Backی به صفحه نداشته باشند که البته این مشکل به راحتی حل می شود. برای اینکه دکمه های موجود در دیالوگ بدون رفرش شدن صفحه کار خود را انجام بدهند، محتویات دیالوگ را درون یک UpdatePanel قرار می دهیم. مهمترین کدهایی که در مورد آن ها بحث می کنیم، کدهای جاوا اسکریپت زیر هستند :

<script type="text/javascript">
 $(document).ready(function () {
 $('#divValues').dialog({
 autoOpen: false,
 draggable: true,
 maxHeight: 440,
 width: 400,
 modal: true,
 title: "Enter values",
 open: function (type, data) {
 $(this).parent().appendTo("form");
 }
 });
 });

 function openDialog(id) {
 $('#' + id).dialog("open");
 }

 function closeDialog(id) {
 $('#' + id).dialog("close");
 }

 </script>

در واقع این کدهای بالا هستند که دیالوگ jQuery را می سازند و آن را باز و بسته می کنند. علامت $ که در ابتدای کد بکار رفته نشان دهنده این است که در حال استفاده از توابع کتابخانه jQuery هستیم. تابع اول دیالوگ را با خصوصیات مشخص شده مقدار دهی می کند. لیست کامل این خصوصیات را می توانید اینجا مشاهده کنید و بر اساس نیاز خود تغییر دهید. بعد از اجرای برنامه، تا زمانی که تابع openDialog صدا زده نشود، دیالوگ ما هم نشان داده نخواهد شد و در واقع jQuery آن را از دید کاربر مخفی نگه خواهد داشت. محتویات یک دیالوگ باید در یک div قرار بگیرند که نام آن باید برای dialog مشخص شود. نکته ای که شما به عنوان یک برنامه نویس ASP.NET در این مورد باید بدانید این است که حتماً UpdatePanel دیالوگ را داخل این div قرار دهید تا کدهایتان به درستی کار کند.

ویژگی خوب کتابخانه jQuery UI سبک بودن و سازگار بودن با اکثر مرورگرهای مدرن امروزی است. برای تغییر ظاهر دیالوگ هم دست شما بسیار باز است و می توانید از تم های آماده jQuery UI استفاده کنید و یا حتی استایل خود را برای آن بسازید.

دریافت پروژه مثال