نیازهای من به عنوان یک نیروی انسانی – بازی وبلاگی

کمبود نیروی انسانی با سواد و به روز در صنعت نرم افزار کشور چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. اکثر شرکت های نرم افزاری از وضعیت نیروی انسانی گله مندند و سعی می کنند به هر طریقی نیروهای ارزشمند خود را نگه دارند. آن طرف قضیه هم این نیروهای انسانی هستند که از وضعیت شرکت ها گله دارند. پیدا کردن یک شرکت نرم افزاری درست حسابی هم این روزها سخت شده است. اگر شرکت های نرم افزاری ایران حرفه ای شروع به کار می کردند، حرفه ای ادامه می دادند، حرفه ای استخدام می کردند و با نیروی انسانی حرفه ای تعامل داشتند که وضعیت صنعت نرم افزار در ایران این نبود!

افشار محبی در یک مطلب انتظارات خودش را به عنوان یک نیروی انسانی برنامه نویس مشخص کرده و از چند وبلاگ نویس خواسته تا در این مورد بنویسند. هدف از این کار این است که نظرات مختلف برنامه نویسان به عنوان نیروهای انسانی شرکت های نرم افزاری بیان شود، شاید بهبودی در زمینه نیروی انسانی صنعت نرم افزار کشور حاصل شود. من پیشنهاد میکنم طرف دیگر قضیه یعنی کارفرماها و مدیران شرکت های نرم افزاری نیز خواسته های خودشان را از نیروهای انسانی مطرح کنند. همان کاری که آقای آواژ در وبلاگ خودشان انجام داده اند +

نیازهای من به عنوان یک برنامه نویس :

1) انتظارات از من شفاف باشد. من می خواهم بدانم کارفرما دقیقاً انتظار انجام چه کاری را از من دارد. اگر من به عنوان «برنامه نویس» استخدام شدم، نباید کاری جز کدنویسی داشته باشم. اگر قرار است تیمی کار شود، هر کس باید وظایف خودش را انجام بدهد. نه اینکه اکثر کارها را یک نفر انجام بدهد و در آخر کار به اسم تیم تمام شود!

2) اعتماد و صداقت متقابل. همانطور که من به کارفرما اعتماد میکنم و وقت و انرژی خودم را در شرکت او میگذرانم، دوست دارم کارفرما هم به من اعتماد داشته باشد. اگر من در کارم صادق باشم و از هیچ تلاشی برای پیشرفت شرکت دریغ نکنم، میخواهم کارفرما هم قدر این صداقت را بداند و با من رو راست باشد.

3) در بدو ورود به شرکت کاملاً در مورد خط مشی شرکت، پروژه های در دست اجرا، روش های تولید و پشتیبانی محصولات توجیه شوم. من چطور می توانم وارد پروسه توسعه پروژه ای شوم که هیچ مستنداتی ندارد و هیچ ایده ای از آن ندارم. متاسفانه اکثر شرکت ها این مورد مهم را رعایت نمی کنند. باید یک هفته اول برای فرد تازه وارد جلسات توجیحی در مورد تمام زوایای شرکت گذاشته شود، سپس او را با محصولات و روش های تولید و پشتیبانی آشنا کنند. نکته مهمی که باید در اینجا در نظر گرفته شود رفتار دیگر کارکنان با فرد تازه وارد است. باید کارکنان طوری توجیه شوند که به جای پرتاب کردن سنگ جلوی فرد تازه وارد به او کمک کنند تا با شرایط و پروژه های شرکت هر چه زودتر آشنایی پیدا کند.

4) بتوانم محیط کارم را سفارشی کنم. من برای برنامه نویسی نیاز به یک محیط آرام و دور از استرس دارم. اتاقی که در آن بازاریاب شرکت در حال زدن مخ مشتری است و منشی در حال چانه زدن، جای مناسبی برای من برنامه نویس نیست! من نیاز به میز و صندلی و مانیتور استاندارد و یک کامیپوتر مناسب دارم. من باید بتوانم در محیط کارم بر اساس سلیقه ام تغییر ایجاد کنم. قبلاً یک مطلب کامل در این مورد نوشتم که می توانید اینجا مطالعه کنید.

5) کارفرما برای وقت من ارزش قائل باشد. زمان روزانه کار کردن در شرکت باید مشخص باشد. منظورم ساعت شروع و پایان کار نیست. من باید بدانم قرار است دقیقاً روزی چند ساعت برای کارفرما کار کنم. اگر بیشتر از وقت مشخص کاری انجام داده شود باید اضافه کاری محسوب شود. این در اکثر شغل ها بدیهی است، اما اکثراً در شرکت های نرم افزاری رعایت نمی شود.

5+1) کارفرما به آموزش مداوم کارکنان و استفادده از تکنولوژی های جدید علاقه مند باشد. دنیای نرم افزار و برنامه نویسی هر روز تغییر می کند و افرادی که می خواهند در این زمینه کار کنند باید همیشه در حال یادگیری باشند و دانش خود را به روز کنند. من برای بالا بردن دانش و مهارتم نیاز به یادگیری و آموزش مداوم دارم. شرایط یک آموزش منظم را باید کارفرما برای کارکنانش فراهم کند. این موضوع همانقدر که برای کارکنان مطلوب است، برای کارفرما نیز سود زیادی دارد. بعضی از شرکت ها از بکارگیری تکنولوژی های جدید هراس دارند. من نمیخواهم برای شرکتی کار کنم که از تکنولوژی های 5 سال پیش برای توسعه محصولاتش استفاده می کند.

farasun.wordpress.com

در آخر از تمام برنامه نویسانی که وبلاگ دارند و به این موضوع علاقه مند هستند دعوت میکنم تا نیازهای خودشان را به عنوان یک نیروی انسانی در قالب بازی وبلاگی بیان کنند.

پ.ن : بازی های وبلاگی در وبلاگ های تخصصی کمتر مورد توجه قرار میگیره، در صورتی که نتایج بسیار خوبی داره. از آقای محبی بخاطر ایده خوبشان ممنونم و امیدوارم از این دست مطالب در وبلاگ های تخصصی بیشتر ببینیم.

از موقعیت خود به عنوان یک برنامه نویس راضی هستید!؟

این سئوالی است که هر چند وقت یکبار ممکن است دیگران از شما بپرسند. شاید شکلش فرق کند اما منظورشان همین است. حتی ممکن است بعضی وقت ها این سئوال را از خودتان بپرسید که آیا واقعاً از موقعیت خود به عنوان یک برنامه نویس راضی هستید!؟ تعداد جواب ها به این سئوال به تعداد برنامه نویس هاست. شاید نظرها به هم نزدیک باشند اما هرکس از دریچه دید خودش و با توجه به شرایط کاری خودش پاسخ این سئوال را می دهد. پاسخ به این سئوال از این جهت مفید است که دیگران درک بهتری از این تخصص پیدا می کنند و با مزایای و معایب آن آشنا می شوند.

در این مطلب از سه برنامه نویس باتجربه و وبلاگ نویس خواهش کردم که جواب سئوال فوق را بدهند. اینکه از نظر مالی، روحی و جسمی از این شغل راضی هستند یا خیر، استرس های مربوط به کار یک برنامه نویس، تغییر شغل از برنامه نویسی و تفاوت برنامه نویسی با شغل های دیگر موضوعات مرتبط با این سئوال بوده اند. دوستان لطف کردند و پاسخ های خودشان را برای من فرستاند تا به عنوان یک پست در این وبلاگ قرار بگیرد. هدف از این کار، آشنایی تازه کاران با مشکلات و مزایای برنامه نویسی و آسیب شناسی های مربوط به این حرفه است.

ترتیب مطالب بر اساس تاریخ فرستادن جواب های دوستان است.

وحید نصیری نویسنده وبلاگ x.NET Tips

از پويايي و خلاقيت موجود در دنياي IT لذت مي‌برم و به همين دليل در اين رشته مشغول به فعاليت شده‌ام. پاسخ دادن به تعدادي از سؤالات شما جنبه سياسي پيدا مي‌كنند. تا قبل از دولت فعلي وضع بهتر بود و پروژه بيشتر بود. الان وضع خيلي نسبت به قبل تفاوت كرده و پروژه كمتر شده (خيلي كمتر). به همين دليل روي اين صنف هم مسلما اين مسايل بدون تاثير نبوده.از موقعيت خودم به عنوان برنامه نويس راضي هستم. از نظر مالي تا حدودي راضي هستم و عرض كردم كه دولت فعلي كار ما را تحت تاثير شديد قرار داده است.

استرس عمده كاري من تحويل دادن درخواست‌هاي جديد در اسرع وقت است (زمانيكه درخواست مي‌دهند يعني تا يكي دو ساعت ديگر بايد كار آماده باشد!) و همچنين اعمال تغييرات جديد به سيستمي مفصل كه شامل بازنويسي قسمت‌هاي عمده آن مي‌شود. در اين حالت واقعا جمع كردن يك سيستم بزرگ هنرمندي خاصي را لازم خواهد داشت (و پر استرس). بعلاوه اين مساله سبب شده كه ساعت كاري خاصي براي من وجود نداشته باشد و تعطيل و غير تعطيل و ساعت 11 شب و امسال آن هم جزئي از زندگي كاري من شده است.

تفاوت مهم اين شغل با شغل‌هاي ديگر پويايي آن است. تا چند سال قبل مثلا asp كلاسيك وجود داشت، اما الان ASP.Net مطرح شده و جاي آن‌را گرفته. تا مدتي بعد هم ASP.Net MVC آن‌را حل و جذب خواهد كرد و web forms asp.net حالت از مد افتاده asp كلاسيك را پيدا مي‌كند. تمام اين‌ها مستلزم سعي و كوشش و مطالعه بسيار زياد است و گرنه خيلي زود بازنشسته خواهيد شد.

مشكل مهمي هم كه اين پويايي براي ما در داخل ايران به همراه داشته، نبود منابع آموزشي به روز است. الان چندتا كتاب فارسي در مورد ASP.net MVC‌ داريم؟ در مورد WPF چطور؟ در مورد تازه‌هاي SQL Server 2008 چي؟ در مورد entity framework كتابي در بازار كتاب‌هاي فارسي هست؟ و …. تمام اين‌ها سبب مي‌شود كه به روز كردن دانش اين صنف در ايران به شدت با كندي مواجه باشد.

و در پايان بايد عرض كنم كه بودن در اين رشته سن و سال خاصي را طلب نمي‌كند و تفاوت كار يك برنامه نويس با بالاي 10 سال سابقه رو خيلي خوب مي‌شود از مقايسه كدهاي او با كدهاي خام يك تازه كار درك كرد. همين فرد با سابقه پس از مدتي به اندازه كافي ابزار براي سرعت بخشيدن به كارش اختراع كرده كه بتواند با جواني با حوصله‌تر به سادگي و حتي در زمان كمتري رقابت كند و كار بهتري را نيز ارائه بدهد.

سالار خلیل زاده نویسنده وبلاگ نوشته های یک برنامه نویس

براي بررسي راضي بودن از شغل برنامه نويسي تو ايران بايد يه مورد مهم رو در نظر بگيريم. اول موضوع مربوط به موقعيت برنامه نويس تو شهرش هست. اگر فرض ما شهرستان باشه در اين صورت قضيه با زماني که فرد تو تهران باشه خيلي فرق مي کنه.
چون خودم من هم تو شهرستان هستم سعي مي کنم با اين فرض ها و سرانجام وضعيت خودم جواب بدم.

از اينکه برنامه نويس هستيد راضي هستين يا نه؟
البته که راضي هستم. برنامه نويسي رو هم کنار نخواهم گذاشت اما شايد در آينده به عنوان کار اوقات فراغت انجامش بدم.
يکي از علت هايي که اکثر برنامه نويس ها دارن که باعث شده اين حرفه رو ادامه بدن لذتي هست که پس از توليد چيزي که خودتون درست کردين و مانند يه موجود جون داره. دليل بعدي عمق زياد مبحث برنامه نويسي هست که هرچه عموق تر بري باز هم چيزي هست که بخواي دنبالش بري.

موقعيت خودتون رو به عنوان يک برنامه نويس چطور ميدونيد؟
متاسفانه اين حرفه به جز در شهرهاي بزرگي چون تهران در جاهاي ديگر به عنوان يک حرف واقعي تلقي نميشه. اين هم بر ميگيرده بيشتر به تفکر و اقبال عمومي مردم از اين رشته. البته نکته مهم در اينجا وجود دخالت ها و حمايتهاي دولتي هست که باعث اين نوع اقبال عمومي شده.
اقبال عمومي اين حرفه به اين زودي ها اصلاح نخواهد شد، چراکه دولت و قضيه حمايت از بخش خصوصي و چند مورد ديگر به زودي اصلاح پذير نيستند.

از نظر مالي راضي هستيد؟
پاسخ به اين سوال به يک جواب يک سوال ساده بستگي دارد! آيا به رشوه اعتقادي داريد؟ اگر پاسخ مثبت هست پس در اين صورت هم شما و هم شرکت شما نبايد مشکلات زيادي داشته باشيد و کارهايتان به غير از مرحله توليد که به برنامه نويسي بستگي دارد به خوبي پيش خواهد رفت.
اگر پاسخ به رشوه منفي هست چند حالت در پيش رو داريد. يا اينکه در شرکتي هستيد که به شما حقوق ماهانه پرداخت مي کند. در اين صورت مسلما حقوق دريافت مناسب نخواهد بود. مگر شرايط خاص.
و يا اينکه به عنوان برنامه نويس آزاد مشغول به فعاليت پروژه اي و نيمه وقت هستيد که در اين صورت هم به غير از مرحله کد نويسي با مشکلات عديده اي روبرو خواهيد بود.
در مورد خود من، چون مسئله مالي زياد براي من مهم نبوده سعي کردم با چند جاي مختلف کار کنم و زياد بر روي مسئله مالي تمرکز نداشته باشم. ولي همين هم بلاي جان خودم شده و باعث به وجود آمدن بدهي هاي کلان به من شده!
خوب نتيجه با شما!

از نظر روحي و جسمي؟
از نظر روحي بسيار شکسته شده ام و قصد خروج از ايران رو دارم. و براي همين مورد برنامه ريزي طولاني مدت کردم که پس از رفع مشکل سربازي اقدام کنم. عارضه جسمي حاصل هم کمر درد هست که علتش رو کوتاهي خودم مي دونم و بايد به يه باشگاهي برم حتما.

از نظر استرس هايي که يک برنامه نويس بايد تحمل کنه، توضيح بدين شما چه استرس هاي دارين و آيا برنامه اي براي کنار آمدن با اين استرس ها دارين يا خير؟
کلا: برنامه نويس به غير از رفع باگ نبايد هيچ گونه استرس ديگه اي داشته باشه. البته اگه اين مورد استرس بناميم. چون شخصا از رفع باگ لذت مي برم و باعث ميشه از اشتباها درس هاي زيادي رو بگيرم.
ايران و موقعيت خودم: اگر استخدامي هستيد که استرس نبود پول و جيب خالي و فکر خروج از شرکت هميشه با شما خواهد بود.
اگر آزاد کار مي کنيد، استرس و سر درد سروکله زدن با مشتري هاي دم دمي مزاج و چونه زدن بر سر قيمت و زمان پروژه دمار از روزگارتان مي برد!
اگر هم پروژه اي کار مي کنيد تعهد هاي کمر شکن قلب شما رو هدف قرار داده!

فرق شما با آدم هاي ديگه (شغل هاي ديگه) چيه و چه مشکلاتي داريد. بگين که تا چه موقع ميتونيد برنامه نويس بمونيد، آيا قصد تغيير شغل در آينده را داريد يا نه مي خواهيد در آينده هم در فيلد برنامه نويسي کار کنيد؟
در مورد فرق ترجيح مي دم که جواب ندم چون فرق خيلي زياده.
در عموميت فکر مي کنم يک نفر مي تونه براي هميشه برنامه نويس بمونه و از اون لذت بببره. اما اين مورد من زيادي خواه رو راضي نمکنه و هميشه به بيشتر از اينها فکر کردم. مثلا هدايت يک تيم نرم افزاري و هدايت شرکت و غيره. البته اين رو هم بگم که هدايت چند تيم نرم افزاري رو هم بر عهده داشتم ولي به دلايلي نشد که همکاري در رو اونجا ادامه بدم. در کل در آينده کار من شايد خود برنامه نويسي نباشد ولي در زمنيه برنامه نويسي خواهد بود.

افشار محبی نویسنده وبلاگ AfsharM

مقدمتاً بگویم که ترجیح می‌دهم به جای عبارت «برنامه‌نویس» از عبارت «توسعه دهنده» یا «توسعه دهنده نرم‌افزار» استفاده کنم.

جواب خلاصه من به این سوال، «بله» است. چون نزدیک به ۲۰ سال است که برنامه نویسی عشق و علاقه شماره یک من بوده و بعید است که به این زودی‌ها بتوانم از آن چشم پوشی کنم خصوصاً حالا که چندین سال است که برنامه‌نویسی تنها منبع درآمدم نیز بوده است.

این شغل از لحاظ مالی ممکن است به پای خیلی از موقعیت‌های آنچنانی دولتی یا موقعیت‌هایی که مهندسین عمران و پزشکان متخصص دارند نرسد ولی از خیلی شغل‌های دیگر نیز بهتر است و به نظرم بتوان از نظر مالی آن در حالت عادی یک شغل متوسط به بالا دانست. البته دقت کنید حساب کسانی که از راه‌های دیگری مثل سرمایه‌گذاری و رانت‌های دولتی به پول می‌رسند و یا آنهایی که تحصیلات دانشگاهی نداشته و یک شغل خیلی معمولی دارند جداست. در اینجا مقایسه فقط بین کسانی است که صرفاً با تکیه بر یک مدرک دانشگاهی زیر دکترا و توانمندی‌های خودش کسب درآمد می‌کند. به این نکته باید دقت شود که برنامه نویسی به خاطر ماهیت آن این استعداد را دارد که چه در ایران حال حاضر و چه در ممالک صنعتی، فوق‌العاده تخصصی شده و درآمدهای خیلی بالایی را تولید کند. کما این که نمونه‌اش در داخل و خارج کشور بسیار یافت می‌شود. از دیگر سو این شغل این استعداد را هم دارد که افراد را خیلی زود بی‌انگیزه کرده و ترسانده و در نتیجه موجب پیدایش درآمدهای خیلی پایین گردد.

با شناختی که همه ما از مشاغل موجود در ایران داریم، می‌دانیم که تقریباً در هیچ شغلی سلامت جسمی و روحی افراد رعایت نمی‌شود پس نباید از این لحاظ خیلی به شغل برنامه‌نویسی (توسعه نرم افزار) خرده گرفت.

اما امان از استرس‌های یک برنامه نویس. اگر استرس‌های امنیت شغلی را فعلاً مستثنی بدانیم برنامه نویسی جز شغل‌های پر استرس محسوب می‌شود زیرا هر لحظه ممکن است برنامه‌ای که نوشته‌اید و حتی مدتی هم کار کرده، یک دفعه از کار افتاده و موبایل‌تان شروع به زنگ خوردن کند. خیلی وقت‌ها هم واقعاً نمی‌دانید راه حل فلان مسئله چیست و جناب رییس هم پشت سر شما در حال لحظه شماری برای رفع مشکل است. در برنامه نویسی تقریبا بیشتر از هر شغل دیگری باید به روز باشید، بسیاری از کارفرمایان شناخت خیلی خیلی ناقصی از کار برنامه نویسی دارند و در نتیجه توقعات عجیب و غریبی خصوصا در مورد زمان‌بندی و هزینه‌بندی پروژه‌ها دارند.

در مورد امنیت شغلی به شخصه معتقدم از لحاظ امنیت شغلی بر خلاف تصور عمومی وضع برنامه نویس‌ها خیلی بد نیست و از متوسط دیگر شغل‌ها بهتر است. به عنوان نشانه می‌توانید برنامه‌نویسی را با شغل افرادی مثل کارمندان و کارگران معمولی بخش خصوصی، بسیاری از خرده فروشان اصناف مختلف، پزشکان عمومی و… مقایسه کرد.

فرق برنامه‌نویس‌ها با آدم‌های دیگر چیست؟ هیچی! فقط چون کار ما برنامه‌نویس‌ها کار جدیدی است کمی ترسیده‌ایم و الا هیچ فرق آنچنانی نداریم. بنده به شخصه فکر می‌کنم اقلاً تا ۵ سال آینده بتوانم برنامه‌نویس باقی بمانم مگر آن که شرایط سیاسی-اقتصادی مملکت خیلی به هم بریزد. در مورد سال‌های بعد از این ۵ سال امیدوارم (و تلاش می‌کنم) آنقدر در یک حیطه خاص برنامه‌نویسی تسلط پیدا کنم که اگر مجبور شدم راه فرنگستان را در پیش گیرم بتوانم گلیمم را از آب بکشم و اگر در ایران ماندم و تعداد شرکت‌های نرم‌افزاری از این هم کمتر شد بتوانم جایی برای خودم دست و پا کنم.

به عنوان نتیجه همان طور که در ابتدا ذکر کردم از زندگی حرفه‌ای خودم به عنوان یک برنامه‌نویس (توسعه دهنده نرم‌افزار) با همه فراز و نشیب‌هایش راضی هستم و امیدوارم بتوانم کارم را با موفقیت ادامه دهم.

در پایان به همه کسانی که قصد دارند وارد شغل هیجان انگیز برنامه‌نویسی (توسعه نرم‌افزار) شوند یا آن را ادامه دهند توصیه می‌کنم خودشان را همیشه به روز نگه دارند، یادگیری مداوم زبان انگلیسی را فراموش نکنند و همیشه گوشه چشمی به آن سوی مرزها داشته باشند چون ممکن است هر کدام از ماها یک روز مجبور شویم وطن را به صندوقچه خاطره‌هایمان بسپاریم.

نتیجه گیری از این مطلب با شما. یک خواهش از دوستانی که این وبلاگ را از طریق گوگل ریدر یا فیدخوان های دیگر دنبال می کنند دارم، لطفاً اگر برنامه نویس هستید جواب این سئوال را در قسمت نظرات این مطلب ارسال کنید. استثناً در مورد این مطلب نظر بدهید! جواب هر کدام از شما می تواند بر ارزش این مطلب بیفزاید. جمع بندی و نتیجه گیری را بهتر است شما خوانندگان انجام بدهید و در قسمت نظرات بیان کنید.

در آخر از دوستانی که من را در تهیه این مطلب کمک کردند تشکر میکنم. زحمت اصلی نوشتن این مطلب بر عهده آن ها بود.

به روز رسانی

چند نکته مهم در مورد این مطلب باید خدمت خوانندگان عرض کنم، متاسفانه بحث در قسمت نظرات به بیراهه کشیده شد. لطفاً به موارد زیر توجه کنید :

  1. کامنت هایی که شامل توهین به یکی از نویسنده های مطلب و یا هر شخص سوم دیگری باشد بدون اخطار قبلی حذف می شوند.
  2. موضوع این مطلب کاملاً روشن است، البته اگر مطلب را کامل بخوانید، پس کامنت های بی ربط به موضوع بدون اخطار قبلی حذف می شوند.
  3. لطفاً اگر با شخصی مشکل دارید، سعی نکنید در اینجا با او تصویه حساب کنید!
  4. قبل از کامنت گذاشتن، ابتدا مطلب را به صورت کامل بخوانید!

من واقعاً از خوانندگان محترم این وبلاگ پوزش میخواهم. متاسفانه مطلبی که قرار بود برای همه مفید واقع شود، باعث دلخوری و شرمندگی شد.

از این پس نظرات ابتدا بررسی می شوند و سپس نشان داده خواهند شد.

* قسمتی از مطلب آقای سالار خلیل زاده که باعث بوجود آمدن بحث های غیر مربتط توسط بعضی از افراد شده بود با درخواست خود ایشون حذف شد.

چرا از گوگل کروم استفاده نخواهم کرد!؟

گوگل یک سال پیش در میان حیرت کاربران اینترنت، مرورگر وب خود را با نام کروم عرضه کرد.  برای خیلی ها از جمله من این سئوال بود که با وجود مرورگر اوپن سورس و قدرتمندی مثل فایرفاکس، چه نیازی به یک مرورگر جدید کدباز خواهد بود!؟
کروم خیلی سریع تر از آن چه فکر میکردیم پیشرفت کرد و توسعه آن بسیار سریع اتفاق افتاد. الان و پس از یک سال، کروم به نسخه  4 بتا رسیده است. همینطور ادامه بدهد سال دیگر به نسخه 10 هم می رسد! کروم مرورگر سبکی است، ظاهر زیبایی دارد، سرعت خیلی خوبی در اجرا و باز کردن صفحات وب دارد، اما با این حال مرورگر من نیست. من از گوگل کروم استفاده نخواهم کرد، به دلایل زیر :
مهمترین دلیل من برای استفاده نکردن از گوگل کروم سیاست های غلط شرکت گوگل در مورد کاربران ایرانی است. گوگل نمیخواهد من از مرورگرش استفاده کنم، پس من هم استفاده نخواهم کرد. به همین سادگی!

chrome

شرکت گوگل دانلود تمامی محصولاتش را بر روی IPهای ایران بسته است. وقتی از ایران میخواهید یکی از محصولات این شرکت را دانلود کنید با پیغام This product is not available in your country مواجه می شوید. گوگل خیلی محترمانه از علاقه شما به این محصول تشکر می کند و اجازه دریافت آن را به علت ایرانی بودنتان به شما نمی دهد! خدا را شکر میکنم که تا به حال هیچ نیاز حیاتی به محصولات این شرکت نداشته ام. من هنوز هم از جی میل و گوگل ریدر و دیگر سرویس های این شرکت که برایم قابل دسترس است استفاده خواهم کرد اما تا زمانی که گوگل نخواهد، من از محصولاتش استفاده نمیکنم.
شاید به خاطر قوانین دولت آمریکا و تحریم های علیه ایران به گوگل حق بدهید که این رفتار را با ما داشته باشد، اما مگر مایکروسافت یک شرکت آمریکایی نیست! تا به حال نشده بخواهم چیزی از سایت مایکروسافت دانلود کنم و مایکروسافت بخاطر جبر جغرافیایی و کشوری که در آن زندگی میکنم، اجازه دانلود ندهد. مایکروسافتی که این همه من و شما و خیلی های دیگه توی سرش میزنیم، از سیاست های غلطش حرف میزنم و محصولاتش را سرزنش میکنیم، هیچ وقت با ما اینطور رفتار نکرده!

google-is-not-availabe-in-your-country

گوگل کروم با مجوز BSD که یک مجوز اوپن سورس معروف است، توزیع می شود. IE مرورگر مایکروسافت یک نرم افزار کد بسته است. حالا با IP ایران، کدام یک از مرورگرهای فوق را می توانید از سایت رسمی آن دانلود کنید!
دلیل دیگرم برای استفاده نکردن از گوگل کروم، وجود مرورگر آزاد و قدرتمند فایرفاکس است. هر چقدر هم کروم از فایرفاکس ساده تر و زیباتر و سریع تر باشد، باز هم نمی تواند به این سادگی جای فایرفاکس را برای من بگیرد. من به فایرفاکس وابسته شدم. نمی توانم به این راحتی فایرفاکس را با این همه افزونه کارآمد و حیاتی رها کنم و با مرورگر دیگری کار کنم. وب گردی و انجام کارهای روزمره من بدون فایرفاکس غیر ممکن است!
گوگل باید توسعه یک مروگر آزاد و اوپن سورس را از موزیلا یاد بگیرد. به من به شما قول می دهم که هرگز کروم نمی تواند فایرفاکس را از نظر سهم تعداد کاربری و محبوبیت شکست بدهد. مگر اینکه یک روزی توسعه فایرفاکس متوقف شود که این هم گوگل فقط در خواب می بیند! این رقابت فقط فایرفاکس را قوی تر می کند!
جالب است بدانید که دولت آلمان در شبکه تلویزیون و روزنامه های رسمی خود مردم کشورش را به استفاده نکردن از گوگل کروم تشویق می کند! آن ها معتقدند نباید تمام اطلاعات مهم یک کاربر آلمانی اعم از ایمیل ها، جستجوها، چت ها و تاریخچه وب گردی او نزد یک شرکت آمریکایی باشد. البته دولت آلمان صفحه دریافت گوگل کروم را بلاک نکرده و به تصمیم کاربران اینترنت خود احترام می گذارد.
گوگل در حال حاضر مهمترین بخش های اینترنت را تحت پوشش قرار داده است. ایمیل های من نزد گوگل می ماند، مطالبی که می خوانم را گوگل می بیند، گوگل می داند دنبال چه چیزهایی در اینترنت می گردم، دیگر نمی خواهم تاریخچه وب گردی من را نزد خودش نگهداری کند!
من نمیخواهم به شما توصیه کنم که از کروم استفاده نکنید. اگر شما هم از کروم استفاده نمی کنید، دلایل خودتان را با ما به اشتراک بگذارید.

farasun.wordpress.com

پیشنهاد من به شما استفاده کردن از فایرفاکس (یک مروگر واقعاً آزاد) برای مرور وب است!

پ.ن : نرم افزارهای متن باز چگونه درآمد زایی می کنند؟ نوشته من به عنوان نویسنده مهمان در زنگوله وبلاگ بابک عزیز

This product is not available in your country

برنامه نویسی و آینده شما!

نمیدونم هیچ وقت به این موضوع فکر کردید که تا چه موقع می توانید برنامه نویسی کنید و از این راه زندگی خودتان را بگذرانید! و در آخر که به زندگی حرفه ای خود می نگرید، آیا از آن راضی خواهید بود یا خیر!؟ منظورم کسانی که برای سرگرمی برنامه نویسی می کنند یا در کنار آن شغل دیگری برای گذراندن زندگی دارند نیست. منظورم دقیقاً کسانی است که از حرفه برنامه نویسی و تولید نرم افزار (نه فروش بسته های نرم افزاری آماده و سورس باز به ملت) خرج زندگی شان را در می آورند و به آن به عنوان یک شغل حرفه ای نگاه می کنند. این گروه به خوبی می دانند که حرفه برنامه نویسی با چه مشکلاتی در ایران مواجه است و چه سختی ها و بی محبتی هایی که در حق این حرفه انجام گرفته شده و خواهد گرفت اما باز هم حاضرند برای پیشرفت این حرفه در ایران تلاش کنند و زحمت و سختی را به جان بخرند.

برنامه نویسی و آینده شما

آینده خود را در برنامه نویسی چطور می بینید!؟

برای بررسی این موضوع باید افراد برنامه نویس و کسانی که به کار تولید نرم افزار مشغول هستند را دسته بندی کرد و در آخر به یک جمع بندی کلی رسید. هر چند ممکن است این دسته بندی هایی که من انجام می دهم درست نباشد، اما از دید خودم برنامه نویسان را در طول حرفه کاری شان به چند دسته زیر تقسیم می کنم :

  • برنامه نویسان ماندگار و معروف : این افراد زندگی حرفه ای خود را وقف پیشرفت در یک زمینه خاص نرم افزار و برنامه نویسی می کنند و شاید هم در طول عمر خود مفاهیم جدیدی در این زمینه ایجاد کنند. نام این گونه افراد در تاریخ برنامه نویسی ایران یا حتی جهان ثبت می شود و کتاب هایشان به دانشجویان و برنامه نویسان جوان درس داده می شود. من هنوز در ایران کسی را که موفق به کسب این درجه شده باشد، نمی شناسم.
  • برنامه نویسان موفق : افرادی که در طول عمر حرفه ای خود آدم موفقی بوده اند و محصولاتی موفق ارائه داده اند و یک شرکت تجاری موفق را بر اساس این محصولات ایجاد کرده اند. شاید نام این افراد را خیلی ها حتی نشنوند اما نام شرکت و محصولاتشان زبانزد دیگران خواهد بود.
  • برنامه نویسان کارآمد : این افراد در طول عمر حرفه ای خود در شرکت های زیادی حضور داشته اند و در توسعه محصولات معروف و کاربردی مشارکت کرده اند. این برنامه نویسان علاوه بر حقوق خوبی که از این راه بدست می آوردند، از کار خود نیز نهایت لذت را می برده اند. درآخر این گونه افراد به رزومه کاری خود افتخار می کنند و اواخر عمر خود را با خیال راحت در کنار خانواده می گذارنند.
  • برنامه نویسان معمولی : این افراد هر روز سر کار خود حاضر می شدند و در هر پروژه ای که شرکت مربوطه روی آن کار میکرده مشارکت می کردند. همیشه هم به این گونه کار کردن راضی بودند. کارهای روزانه این افراد از قبل مشخص بوده و از کدنویسی تا نوشتن راهنما و خدمات پشتیبانی را انجام داده اند.
  • برنامه نویسان مستقل : افرادی که در کل دوران حرفه ای خود به صورت مستقل روی پروژه های سفارشی کار می کرده اند. این افراد تمایل به کار کردن برای دیگران را نداشته اند و همیشه سعی کرده اند برای خودشان کار کنند. هر چند ممکن است در زمان های مختلف با مشکلات مالی متعددی مواجه بشوند اما باز هم به خاطر علاقه به این کار، دست از آن برنداشته اند.
  • برنامه نویسان ساده : این گونه افراد قسمت عمده ای از عمر حرفه ای خود را در استخدام یک شرکت دولتی یا خصوصی که کار اصلی شان برنامه نویسی و تولید نرم افزار نیست اما به برنامه نویس احتیاج دارند، می گذرانند. این برنامه نویسان به علت دردسر و استرس کم در این کار و به موقع پرداخت شدن حقوق شان، خیلی از کارشان راضی هستند. (البته شاید اسم «ساده» برای این گروه درست نباشد، اما نام بهتری پیدا نکردم)

همانطور که همه میدانیم، شغل برنامه نویسی و کلاً تولید نرم افزار در ایران به دلایل مختلفی مثل عدم رعایت کپی رایت و فرهنگ نادرست مدیران و مصرف کنندگان، شغل آینده داری نیست. یا حداقل در حال حاضر و با این وضع اقتصادی ایران شغل آینده داری محسوب نمی شود. بسیاری از برنامه نویسان ایرانی از شغل شان ناراضی هستند و بسیاری از مدیران شرکت های نرم افزاری منتظر زمان ورشکستگی خود هستند.

قبل از اینکه نظرات بقیه را بخوانم قصد جمع بندی این موضوع را نخواهم داشت. اگر دسته بندی دیگری به نظرتان می رسد یا پیشنهادی دارید، در قسمت نظرات عنوان کنید تا اثر بدهم.

به هر حال، میخواهم شما هم در این بحث شرکت کنید و بگویید الان در کدام دسته بندی بالا قرار می گیرید، یا می خواهید در آخر (آینده خودتان) متعلق به کدام دسته بندی باشید؟

ایده این نوشته از خواندن این مطلب Jeff Atwood به ذهنم رسید.

یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار – قسمت دوم

یک دانشجوی نرم افزار پس از نا امید شدن از شرکت های نرم افزاری، برای کسب تحربه و درآمد در زمینه نرم افزار چه باید بکند؟

قسمت دوم : راه های جایگزین (کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری) برای کسب تجربه و در آمد در زمینه نرم افزار

درادامه ی نوشته قبلی در این مطلب قصد داریم تا راه های دیگر کسب تجربه و احیاناً درآمد را در زمینه کارهای نرم افزاری برای دانشجویان نرم افزار (یا علاقه مندان این رشته) را مورد بررسی قرار دهیم. حتماً مطلب قبلی را به علاوه کامنت هایش مطالعه کنید، به نظرم یکی از مفیدترین مطالبی بود که در وبلاگ نوشتم. کامنت های دوستان واقعاً با ارزش هستند. بیشتر دوستان تجربیات خود را در این مورد بیان کرده اند.
همان طور که در این مطلب مشاهده نمودید و بر اساس نظریات دوستانی که لطف کردند و تجربه خودشان را با ما به اشتراک گذاشتند، اکثر شرکت های نرم افزاری شرایطی برای همکاری دارند که یک دانشجوی معمولی شرایط آن ها را ندارد. شرایطی مثل : کارت پایان خدمت، ضمانت های چکی و سفته ای با ارقام بالا، حضور تمام وقت در شرکت و … اصولاً شرایط یک دانشجو نیست، مخصوصاً اگر فرد، دانشجوی شهر دیگری باشد. متاسفانه در برخی موارد درخواست هایی از دانشجو می شود که فرد دانشجو به علت کم تجربگی و غرور بیجا قادر به انجام آن ها نیست!
البته من قصد ندارم در این سری مقالات به صورت یکطرفه از دانشجوها (مثل خودم) طرفداری کنم و تمام شرکت های نرم افزاری را مقصر بدانم و زیر سئوال ببرم. یکی دو تا از دوستان در کامنت های با ارزششان این نکته را ذکرکردند که بایستی در این مورد به پیشینه شرکت مربوطه و ضررهایی که از طرف افراد سودجو کرده اند نیز توجه نمود. افرادی که به عنوان برنامه نویس در شرکتی کار می کنند و ایده های آن ها را می دزدند یا کدهای محصولات را در جای دیگری استفاده می کنند. به همین دلیل شرکت ها محبورند و یا تمایل دارند هنگام استخدام یک فرد مخصوصاً به عنوان برنامه نویس، از او ضمانت های سنگین بخواهند. هر چند من با این قضیه خیلی مشکل دارم و اصلاً به آن اعتقادی ندارم.
در مطلب قبلی، با طرح یک داستان واقعی، زوایای مختلف یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری را بررسی کردیم به جز موردی که به خیر و خوشی دانشجو در یک شرکت استخدام شود. که البته به نظرم این سناریو نیازی به مطرح شدن نداشت. قصدم از بیان این ماجرا پرداختن به مشکلات آن بود و احیاناً سوء استفاده هایی که ممکن است یک شرکت نرم افزاری از یک دانشجو بکند.
هر چند کار کردن در یک شرکت نرم افزاری در ایران می تواند در آینده شغلی شما تاثیر داشته باشد و تجربه هایی کسب کنید که در هیچ جای دیگری نمی توانید آن ها را بدست آورید، اما متاسفانه امکان اینکه در یک شرکت خوب با موقعیت مناسب مشغول به کار شوید که با شرایط دانشجویی شما هم سازگار باشد، تقریباً بسیار پائین می باشد! پس در این وضعیت چه کار باید کرد؟ آیا باید بیخیال کار و کسب تجربه در دوران دانشجویی شوید و فقط فکر درس خواندن باشید یا راه جایگزینی برای کار کردن و کسب تجربه در زمینه نرم افزار پیدا کنید!؟
در این مورد می توان به کارهای دیگری دست زد که البته نمی توان نام آنها را تجربه در زمینه نرم افزار گذاشت. مثل باز کردن یک خدمات کامپیوتری، انجام تعمیرات سخت افزاری و نرم افزاری،… که هیچ کدام موضوع بحث ما نخواهد بود. اگر به این کارها راضی می شوید لازم نیست ادامه متن را بخوانید!
راه های جایگزینی که می توان از طریق آن ها برای کسب تجربه در زمینه نرم افزار و احیاناً کسب درآمد اقدام نمود :

  • انجام پروژه های نرم افزاری : شما به صورت یک پیمانکار نرم افزاری مستقل برای اشخاص، سازمان ها و شرکت های مختلف پروژه های نرم افزاری انجام می دهید. در اینجا شما نرم افزاری کاملاً سفارشی بر اساس سلایق کارفرما می سازید. که البته به همین راحتی ها هم نیست. صرف نظر از بحث تکنیکی قضیه، مسائلی وجود دارد که ما دانشجوها از آن بی خبریم! (در مطلب بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت)
  • تولید نرم افزار : شما به صورت مستقل بسته نرم افزاری تولید می کنید و آن را به فروش می رسانید. در این روش شما هم سفارش دهنده هستید و هم تولید کننده. باید به مسائل زیادی توجه کنید اما ریسک و فشار کمتری نسبت به روش «انجام پروژه» به شما وارد خواهد شد. فقط بحث بازاریابی در این روش بسیار مهم و حیاتی است.
  • همکاری در پروژه های نرم افزاری اوپن سورس : شما یکی از نرم افزارهای اوپن سورس را انتخاب کرده و با تیم سازنده آن همکاری می کنید. این همکاری می تواند به صورت بومی سازی و یا سفارشی سازی نرم افزار مربوطه برای کاربردهای خاص باشد. حتی می توانید فراتر از این ها عضو اصلی تیم توسعه یک پروژه نرم افزاری اوپن سورس شوید. در این روش تجربه های خوبی بدست خواهید آورد، البته که می توانید از این راه کسب درآمد هم بکنید.

فعلاً من همین سه روش به ذهنم می رسد که در مطالب آتی به صورت مفصل در مورد هریک از روش های بالا توضیح خواهم داد. اگرشما هم ایده ای به نظرتان می رسد حتماً با من و خوانندگان وبلاگ به اشتراک بگذارید. امیدوارم مانند مطلب قبل ما را از نظرات ارزشمندتان بی بهره نگذارید.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :

یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار – قسمت اول

چگونه یک دانشجوی نرم افزار می تواند در زمینه نرم افزار کار نیمه وقت پیدا کند و تجربه کسب کند؟

قسمت اول : مقدمه و یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری

اصولاً هر دانشجویی دوست دارد در کنار تحصیل، کار کند. حتی اگر از نظر مالی کاملاً تامین باشد بازهم دوست دارد در زمینه ی تحصیلی خود تجربه کسب کند. بعضی ها می خواهند خرج تحصیل خودشان را دربیارند، بعضی ها خرج خانواده شان را، بعضی ها هم می خواهند فقط پول در بیاورند و تجربه کسب کنند. اگر دانشجو باشید یا قبلاً چنین دورانی را گذرانده باشید حتماً این نوشته را درک می کنید.

مطمئنم شما هم در دوران دانشجویی دوست داشتید کار کنید، شاید هم کار خوبی گیرتان آمده بوده و تجربیات خوبی بدست آورده باشید. تا اینجای قضیه هیچ مشکلی وجود ندارد، دانشجو تصمیم می گیرد یک کار نیمه وقت در زمینه تحصیل خودش پیدا کند. توجه کنید بحث ما دانشجویان رشته نرم افزار اند که قصد دارند در همین زمینه (نرم افزار) کار نیمه وقتی پیدا کنند، چون همه می توانند در رستوران یا پیتزا فروشی کار کنند. خب، دانشجو تصمیمش را می گیرد و شروع به جستجوی کار مناسب خود می کند. در روزنامه ها و وب سایت های اینترنتی جستجو می کند اما کار به در بخوری پیدا نمی شود. بعضی ها شرایط خوبی دارند اما نیروی تمام وقت با کارت پایان خدمت می خواهند. دانشجو سعی خود را می کند اما نمی تواند کار مناسبی پیدا کند. در این موقعیت اگر دانشجو فردی سخت کوش نباشد حتماً از جستجو دست برخواهد داشت اما یک فرد سخت کوش آدرس چند شرکت نرم افزاری را پیدا می کند و شخصاً برای یافتن کار مناسب به آن ها سر می زند.

یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری (ایرانی)

سناریوی اول : دانشجو پس از اعلان درخواست خود با جواب منفی مواجه می شود. آن ها می گویند که اصلاً نیازی به نیرو آن هم از نوع دانشجوی بی تجربه و بدون سابقه کار ندارند. حتی از او سئوال نمی کنند که دارای چه مهارت هایی است. همان اول کار دست رد به سینه جوان مردم می زنند.

سناریوی دوم : با خوشرویی دانشجو را دعوت به نشستن می کنند. از او سئوال می کنند کجا درس می خواند، چه مهارت هایی دارد و … تا اینجای کار دانشجوی خوش خیال فکر می کند دیگر به خواسته خودش رسیده اما به زودی متوجه اشتباهش می شود. فرد مربوطه از او ضمانت می خواهد، نه یک میلیون نه دو میلیون بلکه 25 میلیون وثیقه می خواهد!! و با خودش فکر نمی کند که چه سئوال احمقانه ای پرسیده است، دانشجو که از این پشتوانه ها ندارد.

طرف وقتی جواب منفی دانشجو را می شنود، به علت اینکه دانشجو مهارت های خوبی دارد و به دردشان می خورد قیمت را پایئن می آورد. طرف تا 10 میلیون هم پائین می آید و علت را دانشجو بودن او اعلام می کند. دانشجو که احساس می کند هم شرکت و هم فرد مقابل درست حسابی نیستند، جواب منفی خود را طوری بیان می کند که طرف بیخیال شود.

وقتی دانشجو در حال خروج از این شرکت است، همان فرد بدو بدو پشت سرش می آید و از او می خواهد تا حداقل در بازاریابی محصولات شان همکاری کند… و دانشجو با یک خداحافظی محکم وی را در کف می گذارد.

سناریوی سوم : دانشجو چند ماه قبل در یکی از سایت های نیازمندی مهارت های خود را ذکر می کند و آمادگی خود را برای همکاری در پروژه های نیمه وقت نرم افزاری اعلام می کند. با او از طرف یک شرکت نرم افزاری تماس گرفته می شود و از او می خواهند تا به شرکت شان تشریف ببرد!!

دانشجو وارد آن شرکت می شود. همان دم در از او می خواهند تا بنشیند. رئیس آن شرکت پس از احوال پرسی با دانشجو یک نگاهی از سر تا پا به او می کند و می گوید : «به سن و قیافه شما نمی خورد این مهارت ها را داشته باشید»!! سپس با یک داد بلند (انگار که سر زمین کشاورزی باشد) یکی از برنامه نویسان شرکت را صدا می کند تا سئوالات تخصصی از دانشجو بپرسد و به قول خودش سطح او را محک بزند. طرف که می آید یک نگاه تحقیرآمیزی به دانشجو می کند که یعنی «این همونه که گفته این مهارت ها رو داره». آخه دانشجو یادش رفته بود در آن سایت نیازمندی سنش رو ذکر کنه!

بالاخره آن فرد بیخیال حاشیه ها می شود و کنار دانشجو می نشیند تا چند سوال تخصصی بپرسد. شروع به سئوال پرسیدن میکنه و دانشجو به تمام سئوالاتش پاسخ میده تا اینکه آن فرد جلوی دانشجوی ما کم می آورد. بحث ادامه پیدا می کند تا به شرایط همکاری می رسند. آن فرد شرایط را اینگونه ذکر می کند : «شما تا دو ماه اینجا کارآموزی می گذرانید، و در این مدت حقوقی به شما تعلق نمی گیرد، دو تا پنج میلیون سفته به عنوان ضمانت، هر کدی که می نویسید یا هر کامپوننتی که می سازید متعلق به این شرکت است و اگر جایی از اینها استفاده شود باید غرامت بپردازید!، هفته ای 30 ساعت باید در شرکت کار مفید انجام دهید و …»

دانشجو گیج می شود. با این صحبت نیم ساعتی که با این فرد انجام داده مطمئن شده که خودش از این فرد متخصص تر است پس چرا باید زیر دست او کارآموزی آن هم به مدت دو ماه و بدون حقوق بگذراند!؟ حالا اگر قرار بود چیزی از او یاد بگیرد و تجربه ای کسب کند واقعاً می ارزید. دانشجو حس می کند که قرار است از او در این شرکت سوء استفاده کنند پس هر چه زودتر از آن جا بیرون می آید.

دانشجو قید پیدا کردن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری را می زند! و به فکر راه های دیگری برای کسب درآمد و تجربه در رشته نرم افزار می افتد.

ادامه دارد… (به علت اینکه مطلب طولانی نشود)

پ.ن : سناریوهای بالا کاملاً واقعیست و دانشجوی ذکر شده کسی نیست جز نویسنده این وبلاگ یعنی من. پس شک نکنید که این مسائل وجود دارند و  کاملاً واقعیست.

در این سری نوشته ها سعی می کنم با نگاهی متفاوت به موضوع یافتن کار نیمه وقت و نحوه کسب تجربه برای دانشجویان رشته نرم افزار بپردازم. اگر شما هم در این زمینه تجربه ای دارید از من و خوانندگان وبلاگ دریغ نکنید و در قسمت نظرات همین نوشته تجربیات ارزشمندتان را به اشتراک بگذارید.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :

زمان بندی پروژه های نرم افزاری

زمان بندی پروژه یکی از مهمترین وظایف مدیران نرم افزار است. مدیران، زمان و منابع مورد نیاز برای انجام فعالیت ها را برآورد می کنند و آن ها را به ترتیب منسجمی سازمان دهی می کنند. حتی اگر پروژه جدید شبیه به پروژه های قبلی باشد، زمان بندی پروژه های قبلی نمی تواند مبنای درستی برای پروژه های جدید قرار گیرد. با توجه به این که پروژه های مختلف ممکن است از روش های طراحی و زبان های پیاده سازی مختلفی استفاده کنند، زمان بندی پیچیده تر خواهد شد.
اگر پروژه از نظر تکنیکی پیشرفته باشد، حتی اگر مدیران تمام جنبه ها را در نظر گرفته باشند، برآوردهای اولیه خوش بینانه خواهد بود. به این ترتیب، زمان بندی نرم افزار با زمان بندی هر نوع پروژه پیشرفته دیگر فرقی نمی کند. ساخت هماپیما، پل های جدید و حتی مدل های جدیدی از ماشین ها به دلیل مشکلات پیش بینی نشده، با تاخیر انجام می شوند. بنابراین به تدریج که اطلاعات بیشتری از پروژه به دست می آید، زمان بندی باید به روز شود.

farasun.wordpress.com

زمان بندی درست می تواند یک پروژه شکست خورده را به یک پروژه موفق تبدیل کند و بالعکس، یک زمان بندی نادرست می تواند یک پروژه موفق را به مرز نابودی برساند. شرکت های نرم افزاری در ایران با مبحث زمان بندی پروژه کاملاً بیگانه اند و این بی توجهی اثر نامطلوب خود را به صورت مستقیم در محصولات و مشتریان شرکت خواهد گذاشت. کیفیت نامطلوب محصولات نرم افزاری در ایران نتیجه بی توجهی به این مسائل مهم و دیگر مباحث مهندسی نرم افزار است.

زمان بندی پروژه، کل کار پروژه را به فعالیت های جداگانه ای تقسیم می کند و زمان مورد نیاز برای کامل کردن این فعالیت ها را برآورد می کند. معمولاً بعضی از این فعالیت ها به طور موازی انجام می شوند. زمان بندی های پروژه باید این فعالیت های موازی را هماهنگ کنند و کار را طوری سازمان دهی کنند که نیروی کار به طور بهینه مورد استفاده قرار گیرد. نباید وضعیتی به وجود آید که کل پروژه به خاطر عدم اتمام یک وظیفه حیاتی، به تاخیر افتد.
در برآورد زمان بندی، مدیران نباید فرض کنند که هر مرحله از پروژه فاقد هر گونه مشکلی است. افرادی که بر روی پروژه کار می کنند، ممکن است بیمار شوند یا پروژه را ترک کنند، سخت افزار ممکن است خراب شود و نرم افزار پشتیبان با تاخیر تحوبل داده شود. اگر پروژه جدید بوده و از نظر تکنیکی پیشرفته باشد، بعضی از بخش های آن ممکن است دشوار باشند و زمان بیشتری از زمان تخمین زده را به خود اختصاص دهند.

فرآیند زمان بندی پروژه های نرم افزاری

فرآیند زمان بندی پروژه های نرم افزاری

مدیران علاوه بر زمان باید منابع مورد نیاز برای تکمیل هر وظیفه را نیز برآورده کنند. منبع اصلی، منابع انسانی اند. سایر منابع عبارت اند از امکانات نرم افزاری، سخت افزاری و هزینه سفر کارکنان پروژه و …
زمان بندی پروژه معمولاً به صورت مجموعه ای از نمودارها نمایش داده می شود که نقص کار، وابستگی های فعالیت ها و انتصاب کارکنان را نشان می دهند. ابزارهای مدیریت زمان بندی پروژه، مثل Microsoft Project برای تولید خودکار نمودارها به کار می روند.
زمان بندی درست می تواند یک پروژه شکست خورده را به یک پروژه موفق تبدیل کند و بالعکس، یک زمان بندی نادرست می تواند یک پروژه موفق را به مرز نابودی برساند. همان طور که در ایران نیز شاهد بوده ایم، پروژه های بسیاری با صرف هزینه های زیاد و حتی پشتیبانی دولتی به علت عدم زمان بندی مناسب و پیش بینی های مناسب یا کاملاً نابود شده اند و یا نیمه تمام رها شده اند. مبحث زمان بندی کمتر در شرکت های کوچک و متوسط نرم افزاری مطرح می شود و این مطلب اثر نامطلوب خود را به صورت مستقیم در محصول و مشتریان آن شرکت خواهد گذاشت. این مسئله در بسیاری از شرکت های نرم افزاری ایران یا نادیده گرفته می شود و یا با روش های نادرست و ناقص اجرا می شود. شرکت های کوچک با مشتریان محدود که اصلاً با این مورد کاملاً غریبه اند و اجرای این روش ها را کاری بیهوده می پندارند. البته در مفید بودن آن شکی ندارند اما از مشکلات و هزینه های آن هراس دارند.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :