نیازهای من به عنوان یک نیروی انسانی – بازی وبلاگی

کمبود نیروی انسانی با سواد و به روز در صنعت نرم افزار کشور چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. اکثر شرکت های نرم افزاری از وضعیت نیروی انسانی گله مندند و سعی می کنند به هر طریقی نیروهای ارزشمند خود را نگه دارند. آن طرف قضیه هم این نیروهای انسانی هستند که از وضعیت شرکت ها گله دارند. پیدا کردن یک شرکت نرم افزاری درست حسابی هم این روزها سخت شده است. اگر شرکت های نرم افزاری ایران حرفه ای شروع به کار می کردند، حرفه ای ادامه می دادند، حرفه ای استخدام می کردند و با نیروی انسانی حرفه ای تعامل داشتند که وضعیت صنعت نرم افزار در ایران این نبود!

افشار محبی در یک مطلب انتظارات خودش را به عنوان یک نیروی انسانی برنامه نویس مشخص کرده و از چند وبلاگ نویس خواسته تا در این مورد بنویسند. هدف از این کار این است که نظرات مختلف برنامه نویسان به عنوان نیروهای انسانی شرکت های نرم افزاری بیان شود، شاید بهبودی در زمینه نیروی انسانی صنعت نرم افزار کشور حاصل شود. من پیشنهاد میکنم طرف دیگر قضیه یعنی کارفرماها و مدیران شرکت های نرم افزاری نیز خواسته های خودشان را از نیروهای انسانی مطرح کنند. همان کاری که آقای آواژ در وبلاگ خودشان انجام داده اند +

نیازهای من به عنوان یک برنامه نویس :

1) انتظارات از من شفاف باشد. من می خواهم بدانم کارفرما دقیقاً انتظار انجام چه کاری را از من دارد. اگر من به عنوان «برنامه نویس» استخدام شدم، نباید کاری جز کدنویسی داشته باشم. اگر قرار است تیمی کار شود، هر کس باید وظایف خودش را انجام بدهد. نه اینکه اکثر کارها را یک نفر انجام بدهد و در آخر کار به اسم تیم تمام شود!

2) اعتماد و صداقت متقابل. همانطور که من به کارفرما اعتماد میکنم و وقت و انرژی خودم را در شرکت او میگذرانم، دوست دارم کارفرما هم به من اعتماد داشته باشد. اگر من در کارم صادق باشم و از هیچ تلاشی برای پیشرفت شرکت دریغ نکنم، میخواهم کارفرما هم قدر این صداقت را بداند و با من رو راست باشد.

3) در بدو ورود به شرکت کاملاً در مورد خط مشی شرکت، پروژه های در دست اجرا، روش های تولید و پشتیبانی محصولات توجیه شوم. من چطور می توانم وارد پروسه توسعه پروژه ای شوم که هیچ مستنداتی ندارد و هیچ ایده ای از آن ندارم. متاسفانه اکثر شرکت ها این مورد مهم را رعایت نمی کنند. باید یک هفته اول برای فرد تازه وارد جلسات توجیحی در مورد تمام زوایای شرکت گذاشته شود، سپس او را با محصولات و روش های تولید و پشتیبانی آشنا کنند. نکته مهمی که باید در اینجا در نظر گرفته شود رفتار دیگر کارکنان با فرد تازه وارد است. باید کارکنان طوری توجیه شوند که به جای پرتاب کردن سنگ جلوی فرد تازه وارد به او کمک کنند تا با شرایط و پروژه های شرکت هر چه زودتر آشنایی پیدا کند.

4) بتوانم محیط کارم را سفارشی کنم. من برای برنامه نویسی نیاز به یک محیط آرام و دور از استرس دارم. اتاقی که در آن بازاریاب شرکت در حال زدن مخ مشتری است و منشی در حال چانه زدن، جای مناسبی برای من برنامه نویس نیست! من نیاز به میز و صندلی و مانیتور استاندارد و یک کامیپوتر مناسب دارم. من باید بتوانم در محیط کارم بر اساس سلیقه ام تغییر ایجاد کنم. قبلاً یک مطلب کامل در این مورد نوشتم که می توانید اینجا مطالعه کنید.

5) کارفرما برای وقت من ارزش قائل باشد. زمان روزانه کار کردن در شرکت باید مشخص باشد. منظورم ساعت شروع و پایان کار نیست. من باید بدانم قرار است دقیقاً روزی چند ساعت برای کارفرما کار کنم. اگر بیشتر از وقت مشخص کاری انجام داده شود باید اضافه کاری محسوب شود. این در اکثر شغل ها بدیهی است، اما اکثراً در شرکت های نرم افزاری رعایت نمی شود.

5+1) کارفرما به آموزش مداوم کارکنان و استفادده از تکنولوژی های جدید علاقه مند باشد. دنیای نرم افزار و برنامه نویسی هر روز تغییر می کند و افرادی که می خواهند در این زمینه کار کنند باید همیشه در حال یادگیری باشند و دانش خود را به روز کنند. من برای بالا بردن دانش و مهارتم نیاز به یادگیری و آموزش مداوم دارم. شرایط یک آموزش منظم را باید کارفرما برای کارکنانش فراهم کند. این موضوع همانقدر که برای کارکنان مطلوب است، برای کارفرما نیز سود زیادی دارد. بعضی از شرکت ها از بکارگیری تکنولوژی های جدید هراس دارند. من نمیخواهم برای شرکتی کار کنم که از تکنولوژی های 5 سال پیش برای توسعه محصولاتش استفاده می کند.

farasun.wordpress.com

در آخر از تمام برنامه نویسانی که وبلاگ دارند و به این موضوع علاقه مند هستند دعوت میکنم تا نیازهای خودشان را به عنوان یک نیروی انسانی در قالب بازی وبلاگی بیان کنند.

پ.ن : بازی های وبلاگی در وبلاگ های تخصصی کمتر مورد توجه قرار میگیره، در صورتی که نتایج بسیار خوبی داره. از آقای محبی بخاطر ایده خوبشان ممنونم و امیدوارم از این دست مطالب در وبلاگ های تخصصی بیشتر ببینیم.

یک محیط سفارشی شده; تمام چیزی که یک برنامه نویس می خواهد!

داشتن تمرکز برای افرادی که به اصطلاح Knowledge Worker هستند، مثل نویسندگان یا برنامه نویسان، بسیار مهم است. این تمرکز در محیط های شلوغ و پر استرس و محیطی که فرد در آن احساس راحتی نکند به دست نمی آید. یک برنامه نویس به عنوان فردی که از دانش و قدرت تفکرش برای انجام کارها استفاده می کند، برای انجام وظیفه خود به نحو مطلوب و با بازدهی بالا نیاز به یک محیط سفارشی (=Customize) شده دارد. منظورم از محیط سفارشی شده، محیطی است که فرد برنامه نویس در آن احساس راحتی کند، تمرکز کافی داشته باشد و بتواند در آن بر اساس سلیقه خودش تغییر ایجاد کند.

برنامه نویس در گوگل

برنامه نویسان مستقل از این لحاظ مشکلی ندارند. اتاق کارشان بر اساس سلیقه و شیوه خودشان چیده شده و تایم کاری مشخص به خود را دارند. شاید یکی از بزرگترین مشکلات برنامه نویسان مستقل، نداشتن یک آفیس مستقل از محل زندگی است. به علت اینکه اکثر برنامه نویسان مستقل در خانه کار می کنند، شاید آن تمرکز و بازدهی مطلوب و محیط سفارشی را بدست نیاورند. اتفاقاتی که در محیط خانه اش می افتد، تلفن هایی که به او می شود و حتی وقتی که مادر یا همسرش او را برای نهار یا شام صدا می زند، همه و همه می توانند تمرکز یک برنامه نویس مستقل را برهم بزنند. اما در کل وضعیت یک برنامه نویس مستقل در این مورد از یک برنامه نویس استخدام شده خیلی بهتر است! برنامه نویس مستقل میز کارش را هر طوری که می خواهد می چیند،  تنظیمات کامپیوترش را به دلخواهش عوض می کند، هر نرم افزاری لازم داشته باشد بدون اجازه گرفتن از کسی روی کامپیوترش نصب می کند و مهمتر از هر چیزی، هر ساعتی که بازدهی بیشتری دارد کار می کند.

برنامه نویسانی که برای شرکت ها کار می کنند شرایط متفاوت تری دارند. در اینجا این برنامه نویسان هستند که باید خودشان را با محیط شرکت وقف بدهند. البته این وقف دادن همیشه هم بد نیست. ممکن است برنامه نویس قبلاً از سورس کنترل استفاده نمی کرده و حالا در این شرکت مجبور باشد از این ابزار استفاده کند. این اصلاً بد نیست. اما این شرایط وقتی آزاردهنده می شود که برنامه نویس در محیط کاری شرکت احساس راحتی نکند. مخصوصاً در بدو ورود یک برنامه نویس تازه استخدام شده به یک شرکت، این موضوع خیلی اتفاق می افتد. البته در اکثر موارد این عادی است که حداقل یک هفته زمان لازم است تا فرد تازه وارد خودش را با شرایط جدید، محیط و افراد نا آشنا وقف دهد. نکته ای که وجود دارد این است که یک شرکت موفق باید کاری کند که زمان وقف پیدا کردن یک برنامه نویس تازه وارد (منظور تازه وارد شده به شرکت) با شرایط، محیط، افراد و ابزارهای آن شرکت کاهش یابد. این اول برای خود شرکت سود دارد و بعد برای آن فرد تازه وارد به شرکت! کاهش دادن این زمان هم به نظر من فقط با باز گذاشتن دست برنامه نویس برای سفارشی کردن محیط کارش بدست می آید.

شرکت موزیلا

اجازه دهید برنامه نویس میز کارش را خودش بچیند، کامپیوترش را سفارشی کند، نرم افزارهایی که لازم دارد نصب کند، نرم افزارهایی که نمی خواهد حذف کند و در کل محیط مجازی اش را بر اساس علاقه اش تنظیم کند. اگر کامپیوترش قدیمی است و جوابگوی کار برنامه نویس نیست آن را عوض کنید. حتماً در این مورد نظر او را هم بپرسید. میز، صندلی و مانیتور استاندارد تهیه کنید تا سلامت برنامه نویس به خطر نیفتد. در صورت امکان سعی کنید اتاق برنامه نویسان را از هم جدا کنید یا حداقل با پارتیشن بین آن ها فاصله بگذارید. این کار باعث می شود که تمرکز یک برنامه نویس روی کدهایی که می نویسد بیشتر شود. ممکن است در یک اتاق باز، پرسیدن سئوال یا درخواست کمک یک همکار تمام تمرکز برنامه نویس را به هم بزند که بدست آوردن همان تمرکز برای برنامه نویس زمان زیادی خواهد گرفت. حداقل کاری که می توانید بکنید این است که قانونی بگذارید که هنگام کدنویسی کسی صحبت نکند!

هرچند محیط پر استرس روی کیفیت کار هر کسی تاثیر منفی دارد اما این تاثیر در کار برنامه نویسان بسیار بیشتر است. سعی کنید محیطی دوستانه، مفرح و با امکانات مناسب در اختیار برنامه نویسان قرار دهید. به طور مثال یک وایت برد در بخش برنامه نویسی نصب کنید. نکته مهم دیگر مربوط به تغذیه مناسب برنامه نویسان است. صبحانه و نهار مناسب و در دسترس بودن نوشیدنی های مختلف مثل چای و قهوه بسیار مهم است. یک برنامه نویس گرسنه نمی تواند به درستی تمرکز کند. یک برنامه نویس بدون نوشیدن نمی تواند حتی یک خط کد بنویسد!

برنامه نویسان مایکروسافت

قرار نیست مطلب خیلی طولانی شود. هدف این مطلب لوس کردن برنامه نویسان نیست. شما باید در کنار انجام دادن کارها از برنامه نویسان انتظار کار کردن با بازدهی بالا داشته باشید. به طور مثال از برنامه نویسان بخواهید در هنگام کار، موبایل خودشان را خاموش کنند. شرکت های نرم افزاری موفقی مثل مایکروسافت، گوگل، فیس بوک، توییتر و موزیلا محیط های لذت بخشی را برای برنامه نویسان خود آماده کرده اند و به آن ها اجازه می دهند در محیط های سفارشی شده کار کنند. فکر میکنم یکی از دلایل موفقیت آن ها همین باشد! در آخر به یاد داشته باشید که منفعت انجام دادن تمام این کارها در آخر به جیب شما مدیران شرکت ها سرازیر خواهد شد!

شرکت گوگل

پ.ن : برای نمونه شما یکی از کارکنان توییتر را فالو کنید، متوجه می شوید که این ها یا در حال آبجو خوردن هستن و یا در حال پارتی گرفتن! من نمیدونم اینا کی کار میکنن!

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

شرکت های نرم افزاری برای «ویندوز 7» آماده شوند!

همانطور که می دانید چند وقتی است شرکت مایکروسافت با نسخه جدید سیستم عامل ویندوزش یعنی ویندوز 7 سر و صداهای زیادی به پا کرده است. نسخه RC ویندوز 7 هم اکنون برای دانلود در وب سایت مایکروسافت در دسترس است. مایکروسافت قول تغییرات زیادی را در این ویندوز داده است و قصد دارد شکست ویستا را با ارائه ویندوز 7 جبران کند. از قرار معلوم ویندوز 7 نسبت به ویستا برتری هایی در سرعت، ظاهر، سازگاری بیشتر با سخت افزارها و امکانات دارد. تاسک بار در ویندوز 7 از نو طراحی شده و امکانات خوبی به کاربر برای مدیریت پنجره های باز می دهد. قابلیتی به نام Libraries کاربران را در یافتن فایل های خودش یاری می کند (لینک هایی به فایل ها را در یکجا در دسترس کاربر قرار می دهد). تکنولوژی های جدیدی مثلی Multi-touch که کاربران ویندوز 7 را قادر به استفاده از دستگاه های جدید لمس چندگانه می کند.

Windows 7 firom Microsoft

کاربران نهایی ممکن است از این ویندوز خیلی لذت ببرند و از آن استفاده کنند. شاید هم پس از چند روز استفاده از آن بیزار شوند و به جای آن سیستم عامل دیگری نصب کنند. در نظر کاربران نهایی سیستم عامل ویندوز 7 خیلی از مسایل پنهان می ماند. این تولیدکنندگان نرم افزاری هستند که باید خود را با ویندوز جدید مایکروسافت هماهنگ کنند.EN-w7-comp_rgb_L_3

یکی از مسایل مهمی که برای برنامه نویسان و شرکت های نرم افزاری که برای ویندوز نرم افزار تولید می کنند، در هنگام معرفی یک نسخه جدید از سیستم عامل ویندوز بوجود می آید، مسئله سازگاری یا Compatibility است. اگر یادتان باشد هنگام معرفی ویندوز ویستا توسط مایکروسافت برنامه نویسان و شرکت هایی که برای سیستم عامل ویندوز نرم افزار تولید می کردند، هراس زیادی از عدم سازگاری نرم افزارهایشان با ویستا داشتند. اما هنگامی که نسخه انهایی ویندوز ویستا عرضه شد، اتفاق خاصی نیفتاد و بسیاری از نرم افزارهایی که روی ویندوز اکس پی اجرا می شدند روی ویستا هم بدون هیچ مشکلی اجرا شدند و برخی از نرم افزارها هم با ایجاد یک تغییر کوچک توسط سازنده، قابل استفاده در ویستا بودند. البته مسئله ای که برخی نرم افزارهای کاربردی با آن مواجه شدند، قابلیت جدید ویستا به نام UAC بود که برای تامین امنیت کاربران در ویندوز ایجاد شد و مشکلاتی را برای برنامه هایی که احتیاج به دسترسی Administrator برای انجام برخی اعمال در ویندوز داشتند، بوجود آورد.

خبر خوب این است که اگر نرم افزاری هم اکنون روی ویندوز ویستا به خوبی اجرا می شود، به طور حتم می توان گفت بدون هیچ تغییری در نرم افزار مربوطه، روی ویندوز 7 نیز به خوبی اجرا خواهد شد. برای اینکه مطمئن شوید که نرم افزار شما بدون هیچ مشکلی روی ویندوز ویستا نسخه نهایی اجرا خواهد شد یا خیر قدم های زیر را دنبال کنید :

  • Windows Application Compatibility Toolkit (ACT) 5.5 و Application Verifier 4.0 را دانلود و نصب کنید. این برنامه ها به شما می گویند که نرم افزر شما با کدام امکانات نسخه جدید ویندوز مشکل خواهد داشت و شامل مستنداتی هستند که به شما در ساخت نرم افزاری که با نسخه جدید ویندوز کاملاً سازگار باشد، کمک می کنند.
  • کتاب Windows 7 Application Quality Cookbook را دانلود کنید و بخوانید. این کتاب در مورد سازگاری نرم افزارهای دیگر با ویندوز، امکانات جدید ویندوز 7 و ویندوز سرور 2008 و تغییرات در بخش های مهم ویندوز مطالب خوبی دارد.

به هر حال ویندوز 7 در سال 2009 بر اساس قولی که مایکروسافت داده است در سال 2009 به بازار خواهد آمد. پیش بینی می شود که استقبال کاربران از این ویندوز خیلی بیشتر از ویندوز ویستا خواهد بود. خیلی از کسانی که از ویندوز اکس پی استفاده می کنند و به ویندوز ویستا مهاجرت نکرده اند، حتمآً از ویندوز 7 استفاده خواهند کرد، زیرا دیگر ویندوز اکس پی جوابگوی آن ها نخواهد بود. می توانید با دریافت و نصب نسخه RC ویندوز 7 با امکانات جدید آن آشنا شوید و نرم افزارهای خود را روی آن امتحان کنید.

منبع قسمتی از مطلب : A Developer’s Guide to Preparing for Windows 7

مطالب مرتبط :

اگر تمايل به دنبال کردن مطالب اين وبلاگ داريد، مي توانيد مشترک فيد فراسان شويد.

چطور مشترک شويم؟

یافتن کار نیمه وقت و کسب تجربه در زمینه نرم افزار – قسمت اول

چگونه یک دانشجوی نرم افزار می تواند در زمینه نرم افزار کار نیمه وقت پیدا کند و تجربه کسب کند؟

قسمت اول : مقدمه و یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری

اصولاً هر دانشجویی دوست دارد در کنار تحصیل، کار کند. حتی اگر از نظر مالی کاملاً تامین باشد بازهم دوست دارد در زمینه ی تحصیلی خود تجربه کسب کند. بعضی ها می خواهند خرج تحصیل خودشان را دربیارند، بعضی ها خرج خانواده شان را، بعضی ها هم می خواهند فقط پول در بیاورند و تجربه کسب کنند. اگر دانشجو باشید یا قبلاً چنین دورانی را گذرانده باشید حتماً این نوشته را درک می کنید.

مطمئنم شما هم در دوران دانشجویی دوست داشتید کار کنید، شاید هم کار خوبی گیرتان آمده بوده و تجربیات خوبی بدست آورده باشید. تا اینجای قضیه هیچ مشکلی وجود ندارد، دانشجو تصمیم می گیرد یک کار نیمه وقت در زمینه تحصیل خودش پیدا کند. توجه کنید بحث ما دانشجویان رشته نرم افزار اند که قصد دارند در همین زمینه (نرم افزار) کار نیمه وقتی پیدا کنند، چون همه می توانند در رستوران یا پیتزا فروشی کار کنند. خب، دانشجو تصمیمش را می گیرد و شروع به جستجوی کار مناسب خود می کند. در روزنامه ها و وب سایت های اینترنتی جستجو می کند اما کار به در بخوری پیدا نمی شود. بعضی ها شرایط خوبی دارند اما نیروی تمام وقت با کارت پایان خدمت می خواهند. دانشجو سعی خود را می کند اما نمی تواند کار مناسبی پیدا کند. در این موقعیت اگر دانشجو فردی سخت کوش نباشد حتماً از جستجو دست برخواهد داشت اما یک فرد سخت کوش آدرس چند شرکت نرم افزاری را پیدا می کند و شخصاً برای یافتن کار مناسب به آن ها سر می زند.

یافتن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری (ایرانی)

سناریوی اول : دانشجو پس از اعلان درخواست خود با جواب منفی مواجه می شود. آن ها می گویند که اصلاً نیازی به نیرو آن هم از نوع دانشجوی بی تجربه و بدون سابقه کار ندارند. حتی از او سئوال نمی کنند که دارای چه مهارت هایی است. همان اول کار دست رد به سینه جوان مردم می زنند.

سناریوی دوم : با خوشرویی دانشجو را دعوت به نشستن می کنند. از او سئوال می کنند کجا درس می خواند، چه مهارت هایی دارد و … تا اینجای کار دانشجوی خوش خیال فکر می کند دیگر به خواسته خودش رسیده اما به زودی متوجه اشتباهش می شود. فرد مربوطه از او ضمانت می خواهد، نه یک میلیون نه دو میلیون بلکه 25 میلیون وثیقه می خواهد!! و با خودش فکر نمی کند که چه سئوال احمقانه ای پرسیده است، دانشجو که از این پشتوانه ها ندارد.

طرف وقتی جواب منفی دانشجو را می شنود، به علت اینکه دانشجو مهارت های خوبی دارد و به دردشان می خورد قیمت را پایئن می آورد. طرف تا 10 میلیون هم پائین می آید و علت را دانشجو بودن او اعلام می کند. دانشجو که احساس می کند هم شرکت و هم فرد مقابل درست حسابی نیستند، جواب منفی خود را طوری بیان می کند که طرف بیخیال شود.

وقتی دانشجو در حال خروج از این شرکت است، همان فرد بدو بدو پشت سرش می آید و از او می خواهد تا حداقل در بازاریابی محصولات شان همکاری کند… و دانشجو با یک خداحافظی محکم وی را در کف می گذارد.

سناریوی سوم : دانشجو چند ماه قبل در یکی از سایت های نیازمندی مهارت های خود را ذکر می کند و آمادگی خود را برای همکاری در پروژه های نیمه وقت نرم افزاری اعلام می کند. با او از طرف یک شرکت نرم افزاری تماس گرفته می شود و از او می خواهند تا به شرکت شان تشریف ببرد!!

دانشجو وارد آن شرکت می شود. همان دم در از او می خواهند تا بنشیند. رئیس آن شرکت پس از احوال پرسی با دانشجو یک نگاهی از سر تا پا به او می کند و می گوید : «به سن و قیافه شما نمی خورد این مهارت ها را داشته باشید»!! سپس با یک داد بلند (انگار که سر زمین کشاورزی باشد) یکی از برنامه نویسان شرکت را صدا می کند تا سئوالات تخصصی از دانشجو بپرسد و به قول خودش سطح او را محک بزند. طرف که می آید یک نگاه تحقیرآمیزی به دانشجو می کند که یعنی «این همونه که گفته این مهارت ها رو داره». آخه دانشجو یادش رفته بود در آن سایت نیازمندی سنش رو ذکر کنه!

بالاخره آن فرد بیخیال حاشیه ها می شود و کنار دانشجو می نشیند تا چند سوال تخصصی بپرسد. شروع به سئوال پرسیدن میکنه و دانشجو به تمام سئوالاتش پاسخ میده تا اینکه آن فرد جلوی دانشجوی ما کم می آورد. بحث ادامه پیدا می کند تا به شرایط همکاری می رسند. آن فرد شرایط را اینگونه ذکر می کند : «شما تا دو ماه اینجا کارآموزی می گذرانید، و در این مدت حقوقی به شما تعلق نمی گیرد، دو تا پنج میلیون سفته به عنوان ضمانت، هر کدی که می نویسید یا هر کامپوننتی که می سازید متعلق به این شرکت است و اگر جایی از اینها استفاده شود باید غرامت بپردازید!، هفته ای 30 ساعت باید در شرکت کار مفید انجام دهید و …»

دانشجو گیج می شود. با این صحبت نیم ساعتی که با این فرد انجام داده مطمئن شده که خودش از این فرد متخصص تر است پس چرا باید زیر دست او کارآموزی آن هم به مدت دو ماه و بدون حقوق بگذراند!؟ حالا اگر قرار بود چیزی از او یاد بگیرد و تجربه ای کسب کند واقعاً می ارزید. دانشجو حس می کند که قرار است از او در این شرکت سوء استفاده کنند پس هر چه زودتر از آن جا بیرون می آید.

دانشجو قید پیدا کردن کار نیمه وقت در شرکت های نرم افزاری را می زند! و به فکر راه های دیگری برای کسب درآمد و تجربه در رشته نرم افزار می افتد.

ادامه دارد… (به علت اینکه مطلب طولانی نشود)

پ.ن : سناریوهای بالا کاملاً واقعیست و دانشجوی ذکر شده کسی نیست جز نویسنده این وبلاگ یعنی من. پس شک نکنید که این مسائل وجود دارند و  کاملاً واقعیست.

در این سری نوشته ها سعی می کنم با نگاهی متفاوت به موضوع یافتن کار نیمه وقت و نحوه کسب تجربه برای دانشجویان رشته نرم افزار بپردازم. اگر شما هم در این زمینه تجربه ای دارید از من و خوانندگان وبلاگ دریغ نکنید و در قسمت نظرات همین نوشته تجربیات ارزشمندتان را به اشتراک بگذارید.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

farasun.wordpress.com

مطالب مرتبط :