اولین قدم در مدیریت پروژه، دانستن حقایق است

همیشه میشنویم که قبل از انجام هر پروژه ای، برنامه ریزی داشته باشیم، تا کارها سر موقع انجام بشه، به بهترین نحو انجام بشه، و بیشترین بازدهی را داشته باشیم. حتی در کوچک ترین پروژه ها که به صورت انفرادی انجام میشه، اگر برنامه ریزی درستی وجود داشته باشه، میتونیم به نتیجه رضایت بخش امیدوار باشیم. اما برنامه ریزی چیه؟ فقط نوشتن کارها و مشخص کردن یک تاریخ و موعد مقرر برای اون کافیه؟ آیا ما همیشه به برنامه ریزی هامون پایبندیم و همیشه در موعد مقرر کار را تحویل مشتری می‌دهیم؟

اهمیت برنامه ریزی بر هیچکس پوشیده نیست. اما باید این را در نظر داشته باشیم که هیچ وقت کارها همون طوری که در ذهن ماست و به همان خوبی و خوشمزگی جلو نمیروند. اول باید ببینیم اگر برنامه ریزی داشته باشیم، چه نتایجی در انتها عاید ما خواهد شد، در واقع فواید برنامه ریزی در انتها برای ما چه دستاوردهایی خواهد داشت. برنامه ریزی یعنی، یک هدف مشخص کن، راه رسیدن به این هدف را پیدا کن، دست به کار شو!

فواید برنامه ریزی برای یک پروژه

  • رسیدن به لیست مشخصی از وظایف پروژه
  • ایجاد نظم در انجام کارها در زمان مشخص
  • ارائه یک دید کلی در مورد وضعیت پروژه
  • ارائه راه حل برای انجام کارهای بزرگ تر در قالب کارهای کوچک تر
  • ایجاد ابزار جهت کنترل پروژه و اندازه گیری بازدهی
  • مدیرت موثر تر منابع پروژه
  • افزایش احتمال رسیدن به اهداف و در نهایت موفقیت پروژه

با یک جستجوی ساده شاید فواید دیگری هم پیدا کنید، این ها فقط تجربه های شخصی خودم بود که به هیج جایی استناد ندارد. چیزی که در مورد مدیریت پروژه باید بدانید، این است که، تمامی دانسته های آکادمیک یا تحقیقاتی، هنگام شروع پروژه و انجام کارهای عملیاتی، در شرایط مختلف، با توجه به فکت ها و ریسک های پروژه، برای شما در واقعیت تفاوت خواهد داشت. از این رو، بعد از انجام چند پروژه، این را متوجه خواهید شد که این برنامه ریزی چطور باید شروع شود، چطور ادامه پیدا کند و در انتها چه فوایدی برای شما در بر خواهد داشت.

Project-Management

چطور برنامه ریزی را شروع کنیم؟

برای شروع یک برنامه ریزی مناسب (نه خوب)، اولین قدم دانستن حقایق (Facts) در پروژه پیش روست. اما منظور از حقایق پروژه چیست؟ لیست وظایف، اهداف پروژه، ریسک ها، وضعیت فعلی پروژه، نقاط مثبت و منفی انجام یا عدم انجام پروژه، و هر آیتمی که در نتیجه پروژه پیش رو تاثیر گذار هستند، را به عنوان حقایق پروژه باید لیست کرد. البته مشخصه که تمام آیتم های ذکر شده، قبل از شروع پروژه و یا در ابتدای آن، به صورت قطعی مشخص نیستند. در واقع همه فکت های یک پروژه همیشه، حتی در طول اجرای یک پروژه، حتماً تغییر می‌کنند و شما هیچ وقت با اطمینان صد در صد نمی‌توانید برنامه ای بنویسید که در 100در100 موارد بدون تغییر پاسخگوی نیازهای شما باشد. در واقع ریسک و عدم قطعیت از برنامه ریزی هیچ وقت جدا نیست و نخواهد بود. یک برنامه ریزی مناسب، برنامه ای نیست که تغییر نداشته باشد، بلکه برنامه ایست که در طول اجرا با یک تصمیم و تغییر مناسب، بیشترین بهره وری را عاید شما کند. برای بدست آوردن این اهداف، وجود این برنامه ریزی واقعاً مهم است.

یافتن حقایق پروژه

به خاطر داشته باشید که برنامه ریزی یک امر نسبی است. یعنی انجام هر نوع پروژه ای، نیاز به یک برنامه خاص خودش دارد. شاید با انجام چند پروژه با خودتان فکر کنید که قالب یک برنامه ریزی موفق را یافته اید، اما در انجام برنامه ریزی پروژه های جدید، این فقط تجربه هاست که یاری تان می‌کند، نه شباهت های خاص.

معمولاً لیست کردن وظایف، قدم اول برنامه ریزی در هر پروژه ای است. اولین چالشی که درگیرش می‌شوید، همین درست لیست کردن و دیدن همه تسک ها در ابتدای برنامه ریزی است. این جا هم همان عدم قطعیت به سراغ شما خواهد آمد و به احتمال زیاد نتوانید تمام تسک های پروژه را شناسایی کنید، اما تسک های مهم و اهداف پروژه را تا جایی که مشاهده می‌شوند، مشخص کنید. شناسایی نیازمندی های پروژه، مستندات نیازسنجی ها، جلسات با مشتری، مشاهده های اولیه پروژه، فاکتورهایی هستند که در لیست کردن تسک های پروژه در ابتدای برنامه ریزی اهمیت زیادی دارند. نگران این نباشید که در ابتدای برنامه ریزی برای پروژه، تمام تسک ها را نتوانسته اید شناسایی کنید، چون همیشه در جریان پروژه تسک ها تغییر می‌کنند، نیازهای مشتری عوض می‌شوند، و در نتیجه تغییرات و نیازهای جدید، تسک های جدید را شناسایی خواهید کرد. اما سعی کنید، بر اساس اهداف پروژه و خواسته های مشتری، تسک های اصلی و Major پروژه را در همان ابتدا شناسایی و لیست کنید.

استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه

برنامه ریزی یک مفهوم است، که با استفاده از ابزارهای مناسب، می‌تواند آسان تر و بهتر انجام گیرد. شاید با یک کاغذ و قلم، بتوان یک برنامه ریزی پیچیده را طرح ریزی کرد، اما این کار با ابزارهای مناسب نرم افزاری به مراتب ساده تر و جامع تر انجام می‌شود. استفاده از یک ابزار مناسب جهت کنترل پروژه، هزینه زمانی و مالی برنامه ریزی را به مراتب کاهش می‌دهد و مدیریت پروژه را لذت بخش تر و ساده تر می‌کند. چالش این بخش، موضوع انتخاب ابزار مناسب است که خود این بحث، یک مطلب مفصل جداگانه را می طلبد. فقط دقت داشته باشید که انتخاب ابزار رابطه مستقیمی با نوع برنامه ریزی و نوع پروژه شما دارد. در حقیقت انتخاب اشتباه ابزار کنترل پروژه، ممکن است کار برنامه ریزی را مختل و ادامه آن را با چالش جدی مواجه کند. مثلاً برای انجام پروژه یک طراحی سایت ساده استفاده از نرم افزار Microsoft Project اشتباه است، وقتی می‌توان کارهای ساده تر را با ابزارهایی مثل Trello به راحتی برنامه ریزی کرد.

در مطالب بعدی به موضوعات گفته شده خواهیم پرداخت.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feed جهت خواندن مطالب آینده مشترک وبلاگ شوید.

….

بعد از مدت ها، شاید 13 الی 14 ماه، سری به این وبلاگ میزنم. دلم برای نوشتن تنگ شده، دوست دارم باز هم بنویسم و باز هم یادبگیرم. توی این مدت از همه چیز دور بودم. برای الان من خیلی بعید به نظر می رسد که یه روزی وبلاگی در مورد برنامه نویسی کامپیوتر داشتم! اگر خودم بشینم و مطالب دو سه سال قبل این وبلاگ را بخونم باورم نمیشه که خودم این ها رو نوشته باشم! دوران سختی داشتم، خیلی سخت. به نظر میرسه همه چیز داره دوباره عادی میشه! اما هنوزم مطمئن نیستم!

دوست دارم دوباره همینجا بنویسم. اما اینجا فیلتر شده و اگر بخوام بنویسم هم چیزی برای ارائه ندارم. باید دوباره شروع کنم به یادگیری و از اینجا برای بیشتر یاد گرفتن کمک بگیرم. شاید دوباره همینجا شروع کنم.

اگر میدونستم اینقدر طول میکشه هیچ وقت عنوان نوشته قبلی را به زودی نمیذاشتم.

به زودی…

فیلتر شدن کل وبلاگ های وردپرس دات کام و بلاگر اتفاق تلخی بود، البته نه به تلخی خیلی از اتفاقاتی که این روزها بر ما می گذرد. اما به هر حال باعث شد بخش عمده ای از محتوای وب فارسی عملاً از دسترس بخش زیادی از کاربران اینترنت ایران خارج شود. مسدود کردن وبلاگ های سرویس های وردپرس و بلاگر بدون در نظر گرفتن محتویات آن ها، احمقانه ترین نوع فیلترینگی بود که تا به حال دولت ایران به کاربران اینترنت کشور تحمیل کرده است. مطمئناً این حرکت نه باعث سر به راه شدن و ساکت شدن مردم می شود و نه باعث رونق گرفتن کسب و کار بلاگفایی می شود که با تبلیغات هک بلوتوث و آموزش فشن کردن مو و فروحتن اطلاعات وبلاگ نویسان کسب درآمد می کند!

به هر حال فیلتر شدن این وبلاگ باعث ایجاد وقفه در نوشتن شد (هر چند که مشکلات دیگری هم برای من وجود داشت) اما دلیلی برای پایان کار این وبلاگ نیست. سعی خواهم کرد در سال جدید نوشتن در این وبلاگ را از سر بگیرم. ممکن است دامنه وبلاگ تغییر کند اما آدرس فید قبلی حفظ خواهد شد. امیدورام دوستان و خوانندگان عزیز این وبلاگ ، عذرم را برای دیر کرد در به روز رسانی وبلاگ بپذیرند.

امیدوارم روزی برسد که دسترسی آزاد به اطلاعات، اینترنت و سرویس های وب جزئی از حقوق شهروندی تک تک مردم ایران باشد. به امید آن روز

کیفیت در نرم افزار واقعاً به چه معناست!؟

درجه تطابق یک سیستم با نیازمندی های مشخص شده و نیازهای مشتری (یا کاربران) یا انتظارت آن ها، یکی از تعاریف رسمی کیفیت در نرم افزار است (1). از این تعریف می توان دریافت که شناخت درست نیازمندی های یک سیستم نرم افزاری از مهمترین فاکتورهای تعیین کیفیت در یک محصول نرم افزاری است. در واقع نرم افزاری که به صورت دقیق بر اساس نیازهای مشتری (یا کاربران) ساخته شده باشد، می تواند با کیفیت باشد. جلوتر متوجه خواهید شد که چرا از کلمه می تواند استفاده کردم.

پرسمن «کیفیت نرم افزار» را در مهندسی نرم افزار به صورت زیر تعریف کرده است :

In the context of software engineering, software quality measures how well software is designed (quality of design), and how well the software conforms to that design (quality of conformance)

این تعریف فقط به زبان انگلیسی تمام منظور خود را می رساند. در واقع کیفیت یک نرم افزار در این تعریف بر اساس کیفیت طراحی و کیفیت پیروی از این طراحی مطرح شده است. کیفیت پیروی از طراحی یعنی نرم افزار تولید شده تا چه اندازه مطابق طراحی اولیه ساخته شده است. این تعریف از کیفیت نرم افزار، نقش تحلیل گران و طراحان را در کیفیت یک محصول نرم افزاری برجسته تر می کند. موفقیت یا شکست تحلیل گران در تحلیل مسائل نرم افزاری تاثیر مستقیم خود را در خروجی پروژه نرم افزاری می گذارد. توسعه دهندگان و برنامه نویسان نیز نحوه تطابق پیاده سازی با طراحی را تعیین می کنند. میزان وفاداری آن ها به طراحی رابطه مستقیمی با کیفیت خروجی محصول نرم افزاری دارد، البته زمانی که طراحی به درستی انجام شده باشد.

آیا واقعاً می توان از تعاریف گفته شده در بالا دریافت که کیفیت نرم افزار به چه معناست؟ نرم افزار ذات پیچیده ای دارد و همین مسئله تعیین کیفیت آن را نیز مشکل می کند. برای کار کردن درست یک نرم افزار بخش های زیادی باید به یکدیگر کمک کنند. تحلیل گران باید نیازمندی ها را مشخص کنند، طراحان باید بر اساس نیازمندی ها، راه حل ارائه دهند و برنامه نویسان این راه حل ها را پیاده سازی کنند. در واقع کیفیت یک نرم افزار بر اساس تجمیع کیفیت این بخش ها محاسبه می شود که کاملاً به یکدیگر وابستگی دارند. کیفیت یک محصول نرم افزاری بر اساس کیفیت معیارهای زیر سنجیده می شود :

نیازمندی ها

نمی توان از یک نرم افزار انتظار خروجی با کیفیت داشت زمانی که توسعه دهندگان آن، نیازمندی های پروژه را به خوبی درک نکرده باشند. شناخت نیازمندی های یک نرم افزار، کلیدی ترین بخش تضمین کیفیت نرم افزار است. با شناخت درست نیازمندی ها می توان به یک خروجی با کیفیت دست پیدا کرد. برای مطالعه بیشتر مطلب «مستندات نیازمندی ها و نقش آن در موفقیت یک پروژه نرم افزاری» را بخوانید.

طراحی

در حالی که نیازمندی ها مشخص می کنند که نرم افزار چه کاری باید انجام دهد، طراحی می گوید که چطور نرم افزر باید این کار را انجام دهد. طراحی باید بتواند راه حل هایی برای نیازمندی های مشخص شده نرم افزار ارائه کند. طراحی در مهندسی نرم افزار بسیار مهم است، این در حالی است که بعضی از شرکت ها و تیم های نرم افزاری مرحله طراحی را انجام نمی دهند و یک راست سراغ برنامه نویسی می روند و انتظار خروجی با کیفیت را هم دارند. فاز طراحی اگر جدی گرفته شود و بر اساس استانداردهای مهندسی نرم افزار و ابزارهای آن انجام شود، می تواند کیفیت نرم افزار را تضمین کند و کار بخش های دیگر و مخصوصاً پیاده سازی را آسان کند.

پیاده سازی

توسعه دهندگان بر اساس مستندات نیازمندی ها و راه حل های ارائه شده توسط مستندات طراحی، شروع به پیاده سازی نرم افزار می کنند. اگر مستندات نیازمندی ها و مستندات طراحی به صورت دقیق و به درستی تهیه شده باشند، معمولاً مشکل جدی ای در پیاده سازی پیش نخواهد آمد. تغییر در نیازمندی ها یا تغییر در طراحی در هنگام پیاده سازی برای کیفیت نرم افزار سم مهلکی است که تا جایی که می شود باید از آن اجتناب کرد. بر اساس تعریف های ارائه شده در بالا، اگر نرم افزار با کیفیت می خواهید باید در پیاده سازی، به طراحی تا جایی که می توانید وفادار باشید. البته چگونگی پیاده سازی نرم افزار هم بسیار اهمیت دارد. ممکن است یک پیاده سازی تمام نیازمندی های مشخص شده را برطرف کند اما پیاده سازی با کیفیتی نباشد. کیفیت در پیاده سازی نرم افزار مباحث زیادی دارد که در یک مطلب جداگانه به آن پرداخته خواهد شد.

تست

تست نرم افزار پس از پیاده سازی، اگر به درستی انجام شود، کیفیت خروجی نرم افزار را به طرز شگرفی افزایش می دهد. در تست مشخص می شود که چه مشکلاتی در پیاده سازی وجود دارند که باید حل شوند. کیفیت نرم افزار با تعداد انجام تست های درست رابطه مستقیم دارد. هر چقدر بیشتر نرم افزار را تست کنیم، در انتها نرم افزارمان کیفیت بهتری خواهد داشت. با انجام تست های مکرر می توانید خروجی نهایی با کیفیت تری ارائه کنید و در نتیجه مشتریان راضی تری داشته باشید. در حال حاضر روش های بسیاری برای تست نرم افزار وجود دارند که همگی سعی می کنند تا کیفیت نرم افزار را بالا ببرند. چندی از متدولوژی های Agile در سیکل توسعه خود به صورت جدی از روش های تست نرم افزار استفاده می کنند تا از کیفیت محصولات نرم افزاری تولید شده اطمینان پیدا کنند. برای مثال TDD یا Test-Driven Development روشی است که برنامه نویسان را مجبور می کند تا قبل از کدنویسی، تست های مربوط به آن را بنویسند!

توزیع و استقرار

پس از پیاده سازی نرم افزار، باید بتوان به خوبی خروجی آن را بین مشتریان (یا کاربران) توزیع کرد. توزیع در اینجا به معنی Deployment است که میزان رضایت کاربران از نحوه نصب و استقرار سیستم نرم افزاری مورد نظر است. خیلی ها توزیع و استقرار را در تعیین کیفیت نرم افزار بی اهمیت می دانند اما در واقع اینطور نیست و نرم افزاری از دید مشتری با کیفیت است که به خوبی نصب و مستقر شود.

آموزش و پشتیبانی

نرم افزاری که کاربر نتواند از آن استفاده کند، بی کیفیت است! هر چقدر هم که در بخش های دیگر شما با کیفیت کار کرده باشید، اگر آموزش و پشتیبانی را جدی نگیرید، کیفیت کارهای خود را زیر سئوال برده اید. کیفیت برای نرم افزاری که از آن استفاده نشود بی معناست. باید برای استفاده از نرم افزار آموزش های لازم و کافی به کاربران داده شود و در هنگام بروز مشکل، هر چه سریعتر حل شود.

farasun.wordpress.com

یادتان باشد که کیفیت نرم افزار یعنی کیفیت در تمام بخش های بالا! ناقص بودن کیفیت هر یک از موارد بالا می تواند کیفیت کل نرم افزار را تحت تاثیر قرار دهد. کیفیت نرم افزار شما، مشتری را خوشحال می کند و مشتری خوشحال یعنی سود بیشتر! پس کیفیت را جدی بگیرید!

(1) : IEEE 610.12-1990 Standard Glossary of Software Engineering Terminology

در مطالب بعدی به مباحث بیشتری در مورد کیفیت نرم افزار خواهیم پرداخت، برای پیگیری آن ها می توانید مشترک فید فراسان شوید.

مقایسه تجربی Entity Framework و NHibernate

اگر پست های اخیر این وبلاگ را خوانده باشید نباید با Entity Framework و NHibernate نا آشنا باشید. هر دو راه حلی برای دستیابی به داده ها در دات نت فریم ورک ارائه می کنند. Entity Framework محصول مایکروسافت است و NHibernate محصول جامعه اوپن سورس. من از هر دو در پروژه های واقعی استفاده کرده ام و در مورد هر دو نتیجه رضایت بخش بوده است. در این مطلب نتیجه یک مقایسه تجربی را میان Entity Framework و NHibernate خواهید خواند که امیدوارم شما را در انتخاب هر کدام از آن ها کمک کند.

نگاشت کلاس ها

در NHibernate برای انجام عمل Mapping کلاس ها، (با صرف نظر از کتابخانه های کمکی) به ازای هر کلاس باید یک فایل نگاشت XML و برای تنظیم آن نیز یک فایل XML نوشته شود. زمانی که یک دیتابیس داریم و می خواهیم کلاس های مدل خود را بسازیم NHibernate ابزاری برای این کار ندارد (با صرف نظر از ابزارهای کمکی) و باید نگاشت را به صورت دستی انجام داد. اما با استفاده از کتابخانه های کمکی مثل Fluent NHibernate می توان بدون نوشتن حتی یک خط کد XML نگاشت کلاس ها و تنظیم NHinernate را به خوبی انجام داد. ابزارهای Designer متعددی هم در حال حاضر برای نگاشت یک دیتابیس موجود برای NHibernate ساخته شده اند.

در Entity Framework انجام عمل Mapping با استفاده از Designer قدرتمند ویژوال استادیو به راحتی قابل انجام است و (با صرف نظر از نسخه جدید EF) این Designer فقط زمانی که یک دیتابیس وجود داشته باشد به کار می آید. شما می توانید ابتدا دیتابیس خود را بسازید و با Import کردن جدول های مورد نظر خود به صورت ویژوال عملیات Mapping را انجام دهید. سپس EF از روی آن، کلاس های دامین شما را با ارتباط های مناسب خواهد ساخت. در نسخه بعدی EF شما می توانید از روش هایی شبیه به Fluent NHibernate و Castle ActiveRecord برای ساختن کلاس های دامین خود و سپس نگاشت آن ها به یک دیتابیس استفاده کنید.

انجام پرس و جو

Entity Framework دو روش را برای ایجاد و اجرای کوئری ها به شما می دهد. یک روش، دستوراتی کاملاً شبیبه به SQL دارد به نام Entity SQL Language و روش دیگر روش محبوب LINQ to Entitis است که اکثراً از این روش استفاده می کنند. روش اول کاملاً شبیه به استفاده از زبان SQL است، فقط در اینجا به جای استفاده از نام جداول اطلاعاتی از نام کلاس ها و به جای نام فیلدها از نام پراپرتی ها استفاده می کنید. در روش دوم شما تمام قدرت LINQ را برای بدست آوردن نتایج از کلاس های دامین پروژه خود خواهید داشت.

در NHibernate برای کوئری گرفتن انتخاب های بیشتری دارید. این موضوع می تواند هم خوب باشد و هم بد! خوب است چون شما می توانید بر اساس نیاز خود و کاری که می خواهید انجام دهید یک روش را انتخاب کنید و بد است چون در بعضی مواقع باعث سردرگمی شما می شود. محبوب ترین روش در هر دوی این ORMها استفاده از LINQ است که تا نسخه قبلی NHibernate مشکلاتی در پشتیبانی کامل LINQ وجود داشت که در نسخه جدید تا حدود زیادی برطرف شده است. NHibernate از زبان HQL که یک SQL شیء گرا برای نوشتن کوئری است پشتیبانی می کند که برای کسانی که پیش زمینه SQL دارند کار را راحت می کند. Criteria API روش دیگری است که اگر نحوه استفاده از آن را یاد بگیرید تقریباً هر کوئری که نیاز داشته باشید را می توانید با آن بنویسید. در نسخه 3.0 NHibernate روش جدیدی به نام QueryOver اضافه شده که همان Criteria API را با استفاده از اکستنشن متدها و عبارت های lambda به صورت type safe ارائه می دهد. کوئری های نوشته شده به این روش شباهت زیادی به کوئری های نوشته شده با LINQ دارند. MultiQuery نام روش دیگری است که NHibernate را قادر می سازد که فقط با یک بار رفت و برگشت به دیتابیس چند کوئری را اجرا کند و نتایج آن را برگرداند.

سادگی در استفاده

فکر میکنم همه بدانیم که استفاده از Entity Framework در عمل از استفاده از NHibernate به مراتب ساده تر است. ابزارهایی که ویژوال استادیو برای ایجاد کلاس های دامین پروژه برای Entity Framework در اختیار شما قرار می دهد کار شما را بسیار آسان می کند. برای استفاده از EF شما نیازی به دانستن چیز خاصی ندارید و همین که کلاس های شما با استفاده از ویزارد ساخته شدند می توانید شروع به استفاده از آن ها کنید. اما در NH شما نیاز به یادگیری و مطالعه بیشتری دارید و احتمال برخورد به مشکل در آن نسبت به EF بسیار بیشتر است. اگر اهل مطالعه و یادگیری نیستید و در برنامه نویسی بی حوصله اید به هیچ وجه از NHibernate استفاده نکنید!

پشتیبانی از دیتابیس های مختلف

EF و NH هر دو از دیتابیس های محتلفی پشتیبانی می کنند. اما پشتیبانی کردن آن ها با یکدیگر تفاوت دارد. EF محصول مایکروسافت است و به صورت توکار فقط از SQL Server پشتیبانی می کند. برای دیتابیس های دیگر مثل اوراکل یا Sybase باید از پروایدرهای تجاری استفاده کنید. به تازگی MySql و SQLite پروایدرهای خود را برای EF ارائه کرده اند و اوراکل نیز قرار است در نیمه دوم سال 2011 این کار را انجام دهد. البته شما خودتان هم می توانید برای دیتابیس مورد نیاز خود یک پروایدر برای EF بنویسید.

در مورد NH چون یک محصول اوپن سورس است به صورت پیش فرض از دیتابیس های مختلفی مثل اوراکل، MySql، SQLite، SQL Server، Firebird پشتیبانی می کند.

Second Level Cache

استفاده از Caching در یک ORM معمولاً در دو سطح امکان پذیر است. سطح اول که در سطح تراکنش است و تضمین می کند که دو رکورد یکسان در یک Session دو بار خوانده نخواهند شد. سطح دوم Cache در سطح DAL انجام می شود و باعث بالا رفتن سرعت اجرای کوئری ها بدون اتصال دوباره به دیتابیس می شود و فقط محدود به یک Session نخواهد شد. EF  تا نسخه 4.0 این قابلیت را به صورت توکار ارائه نمی کند اما NHibernate تعدادی Provider مناسب برای این کار دارد.

کتابخانه های کمکی

در حال حاضر تعداد کتابخانه های کمکی NHibernate به علت کدباز بودن آن بسیار زیاد است. پروژه هایی مثل NHibernate Search و NH Validator که توسط جامعه کاربری توسعه می یابند برای EF وجود ندارند. برای EF باید به محصولات تجاری شرکت ها مراجعه کنید.

کارایی و سرعت

Entity Framework و NHibernate به اندازه کافی کارایی خوبی دارند اگر به درستی به کار گرفته شوند. نکته ای که وجود دارد این است که با EF شما به سختی می توانید اشتباه کنید اما در NHibernate اشتباه کردن به راحتی آب خوردن است! در Entity Framework بدون اینکه شما کاری انجام دهید، کارایی خوبی خواهید داشت اما در مورد NHibernate اینطور نیست. اگر مستندات NHibernate را کامل بخوانید و تمام ملاحظات کارایی را در پیاده سازی لحاظ کنید به کارایی و سرعت بالاتری از EF هم خواهید رسید.

زمان یادگیری

همانطور که گفته شد، یادگیری NHibernate معمولاً زمان بیشتری نسبت به Entity Framework نیاز دارد. با NHibernate شما نیاز به یادگیری مفاهیم بیشتری دارید و معمولاً برای حل یک مشکل زمان بیشتری را باید صرف کنید. هر دو، کتاب ها و منابع خوبی برای یادگیری دارند.

نتیجه

برای تصمیم گیری درباره استفاده از هر کدام از این ORMها فاکتورهای دیگری نیز موثر هستند که در این مطلب به آن ها اشاره نشد. NHibernate در حال حاضر انتخاب های بیشتری را نسبت به EF ارائه می دهد و شما کنترل بیشتری بر روی ویژگی های آن دارید. انتخاب های بیشتر باعث پیچیده تر شدن NH شده است. EF به جای آن از سادگی خاص محصولات مایکروسافت بهره می برد و برای راه اندازی یک پروژه که وقت کمی دارد بسیار مناسب است. هر چند انتخاب ها و ویژگی های بیشتر همیشه نکته مثبتی نیستند، چون اگر ندانید چطور انتخاب کنید و یا نحوه کار ویژگی مورد نظر را درک نکرده باشید، به راحتی می توانید اشتباه کنید. EF و NH هر دو وظیفه های مهم یک ORM را به خوبی انجام می دهند و کمی در جزئیات با هم متفاوت اند که در این مطلب به آن ها اشاره شد.

10 نکته برای نوشتن بهتر توضیحات در سورس کد

نوشتن توضیحات یا Comment در تمام زبان های برنامه نویسی مرسوم است. برنامه نویس ها معمولاً برای خواناتر شدن کدهای خود توضیحات می نویسند، اما در برخی مواقع به طور خواسته یا ناخواسته این توضیحات به جای اینکه سودمند باشند آزاردهنده می شوند. در این مطلب نکاتی ذکر خواهد شد که با بکار بستن آن ها می توان توضیحاتی خوانا و قابل درک در برنامه ها نوشت.

1) توضیحات را مرتب و پشت سر هم بنویسید : هنگامی که برای چند خط کد به صورت متوالی کامنت می نویسید بهتر است تمام کامنت ها در یک ستون عمودی تراز شوند تا خواناتر به نظر برسند.

List<User> users = User.GetAll(); //Get all available users
users.Add(aUser);                 //Add a User

2) در کوتاه ترین جملات منظور خود را برسانید : سعی نکنید قضیه را بپیچانید! با کمترین کلمات ممکن منظور خود را برسانید و از نوشتن توضیحات اضافی پرهیز کنید.

3) بدانید برای چه چیزی توضیح می نویسید : نوشتن کامنت برای یک کلاس با نوشتن کامنت برای یک پراپرتی یا یک متد فرق می کند. برای یک کلاس شما باید یک خلاصه توضیحات، نام نویسنده و تاریخ آخرین تغییر را بنویسید و کاری را که این کلاس قرار است انجام بدهد را مشخص کنید. برای یک متد شما باید علاوه بر نوشتن یک توضیح خلاصه، توضیحی در مورد هر یک از پارامترهای متد و نوع خروجی متد بنویسید.

4) به شعور خواننده توهین نکنید! : از توضیح بدیهیات پرهیز کنید. نوشتن توضیحاتی شبیه به توضیحات زیر را کنار بگذارید :

if(CanSave == true) //if User can Save
SaveToFile();       //then Save it to file!

نوشتن این گونه توضیحات به جز اینکه وقت شما و خواننده کد را بگیرد، هیچ سود دیگری ندارد.

5) از یک استاندارد مشخص پیروی کنید : مخصوصاً وقتی با یک تیم برنامه می نویسید این مورد را حتماً رعایت کنید. کامنت کردن کدها بر اساس استاندارد و استفاده از ابزارهای مربوطه بسیار توصیه می شود. به طور مثال در C# استفاده از توضیحات XML مرسوم است و کار شما را آسان می کند.

6) توضیحات را همزمان با نوشتن کد بنویسید : زمانی که شروع به کد نویسی می کنید ذهن شما بر روی مسئله جاری متمرکز شده است و بهترین زمان برای نوشتن توضیحات در مورد کد مورد نظر است. اگر نوشتن توضیحات را به زمان دیگری موکول کنید ممکن است توضیحاتی که بعداً می نویسید همانی نباشد که در ابتدا در ذهن شما بوده است.

7) طوری توضیحات بنویسید که دوست دارید دیگران برای شما بنویسند! : موقعیتی را در نظر بگیرید که باید کدهای کلاسی که یک برنامه نویس دیگر نوشته است را تغییر دهید و کدهای نوشته شده هم آنقدر ناخواناست که بدون خواندن توضیحات نمی توانید از آن ها سر در بیاورید. اگر آن برنامه نویس توضیحات خوانایی برای این کدها ننوشته باشد کار شما برای تغییر کدها بسیار سخت خواهد بود. پس طوری کامنت بنویسید که برنامه نویس بخت برگشته ای که بعد از شما می خواهد کدها را تغییر دهد عذاب نکشد! با این کار اول خودمان سود خواهیم کرد، زیرا ممکن است اولین نفری باشیم که در آینده می خواهیم کدهای خودمان را تغییر دهیم.

8 ) با تغییر کدها، توضیحات را تغییر دهید : همیشه کامنت ها را به صورت موازی با کدهای خود تغییر دهید. اگر کدهای خود را تغییر دهید اما توضیحاتش را آپدیت نکنید، به جای اینکه این توضیحات در آینده سودمند باشند، نگهداری کد را سخت تر خواهند کرد. نداشتن توضیحات در سورس کد بهتر از داشتن توضیحات غلط در آن است. حواستان به ابزارهای Refactoring باشد که کدها را به صورت خودکار تغییر می دهند اما توضیحات را بدون تغییر رها می کنند.

9) از برچسب های معنی دار استفاده کنید : زمانی که در یک تیم کار می کنید، سعی کنید از برچسب های معنی دار و قراردادی بین اعضای تیم برای منظورهای مختلف استفاده کنید. به طور مثال بسیاری از برنامه نویس ها از برچسبی مثل «//TODO :» استفاده می کنند تا مشخص کنند قسمتی از کد نیاز به کار اضافی دارد و یا از برچسبی مثل «Temp» جهت نوشتن کدهای موقت که بعداً باید حذف یا جایگزین شوند استفاده می کنند. شاید برچسب ها توضیحی در مورد کد نباشند، اما به جای آن پیغامی را به شما و دیگر هم تیمی های شما یادآوری می کنند.

10) کد خوب، خودش را توضیح می دهد : همیشه بخاطر داشته باشید که کد خوب بهترین داکیومنت برای خودش است. اگر دوست ندارید یا حوصله ندارید برای کدهایتان کامنت بنویسید بهتر است کدهایی بنویسید که خودشان را توضیح می دهند. برای نوشتن چنین کدهایی باید نام متغیرها، کلاس ها، متدها و پراپرتی ها را کاملاً معنی دار انتخاب کنید. به طور مثال شما نیازی به نوشتن کامنت برای متد زیر ندارید :

AddUserToDatabase(User user)

هر کسی با مشاهده متد بالا متوجه می شود که کار آن اضافه کردن یک کاربر به دیتابیس است.

 

منبع : 13 Tips to Comment Your Code

استفاده از Castle ActiveRecord در پروژه های تحت وب

در سری آموزشی Castle ActiveRecord با یک پروژه مثال تحت ویندوز پیش رفتیم و همانطور که مشاهده کردید نکته خاصی در مورد نوع پروژه که تحت ویندوز بود وجود نداشت. اما استفاده از یک ORM در پروژه های تحت وب به علت ماهیت خاص وب، استراتژی خاصی را نیز می طلبد. در یک پروژه تحت وب، ممکن است کاربران زیادی وجود داشته باشند که هر کدام درخواست هایی را برای برنامه ما می فرستند که اکثر این درخواست ها مربوط به دسترسی به داده ها باشند.

ساده ترین روش برای استفاده از Castle ActiveRecord در یک برنامه تحت وب اضافه کردن خاصیت isWeb=»true» در بخش کانفیگ CAR در فایل web.config است. این کار باعث می شود تا CAR مجبور به استفاده از استراتژی متفاوتی برای نگهداری نمونه های Sessionهای NHibernate بکار بگیرد. در اینجا قصد نوشتن توضیحات اضافه را ندارم، بهتر است نمونه کانفیگ ActiveRecord برای یک برنامه تحت وب را مشاهده کنید :

<activerecord
 isWeb="true"
 isDebug="true"
 threadinfotype="Castle.ActiveRecord.Framework.Scopes.HybridWebThreadScopeInfo, Castle.ActiveRecord">
 <config>
 <add key="connection.driver_class"
 value="NHibernate.Driver.SqlClientDriver"/>
 <add key="dialect"
 value="NHibernate.Dialect.MsSql2008Dialect"/>
 <add key="connection.provider"
 value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider"/>
 <add key="connection.connection_string"
 value="Data Source=.\SQLEXPRESS;Initial Catalog=RegisterUsers;Integrated Security=True;Pooling=False"/>
 <add key="proxyfactory.factory_class"
 value="NHibernate.ByteCode.Castle.ProxyFactoryFactory, NHibernate.ByteCode.Castle"/>
 <add key="SessionScopeWebModule"
 value="Castle.ActiveRecord.Framework.SessionScopeWebModule"
 name="SessionScopeWebModule"
 type="Castle.ActiveRecord.Framework.SessionScopeWebModule"/>
 </config>
 </activerecord>
 

برای اینکه بتوانیم از الگوی Session per Request استفاده کنیم (همانطور که برای NHibernate پیاده سازی می کنند) باید یک کلاس با کدهای زیر به پروژه خودمان اضافه کنیم :

public class SessionModule : HttpApplication
{
 public SessionModule()
 {
 BeginRequest += new EventHandler(OnBeginRequest);
 EndRequest += new EventHandler(OnEndRequest);
 }

 protected void Application_Start(Object sender, EventArgs e)
 {
 BeginRequest += new EventHandler(OnBeginRequest);
 EndRequest += new EventHandler(OnEndRequest);
 }

 public void OnBeginRequest(object sender, EventArgs e)
 {
 HttpContext.Current.Items.Add("ar.sessionscope", new SessionScope());
 }

 public void OnEndRequest(object sender, EventArgs e)
 {
 try
 {
 SessionScope scope = HttpContext.Current.Items["ar.sessionscope"] as SessionScope;

 if (scope != null)
 {
 scope.Dispose();
 }
 }
 catch (Exception ex)
 {
 HttpContext.Current.Trace.Warn("Error", "EndRequest: " + ex.Message, ex);
 }
 }
}

و البته خطوط زیر را به بخش system.web فایل web.config اضافه کنیم :

<httpModules>
 <add name="ar.sessionscope"
 type="Castle.ActiveRecord.Framework.SessionScopeWebModule, Castle.ActiveRecord"/>
</httpModules>

هنوز کارمان تمام نشده. باید ActiveRecord را در فقط برای اولین اجرای برنامه راه اندازی کنیم. اگر یادتان باشد در یک برنامه تحت ویندوز، راه اندازه اولیه ActiveRecord را در هنگام اجرای برنامه در متد main فایل Program.cs می نوشتیم. در یک برنامه تحت وب این کار را باید در Application_Start انجام دهیم. این متد در یک برنامه تحت وب فقط یکبار و در زمان اجرای اولیه صدا زده می شود و بهترین مکان برای راه اندازی اولیه فریم ورک ActiveRecord است. این متد زمانی که یک فایل Global.asax به پروژه خود اضافه می کنید ایجاد می شود. بدنه این متد برای راه اندازی اولیه ActiveRecord چیزی شبیه کدهای زیر می تواند باشد :

protected void Application_Start(object sender, EventArgs e)
{
 IConfigurationSource configSource = ConfigurationManager.GetSection("activerecord")
 as IConfigurationSource;
 ActiveRecordStarter.Initialize(typeof(User).Assembly, configSource);
}

برای درک بهتر مطلب می توانید پروژه مثال این مطلب را از اینجا دریافت کنید.