استفاده از jQuery UI Dialog در ASP.NET

یکی از نیازهای مهم برنامه نویسان وب، مخصوصاً هنگام توسعه وب اپلیکیشن ها، استفاده از دیالوگ ها برای کاربردهای مختلف است. در حالی که در برنامه های ویندوزی استفاده از پنجره های دیالوگ امری رایج و ساده است، در محیط وب اینگونه نیست. در واقع در وب چیزی که به عنوان دیالوگ در ویندوز می شناسیم وجود ندارد، و باید با همین صفحات معمولی و مقداری کد جاوا اسکریپت یک پنجره دیالوگ را ایجاد کنیم. این مسئله در برخی مواقع واقعاً مشکل ساز می شود و دست برنامه نویس را می بندد.

خوشبختانه کتابخانه jQuery UI دارای یک کامپوننت Dialog مناسب برای استفاده در محیط وب است که با تمامی مرورگرهای مدرن سازگاری کامل دارد و به علت اینکه بر روی کتابخانه jQuery کار می کند در تمام پلت فرم های توسعه وب قابل استفاده است.

برای استفاده از این Dialog در یک صفحه ASP.NET باید کتابخانه های jQuery و jQuery UI را دانلود کنید و در صفحه مورد نظر خود به آن ها ارجاع اسکریپتی بدهید. در این مطلب یک مثال ساده در مورد استفاده از jQuery UI Dialog  را توضیح خواهیم داد. پروژه مثال این مطلب را از اینجا دریافت کنید. قصد ندارم تمام کدهای نوشته شده در این پروژه مثال را توضیح بدهم، فقط نکات مهم مربوط به موضوع بحث را خواهید خواند. خواندن سورس کد و مشاهده مثال بهتر از توضیحات متنی به شما کمک می کند.

پس از دانلود و اجرای پروژه، با یک صفحه ساده مواجه خواهید شد که یک دکمه با عنوان Set Values در آن وجود دارد. با کلیک کردن بر روی این دکمه یک دیالوگ jQuery شبیه به تصویر زیر خواهید داشت :

jQuery UI Dialog Exampleدکمه Cancel دیالوگ را می بندد و دکمه OK برچسب های روی صفحه را با مقادیر تکست باکس ها هماهنگ می کند. jQuery UI Dialog در حالت معمول بعد از تگ form در ASP.NET رندر می شود که این باعث می شود تا دکمه های موجود در دیالوگ هیچ Post Backی به صفحه نداشته باشند که البته این مشکل به راحتی حل می شود. برای اینکه دکمه های موجود در دیالوگ بدون رفرش شدن صفحه کار خود را انجام بدهند، محتویات دیالوگ را درون یک UpdatePanel قرار می دهیم. مهمترین کدهایی که در مورد آن ها بحث می کنیم، کدهای جاوا اسکریپت زیر هستند :

<script type="text/javascript">
 $(document).ready(function () {
 $('#divValues').dialog({
 autoOpen: false,
 draggable: true,
 maxHeight: 440,
 width: 400,
 modal: true,
 title: "Enter values",
 open: function (type, data) {
 $(this).parent().appendTo("form");
 }
 });
 });

 function openDialog(id) {
 $('#' + id).dialog("open");
 }

 function closeDialog(id) {
 $('#' + id).dialog("close");
 }

 </script>

در واقع این کدهای بالا هستند که دیالوگ jQuery را می سازند و آن را باز و بسته می کنند. علامت $ که در ابتدای کد بکار رفته نشان دهنده این است که در حال استفاده از توابع کتابخانه jQuery هستیم. تابع اول دیالوگ را با خصوصیات مشخص شده مقدار دهی می کند. لیست کامل این خصوصیات را می توانید اینجا مشاهده کنید و بر اساس نیاز خود تغییر دهید. بعد از اجرای برنامه، تا زمانی که تابع openDialog صدا زده نشود، دیالوگ ما هم نشان داده نخواهد شد و در واقع jQuery آن را از دید کاربر مخفی نگه خواهد داشت. محتویات یک دیالوگ باید در یک div قرار بگیرند که نام آن باید برای dialog مشخص شود. نکته ای که شما به عنوان یک برنامه نویس ASP.NET در این مورد باید بدانید این است که حتماً UpdatePanel دیالوگ را داخل این div قرار دهید تا کدهایتان به درستی کار کند.

ویژگی خوب کتابخانه jQuery UI سبک بودن و سازگار بودن با اکثر مرورگرهای مدرن امروزی است. برای تغییر ظاهر دیالوگ هم دست شما بسیار باز است و می توانید از تم های آماده jQuery UI استفاده کنید و یا حتی استایل خود را برای آن بسازید.

دریافت پروژه مثال

Advertisements

ویژگی جدید Code-first برای Entity Framework

با محبوب شدن NHibernate و کتابخانه های وابسته به آن مثل Castle ActiveRecord و Fluent NHibernate، مایکروسافت به تازگی ویژگی جدیدی را به صورت Preview برای ORM خود یعنی Entity Framework عرضه کرده است که قابلیت هایی جدیدی را به توسعه دهندگان می دهد تا به جای سر و کله زدن با ابزارهای Designer و فایل های نگاشت XML، بر کدهای شیء گرا تمرکز داشته باشند. با این ویژگی شما به راحتی می توانید مدل خود را با استفاده از کلاس های معمولی بسازید و از EF بخواهید تا دیتابیس را از روی مدل نوشته شده توسط شما بسازد.

نسخه ای که به تازگی عرضه شده آخرین نسخه کتابخانه Code first قبل از ارائه نسخه اصلی خواهد بود. برای دانلود این ویژگی جدید به این صفحه از سایت مایکروسافت بروید. بعد از نصب کتابخانه، برای استفاده از این ویژگی پروژه جدیدی از نوع Class Library ایجاد کنید و به فایل EntityFramework.dll در مسیر نصب شده ارجاع دهید. یک کلاس به نام Blog با محتویات زیر بسازید :

using System.Collections.Generic;<br />
using System.ComponentModel.DataAnnotations;<br />
using System.Data.Entity;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class Blog<br />
{<br />
[Key]<br />
public long ID { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Title is required.")]<br />
public string Title { get; set; }</p>
<p>public bool ShowInSearchEngines { get; set; }</p>
<p>public string Description { get; set; }</p>
<p>public IList<Post> Posts { get; set; }<br />
}<br />
}

می خواهیم مدلی بسازیم برای نگهداری اطلاعات یکسری وبلاگ به علاوه پست ها و کامنت های هر کدام. در اینجا شما می توانید کلاس هایی ایجاد کنید که هر کدام نشان دهنده یک موجودیت در دیتابیس شما خواهند بود. این کلاس ها می توانند کلاس های ساده POCO باشند که نیازی ندارند از کلاس دیگری به ارث بروند تا نقش یک Entity را برای شما بازی کنند. این ویژگی به شما کمک می کند تا یک مدل ساده، قابل درک، تمیز و قابل تست برای پروژه خود بسازید. کلاس های مثال ما همگی POCO هستند.

using System.Collections.Generic;<br />
using System.Data.Entity;<br />
using System.ComponentModel.DataAnnotations;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class Post<br />
{<br />
[Key]<br />
public long ID { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Title is required.")]<br />
public string Title { get; set; }</p>
<p>[StringLength(4000)]<br />
[Required(ErrorMessage="Content is required.")]<br />
public string Content { get; set; }</p>
<p>public Blog Blog { get; set; }</p>
<p>public IList<Comment> Comments { get; set; }<br />
}<br />
}

کلاس Post برای نگهداری اطلاعات یک پست وبلاگ نوشته شده است. Post با موجودیت Blog یک رابطه چند به یک و با موجودیت Comment یک رابطه یک به چند دارد که با استفاده از پراپرتی در آن مشخص شده اند. با استفاده از قابلیت های فضای نام DataAnnotations می توان مشخصات یک موجودیت را اعتبار سنجی نمود. این اعتبار سنجی با استفاده از تعریف Attribute بر روی مشخصات انجام می شود. به طور مثال پراپرتی Content در این موجودیت می تواند تا 4000 کاراکتر را در خود ذخیره کند و حتماً باید مقداری برای آن وارد شود وگرنه یک استثنا رخ خواهد داد که باید توسط برنامه نویس هندل شود.

using System.Data.Entity;<br />
using System.ComponentModel.DataAnnotations;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class Comment<br />
{<br />
[Key]<br />
public long ID { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Name is required.")]<br />
public string Name { get; set; }</p>
<p>[Required(ErrorMessage="Email is required.")]<br />
public string Email { get; set; }</p>
<p>public string URL { get; set; }</p>
<p>[Required]<br />
public string Content { get; set; }</p>
<p>public Post Post { get; set; }<br />
}<br />
}<br />

استفاده از مشخصه های اعتبارسنجی باعث می شود که مدل ما به صورت خودکار در هنگام ذخیره در دیتابیس، اطلاعات خودش را مورد بررسی قرار دهد تا در صورت وجود یک داده نا معتبر از ذخیره شدن اطلاعات درون دیتابیس جلوگیری کند. برای اتمام مدل خودمان در این مثال فقط یک قدم دیگر مانده و آن هم ایجاد یک کلاس DbContext برای کلاس های ساده مان است :

using System.Data.Entity;</p>
<p>namespace BlogModel<br />
{<br />
public class MyBlogPlatform: DbContext<br />
{<br />
public DbSet<Blog> Blogs { get; set; }<br />
public DbSet<Post> Posts { get; set; }<br />
public DbSet<Comment> Comments { get; set; }<br />
}<br />
}<br />

در واقع این کلاس باعث می شود تا کلاس های ساده ی ما با دیتابیس بوسیله Map کردن کلاس ها به جدوال و پراپرتی ها به فیلدها و رابطه ها  ارتباط برقرار کنند. کدهای بالا تمام کدهای لازمی بود که ما برای ایجاد مدل و لایه دسترسی به داده های خود احتیاج داشتیم. آخرین مرحله قبل از استفاده از این مدل، مشخص کردن Connection String برای ایجاد دیتابیس از روی آن است که می توانید در web.config آن را به صورت زیر مشخص کنید :

<connectionStrings><br />
 <add name="MyBlogPlatform"  connectionString="Data Source=.\SQLEXPRESS;Initial Catalog=MyBlogPlatform;Integrated Security=True"  providerName="System.Data.SqlClient"  />

EF Code first به صورت پیش فرض به دنبال رشته اتصالی در فایل web.config می گردد که با کلاس Context شما همنام باشد. چون کلاس Context ما در این مثال MyBlogPlatform است، EF هم به دنبال رشته اتصالی به همین نام خواهد گشت و از آن برای ایجاد دیتابیس یا اتصال به دیتابیس موجود استفاده خواهد کرد. برای اینکه مطمئن شویم کارمان مشکلی ندارد کدی برای ایجاد یک موجودیت بلاگ در دیتبایس در مکان مناسب (مثل کلیک یک دکمه در صفحه) می نویسیم :

MyBlogPlatform blogPlatform = new MyBlogPlatform();<br />
 Blog blog = new Blog()<br />
 {<br />
 Title = "Farasun",<br />
 ShowInSearchEngines = true,<br />
 Description = "A blog about programming"<br />
 };<br />
 blogPlatform.Blogs.Add(blog);<br />
 blogPlatform.SaveChanges();<br />
 

در این نقطه کار ما به پایان رسیده و شما قادر خواهید بود که با مدل خود کار کنید. EF تمام کارهای مربوط به دیتابیس را انجام خواهد داد و شما فقط باید بر روی قوانین تجاری و رابط کاربری اپلیکیشن خود وقت بگذارید. به طور مثال برای کوئری گرفتن توسط LINQ می توانیم چنین کدی برای مدل خود بنویسیم :

MyBlogPlatform myBlogPlatform = new MyBlogPlatform();<br />
 var query = from x in myBlogPlatform.Posts<br />
 where x.Title.Contains(“Entity Framework”)<br />
 select x;<br />
 

اگر سری آموزش های Castle ActiveRecord در این وبلاگ را دنبال کرده باشید، با این پست غریبه نبوده اید. اینطور که به نظر می رسد تیم Entity Framework راه درستی برای ادامه توسعه این پروژه انتخاب کرده و در آینده ای نزدیک باید شاهد قابلیت های بیشتری در جهت بهبود کارایی این ORM باشیم.

یادگیری Castle ActiveRecord با مثال – قسمت چهارم

قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم

نکته : اگر از گوگل ریدر یا هر فیدخوان دیگری استفاده می کنید و کدها را به درستی مشاهده نمی کنید، لطفاً مطلب اصلی را در وبلاگ بخوانید.

از آنجا که در حال حاضر انجام آزمایش های واحد یا Unit Testing نقش مهمی را در توسعه یک نرم افزار ایفا می کند، در این قسمت می خواهیم نحوه نوشتن آزمایش واحد برای لایه دسترسی به داده هایی که با Castle ActiveRecord توسعه داده شده است را مورد بررسی قرار دهیم. برای این کار از فریم ورک اوپن سورس NUnit استفاده خواهیم کرد. قبل از هر کاری کتابخانه NUnit را از اینجا دریافت کنید. خواهید دید که انجام تست های واحد بر روی کلاس های Castle ActiveRecord به راحتی امکان پذیر است.

برای اینکه مطمئن شویم مدل برنامه مثال ما درست کار می کند، از تست واحد استفاده می کنیم. شاید بهتر بود قبل از نوشتن پست های قبلی، ابتدا تست واحد را می نوشتم اما به نظرم اینطوری توضیح دادن کدها مشکل تر بود. دست بکار شوید و یک پروژه جدید به نام MyBookStore.Test به Solution خود اضافه کنید و به فایل های Castle.ActiveRecord ، NHibernate.dll ، NUnit.Framework.dll و MyBookStore.Model.dll ارجاع دهید.

اگر خاطرتان باشد اولین کاری که پس از مشخص شدن مدل برنامه کردیم، راه اندازی اولیه CAR در هنگام اجرای برنامه بود. کلاس ActiveRecordStarter برای این مورد کاربرد دارد. در برنامه اصلی تنظیمات ActiveRecord را از فایل App.config خواندیم اما در اینجا می خواهیم از یک فایل جداگانه تنظمیات را بخوانیم چون قرار است تست واحد با استفاده از NUnit Test Runner اجرا شود. یک کلاس جدید به نام TestCase به این پروژه اضافه کنید و کدهای زیر را در آن بنویسید :

using System;
using System.Collections.Generic;
using NUnit.Framework;
using Castle.ActiveRecord;
using Castle.ActiveRecord.Framework;
using Castle.ActiveRecord.Framework.Config;
using MyBookStore.Model;

namespace MyBookStore.Test
{
[TestFixture]
 public class TestCase
 {

 [TestFixtureSetUp]
 public virtual void FixtureSetup()
 {
 IConfigurationSource configSource =
 new XmlConfigurationSource("ActiveRecordConfig.xml");
 ActiveRecordStarter.Initialize(typeof(Book).Assembly,configSource);
 }

 [SetUp]
 public virtual void OneTimeSetup()
 {
 ActiveRecordStarter.DropSchema();
 ActiveRecordStarter.CreateSchema();
 }

 [Test]
 public void InsertMyBook()
 {
 using (new SessionScope())
 {
 Book book = new Book()
 {
 Title = "Learn Castle ActiveRecord",
 BuyPrice = 1000,
 SalePrice = 2000
 };
 Category category = new Category() { Title = "ORM" };
 category.Create();
 Author author = new Author() { Title = "Iman Nemati" };
 author.Create();
 Publisher publisher = new Publisher() { Title = "Farasun" };
 publisher.Create();
 book.Categories = new List<Category>();
 book.Categories.Add(category);
 book.Author = author;
 book.Publisher = publisher;
 book.Create();
 Book[] books = Book.FindAll();
 Assert.AreEqual(1, books.Length);
 Assert.AreEqual("Iman Nemati", books[0].Author.Title);
 }
 }
 }
}
}

پروژه را کامپایل کنید تا اسمبلی MyBookStore.Test ساخته شود. حالا یک فایل XML به نام ActiveRecordConfig.xml با محتویات زیر به پروژه خود اضافه کنید :

<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<activerecord>
<config>
<add key="connection.driver_class"
value="NHibernate.Driver.SqlClientDriver"/>
<add key="dialect"
value="NHibernate.Dialect.MsSql2008Dialect"/>
<add key="connection.provider"
value="NHibernate.Connection.DriverConnectionProvider"/>
<add key="connection.connection_string"
value="Data Source=.\SQLEXPRESS;Initial Catalog=MyBookStoreTest;Integrated Security=True;Pooling=False"/>
<add key="proxyfactory.factory_class" value="NHibernate.ByteCode.Castle.ProxyFactoryFactory, NHibernate.ByteCode.Castle"/>
</config>
</activerecord>

بر روی این فایل کلیک راست کنید و گزینه Properties را کلیک کنید و خاصیت  Copy to Output Directory را برابر Copy always قرار دهید. برای انجام تست واحد نیاز به یک دیتابیس جدا از دیتابیس اصلی داریم. برای این کار در Server Explorer دیتابیس جدیدی به نام MyBookStoreTest بسازید و اگر نیاز است تغییراتی در فایل Config بالا اعمال کنید تا مشکلی پیش نیاید. بعد از اتمام این کار، NUnit Test Runner را اجرا کنید. این فایل معمولاً در مسیر کتابخانه ای که دانلود کرده اید قرار دارد. پس از اجرای این برنامه، از منوی File گزینه Open Project را برگزینید و فایل اسمبلی MyBookStore.Test.dll در مسیر bin\Debug پروژه خود را انتخاب کنید. پس از این کار باید متدهای تست برنامه خود را مشاهده کنید. در اینجا ما فقط یک تست واحد نوشتیم که یک موجودیت Book را با خاصیت ها و روابط مشخص شده در دیتابیس ایجاد می کند و سپس چک می کند که آیا این موجودیت با موفقیت به دیتابیس اضافه شده است یا نه و بعد از آن نام نویسنده را با رشته مورد انتظار ما مقایسه می کند تا از صحت اطلاعات درج شده اطمینان پیدا کنیم. اگر تمام کارها را به درستی انجام داده باشید با کلیک روی دکمه Run، تست واحد شما با موفقیت Pass خواهد شد.

این تست چطور کار می کند؟

اگر با انجام تست واحد آشنایی دارید می توانید این بخش را نخوانید. کلاس TestCase با خاصیت TestFixture همراه شده که این مشخص می کند این کلاس دارای متدهایی برای تست است. متد FixtureSetup همانطور که از نامش مشخص است و با توجه به خاصیت TestFixtureSetup که برای آن تعریف شده، وظیفه مقداردهی های اولیه برای متدهای تست کلاس را بر عهده دارد و فقط یکبار در طول تست اجرا می شود. متد OneTimeSetup نیز که با خاصیت SetUp مشخص شده فقط یکبار برای تمام تست ها اجرا خواهد شد. متد InsertMyBook که با خاصیت Test مشخص شده، متدی است که Fail یا Pass شدن آن برای ما مهم است. در این متد با استفاده از Assert می توان شرط های مختلفی را آزمایش کرد تا از صحت کارکرد متد مطمئن شد. شما می توانید غیر از این متد، متدهای دیگری نیز با مشخصه Test به این کلاس اضافه کنید و تست های واحد خود را برای متدهای مختلف بنویسید.

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد…

برای اینکه مطالب بعدی را از دست ندهید، مشترک فید فراسان شوید!

یادگیری Castle ActiveRecord با مثال – قسمت سوم

قسمت اول | قسمت دوم

در ادامه می خواهیم اعمال CRUD را برای هر یک از کلاس های برنامه پیاده سازی کنیم. اگر از هر یک از کلاس های دامین برنامه یک نمونه بسازید متوجه خواهید شد که به علت مشتق شدن تمامی این کلاس ها از کلاس ActiveRecordBase تمامی اعمال مورد نظر ما توسط CAR پیاده سازی شده اند! یعنی شما نیازی نیست برای انجام اعمال CRUD متدهایی جدیدی به کلاس های دامین برنامه اضافه کنید. در واقع Castle ActiveRecord یک لایه دسترسی به داده های کامل برای شما مهیا می کند. کافیست شما قوانین تجاری برنامه خود را با override کردن متدهای کلاس ActiveRecordBase اعمال کنید.

برای درک بهتر فرض کنید می خواهیم یک کتاب جدید ایجاد و به دیتابیس اضافه کنیم. کد زیر را برای این کار می نویسیم :

using (new SessionScope())
 {
 Book book = new Book()
 {
 BuyPrice = 1000,
 SalePrice = 1200,
 Title = "Castle ActiveRecord"
 };
 book.Categories = new List<Category>();
 Category category = new Category() { Title = "ORM" };
 category.Save();
 book.Categories.Add(category);
 Author author = new Author() { Title = "Iman Nemati" };
 author.Save();
 book.Author = author;
 Publisher publisher = new Publisher() { Title = "Farasun" };
 publisher.Save();
 book.Publisher = publisher;
 book.Save();
 }

خوشبختانه این کد آنقدر واضح است که نیازی به توضیح اضافه ندارد. یکی از مزایای مهم استفاده از یک ORM همین واضح بودن کدهاست. متد Save ابتدا شیء را برای داشتن یک ID معتبر بررسی می کند و سپس بر اساس آن عمل Insert یا Update را انجام خواهد داد. در اینجا از SessionScope برای Insert کردن آبجکت های مختلف استفاده کردیم. با این کار Castle ActiveRecord یک ISession را برای ذخیره کردن تمام آبجکت های ما در دبتابیس بکار می گیرد. برای ذخیره کردن یک آبجکت به تنهایی نیاز به استفاده از SessionScope ندارید.

حالا فرض کنید می خواهیم شیء کتابی که در بالا به دیتابیس اضافه کردیم را به روز رسانی کنیم. مثلاً عنوان کتاب را عوض کنیم. برای این کار ابتدا باید اطلاعات کتاب مورد نظرمان را در یک آبجکت Load کنیم، اطلاعات آن را تغییر دهیم و برای ذخیره به دیتابیس بفرستیم. کلاس ActiveRecordBase متدهایی مناسبی را برای خواندن و به روز رسانی اطلاعات در اختیارمان قرار می دهد. با متد Find می توانیم اطلاعات یک آبجکت را بوسیله ID یکتای آن از دیتابیس بخوانیم و پس از اعمال تغییرات با استفاده از متد Save تغییرات را به دیتابیس بفرستیم.

Book book = Book.Find(SelectedBookId);
 book.Title = "Learn Castle ActiveRecord with Example";
 book.Save();

همانطور که می بینید انجام اعمال CRUD با استفاده از CAR به سادگی انجام پذیر هستند. به همین ترتیب برای Delete و Update نیز متدهای مناسب وجود دارد. فقط باید توجه داشته باشید که برای انجام Delete و Update آبجکت شما باید دارای یک ID معتبر باشد، اما برای Insert احتیاجی به ID معتبر نیست.

بازیابی رکوردها (Retrive)

همانطور که در اولین قسمت این سری آموزشی گفته شد، در الگوی ActiveRecord متدهای استاتیک بر روی کل رکوردهای دیتابیس و متدهای داینامیک (آن هایی که حتماً باید اول نمونه سازی شوند و سپس مورد استفاده قرار گیرند) بر روی یک رکورد خاص عمل می کنند. کلاس ActiveRecordBase شامل یکسری متد استاتیک است که بیشتر به منظور یافتن رکوردها بر اساس یک شرط پیاده سازی شده اند. برای دستیابی به رکوردها در دیتابیس می توانید از متدهای استاتیک زیر کمک بگیرید :

  • Find : آبجکتی شامل اطلاعات رکوردی از دیتابیس با ID مشخص شده را برمی گرداند.
  • FindAll : آرایه ای از آبجکت ها شامل اطلاعات تمام رکوردهای موجود در دیتابیس برای این کلاس را بر می گرداند.
  • FindAllByProperty : آرایه ای از آبجکت ها شامل اطلاعات تمام رکوردهایی که با شرط Property = Value برابر باشند را برمی گرداند.
  • TryFind : مانند Find است با این تفاوت که اگر رکوردی که با ID پاس داده شده وجود نداشته باشد هیچ خطایی رخ نخواهد داد.

بحثی در مورد بقیه متدهای این کلاس نخواهیم کرد چون می خواهیم برای دستیابی به رکوردها از کوئری های LINQ استفاده کنیم. برای این کار در پروژه Model برنامه مثال به فایل Castle.ActiveRecord.Linq ارجاع دهید. با استفاده از این کتابخانه می توانید از قابلیت های معمولی Linq برای اجرای کوئری روی کلاس های مدل خود برخوردار شوید. متدهای زیر را به کلاس Book خود اضافه کنید : (یادتان نرود اول فضای نام Castle.ActiveRecord.Linq را using کنید)

public static Book GetByID(long id)
 {
 return (from x in ActiveRecordLinq.AsQueryable<Book>()
 where x.ID == id
 select x).First();
 }

 public static List<Book> GetByAuthor(long authorID)
 {
 return (from x in ActiveRecordLinq.AsQueryable<Book>()
 where x.Author.ID == authorID
 select x).ToList();
 }

 public static List<Book> SearchWithTitle(string title)
 {
 return (from x in ActiveRecordLinq.AsQueryable<Book>()
 where x.Title.Contains(title)
 select x).ToList();
 }

 public static List<Book> GetBooksByPriceBetween
(decimal lowPrice, decimal highPrice)
 {
 return (from x in ActiveRecordLinq.AsQueryable<Book>()
 where x.SalePrice >= lowPrice &&
 x.SalePrice <= highPrice
 select x).ToList();
 }

همانطور که مشاهده می کنید با استفاده از سینتاکس آشنای Linq هر نتیجه ای که بخواهید می توانید از اطلاعات موجود در دیتابیس بدست آورید. حالا باید خودتان بتوانید متدهای مورد نیاز برای دسترسی به رکوردها را برای بقیه کلاس های پروژه بنویسید. پس دست به کار شوید!

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد…

برای اینکه مطالب بعدی را از دست ندهید، مشترک فید فراسان شوید!

یادگیری Castle ActiveRecord با مثال – قسمت اول

Castle ActiveRecord پیاده سازی الگوی ActiveRecord برای پلت فرم دات نت است که در آن هر نمونه از یک کلاس به عنوان یک رکورد در دیتابیس در نظر گرفته می شود که با ساخته شدن یک نمونه از کلاس، یک رکورد در دیتابیس درج می شود و با به روز شدن اطلاعات آن کلاس، رکورد مورد نظر در دیتابیس به روز می شود. متدهای استاتیک درون کلاس ها بر روی کل یا مجموعه ای از رکوردهای دیتابیس عمل می کنند.
Castle ActiveRecord پیاده سازی الگوی ActiveRecord برای پلت فرم دات نت مایکروسافت است که بر روی NHibernate ساخته شده و به عنوان یک لایه دسترسی به داده ها عمل می کند و پیچیدگی های NHibernate را از دید برنامه نویس مخفی نگه می دارد. انجام عمل Mapping در CAR به صورت اضافه کردن خاصیت به کلاس ها انجام می گیرد و شما را از نوشتن فایل های XML برای انجام نگاشت کلاس ها رها می سازد. با استفاده از Castle ActiveRecord دیگر نیازی به یادگیری نحوه نگاشت فایل های XML در NHibernate ندارید و در چند دقیقه می توانید یک لایه دسترسی به داده های کامل و بی نقص را پیاده سازی کنید. اکثر پیچیدگی های NHibernate بوسیله CAR هندل می شوند. در حال حاضر CAR زیر مجموعه ای از قابلیت های نگاشت NHibernate را که توسط اکثر برنامه نویسان و بیشتر سناریوها مورد استفاده قرار می گیرد را پوشش می دهد.

در این مطلب و مطالب آینده، با بررسی یک مثال نحوه استفاده از Castle ActiveRecord به عنوان یک لایه برای دسترسی به داده ها که بر روی NHibernate ساخته شده است را یاد خواهید گرفت. پیش نیاز یادگیری این مطلب آشنایی با مفهوم ORM است. بهتر است قبل از خواندن این نوشته، مطالب زیر را خوانده باشید :

بررسی مدل برنامه مثال

می خواهیم برنامه ای تحت ویندوز برای کتاب فروشی ها بنویسیم که اطلاعات کتاب ها، مشتریان و فروش یک کتاب فروشی کوچک را مدیریت کند. در این برنامه هر کتاب می تواند یک نویسنده و یک ناشر داشته باشد و در دسته بندی های مختلفی قرار بگیرد. کاربر می تواند اطلاعات فروش کتاب ها را به ازای هر مشتری وارد کند. برای درک بهتر مدل برنامه نگاهی به کلاس دیاگرام زیر بیندازید :

MyBookStore Domain Modelبرای شروع، آخرین نسخه کتابخانهCastle ActiveRecord را از اینجا دانلود کنید. ویژوال استادیو را باز کنید و یک سولوشن خالی ایجاد کنید. یک پروژه از نوع Class Library با نام MyBookStore.Model به سولوشن خود اضافه کنید و کتابخانه Castle.ActiveRecord را به ارجاعات این پروژه اضافه نمایید. یک کلاس به نام Category به این پروژه اضافه کنید، فضای نام Castle.ActiveRecord را using کنید و کدهای زیر را در بدنه آن بنویسید (کپی کنید!) :

[ActiveRecord(Table="Categories", Lazy=true)]
    public class Category: ActiveRecordBase<Category>
    {
        [PrimaryKey(Generator=PrimaryKeyType.Native)]
        public virtual long ID { get; set; }

        [Property(NotNull=true, Length=100)]
        public virtual string Title { get; set; }
    }

اصلاً نگران نباشید اگر منظور Attributeهای اضافه شده به کلاس بالا را متوجه نمی شوید. یکی از مزایای CAR نسبت به استفاده مستقیم از NHibernate همین نحوه نگاشت کلاس ها بر اساس Attributeهاست. در این روش دیگر نیازی به نوشتن فایل های XML برای انجام عمل Mapping ندارید و کدهای نوشته شده در کلاس شما از خوانایی بسیار بالایی برخوردار خواهند بود.

حالا کلاس دیگری به نام Customer به پروژه خود اضافه کنید و کدهای زیر را در آن بنویسید (قبلش فضای نام Castle.ActiveRecord را using کنید ) :


[ActiveRecord(Table="Customers", Lazy=true)]
 public class Customer: ActiveRecordBase<Customer>
 {
 [PrimaryKey(PrimaryKeyType.Native)]
 public virtual long ID { get; set; }

 [Property(NotNull=true, Length=250)]
 public virtual string Title { get; set; }

 [Property(Length=50)]
 public virtual string ContactNumber { get; set; }

 [Property(Length=250)]
 public virtual string Email { get; set; }

 [HasMany(typeof(Order), Inverse=true, Lazy=true)]
 public virtual IList<Order> Orders { get; set; }
 }

اگر به کدهای کلاس های بالا دقت کرده باشید نکته هایی را متوجه خواهید شد :

  • با اضافه کردن صفت ActiveRecord مشخص می کنیم که این کلاس قرار است به یک Table در دیتابیس Map شود.
  • با مقدار دهی Table می توانید نام جدولی که قرار است در دیتابیس ساخته شود را تعیین کنید. اگر مقدار دهی نشود به صورت پیش فرض نام کلاس را برای نام Table انتخاب می کند.
  • در هر کلاس یک پراپرتی به نام ID وجود دارد که با صفت PrimaryKey معرفی شده اند. با این کار یک فیلد به نام ID به عنوان کلید اصلی در Table ایجاد می شود و نوع آن Identity خواهد بود (البته در SQL Server)
  • اعضایی که با صفت Property مشخص شده اند، فیلدهای Table را مشخص می کنند. هر کدام از این اعضا به صورت پیش فرض Nullable هستند که می توانید با مقدار دهی NotNull برای هر کدام این پیش فرض را تغییر دهید.
  • برای اعضای String می توانید Length مشخص کنید.

برای ادامه کلاس های زیر را به پروژه تان اضافه کنید. یادتان نرود در هر کدام فضای نام Castle.ActiveRecord را using کنید!

کلاس Author برای نگهداری اطلاعات یک نویسنده :

Author.cs

[ActiveRecord(Table="Authors", Lazy=true)]
 public class Author: ActiveRecordBase<Author>
 {
 [PrimaryKey(Generator=PrimaryKeyType.Native)]
 public virtual long ID { get; set; }

 [Property(NotNull=true, Length=100)]
 public virtual string Title { get; set; }

کلاس Publisher برای نگهداری اطلاعات ناشر یک کتاب : Publisher.cs

[ActiveRecord(Table="Publishers", Lazy=true)]
public class Publisher: ActiveRecordBase<Publisher>
{
[PrimaryKey(Generator=PrimaryKeyType.Native)]
public virtual long ID { get; set; }</p>
<p dir="ltr">[Property(NotNull=true, Length=100)]
public virtual string Title { get; set; }</p>
<p dir="ltr">[Property(Length=400)]
public virtual string Description { get; set; }
}

کلاس Book برای نگهداری اطلاعات یک کتاب : Book.cs

[ActiveRecord(Table="Books", Lazy=true)]
public class Book: ActiveRecordBase&lt;Book&gt;
{
[PrimaryKey(Generator=PrimaryKeyType.Native)]
public virtual long ID { get; set; }</p>
[Property(NotNull=true, Length=250)]
public virtual string Title { get; set; }

[Property(NotNull=true)]
public virtual decimal BuyPrice { get; set; }

[Property(NotNull=true)]
public virtual decimal SalePrice { get; set; }

[BelongsTo(Column="AuthorID", NotNull=true)]
public virtual Author Author { get; set; }

[BelongsTo(Column="PublisherID", NotNull=true)]
public virtual Publisher Publisher { get; set; }

[HasAndBelongsToMany(typeof(Category), Table="BookCategories" ,
 ColumnKey="BookID", ColumnRef="CategoryID")]
public virtual IList Category Categories { get; set; }
}

کلاس های Author و Publisher نکته جدیدی ندارند اما اگر به تعریف کلاس Book توجه کنید Attributeهای جدیدی می بینید. با توجه به مدل برنامه (که تصویر آن در ابتدای مطلب آمده) موجودیت Book با موجودیت های دیگر ارتباط دارد که باید در تعریف این کلاس این ارتباط ها را معرفی کنیم. پراپرتی های Author و Publisher با صفت BelongsTo به همراه NotNull=true مشخص شده اند. این یعنی هر Book باید متعلق به یک Author و یک Publisher مشخص باشد. پراپرتی Categories لیستی از نوع کلاس Category است که در ابتدای مطلب تعریف آن را دیدید. این پراپرتی با صفت HasAndBelongsToMany مشخص شده است که منظور رابطه چند به چند میان کتاب ها و دسته بندی هاست. در این رابطه ColumnKey فیلدی است که آی دی Book و ColumnRef فیلدی است که آی دی یک Category را برای ایجاد رابطه چند به چند ذخیره می کند. در طرف دیگر رابطه (یعنی در کلاس Category) جای ColumnKey و ColumnRef باید عوض شود اما نام Table باید یکی باشد.

تا اینجا رابطه های میان کتاب ها با دیگر موجودیت ها را برای کلاس Book تعریف کردیم. برای اینکه کلاس های دیگر نیز رابطه خودشان با کلاس Book را بدانند باید برای آن ها نوع رابطه را مشخص کنیم. برای این منظور کلاس های فوق را به صورت زیر تغییر دهید:

کلاس Author :

[ActiveRecord(Table="Authors", Lazy=true)]
 public class Author: ActiveRecordBase<Author>
 {
 [PrimaryKey(Generator=PrimaryKeyType.Native)]
 public virtual long ID { get; set; }

 [Property(NotNull=true, Length=100)]
 public virtual string Title { get; set; }

 [HasMany(typeof(Book), Inverse=true, Lazy=true)]
 public virtual IList<Book> Books { get; set; }
 }

کلاس Publisher :

[ActiveRecord(Table="Publishers", Lazy=true)]
 public class Publisher: ActiveRecordBase<Publisher>
 {
 [PrimaryKey(Generator=PrimaryKeyType.Native)]
 public virtual long ID { get; set; }

 [Property(NotNull=true, Length=100)]
 public virtual string Title { get; set; }

 [Property(Length=400)]
 public virtual string Description { get; set; }

 [HasMany(typeof(Book), Inverse=true, Lazy=true)]
 public virtual IList<Book> Books { get; set; }
 }

کلاس Category :

[ActiveRecord(Table="Categories", Lazy=true)]
 public class Category: ActiveRecordBase<Category>
 {
 [PrimaryKey(Generator=PrimaryKeyType.Native)]
 public virtual long ID { get; set; }

 [Property(NotNull=true, Length=100)]
 public virtual string Title { get; set; }

 [HasAndBelongsToMany(typeof(Book), Table="BookCategories", ColumnKey="CategoryID", ColumnRef="BookID")]
 public virtual IList<Book> Books { get; set; }
 }

همانطور که مشاهده می کنید نیازی نیست تمام تعریف کلاس های بالا را تغییر دهید، فقط کافیست پراپرتی های جدید را به همان کلاس های قبلی اضافه کنید. در کلاس های Author و Publisher یک پراپرتی به نام Books از نوع لیستی از کلاس Book با صفت HasMany تعریف شده است. HasMany مشخص کننده یک رابطه یک به چند از این موجودیت ها به موجودیت «کتاب» است. Inverse=true مشخص می کند که طرف دیگر رابطه یعنی Book مسئول ذخیره کردن اطلاعات است و Lazy=true ویژگی Lazy Loading را برای این مجموعه فعال می کند.

پراپرتی جدید کلاس Category مشخص کننده رابطه چند به چند این موجودیت با موجودیت Book است. اگر به تعریف کلاس Book نگاهی دوباره بیندازید مشاهده می کنید که این رابطه برای کلاس Book تعریف شده است. در Castle ActiveRecord همیشه باید رابطه ها را برای هر دو طرف یک رابطه تعریف کنید. برای یک رابطه چند به چند باید از صفت HasAndBelongsToMany استفاده کنید و ColumnKey، ColumnRef و Table را طوری مقدار دهی کنید که در انتها یک رابطه چند به چند به درستی بین دو موجودیت بوسیله یک Table واسط ایجاد شود. ColumnKey همیشه کلید خارجی موجودیت جاری است و ColumnRef کلید خارجی طرف دیگر رابطه را مشخص می کند. نام Table برای هر دو طرف رابطه باید یکی باشد تا CAR بتواند رابطه چند به چند را برای شما ایجاد کند.

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد…

برای اینکه مطالب بعدی را از دست ندهید، مشترک فید فراسان شوید!

10 دلیل برای استفاده از ORM در دات نت فریم ورک

ORM یک تکنیک برنامه نویسی برای تبدیل مدل رابطه ای یک دیتابیس به مدل شیء گرا و بالعکس می باشد که در حال حاضر مورد توجه بسیاری از توسعه دهندگان نرم افزاری قرار دارد. استفاده از ORMها مزایای بسیاری دارد و در بسیاری موارد کار توسعه را آسان تر و لذت بخش تر خواهد کرد. برای دات نت فریم ورک ORMهای کدباز و تجاری زیادی وجود دارد که از این جمله می توان به ADO.NET Entity Framework و NHibernate اشاره نمود. من به شخصه از Entity Framework در یک پروژه واقعی استفاده کردم و تمام مزایایی که قبلاً در مورد یک ORM خوانده بودم را در واقعیت دیدم. در این مطلب به 10 دلیل برای استفاده از یک ORM در یک پروژه مبتنی بر دات نت فریم ورک اشاره خواهم کرد که به شخصه آن ها را تجربه کرده ام.

1- افزایش سرعت توسعه : طراحی لایه دسترسی به داده ها در یک برنامه تجاری معولاً زمان قابل توجهی را به خود اختصاص می دهد و کارهای تکراری مثل درج، به روز رسانی، حذف و خواندن رکوردهای دیتابیس به وفور در آن یافت می شود. استفاده از یک ORM می تواند زمان طراحی لایه دسترسی به داده ها را کاهش دهد یا حتی در مواردی نیاز شما به این لایه را از بین ببرد و شما را از نوشتن کدهای تکراری برای انجام اعمال بر روی دیتابیس راحت کند. اگر وقت زیادی صرف نوشتن کوئری های SQL به صورت رشته ای برای خواندن رکوردها و استفاده از آبجکت های ADO.NET برای درج، به روز رسانی یا حذف داده های یک دیتابیس می کنید، بهتر است در رویه برنامه نویسی خود تجدید نظر کنید و بقیه مزایای استفاده از یک ORM را تا انتها بخوانید!

2- رعایت الگوی طراحی شیء گرا : تفاوت ماهیت دیتابیس های رابطه ای با الگوی شیء گرا همیشه برای برنامه نویسان معضل بزرگی بوده و هست. کار اصلی ORM این است که جدوال رابطه ای یک دیتابیس را به کلاس های شیء گرا و بالعکس تبدیل کند و مدل سازی های مورد نیاز را به صورت استاندارد انجام دهد. هرچند در این روش نمی توان از برخی مفاهیم مهم طراحی شیء گرا مثل ارث بری یا چند ریختی استفاده کرد اما برنامه نویس را مجبور خواهد کرد تا حداقل قوانین های طراحی شیء گرایی را در پروژه خود لحاظ کند. استفاده از الگوی طراحی OOP باعث کاهش پیچیدگی پروژه و آسان تر شدن نگهداری کد و اعمال تغییرات بر روی آن خواهد شد.

3- کاهش پیچیدگی پروژه : شاید در ابتدا استفاده از یک ORM برای طراحی یک پروژه بزرگ ترسناک به نظر برسد! اما در واقع ORM برای کاهش پیچیدگی توسعه یک پروژه بوجود آمده است. استفاده از کلاس های شیء گرا برای کار با ساختار پایگاه داده برای یک برنامه نویس دات نت بسیار راحت تر از سر و کله زدن با کوئری های SQL برای رسیدن به نتایج مورد نظر یا انجام عملیات بر روی دیتابیس خواهد بود. در واقع کدهای مورد استفاده در پروژه ای که با یک ORM توسعه داده شده است به مراتب خواناتر از پروژه های دیگر است و حتی یک فرد غیر برنامه نویس نیز منظور کد را خواهد فهمید.

4- راحت شدن از دست SQL : برای کار کردن با جداول یک پایگاه داده زبان SQL زبان بی نقصی است، اما زمانی که قرار باشد از آن در یک زبان برنامه نویسی شیء گرا مثل سی شارپ استفاده شود، واقعاً عذاب آور خواهد بود. فرض کنید در تمام پروژه خود از دستورات SQL در متغیرهای string استفاده کرده اید، حال با تغییر نام یک فیلد بایستی به دنبال رشته نام فیلد مورد نظر، کل پروژه را بگردید و رشته جدید را جایگزین آن کنید و این کار به صورت خودکار انجام نخواهد شد. کامپایلر هیچ نوع کنترلی بر روی رشته های  SQL ندارد و یک اشتباه تایپی می تواند باعث ایجاد خطای در حال اجرا شود. استفاده از ORM می تواند شما را شر SQL راحت کند!

5- طراحی استاندارد لایه دسترسی به داده ها : در پیاده سازی ORMهای موجود تمام تجربه های موفق لحاظ شده اند و در نتیجه کدهای تولید شده توسط آن ها کاملاً بهینه و استاندارد هستند. ORM باعث می شود تا شما و بقیه اعضای تیم از یک استاندارد خاص برای طراحی لایه دسترسی به داده های خود پیروی کنید و در نتیجه بازدهی بهتری را شاهد باشید. این مزیت در آخر باعث بوجود آمدن یک ساختار مناسب در لایه دسترسی به داده های پروژه شما خواهد شد.

6- امکان استفاده از LINQ : در دات نت فریم ورک می توانید از زبان LINQ برای اجرای کوئری های مختلف در هنگام استفاده از یک ORM بهره ببرید. با این کار کامپایلر کنترل کاملی بر روی کوئری های نوشته شده دارد و تمام خطاها را شناسایی و گزارش خواهد کرد. به علاوه کوئری های نوشته شده در این حالت از خوانایی بسیار بالاتری برخوردار خواهند بود و می توانید از قابلیت های IntelliSense ویژاول استادیو برای بالا بردن سرعت کدنویسی و کاهش خطاهای انسانی بهره ببرید.

7- ORMها آزمایش خود را پس داده اند : در حال حاضر تعداد بسیار زیادی از پروژه های اوپن سورس پلت فرم دات نت بر پایه یک ORM توسعه یافته اند. با یک جستجوی کوچک می توانید لیست بلند بالایی از این پروژه ها را مشاهده کنید. تجربه های خوب بسیار زیادی هم از پروژه های تجاری که از ORM برای دسترسی به داده ها استفاده کرده اند در اینترنت وجود دارد. این نشان می دهد که ORMها آزمایش خود را پس داده اند و برای استفاده در پروژه های واقعی به اندازه کافی قابل اعتمادند.

8- نگهداری از کد و تغییر آن در دراز مدت آسان تر می شود : به علت پشتیبانی ORMها از الگوی طراحی شیء گرا و دیگر الگوهای طراحی در توسعه نرم افزار و تولید کدهای استاندارد، نگهداری از کدهای نوشته شده و تغییر آن ها در طولانی مدت بسیار آسان تر خواهد شد. کدهای نوشته شده بر مبنای یک ORM معمولاً بسیار واضح هستند و تغییر آن ها اگر به صورت استاندارد نوشته شده باشند، اصلاً سخت نخواهد بود.

9- استفاده از قابلیت Refactoring : فرض کنید نیاز دارید تا نام چند فیلد یا جدول را در دیتابیس خود تغییر دهید. اگر از ADO.NET و کدهای SQL برای طراحی لایه داده های خود استفاده کرده باشید، برای انجام این تغییرات در کدهای خود نمی توانید از قابلیت Refactoring ویژوال استادیو استفاده کنید تا به صورت اتوماتیک این کارها انجام شود. اما با استفاده از یک ORM، تغییر دادن یک موجودیت باعث به روز رسانی تمامی ارجاع های آن موجودیت در کل پروژه توسط قابلیت Refactoring ویژوال استادیو خواهد شد. این قابلیت می تواند خطاهای انسانی را فوق العاده کاهش و سرعت توسعه را افزایش دهد.

10 – عدم وابستگی به یک دیتابیس خاص : هر چند این نکته در مورد تمام ORMهای مخصوص دات نت فریم ورک درست نیست، اما در حال حاضر ORMهای خوبی مثل NHibernate و Entity Framework از چندین دیتابیس پر استفاده پشتیبانی می کنند. البته EF در حال حاضر به صورت رسمی فقط از SQL Server پشتیبانی می کند!

farasun.wordpress.com

توصیه می شود مطالبی که قبلاً دوستان در این مورد نوشته بودند را مطالعه کنید :

farasun.wordpress.com

عناوین دیگر برای این نوشته : چرا باید از یک ORM در دات نت فریم ورک استفاده کرد؟ | مزیت های استفاده از ORM در دات نت فریم ورک

بررسی DataBinding در WPF

سیستم Data Binding در WPF یک راه ساده و قدرتمند برای نمایش و کار با داده ها را برای برنامه نویس فراهم می کند. کنترل های مختلف مثل Button و ListView به صورت توکار دارای قابلیت های قدرتمند Data Binding در WPF هستند که به برنامه نویس اجازه می دهد تا یک داده واحد یا مجموعه ای از داده ها را به خصوصیات یک کنترل Bind کند. قابلیت Data Binding در WPF  فواید زیادی نسبت به مدل های پیشین دارد، که از این فواید می توان به محدوده بیشتری از خصوصیات کنترل ها از data binding پشتیبانی می کنند، نمایش انعطاف پذیر داده ها در رابط کاربری و جداسازی شفاف منطق برنامه از رابط کاربری اشاره نمود.

مفهوم Data Binding

بدون در نظر گرفتن اینکه چه عنصری قرار است به چه منبع داده ای بایند شود، Data Binding همیشه مدل زیر را دنبال می کند :

Data Binding diagramشکل بالا مشخص می کند که عمل Data Binding مانند پلی است میان یک منبع داده و یک پراپرتی مقصد که البته همیشه دو طرفه نیست. به صورت معمول هر بایندینگ شامل چهار مولفه است : منبع داده، شیء مقصد، پراپرتی مقصد و مسیری در منبع داده که مقدار از آن خوانده می شود. به طور مثال اگر می خواهید پراپرتی Title در شیء Customer را در یک TextBox نمایش دهید، منبع داده شما شیء Customer، شیء مقصد نام آن TextBox، پراپرتی مقصد Text و مسیر منبع داده Title خواهند بود. پراپرتی مقصد باید یک Dependency Property باشد. بسیاری از پراپرتی های UIElement در WPF یک Dependency Property هستند و اکثر آن ها اگر read only نباشند، از data binding به صورت پیش فرض پشتیبانی می کنند.

جهت جریان داده ها

در WPF جریان داده در سیستم Data Binding می تواند یک طرفه (One Way)، دو طرفه (Two Way) و یا یک طرفه به سمت منبع (OneWayToSource) باشد. وجود این روش ها باعث می شود تا شما به عنوان یک برنامه نویس قادر به ساخت فرم های ورود داده بسیار انعطاف پذیر باشید. تنظیم حالت بایندینگ با تغییر پراپرتی Mode در آبجکت Binding مورد نظر قابل انجام است. شکل زیر به درک بهتر این روش ها کمک می کند :

Data flow directions

  • OneWay : تغییر در منبع داده باعث به روز رسانی پراپرتی مقصد می شود اما تغییر در پراپرتی مقصد باعث به روز رسانی منبع داده نخواهد شد. این حالت بایندینگ برای نمایش داده ها به صورت فقط خواندنی کاربرد دارد. به طور مثال شما می خواهید لیستی از محصولات را به مشتری نمایش دهید تا او بتوانید یکی از آن ها را انتخاب کند. این روش برای کنترل هایی که قابلیت ویرایش به کاربر نمی دهند (مثل ListView) کاربرد دارد.
  • TwoWay : تغییر در منبع داده باعث به روز رسانی پراپرتی مقصد و تغییر در پراپرتی مقصد باعث به روز رسانی منبع داده خواهد شد. این نوع بایندینگ مناسب فرم های ورود و ویرایش داده ها هستند که به صورت کامل با کاربر تعامل دارند. پیش فرض حالت بایندینگ اکثر پراپرتی ها حالت OneWay است اما برخی پراپرتی ها (مثل پراپرتی Text در TextBox) به صورت پیش فرض حالت TwoWay دارند.
  • OneWayToSource : این حالت برعکس حالت OneWay است به این صورت که با تغییر پراپرتی مقصد منبع داده به روز رسانی خواهد شد.
  • OneTime : برای مقدار دهی اولیه به پراپرتی مقصد بکار می رود. همانطور که از نامش پیداست فقط یک بار و برای اولین بار پراپرتی مقصد را مقدار دهی می کند و تغییرات بعدی منبع داده را بر روی پراپرتی مقصد اعمال نخواهد کرد. این حالت برای مواقعی مناسب است که منبع داده استاتیک است، یا در طول عمر یک شیء احتمال تغییر کردن آن وجود ندارد.

فقط توجه داشته باشید که برای اینکه در حالت های OneWay و TwoWay بتواند تغییرات را تشخیص دهد باید یک مکانیزم آگاه سازی تغییرات مثل INotifyPropertyChanged را برای منبع داده ها پیاده سازی کرده باشید.

چه زمانی منبع داده به روز خواهد شد؟

بایندینگ در حالت های TwoWay و OneWayToSource به تغییرات مقدار پراپرتی مقصد حساس می شوند و باید با تغییر مقدار در پراپرتی مقصد، منبع داده را آپدیت کنند. فرض کنید یک TextBox داریم که می خواهیم هنگامی کاربر مقدارش را تغییر داد، منبع داده ما بر اساس آن آپدیت شود. حال به نظر شما چه زمانی منبع داده باید آپدیت شود؟ بلافاصله بعد از اینکه کاراکترها را در TextBox وارد کرد یا هنگامی که کنترل Focus را از دست داد یا زمانی که کاربر بر روی یک Button کلیک کرد؟ پراپرتی UpdateSourceTrigger در بایندینگ مشخص می کند که چه زمانی منبع داده باید به روز رسانی شود. این پراپرتی می تواند یکی از چهار مقدار زیر باشد :

  • PropertyChanged : به محض اینکه مقدار پراپرتی تغییر کند، سورس آپدیت می شود.
  • LostFocus : زمانی که Focus کنترل به کنترل دیگری منتقل می شود، سورس آپدیت خواهد شد.
  • Default : حالت پیش فرض یک کنترل است که به طور مثال برای کنترل TextBox برابر LostFocus و برای کنترل CheckBox برابر PropertyChanged است.
  • Explicit : تا زمانی که متد UpdateSource صدا زده نشود، سورس آپدیت نخواهد شد.

اگر UpdateSourceTrigger یک TextBox را به PropertyChanged تغییر دهید ممکن است برنامه شما با مشکل مواجه شود، زیرا هر بار که کاربر کاراکتری را در TextBox وارد می کند منبع داده به روز رسانی خواهد شد و این سر بار زیادی (مخصوصاً اگر منبع داده دیتابیس باشد) به برنامه تحمیل خواهد کرد. در اکثر مواقع استفاده از Explicit مرقون به صرفه تر و بهتر از دیگر روش هاست، زیرا بهتر است تا کاربر دستور ذخیره را صادر نکرده، منبع داده به روز رسانی نشود.

یک مثال ساده

بهتر است یک مثال کوچک را برای درک بهتر موضوع اجرا کنید. یک اپلیکیشن WPF جدید بسیازید و کدهای XAML زیر را بین تگ های <Grid> و </Grid> پنجره خود قرار دهید :

<TextBox Name="textBox1" Width="167" />
<Label Content="{Binding ElementName=textBox1,Path=Text,UpdateSourceTrigger=PropertyChanged, Mode=OneWay}" Name="label1" />

همانطور که مشاهده می کنید در اینجا پراپرتی Content (پراپرتی مقصد) از شیء label1 (شیء مقصد) را به پراپرتی Text (مسیر منبع داده) منبع داده (شیء textBox1) بایند کرده ایم و با تغییر UpdateSourceTrigger به PropertyChanged مشخص کرده ایم که به هنگام تایپ کردن کاربر در TextBox متن Label تغییر کند. اگر برنامه را اجرا کنید مشاهده خواهید کرد که با تایپ کاراکتر درون TextBox متن Label بلافاصله تغییر خواهد کرد.

farasun.wordpress.com

منبع این نوشته : MSDN

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد