10 نکته برای نوشتن بهتر توضیحات در سورس کد

نوشتن توضیحات یا Comment در تمام زبان های برنامه نویسی مرسوم است. برنامه نویس ها معمولاً برای خواناتر شدن کدهای خود توضیحات می نویسند، اما در برخی مواقع به طور خواسته یا ناخواسته این توضیحات به جای اینکه سودمند باشند آزاردهنده می شوند. در این مطلب نکاتی ذکر خواهد شد که با بکار بستن آن ها می توان توضیحاتی خوانا و قابل درک در برنامه ها نوشت.

1) توضیحات را مرتب و پشت سر هم بنویسید : هنگامی که برای چند خط کد به صورت متوالی کامنت می نویسید بهتر است تمام کامنت ها در یک ستون عمودی تراز شوند تا خواناتر به نظر برسند.

List<User> users = User.GetAll(); //Get all available users
users.Add(aUser);                 //Add a User

2) در کوتاه ترین جملات منظور خود را برسانید : سعی نکنید قضیه را بپیچانید! با کمترین کلمات ممکن منظور خود را برسانید و از نوشتن توضیحات اضافی پرهیز کنید.

3) بدانید برای چه چیزی توضیح می نویسید : نوشتن کامنت برای یک کلاس با نوشتن کامنت برای یک پراپرتی یا یک متد فرق می کند. برای یک کلاس شما باید یک خلاصه توضیحات، نام نویسنده و تاریخ آخرین تغییر را بنویسید و کاری را که این کلاس قرار است انجام بدهد را مشخص کنید. برای یک متد شما باید علاوه بر نوشتن یک توضیح خلاصه، توضیحی در مورد هر یک از پارامترهای متد و نوع خروجی متد بنویسید.

4) به شعور خواننده توهین نکنید! : از توضیح بدیهیات پرهیز کنید. نوشتن توضیحاتی شبیه به توضیحات زیر را کنار بگذارید :

if(CanSave == true) //if User can Save
SaveToFile();       //then Save it to file!

نوشتن این گونه توضیحات به جز اینکه وقت شما و خواننده کد را بگیرد، هیچ سود دیگری ندارد.

5) از یک استاندارد مشخص پیروی کنید : مخصوصاً وقتی با یک تیم برنامه می نویسید این مورد را حتماً رعایت کنید. کامنت کردن کدها بر اساس استاندارد و استفاده از ابزارهای مربوطه بسیار توصیه می شود. به طور مثال در C# استفاده از توضیحات XML مرسوم است و کار شما را آسان می کند.

6) توضیحات را همزمان با نوشتن کد بنویسید : زمانی که شروع به کد نویسی می کنید ذهن شما بر روی مسئله جاری متمرکز شده است و بهترین زمان برای نوشتن توضیحات در مورد کد مورد نظر است. اگر نوشتن توضیحات را به زمان دیگری موکول کنید ممکن است توضیحاتی که بعداً می نویسید همانی نباشد که در ابتدا در ذهن شما بوده است.

7) طوری توضیحات بنویسید که دوست دارید دیگران برای شما بنویسند! : موقعیتی را در نظر بگیرید که باید کدهای کلاسی که یک برنامه نویس دیگر نوشته است را تغییر دهید و کدهای نوشته شده هم آنقدر ناخواناست که بدون خواندن توضیحات نمی توانید از آن ها سر در بیاورید. اگر آن برنامه نویس توضیحات خوانایی برای این کدها ننوشته باشد کار شما برای تغییر کدها بسیار سخت خواهد بود. پس طوری کامنت بنویسید که برنامه نویس بخت برگشته ای که بعد از شما می خواهد کدها را تغییر دهد عذاب نکشد! با این کار اول خودمان سود خواهیم کرد، زیرا ممکن است اولین نفری باشیم که در آینده می خواهیم کدهای خودمان را تغییر دهیم.

8 ) با تغییر کدها، توضیحات را تغییر دهید : همیشه کامنت ها را به صورت موازی با کدهای خود تغییر دهید. اگر کدهای خود را تغییر دهید اما توضیحاتش را آپدیت نکنید، به جای اینکه این توضیحات در آینده سودمند باشند، نگهداری کد را سخت تر خواهند کرد. نداشتن توضیحات در سورس کد بهتر از داشتن توضیحات غلط در آن است. حواستان به ابزارهای Refactoring باشد که کدها را به صورت خودکار تغییر می دهند اما توضیحات را بدون تغییر رها می کنند.

9) از برچسب های معنی دار استفاده کنید : زمانی که در یک تیم کار می کنید، سعی کنید از برچسب های معنی دار و قراردادی بین اعضای تیم برای منظورهای مختلف استفاده کنید. به طور مثال بسیاری از برنامه نویس ها از برچسبی مثل «//TODO :» استفاده می کنند تا مشخص کنند قسمتی از کد نیاز به کار اضافی دارد و یا از برچسبی مثل «Temp» جهت نوشتن کدهای موقت که بعداً باید حذف یا جایگزین شوند استفاده می کنند. شاید برچسب ها توضیحی در مورد کد نباشند، اما به جای آن پیغامی را به شما و دیگر هم تیمی های شما یادآوری می کنند.

10) کد خوب، خودش را توضیح می دهد : همیشه بخاطر داشته باشید که کد خوب بهترین داکیومنت برای خودش است. اگر دوست ندارید یا حوصله ندارید برای کدهایتان کامنت بنویسید بهتر است کدهایی بنویسید که خودشان را توضیح می دهند. برای نوشتن چنین کدهایی باید نام متغیرها، کلاس ها، متدها و پراپرتی ها را کاملاً معنی دار انتخاب کنید. به طور مثال شما نیازی به نوشتن کامنت برای متد زیر ندارید :

AddUserToDatabase(User user)

هر کسی با مشاهده متد بالا متوجه می شود که کار آن اضافه کردن یک کاربر به دیتابیس است.

 

منبع : 13 Tips to Comment Your Code

تجربه استفاده از زبان های داینامیک Python و Ruby در دات نت

Python یک زبان سطح بالای پویا برای کاربردهای محتلف است که با داشتن قواعد دستوری واضح و صریح به یکی از زبان های محبوب و شناخته شده تبدیل شده است. هم اکنون از این زبان در پلت فرم های مختلف به صورت گسترده استفاده می شود. هرچند در اغلب موارد از پایتون به عنوان یک زبان اسکریپت نویسی استفاده می شود، اما از این زبان در زمینه های غیر اسکریپتی نیز استفاده می شود. برنامه نویسان دات نت نیز می توانند از Python برای کدنویسی استفاده کنند. یکی از ویژگی های بسیار خوب دات نت پشتیبانی از زبان های مختلف برنامه نویسی است که از این نظر برتری نسبی در مقابل رقیبان خود دارد. در سال 2005 زبان برنامه نویسی IronPython برای آوردن زبان محبوب Python به دنیای دات نت ساخته شد و حالا استفاده از دات نت فریم ورک و سیلورلایت را برای برنامه نویسان Python امکان پذیر کرده است.

IronPython

اگر قبلاً با IronPython کار کرده اید و این زبان را نا امید کننده یافته اید، الان زمان مناسبی است که نگاه دیگری به آن بیندازید، زیرا نسخه جدید IronPython بر پایه DLR بنا شده است. DLR افزونه ای بر روی CLR است که پیاده سازی زبان های داینامیک را آسان می کند. قواعد برنامه نویس پایتون بسیار آسان است و برنامه های نوشته شده به این زبان بسیار واضح هستند. برای تجربه پایتون در دات نت به این سایت بروید و آخرین نسخه IronPython را دانلود و نصب کنید. با نصب IronPython شما یک کامپایلر/تفسیرکننده پایتون برای دات نت را در اختیار خواهید داشت. با استفاده از کنسول IronPython می توانید دستورات را خط به خط اجرا کنید و تفاوت یک زبان داینامیک با یک زبان استاتیک را متوجه شوید. برای استفاده از IronPython در ویژوال استادیو از خروجی این پروژه استفاده کنید.

یک برنامه ساده به زبان IronPython :

import sys
import clr
clr.AddReference("System.Windows.Forms")
from System.Windows.Forms import WebBrowser
from System.Threading.Thread import Sleep
SLEEP_TIME = 1*1000
COUNTER = 1
if __name__ == "__main__":
if len(sys.argv) != 2:
sys.stderr.write("\nSYNTAX:\n \tblog_clicker.py BLOG_SITE\n\n")
sys.exit(1)
else:
BLOG_SITE = sys.argv[-1]
clicker = WebBrowser()
while COUNTER > 0:
clicker.Navigate(BLOG_SITE)
print COUNTER
Sleep(SLEEP_TIME)
COUNTER += 1

همانطور که مشاهده می کنید سینتاکس پایتون بسیار واضح و ساده است. این برنامه ساده، یک شیء WebBrowser در حافظه می سازد و با توجه به پارامترهایی که به آن فرستاده شده، در بازه های زمانی مشخص URL مشخص شده را Refresh می کند تا بازدیدهای fake ایجاد کند.

IronRuby

IronRuby یک پیاده سازی اوپن سورس از زبان برنامه نویسی داینامیک Ruby برای اجرا بر روی دات نت فریم روک است. زبان برنامه نویسی رابی یک زبان داینامیک برای کاربردهای مختلف است که سینتاکس Perl را با ویژگی های Smalltalk تلفیق کرده است. تجربه استفاده از رابی برای برنامه نویسان دات نت می تواند بسیار جالب باشد. IronRuby نیز مثل IronPython بر روی DLR ساخته شده و از Dynamic typing و دیگر ویژگی های زبان های داینامیک بهره می برد. فایل های این پروژه اوپن سورس را می توانید از اینجا دانلود کنید.

یک برنامه ساده که یک label بر روی فرم ایجاد می کند و عبارت Hello World را بر روی آن می نویسد :

require "System.Windows.Forms, Version=2.0.0.0, Culture=neutral, PublicKeyToken=b77a5c561934e089"
include System::Windows::Forms
# Create a form object
form = Form.new
label = Label.new
label.auto_size = true
label.text = "Hello World"
form.controls.add label
form.show_dialog

نکته کلیدی در زبان های داینامیک، تعریف متغیرها به صورت قابل انعطاف و بدون معرفی نوع آن هاست. در حقیقت در زمان اجرا در مورد نوع متغیر تصمیم گیری می شود و تقریباً شما می توانید هر چیزی به را یک متغیر نسبت بدهید. در حقیقت زبان های پویا بسیاری از رفتارهای برنامه را هنگام اجرا (Runtime) تعیین می کنند، در حالی که زبان های استاتیک مثل جاوا و سی شارپ این کار را هنگام کامپایل انجام می دهند.

farasun.wordpress.com

Subcribe to Farasun feedمشترک فراسان شويد

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت هفتم

قسمت اول قسمت دومقسمت سومقسمت چهارمقسمت پنجمقسمت ششم

در این قسمت با نحوه کار با دیتابیس در PHP آشنا خواهید شد. همانطور که پرکاربردترین RDBMS در نزد برنامه نویسان ASP.NET برنامه SQL Server مایکروسافت است، MySQL پرکاربردترین RDBMS در میان برنامه نویسان PHP است. در این سری آموزش ها ما نیز بر روی دسترسی به داده ها در MySQL تمرکز خواهیم داشت.

اتصال یه یک دیتابیس MySQL

قبل از هر کاری ابتدا شما باید یک ارتباط میان برنامه خود و MySQL ایجاد کنید. برای این کار PHP یک تابع به نام my_sql_connect دارد که نام سرور، نام کاربری و رمز عبور دیتابیس MySQL را از شما می گیرد و یک اتصال برای شما ایجاد می کند. اگر این تابع با موفقیت به دیتابیس مورد نظر شما وصل شود true و ر غیر این صورت false برمی گرداند. برخلاف اتصال به SQL Server در ASP.NET که با استفاده از کلاس های دات نت انجام می گیرد، اینجا در PHP با استفاده از این تابع و توابع دیگر می توان با یک دیتابیس MySQL کار کرد. به مثال زیر توجه کنید :

<?php
$link = mysql_connect(‹localhost›, ‹user›, ‹password›);
if (!$link) {
die(‹Could not connect: ‹ . mysql_error());
}
echo ‹Connected successfully›;
mysql_close($link);
?>

تابع mysql_connect در این مثال با استفاده از نام کاربری user و رمز عبور password به سرور localhost وصل می شود و نتیجه این اتصال را در متغیر link می ریزد. اگر این عمل موفیت آمیز باشد عبارت Connected successfully چاپ می شود، در غیر این صورت پیغام خطای خود MySQL را نمایش می دهد و به اجرای این اسکریپت خاتمه می دهد. در انتها نیز اگر اسکریپت با موفیت به MySQL وصل شده باشد، با تابع mysql_close اتصال را می بندیم. تابع die مانند تابع exit (در قسمت قبلی) یک پیغام را نمایش می دهد و اجرای ادامه اسکریپت را متوقف می کند.

البته تابع mysql_connect پارامترهای دیگری نیز دارد که ما به آن ها نمی پردازیم. همچنین شما می توانید این تابع را بدون ذکر هیچ پارامتری صدا بزنید که در این صورت از مقادیر ثابت پیش فرض موجود در فایل php.ini استفاده خواهد شد.

ایجاد یک دیتابیس بر روی MySQL

شما قبل از اینکه بخواهید از یک دیتابیس در برنامه خود استفاده کنید، ابتدا باید آن را ایجاد کنید. برای این کار می توانید از ابزارهایی مثل PhpMyAdmin استفاده کنید یا خودتان با استفاده از کدنویسی PHP دیتابیس MySQL خود را بسازید. در اینجا روش دوم که روش مناسب تری نیز هست را با یک مثال توضیح می دهم. لطفاً به مثال زیر توجه کنید :

<?php
$sql_create_db = ‹CREATE DATABSE test›;
$sql_create_table = ‹CREATE TABLE table1 (tbl_id INT PRIMBARY KEY, fname VARCHAR(100), lname VARCHAR(100))›;
$link = mysql_connect(‹localhost›,‹user›,‹password›);
if($link){
//Create Database
if(mysql_query($sql_create_db, $link))
echo «Database created.»;
else
die(«Error : « . mysql_error());
//Select Active Database
mysql_select_db(«test», $link);
//Create table
if(mysql_query($sql_create_table, $link))
echo «Table created.»;
else
die(«Error :» . mysql_error());
//Close Connection
mysql_close($link);
}
else
die(«Error connect to database : « . mysql_error());
?>

امیدوارم با دستورات SQL آشنایی کافی داشته باشید. در این مثال نتیجه اتصال به سرور MySQL را در متغیر link ریختیم، سپس با یک if چک می کنیم که آیا اتصال ما با موفقیت انجام پذیرفته یا خیر. اگر موفق بوده سعی می کنیم Database و Table مورد نظر خود را بر روی این اتصال بسازیم. برای این کار از تابع mysql_query استفاده می کنیم. این تابع یک دستور sql را بر روی MySQL اجرا می کند. اگر موفق به ایجاد دیتابیس بر روی سرور شدیم، با استفاده از تابع mysql_select_db دیتابیس جاری MySQL را به دیتابیس test تغییر می دهیم. بعد دوباره با استفاده از تابع mysql_query اسکریپت ایجاد table بر روی دیتابیس فعال را اجرا می کنیم که اگر موفقیت آمیز بود پیغام مناسب را نمایش می دهیم.

تابع mysql_query یکی از توابع بسیار پرکابرد برای دسترسی و تغییر داده ها در MySQL است. اگر یک اسکریپت فقط اجرایی و بدون مقدار برگشتی (مثل دستور Insert یا همین ایجاد دیتابیس) را به این تابع بدهید، مقادیر True یا False رابر خواهد گرداند، اگر دستور SQL شما نتیجه ای داشته باشد (مثل دستور Select) مقدار برگشتی این تابع اگر موفقیت آمیز باشد یک resource خواهد بود و در غیر این صورت False خواهد بود.

درج، به روز رسانی و حذف داده ها در MySQL

برای اجرای دستورات Insert, Update و Delete بر روی یک دیتابیس MySQL در PHP همانطور که در مثال بالا مشاهده کردید از تابع mysql_query استفاده می کنیم. نکته ای که برنامه نویسان ASP.NET باید به آن توجه داشته باشند این است که در PHP شما باید خودتان عمل دریافت اطلاعات از کاربر (با استفاده از فرم های HTML) و اعتبارسنجی داده های ورودی کاربر را انجام دهید تا از حملات SQL Injection در امان بمانید. در ASP.NET با استفاده از کلاس SqlParameter می توان تا حد زیادی از وقوع این حملات جلوگیری کرد. من یک مثال کوچک در مورد نحوه Insert یک رکورد به دیتابیسی که در مثال بالا ساختیم می زنم، Update و Delete را خودتان بنویسید.

<?php
$sql_insert = ‹INSERT INTO table1 (tbl_id, fname, lname) VALUES (1,»iman»,»nemati»)›;
$link = mysql_connect(‹localhost›,‹user›,‹password›);
if($link){
mysql_select_db(«test», $link);
if(mysql_query($sql_insert, $link)
echo «Inserted to database»;
mysql_close($link);
}
else
die(«Error: « . mysql_error());
else
die(«Error: « . mysql_error());
?>

البته در سناریوهای واقعی شما باید مقادیر فیلدها را از ورودی های کاربر بخوانید و در دستور sql بالا جایگذاری کنید.

خواندن اطلاعات از یک دیتابیس MySQL

منظور همان دستور Select در sql و خواندن تعداد رکوردهای مورد نظرمان بر اساس شرطی خاص است. برای این کار پس از اتصال به دیتابیس مورد نظر خود دستور Select مورد نظرتان را بوسیله تابع mysql_query اجرا می کنید و سپس نتیجه را در یک متغیر قرار می دهید. اگر متغیر برابر false نبود، با استفاده از تابع mysql_fetch_assoc شروع به خواندن رکوردهای مورد نظر خود می کنیم. به کد زیر نگاه کنید :

<?php
$sql_select = ‹SELECT * FROM test›;
$link = mysql_connect(‹localhost›,‹user›,‹password›);
if($link){
mysql_select_db(«test», $link);
$results = mysql_query($sql_select, $link);
if(!$results){
echo «Error : « . mysql_error();
exit;
}
if(mysql_num_rows($results) == 0){
echo «no record found.»;
exit;
}
while($item = mysql_fetch_assoc($results)){
echo $item[‹tbl_id›];
echo $item[‹fname›];
echo $item[‹lname›];
echo ‹<br />›;
}
mysql_free_result($results);
?>

تابع mysql_num_rows تعداد رکوردهایی که توسط دستور select خوانده شده اند را برمی گرداند. در دستور شرط while با استفاده از تابع mysql_fetch_assoc تعیین می کنیم که تا وقتی یک رکورد وجود دارد دستورات بدنه while اجرا شوند. اگر انتظار برگرداندن فقط یک رکورد را دارید نیازی به استفاده از حلقه while نخواهید داشت. تابع mysql_free_result هم سعی می کند حافظه اختصاص داده شده به متغیری که با اطلاعات یک دیتابیس پر شده را آزاد کند.

farasun.wordpress.com

ادامه دارد…

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت ششم

قسمت اول قسمت دومقسمت سومقسمت چهارمقسمت پنجم

کار کردن با فایل ها در PHP

باز کردن و خواندن یک فایل متنی در PHP

تابع fopen در PHP می تواند یک فایل یا یک URL را برای شما باز کند. کافیست آدرس فایل و حالتی که می خواهید فایل را باز کنید به این تابع بدهید تا این تابع یک handle برای کار با فایل مورد نظر شما، برگرداند. در مثال زیر می خواهیم یک فایل متنی را باز کنیم و خط به خط بخواینم و روی خروجی مرورگر چاپ کنیم.

<?php
$f = fopen(«change.txt»,«r») or exit(«File not found.»);
while (!feof($f))
{
echo fgets($f). «<br />»;
}
fclose($f);
?>

در خط اول با نوشتن دستور fopen(«change.txt»,»r»)x فایل change.txt را با حالت خواندن (r) باز می کنم و PHP هندل آن را برای کارهای بعدی در متغیر $f ذخیره می کند. دستور بعد از or برای این استفاده می شود که اگر فایل وجود نداشت یا خطایی در باز شدن فایل بوجود آمد ما خطای خودمان را نشان کاربر دهیم نه خطایی که PHP می دهد. در شرط حلقه while دستوری بکار رفته به نام feof که هندل یک فایل را می گیرد و اگر فایل به آخر رسیده باشد true و در غیر این صورت false برمی گرداند. در بدنه حلقه while هم از دستور fgets برای خواندن خط به خط فایل متنی استفاده کردیم. در خط آخر نیز باید فایلی که باز کردیم را با استفاده از تابع fclose ببندیم.

در آرگومان دوم تابع fopen همانطور که ملاحظه کردید، باید حالت باز کردن فایل را مشخص کنید. در مثال بالا ما فایل را با حالت فقط خواندنی باز کردیم چون فقط می خواستیم محتویات فایل را بخواینم. حالت های دیگر باز کردن یک فایل در PHP به صورت زیر است :

  • «r» باز کردن فایل به صورت فقط خواندنی
  • «w» باز کردن فایل برای فقط نوشتن، اشاره گر را به اول فایل می برد و این یعنی اگر فایل وجود داشته باشد تمام محتویات قبلی را پاک می کند و از نو می نویسد. اگر فایل وجود نداشته باشد سعی می کند آن را ایجاد کند.
  • «r+» باز کردن فایل برای خواندن و نوشتن. حالت نوشتن شرایط همان «w» را دارد.
  • «a» باز کردن فایل فقط برای نوشتن. اشاره گر را به انتهای فایل می برد و از آنجا شروع به نوشتن می کند (Append می کند). در صورتی که فایل وجود نداشته باشد سعی می کند آن را بسازد.
  • «a+» باز کردن فایل برای خواندن و نوشتن (Append) با شرایط «a»

نوشتن (ایجاد) یک فایل متنی در PHP

حالا که با حالت های مختلف باز کردن یک فایل در PHP آشنا شدید قصد داریم فایلی را در حالت Append باز کنیم و متنی را به انتهای آن اضافه کنیم. به مثال زیر توجه کنید :

<?php
$content = «This is a sample text.\n»;
$filename = «test.txt»;
$handle = fopen($filenmae, «a»);
if (fwrite($handle,$content) == TRUE)
echo «Success»;
else
echo «Faild»;
fclose($handle);
?>

فکر می کنم مثال خیلی واضح باشد. تنها تابع نا آشنا برای شما در این مثال، تابع fwrite است که هندل فایل را در آرگومان اول می گیرد و مقدار آرگومان دوم را در آن فایل ذخیره می کند. تابع fwrite اگر موفق به نوشتن بر روی فایل شود true و در غیر این صورت false برمی گرداند.

در ASP.NET برای نوشتن در یک فایل متنی از کلاس StreamWriter موجود در فضای نام System.IO به صورت زیر استفاده می کنیم :

StreamWriter writer = File.CreateText(«test.txt»);
writer.WriteLine(«test»);
writer.Close();

بررسی وجود یا عدم وجود یک فایل یا یک دایرکتوری در PHP

برای این کار از تایع file_exists استفاده می کنیم که در آرگومان آن باید آدرس فایل یا دایرکتوری مورد نظر خود را بدهیم تا این تابع با برگرداندن true یا false وجود یا عدم وجود فایل را به ما اطلاع دهد. یک مثال کوچک می تواند قطعه کد زیر باشد :

<?php
if(file_exists(«mydirectory/myfile.temp»))
//do something
?>

در ASP.NET برای این کار از متد File.Exists موجود در فضای نام System.IO استفاده می کنیم.

آپلود فایل در PHP

قبلاً در مورد آپلود فایل در ASP.NET توضیح داده بودم +، برای انجام این کار در PHP ابتدا باید یک فرم HTML برای انتخاب فایل توسط کاربر ایجاد کنید و سپس با استفاده از کدنویسی PHP عملیات آپلود بر روی سرور را انجام دهید. فرم HTML شما برای آپلود یک فایل می تواند چیزی شبیه به کد زیر باشد :

<form enctype=»multipart/form-data» action=»upload.php» method=»POST»>
Please choose a file: <input name=»uploaded» type=»file» /><br />
<input type=»submit» value=»Upload» />
</form>

کدهای بالا را در قسمت body یک فایل html ذخیره کنید. این فرم با استفاده از متد post اقدام به ارسال فایل کاربر به صفحه upload.php می کند. حالا یک فایل به نام upload.php کنار فایل HTML بالا بسازید و کدهای زیر را در آن ذخیره کنید :

<?php
$target = «upload-directory/» . basename( $_FILES[‹uploaded›][‹name›]) ;
if(move_uploaded_file($_FILES[‹uploaded›][‹tmp_name›], $target))
echo «The file has been uploaded»;
else
echo «error during uploading.»;
?>

کد بالا برخلاف کدهای دیگری که تا به حال دیدید نیاز به توضیح بیشتری دارد! PHP تمام فایل هایی را که توسط متد post بر بروی سرور آپلود می شوند را همراه با اطلاعات مربوط به آن فایل ها در یک آرایه سراسری به نام $_FILES نگهداری می کند. در خط اول این کد با استفاده از تابع basename نام فایل را از آدرس کامل فایل جدا کردیم و به همراه آدرس دایرکتوری که می خوایم فایل ها در آن آپلود شوند در متغیر target ریختیم. در خط دوم و در شرط if با استفاده از تابع move_uploaded_file فایل های آپلود شده را که دارای نام موقت بر روی سرور هستند را به آدرسی که خودمان می خواهیم (آدرسی که در متغیر target ریختیم) منتقل می کنیم. در حقیقت این تابع کار Rename را انجام می دهد که اگر موفقیت آمیز باشد true و در غیر این صورت false برمی گرداند.

آرایه $_FILES همانطور که گفتم، علاوه بر فایل ها، اطلاعات مربوط به فایل ها را هم در خود ذخیره می کند. مثلاً $_FILES[«uploaded»][«tmp_name»] نام موقت فایل بر روی سرور را برمیگرداند. این اطلاعات خیلی مفید هستند، به طور مثال شما می توانید سایز و پسوند فایل را چک کنید که اگر دلخواه شما نبود به کاربر اجازه آپلود فایل را ندهید. به مثال زیر توجه کنید :

<?php
if(($_FILES[«userfile»][«type»] == «image/jpeg») &&
($_FILES[«userfile»][«size»] < 50000))
echo «Successfuly uploaded.»;
else
echo «Invalid file size or file type.»;
?>

در این کد چک می کنیم که فایل ارسالی کاربر از نوع عکس jpeg و سایز آن کمتر از 5 کیلوبایت باشد. خب فکر میکنم این مطلب خیلی طولانی شد 🙂 ادامه این مطلب را در قسمت های بعدی بخوانید…!

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت پنجم

قسمت اول قسمت دوم قسمت سومقسمت چهارم

فرستادن ایمیل در PHP

یکی از نیازهای اساسی یک برنامه نویس وب، توانایی فرستادن ایمیل توسط برنامه تحت وب است. PHP برای این کار یک تابع ساده به نام mail در اختیار برنامه نویس قرار می دهد که باید آرگومان هایی مثل آدرس ایمیل شخص گیرنده، موضوع و متن ایمیل را برای آن مشخص کنید. به مثال ساده زیر توجه کنید :

<?php
$to = "imun22@gmail.com";
$subject = "Hello";
$body = "This is a test.";
$headers = "From : someone@gmail.com";
mail($to,$subject,$body,$headers);
?>

در مثال بالا ایمیلی با موضوع Hello به آدرس imun22@gmail.com از طرف someone@gmail.com فرستاده می شود. همانطور که می بینید تابع mail چهار آرگومان می پذیرد که البته مشخص نمودن آرگومان headers اختیاری است. شما در هدر ایمیل می توانید اطلاعاتی مثل From، Bcc و Cc را مشخص کنید. فرستادن ایمیل در PHP به همین سادگی است. حالا معادل کد بالا در ASP.NET ببینیم :


MailMessage mail = new MailMessage("someone@gmail.com", "imun22@gmail.com",
"Hello", "This is a test.");
SmtpClient smtp = new SmtpClient();
smtp.Send(mail);

در دات نت می توانید از کلاس MailMessage که در فضای نام System.Net.Mail وجود دارد برای فرستادن ایمیل استفاده کنید.

نشان دادن تاریخ در PHP

در ASP.NET برای گرفتن تاریخ جاری (Current) از کلاس DateTime کمک می گیریم. در PHP باید از تابع date استفاده کنید. این تابع یک آرگومان format دریافت می کند که بر اساس آن رشته خروجی اش را تولید می کند. استفاده از این تابع نکته خاصی ندارد، فقط اینکه با آرگومان فرمت می توانید انواع مختلف فرمت های تاریخ را تولید کنید. به مثال های تابع date توجه کنید :


<?php
echo date("Y/m/d"); //print something like 2010/03/08
echo date("l d F Y"); //print something like Sunday 08 March 2010
?>

فکر میکنم مثال ها واضح باشند. مثلاً استفاده از کاراکتر F در فرمت باعث ایجاد نام کامل ماه جاری در خروجی می شود یا کاراکتر l برای نشان دادن نام روز در هفته بکار می رود. مرجع کامل این تابع را به همراه کاراکترهایی که در قالب بندی تاریخ به کار می روند، اینجا مطالعه کنید.

جایگزینی برای MasterPage

یکی از قابلیت های کاربردی ASP.NET مسترپیج ها هستند. با استفاده از یک MasterPage می توان یک قالب کلی برای ظاهر تمام صفحات وب سایت یا صفحات مرتبط به هم تعیین نمود. در PHP همچین چیزی وجود ندارد اما می توان با استفاده از توابع و قابلیت های موجود چیزی شبیه به آن را پیاده سازی کرد. بدین صورت که Header، Footer و احتمالاً سایدبار قالب صفحات خود را در فایل های جداگانه PHP می نویسید و در هر صفحه آن ها را include می کنید. این روش مناسبی است که نرم افزارهای بزرگی مثل وردپرس نیز از آن استفاده می کنند. استفاده از این روش مزایای زیادی دارد. مثلاً وقتی قرار است Header تمام صفحات شما عوض شود دیگر نیازی نیست کد تک تک صفحات را تغییر دهید، تغییر دادن فایل Header.php کافیست.

تابع include و require محتویات یک فایل php را با آدرس مشخص درون یک فایل دیگر جای می دهند. به مثال زیر توجه کنید :

vars.php
<?php
$sitename = 'farasun';
?>

index.php
<?php
include('header.php');
include('sidebard');
include('vars.php');
echo $sitename;
include('footer.php');
?>

در مثال بالا فرض کنید که فایل vars.php در کنار فایل index.php قرار دارد. در فایل index.php محتویات فایل هایی که include شده اند قرار می گیرد و متغیر sitename که در فایل vars.php قرار داشت، چاپ می شود. در فایل های header.php، sidebar.php و footer.php می توانید از دستورات html و php برای قالب دهی و گرفتن اطلاعات مورد نیاز برای صفحات استفاده کنید.

توابع include و require هر دو یک کار را انجام می دهند با یک تفاوت، که اگر فایل مورد نظر وجود نداشته باشد include یک warning می دهد و require یک خطای مهلک یا fatal error.

فکر می کنم با این توضیحات و این مثال کوچک، کاربرد توابع include و require را فهمیده باشید.در مطالب بعدی با نحوه کار کردن با فایل ها، آپلود فایل ها و دسترسی به داده های یک پایگاه داده در PHP آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید!

farasun.wordpress.com

مشترک فراسان شوید! چطور مشترک شوید؟

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد….

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت دوم

قسمت اول را در اینجا بخوانید.

پردازش فرم ها

ASP.NET تمام سعی خود را کرده تا برنامه نویس را درگیر پردازش فرم های HTML نکند. در واقع یک برنامه نویس ASP.NET ممکن است با فرم های HTML آشنایی نداشته باشد اما در هر صفحه وبی که ایجاد می کند از آن ها استفاده کند. ASP.NET به صورت پیش فرض در هر یک از صفحات aspx یک فرم HTML قرار می دهد تا برنامه نویس بتواند با داده های ورودی کاربر کار کند. شاید در ASP.NET احتیاجی به دانستن نحوه ایجاد و کارکرد فرم های HTML نداشتید اما پردازش فرم های وب یکی از ملزومات اساسی PHP است.

فرم وب

اطلاعات فرم های HTML به دو روش Get و Post فرستاده و دریافت می شوند. در ASP.NET شاید این روش ها از دید برنامه نویس پنهان بمانند اما در PHP این برنامه نویسان هستند که باید در مورد استفاده از این روش ها در شرایط مختلف تصمیم گیری کنند. اطلاعات فرم ها در ASP.NET همیشه به خود صفحه فرستاده می شوند و به صورت پیش فرض از متد post برای این کار استفاده می کند. هنگامی که اطلاعات فرم به سرور برای پردازش فرستاده می شود و دوباره به صفحه باز می گردد، یک PostBack اتفاق می افتد. برای اینکه از متد get استفاده کنیم می توانیم یکسری پارامتر به صفحه مورد نظر خود بفرستیم و در صفحه مقصد با استفاده از Request.QueryString (که آرایه ای است از پارامترهای فرستاده شده توسط صفحه مبدا) اطلاعات فرستاده شده را بخوانیم.

اما در PHP این پروسه تفاوت زیادی دارد. شما باید خودتان در مورد متد ارسال اطلاعات تصمیم گیری کنید. در PHP اطلاعاتی که به روش get فرستاده می شوند را می توان در آرایه $_GET و اطلاعاتی که به روش post فرستاده می شوند را در آرایه $_POST پیدا کرد.

روش Post

همانطور که گفتم ASP.NET از این روش به صورت پیش فرض برای پردازش فرم ها استفاده می کند. در PHP شما می توانید با استفاده از متغیر سراسری $_POST به اطلاعات فرستاده شده توسط این روش دستیابی پیدا کنید. یک مثال کوچک می تواند مسئله را روشن تر کند :

<form action=«welcome.php» method=«post»>
Name: <input type=«text» name=«fname» />
<input type=«submit» name=«btnSubmit» />
</form>

یک فرم ساده HTML ساختیم که اطلاعات خودش (فیلد نام) را به صفحه welcome.php با روش post می فرستد. حالا فایل welcome.php را به صورت زیر می سازیم :

Welcome <?php echo $_POST[«fname»]; ?>!<br />

با این یک خط کد ساده اطلاعات فیلد fname را که در صفحه قبل قرار داشت، خواندیم. PHP در روش Post به صورت خودکار فیلدهای فرم را شناسایی می کند. اطلاعات ارسالی توسط این روش برای دیگران قابل رویت نیست و محدودیتی در حجم اطلاعات ارسالی نداریم. البته به صورت پیش فرض ماکزیمم حجم اطلاعات ارسالی در روش Post در PHP برابر با 8 مگابایت است که این مقدار را می توانید در فایل php.ini و با تغییر ثابت post_max_size در این فایل تغییر دهید.

یکی از کاربردهای مهم روش post که در ASP.NET هم استفاده می شود، اعتبار سنجی سمت سرور یا Server Side Validation است. به این صورت که اطلاعات فرم را به جای اینکه به یک صفحه دیگر بفرستید به خود صفحه می فرستید تا عمل اعتبار سنجی انجام شود. سپس اگر اطلاعات ورودی خطایی داشته باشد، در همین صفحه از کاربر می خواهید که اطلاعات را صحیح وارد کند. این روش برای اعتبارسنجی سمت سرور اطلاعاتی که می خواهند در دیتابیس ذخیره شوند بسیار مرسوم است.

روش Get

بر خلاف متد post، اطلاعاتی که با این روش فرستاده می شوند توسط همه قابل رویت هستند. کاربران این اطلاعات را در نوار آدرس مرورگر خود می بینند و برای اطلاعات ارسالی محدودیت حجمی داریم. متغیر $_GET در PHP شامل اطلاعات فرمی است که با متد get ارسال شده است. به مثال زیر توجه کنید :

<form action=«welcome.php» method=«get»>
Name: <input type=«text» name=«fname» />
<input type=«submit» />
</form>

برای نشان دادن اطلاعاتی که از این فرم به فایل welcome.php با استفاده از روش get فرستاده می شود، فایل welcome.php را به صورت زیر می سازیم :

Welcome <?php echo $_GET[«fname»]; ?>.<br />

هنگامی که کاربر روی دکمه submit فرم کلیک کند، نوار آدرس مرورگر او آدرسی شبیه به آدرس زیر را نشان خواهد داد :

http://yoursitename.com/welcome.php?name=value

این همان QueryString خودمان در ASP.NET است! در  URL بالا قسمتی که آبی است و بعد از علامت سئوال قرار گرفته را Query String می گویند. ما در ASP.NET برای دسترسی به مقدار پارامتر name در URL بالا از دستور زیر استفاده می کنیم :

Request.QueryString[«fname»]

یکی از مزایای استفاده از روش Get این است که کاربر می تواند صفحه را بوکمارک کند، چون دارای یک آدرس مشخص است. هنگامی که از متد get در PHP استفاده می کنید باید به این نکته توجه کنید که تمام فیلد ها به علاوه مقادیر آن ها در نوار آدرس مرورگر قابل مشاهده هستند، پس نباید برای ارسال اطلاعات حساس مثل رمز عبور از این روش استفاده کنید.

نکات تکمیلی

ما در ASP.NET قبل از اینکه از مقادیر موجود در QueryString استفاده کنیم، چک می کنیم که مقداردهی شده باشد، یعنی null نباشد. برای این کار از کدی شبیه به زیر بهره می بریم :

if (Request.QueryString[«fname»] != null)
//do something

معادل شرط بالا در PHP کدی شبیه به کد زیر است :

if (isset($_GET[«fname»]){
//do something
}

یعنی اگر فیلد fname مقداردهی شده بود عمل مورد نظر را روی آن انجام بده.

farasun.wordpress.com

در مطلب بعد با کوکی ها و نحوه استفاده از آن ها در PHP آشنا خواهید شد. برای اینکه مطالب بعدی را از دست ندهید مشترک فراسان شوید! چطور مشترک شوید؟

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد…

پ.ن : از این به بعد برای تماس با من از این فرم استفاده کنید!

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت اول

برخی مواقع ممکن است یک برنامه نویس ASP.NET احتیاج به استفاده از PHP پیدا کند یا بخواهد ASP.NET را کنار بگذارد و به دنیای PHP کوچ کند! هرچند این اتفاق در مورد برنامه نویسان ایرانی کمتر می افتد زیرا تمام ابزارهای تکنولوژی گرانی مثل ASP.NET به صورت رایگان در اختیار آن هاست. ممکن است وب سرور مشتری شما لینوکس باشد و مونو هم روی آن نصب نباشد و شما برای اینکه مشتری خود را از دست ندهید می توانید از PHP استفاده کنید. حتی اگر هیچ گاه نیازی به PHP هم پیدا نکنید، دانستن دستورات معادل ASP.NET در PHP بهتر از ندانستن آن است. اگر شما هم یک برنامه نویس ASP.NET هستید یا حتی برنامه نویس PHP هستید، این مطلب می تواند دید خوبی در مورد تکنولوژی که با آن آشنایی ندارید به شما بدهد.

PHP for ASP.NET Developers

همانطور که می دانید ASP.NET یک زبان نیست، بلکه یک فریم ورک رایگان و مجموعه ای از مولفه های نرم افزاری است که شما می توانید به کمک آن وب اپلیکیشن هایی را با زبان هایی مثل سی شارپ و ویژوال بیسیک بنویسید. برنامه های ASP.NET ابتدا کامپایل می شوند و سپس روی سرور اجرا می شوند. PHP یک زبان اسکریپت نویسی کدباز است که دارای کتابخانه های مختلفی برای انجام دادن کارهای مورد نیاز در وب است. کدهای PHP معمولاً با کدهای HTML ترکیب می شوند و پس از تفسیر توسط مفسر PHP به مرورگر فرستاده می شود.

سینتاکس PHP

PHP از خانواده زبان های C است، قواعد نوشتن دستورات PHP کاملاً شبیه به زبان C است. به طور مثال باید در آخر هر دستور از علامت ; استفاده کنید. اگر با سی شارپ آشنا باشید برای یادگیری سینتاکس PHP مشکلی نخواهید داشت. به یک مثال کوچک و ساده از PHP توجه کنید :

<html>
<head>
<title>
PHP Test</title>
</head>
<body>

<?php echo ‹<p>Hello World</p>›; ?>
</body>
</html>

همانطور که گفتم می توان دستورات PHP را داخل یک فایل HTML نوشت. ما در ASP.NET وقتی بخواهیم در لابه لای کدهای HTML برنامه نویسی کنیم از تگ های <% %> استفاده می کنیم. در PHP هم برای اینکه بتوانیم به مفسر بفهمانیم که این دستورات را برای ما تفسیر کند، بایستی کدهای خود را در تگ های <?php و <? قرار دهیم. دستور echo در اینجا همان کار Response.Write را انجام می دهد. در حقیقت دستور معادل آن یک خط کد PHP در ASP.NET دستور زیر است :

Response.Write(«<p>Hello World</p>»);

متغییر ها در PHP

برای تعریف یک متغیر در PHP یک علامت $ در ابتدای نام متغیر می گذاریم و سپس آن را برابر مقداری که می خواهیم در آن متغیر ذخیره شود قرار می دهیم. برخلاف زبان های ASP.NET که حتماً باید نوع یک متغیر را در هنگام تعریف آن صریحاً اعلام کنید، در PHP این کار لازم نیست و خود مفسر با توجه به مقداری که درون متغیر می ریزید نوع آن را تعیین می کند. به مثال زیر توجه کنید :

<?php
$a = «iman»; // string
$b = 22; // integer
$c = TRUE; // boolean
$d = 24.895; //float
?>

فکر نمیکنم نیازی به توضیح اضافی باشد. امیدوارم این را بدانید که کلمات بعد از // به عنوان توضیحات نوشته شده اند! البته PHP دارای انواع دیگری نیز هست که ما در این مطب به آن ها نخواهیم پرداخت. فقط برای استفاده از یک متغیر باز هم باید نام آن را با $ همراه سازید. برای مثال برای چاپ مقدار متغیر a که در بالا تعریف کردیم باید به صورت زیر عمل کنیم :

echo ‹my name is $a›;

همچنین برای تعریف یک ثابت در PHP از سینتاکس زیر پیروی کنید :

define(«CONST_NAME», «farasun»);

تعریف توابع در PHP

می خواهیم متد زیر که به زبان سی شارپ است را به یک تابع PHP تبدیل کنیم :

private bool Example(int arg)
{
if (arg == 10) return true;
else return false;
}

همانطور که گفتیم در PHP هنگام تعریف متغیر نوع آن را مشخص نمی کنیم. در تعریف تابع نیز احتیاجی به تعیین نوع برگشتی تابع یا نوع آرگومان های آن نداریم. تابع متناظر با متد بالا در زبان PHP چنین چیزی می شود :

function Example($arg)
{
if ($arg == 10) { return TRUE; }
else { return false; }
}

مشاهده می کنید که در اینجا دیگر خبری از کلمات کلیدی private یا bool نیست! در ASP.NET هر صفحه خودش یک کلاس است اما در PHP چون به صورت پیش فرض کلاسی وجود ندارد پس خبری از private یا public بودن تابع نیست. برای صدا زدن تابع نیز کافیست نام آن را همراه با پارامترهای آن صدا بزنیم. همانند سی شارپ یا ویژوال بیسیک خودمان!

جایگزینی برای Response.Redirect

ما در ASP.NET برای فرستادن کاربر به یک صفحه وب دیگر از Response.Redirect استفاده می کنیم که در حقیفت یک درخواست به مرورگر کاربر برای تغییر صفحه وب می فرستد. در PHP تابعی به نام header وجود دار که کی تواند یک هدر HTTP را به مرورگر کاربر بفرستد. با کد PHP زیر می توانیم کاربر را به سایت گوگل بفرستیم :

header(«location: http://www.google.com&raquo;);

جایگزینی برای Request.Url

برای بدست آوردن آدرس URL صفحه وب جاری در ASP.NET از Request.Url استفاده می کنیم. در PHP می توانیم این آدرس را با روش زیر بسازیم :

$host = $_SERVER[‹SERVER_NAME›];
$uri = $_SERVER[‹PHP_SELF›];
echo «$host$uri»;

متغیر host آدرس سایت (به طور مثال http://emaple.com) و متغیر uri آدرس فایل (به طور مثال directory/test.php) را ذخیره می کند. سپس در خط سوم این دو به هم می چسبند و آدرس کامل صفحه را چاپ می کنند.

نکات تکمیلی

در این مطلب کوتاه نمی توان تمام جایگزین ها را معرفی کرد. اکثر جایگزین های پراپرتی ها و متدهای شیء Request را می توانید در متغیر رزور شده $_SERVER پیدا کنید. مستندات کامل این متغیر را در اینجا بخوانید. به علت شباهت زیاد PHP با زبان های خانواده C در اینجا از آموزش ساختارهای کنترلی این زبان مانند if و switch و حلقه های for و while اجتناب کردیم. اگر سی شارپ بلد باشید مطمئن باشید این دستورات PHP را نیز بلد خواهید بود.

در مطالب بعدی به مباحث مورد نیاز دیگر مانند پردازش فرم های وب، کوکی ها و مدیریت Sessionها و دسترسی به داده های یک دیتابیس در PHP خواهیم پرداخت. برای اینکه این مطالب را از دست ندهید، می توانید مشترک فراسان شوید! چطور مشترک شوید؟

farasun.wordpress.com

این مطلب ادامه دارد…