کیفیت در نرم افزار واقعاً به چه معناست!؟


درجه تطابق یک سیستم با نیازمندی های مشخص شده و نیازهای مشتری (یا کاربران) یا انتظارت آن ها، یکی از تعاریف رسمی کیفیت در نرم افزار است (1). از این تعریف می توان دریافت که شناخت درست نیازمندی های یک سیستم نرم افزاری از مهمترین فاکتورهای تعیین کیفیت در یک محصول نرم افزاری است. در واقع نرم افزاری که به صورت دقیق بر اساس نیازهای مشتری (یا کاربران) ساخته شده باشد، می تواند با کیفیت باشد. جلوتر متوجه خواهید شد که چرا از کلمه می تواند استفاده کردم.

پرسمن «کیفیت نرم افزار» را در مهندسی نرم افزار به صورت زیر تعریف کرده است :

In the context of software engineering, software quality measures how well software is designed (quality of design), and how well the software conforms to that design (quality of conformance)

این تعریف فقط به زبان انگلیسی تمام منظور خود را می رساند. در واقع کیفیت یک نرم افزار در این تعریف بر اساس کیفیت طراحی و کیفیت پیروی از این طراحی مطرح شده است. کیفیت پیروی از طراحی یعنی نرم افزار تولید شده تا چه اندازه مطابق طراحی اولیه ساخته شده است. این تعریف از کیفیت نرم افزار، نقش تحلیل گران و طراحان را در کیفیت یک محصول نرم افزاری برجسته تر می کند. موفقیت یا شکست تحلیل گران در تحلیل مسائل نرم افزاری تاثیر مستقیم خود را در خروجی پروژه نرم افزاری می گذارد. توسعه دهندگان و برنامه نویسان نیز نحوه تطابق پیاده سازی با طراحی را تعیین می کنند. میزان وفاداری آن ها به طراحی رابطه مستقیمی با کیفیت خروجی محصول نرم افزاری دارد، البته زمانی که طراحی به درستی انجام شده باشد.

آیا واقعاً می توان از تعاریف گفته شده در بالا دریافت که کیفیت نرم افزار به چه معناست؟ نرم افزار ذات پیچیده ای دارد و همین مسئله تعیین کیفیت آن را نیز مشکل می کند. برای کار کردن درست یک نرم افزار بخش های زیادی باید به یکدیگر کمک کنند. تحلیل گران باید نیازمندی ها را مشخص کنند، طراحان باید بر اساس نیازمندی ها، راه حل ارائه دهند و برنامه نویسان این راه حل ها را پیاده سازی کنند. در واقع کیفیت یک نرم افزار بر اساس تجمیع کیفیت این بخش ها محاسبه می شود که کاملاً به یکدیگر وابستگی دارند. کیفیت یک محصول نرم افزاری بر اساس کیفیت معیارهای زیر سنجیده می شود :

نیازمندی ها

نمی توان از یک نرم افزار انتظار خروجی با کیفیت داشت زمانی که توسعه دهندگان آن، نیازمندی های پروژه را به خوبی درک نکرده باشند. شناخت نیازمندی های یک نرم افزار، کلیدی ترین بخش تضمین کیفیت نرم افزار است. با شناخت درست نیازمندی ها می توان به یک خروجی با کیفیت دست پیدا کرد. برای مطالعه بیشتر مطلب «مستندات نیازمندی ها و نقش آن در موفقیت یک پروژه نرم افزاری» را بخوانید.

طراحی

در حالی که نیازمندی ها مشخص می کنند که نرم افزار چه کاری باید انجام دهد، طراحی می گوید که چطور نرم افزر باید این کار را انجام دهد. طراحی باید بتواند راه حل هایی برای نیازمندی های مشخص شده نرم افزار ارائه کند. طراحی در مهندسی نرم افزار بسیار مهم است، این در حالی است که بعضی از شرکت ها و تیم های نرم افزاری مرحله طراحی را انجام نمی دهند و یک راست سراغ برنامه نویسی می روند و انتظار خروجی با کیفیت را هم دارند. فاز طراحی اگر جدی گرفته شود و بر اساس استانداردهای مهندسی نرم افزار و ابزارهای آن انجام شود، می تواند کیفیت نرم افزار را تضمین کند و کار بخش های دیگر و مخصوصاً پیاده سازی را آسان کند.

پیاده سازی

توسعه دهندگان بر اساس مستندات نیازمندی ها و راه حل های ارائه شده توسط مستندات طراحی، شروع به پیاده سازی نرم افزار می کنند. اگر مستندات نیازمندی ها و مستندات طراحی به صورت دقیق و به درستی تهیه شده باشند، معمولاً مشکل جدی ای در پیاده سازی پیش نخواهد آمد. تغییر در نیازمندی ها یا تغییر در طراحی در هنگام پیاده سازی برای کیفیت نرم افزار سم مهلکی است که تا جایی که می شود باید از آن اجتناب کرد. بر اساس تعریف های ارائه شده در بالا، اگر نرم افزار با کیفیت می خواهید باید در پیاده سازی، به طراحی تا جایی که می توانید وفادار باشید. البته چگونگی پیاده سازی نرم افزار هم بسیار اهمیت دارد. ممکن است یک پیاده سازی تمام نیازمندی های مشخص شده را برطرف کند اما پیاده سازی با کیفیتی نباشد. کیفیت در پیاده سازی نرم افزار مباحث زیادی دارد که در یک مطلب جداگانه به آن پرداخته خواهد شد.

تست

تست نرم افزار پس از پیاده سازی، اگر به درستی انجام شود، کیفیت خروجی نرم افزار را به طرز شگرفی افزایش می دهد. در تست مشخص می شود که چه مشکلاتی در پیاده سازی وجود دارند که باید حل شوند. کیفیت نرم افزار با تعداد انجام تست های درست رابطه مستقیم دارد. هر چقدر بیشتر نرم افزار را تست کنیم، در انتها نرم افزارمان کیفیت بهتری خواهد داشت. با انجام تست های مکرر می توانید خروجی نهایی با کیفیت تری ارائه کنید و در نتیجه مشتریان راضی تری داشته باشید. در حال حاضر روش های بسیاری برای تست نرم افزار وجود دارند که همگی سعی می کنند تا کیفیت نرم افزار را بالا ببرند. چندی از متدولوژی های Agile در سیکل توسعه خود به صورت جدی از روش های تست نرم افزار استفاده می کنند تا از کیفیت محصولات نرم افزاری تولید شده اطمینان پیدا کنند. برای مثال TDD یا Test-Driven Development روشی است که برنامه نویسان را مجبور می کند تا قبل از کدنویسی، تست های مربوط به آن را بنویسند!

توزیع و استقرار

پس از پیاده سازی نرم افزار، باید بتوان به خوبی خروجی آن را بین مشتریان (یا کاربران) توزیع کرد. توزیع در اینجا به معنی Deployment است که میزان رضایت کاربران از نحوه نصب و استقرار سیستم نرم افزاری مورد نظر است. خیلی ها توزیع و استقرار را در تعیین کیفیت نرم افزار بی اهمیت می دانند اما در واقع اینطور نیست و نرم افزاری از دید مشتری با کیفیت است که به خوبی نصب و مستقر شود.

آموزش و پشتیبانی

نرم افزاری که کاربر نتواند از آن استفاده کند، بی کیفیت است! هر چقدر هم که در بخش های دیگر شما با کیفیت کار کرده باشید، اگر آموزش و پشتیبانی را جدی نگیرید، کیفیت کارهای خود را زیر سئوال برده اید. کیفیت برای نرم افزاری که از آن استفاده نشود بی معناست. باید برای استفاده از نرم افزار آموزش های لازم و کافی به کاربران داده شود و در هنگام بروز مشکل، هر چه سریعتر حل شود.

farasun.wordpress.com

یادتان باشد که کیفیت نرم افزار یعنی کیفیت در تمام بخش های بالا! ناقص بودن کیفیت هر یک از موارد بالا می تواند کیفیت کل نرم افزار را تحت تاثیر قرار دهد. کیفیت نرم افزار شما، مشتری را خوشحال می کند و مشتری خوشحال یعنی سود بیشتر! پس کیفیت را جدی بگیرید!

(1) : IEEE 610.12-1990 Standard Glossary of Software Engineering Terminology

در مطالب بعدی به مباحث بیشتری در مورد کیفیت نرم افزار خواهیم پرداخت، برای پیگیری آن ها می توانید مشترک فید فراسان شوید.

Advertisements