WebMatrix توسعه وب را آسان تر می کند

مایکروسافت به تازگی ابزار جدیدی برای توسعه دهندگان وب به نام WebMatrix ارائه کرده است که سفارشی کردن وب اپلیکیشن های موجود یا ساخت یک وب سایت جدید را با امکانات خوب و راه حل های ساده، آسان می کند. این ابزار سبک به افراد کمک می کند تا به راحتی برنامه نویسی با ASP.NET را شروع کنند و خیلی زود در آن پیشرفت کنند. WebMatrix شامل ابزارهای مهم مایکروسافت برای توسعه وب  است. این ابزارها شامل :

  • IIS Developer Express : یک وب سرور سبک و رایگان که با تمام نسخه های ویندوز و نسخه کامل IIS سازگار است.
  • ASP.NET : یک فریم ورک رایگان شامل کلاس های پایه برای توسعه وب.
  • SQL Server Compact : یک نسخه embedded و بسیار سبک و رایگان از SQL Server که بر اساس فایل کار می کند.
  • Razor Syntax : یک View Engine جدید و ساده برای ASP.NET که کدهای سمت سرور سی شارپ یا ویژوال بیسیک را با کدهای HTML ترکیب می کند (مانند  PHP) و یادگیری آن ساده و لذت بخش است.

وب ماتریکس

WebMatrix با استفاده از تکنولوژی های بالا، یک محیط مجتمع ساده و در عین حال قدرتمند برای ساخت وب سایت های داینامیک و مطابق با استاندرادهای جدید به ساده ترین شکل ممکن در اختیار کاربر خود قرار می دهد. شما با وب ماتریکس می توانید یک وب اپلیکیشن اوپن سورس مثل BlogEngine.NET را انتخاب کنید، آن را بر اساس نیاز خود سفارشی کنید و به راحتی آن را بر روی هاست خود پابلیش کنید. پروسه استفاده از وب اپلیکیشن های اوپن سورس در اینترنت با WebMatrix بسیار آسان خواهد بود. شما با وب ماتریکس حتی قادر به انتخاب CMSهای نوشته شده با PHP مثل وردپرس، جوملا و Drupal نیز هستید و حتی می توانید آن ها را با ابزارهای موجود در وب ماتریکس توسعه داده و از همانجا بر روی هاست خود پابلیش کنید.

برای شروع شما می توانید WebMatrix را از اینجا دانلود کنید. اگر دات نت فریم ورک 4.0 را نصب نداشته باشید، کمی حجم دانلود وب ماتریکس بالا خواهد بود، در غیر این صورت با دانلود 15 تا 20 مگابایت WebMatrix را در اختیار خواهید داشت. پس از اجرای آن با یک محیط ساده مواجه خواهید شد که فقط 4 انتخاب را پیش روی شما می گذارد. می توانید یک سایت جدید خالی ایجاد کنید یا از وب اپلیکیشن های موجود در گالری مایکروسافت برای شروع استفاده کنید. هر طور که شروع کنید، وب ماتریکس به شما اجازه مدیریت بر صفحات سایت و تغییر آن ها، مدیریت بر فایل های وب سایت، مدیریت بر دیتابیس سایت و در نهایت پابلیش سایت بر روی سرور را می دهد.

Microsoft Web Gallery

همانطور که اشاره شد، شما در وب ماتریکس می توانید از سینتاکس Razor برای نوشتن کدهای سی شارپ و ویژوال بیسیک در میان کدهای HTML بهر ببرید. یادگیری سینتاکس Razor خیلی آسان است. شما کدهای خود را با یک علامت @ آغاز می کنید و بلاک کد خود را در سی شارپ با { و } محصور می کنید. هر جا که از علامت @ استفاده کنید یعنی می خواهید یک کد سمت سرور را بنویسید. از متغیرها بدون تعیین نوع آن ها استفاده می کنید، سپس ASP.NET خودش بهترین تصمیم را برای تعیین نوع متغیر بر اساس مقداری که درون آن ذخیره می شود خواهد گرفت. صفحاتی که دارای کد Razor هستند دارای پسوندهای مخصوص cshtml یا vbhtml خواهند بود. سینتاکس Razor تمام قدرت ASP.NET را با قواعدی آسان تر در اختیار مبتدیان قرار می دهد، اما حرفه ای ها نیز می توانند به بهترین شکل برای بالا بردن کارایی خود از آن استفاده کنند. یک کد بسیار ساده با سینتاکس Razor را ببینید :


<html>
<head>
<title>Razor Syntax Sample</title>
</head>
<body>

@{
var message = «Hello World.»;
var today = DateTime.Now.ToString();
}

<p>Message : @message</p>
<p>Today is : @today</p>
</body>
</html>

اینطور که پیداست مایکروسافت راه درستی را انتخاب کرده و باید منتظر تکنولوژی های جدیدتر و بهترش در زمینه توسعه وب باشیم. اینکه نظر مایکروسافت در این چند سال اخیر نسبت به نرم افزارهای اوپن سورس تغییرات مثبت زیادی داشته خیلی خوب و سازنده است. مایکروسافت نیز اهمیت استفاده از وب اپلیکیشن های اوپن سورس را در توسعه وب به خوبی می داند و به همین دلیل Microsoft Web Gallery را راه اندازی کرده و توسعه دهندگان را به جای باز تولید اپلیکیشن های تکراری به استفاده و توسعه وب اپلیکیشن های اوپن سورس موجود تشویق می کند. Web Platform Installer و WebMatrix دو ابزار مهم مایکروسافت در زمینه توسعه وب هستند که به صورت توکار از وب اپلیکیشن های اوپن سورس پشتیبانی می کنند و قادرند آن ها را دانلود، تنظیم و پابلیش کنند. تکنولوژی های تحت وب هرچه بازتر باشند بیشتر مورد تایید و مورد اعتماد توسعه دهندگان وب خواهند بود، این را مایکروسافت به خوبی می داند. بدون شک در آینده ای نه چندان دور از WebMatrix و Razor Syntax بیشتر خواهیم شنید.

منابع بیشتر در مورد WebMatrix

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت هشتم

قسمت اولقسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم قسمت پنجمقسمت ششم قسمت هفتم

شیء گرایی در PHP

کلاس در PHP مجموعه ای از متغیرها و توابع است که سینتاکس نوشتن آن برای شما برنامه نویسان دات نت بسیار آشناست. در PHP برخلاف زبان های تحت دات نت شما نمی توانید یک کلاس را در چند فایل جداگانه تعریف کنید، شما باید کلاس خود را در یک فایل و در یک بلاک PHP تعریف کنید. با شروع نسخه 5، مدل شیء گرایی PHP به کلی تغییر کرد و کارایی آن در زمینه شیء گرایی بالاتر رفت و ویژگی های جدید به آن اضافه شد. به هر حال در این مطلب کوتاه که مخصوص برنامه نویسان ASP.NET نوشته شده، ما قصد داریم بدون توضیح اصطلاحات شیء گرایی یا توضیح مفاهیم آن، شما را با نحوه نوشتن یک کلاس در PHP آشنا کنیم. بهتر است با یک مثال از سی شارپ که برای شما قابل لمس باشد شروع کنیم :

class Human
{
private string _name;
public string Name;
public string Family;
public int Height;
public int Weight;
public int Age;

public Human()
{
Console.WriteLine("a Human Created.");
}
}

class Student: Human
{
public long ID { get; set; }
public string Grade;

public Student()
{
Console.WriteLine("a Student Created.");
}

public void DisplayInformations()
{
Console.WriteLine(this.ID.ToString());
Console.WriteLine(this.Name);
Console.WriteLine(this.Family);
Console.WriteLine(this.Age);
Console.WriteLine(this.Grade);
}

~Student()
{
Console.WriteLine("a Student Destroyed.");
}
}

اگر برنامه نویس سی شارپ باشید به راحتی منظور کدهای بالا را می فهمید. یک کلاس پایه به نام Human با چند فیلد و یک متد سازنده ساختیم، سپس یک کلاس به نام Student را از آن مشتق کردیم. کلاس فرزند نیز دارای چند فیلد، یک سازنده و یک متد برای چاپ مقادیر فیلدهایش است. حالا می خواهیم این دو کلاس را در PHP پیاده سازی کنیم.

<?php
class Human {
private $_name;
public $Name;
public $Family;
public $Height;
public $Weight;
public $Age;

function __construct() {
print "a Human Created.";
}
}

class Student extends Human {
public $ID;
public $Grade;

function __construct() {
parent::__construct();
print "a Student Created.";
}

function DisplayInformations() {
print $this->ID;
print $this->Name;
print $this->Family;
print $this->Age;
print $this->Grade;
}

function __destruct() {
print "a Student Destroyed.";
}
}
?>

همانطور که می بینید سینتاکس PHP برای تعریف یک کلاس شبیه به سی شارپ است. خب به هر حال هر دو از خانواده زبان C هستند! در PHP نیز شما می توانید از private, public و protected برای تعیین چگونگی دسترسی به متغیرها (فیلدها) و توابع استفاده کنید. هنگامی که هیچکدام از این ها را در خط تعریف متغیر یا تابع ذکر نکنید به صورت پیش فرض آن عضو به عنوان public در نظر گرفته خواهد شد. در PHP هر کلاس تشکیل شده از تعدادی متغیر و تابع و در صورت نیاز سازنده و مخرب. سازنده یا Constructor کلاس در سی شارپ متد همنام با خود کلاس است. همانطور که در مثال بالا مشاهده می کنید، هر دو کلاس متدی همنام با خودشان دارند که هنگام ساخته شدن در زمان اجرا صدا زده می شوند. در PHP نسخه های قبل از 5، تعریف سازنده کلاس به همین صورتی که در سی شارپ است، بود. در نسخه 5 شما باید تابعی به نام __construct() برای پیاده سازی سازنده کلاس تعریف کنید.

برای ارث بری از یک کلاس در PHP ازکلمه کلیدی extends به همان صورتی که در مثال مشاهده می کنید، استفاده می کنیم. این یعنی کلاس Student تمام خاصیت ها (در اینجا متغیرها) و توابع کلاس پدر خود یعنی کلاس Human را به علاوه متغیرها و توابعی که در بلاک خودش تعریف شده را دارد. برای اینکه هنگام ساخته شدن کلاس Student تابع سازنده کلاس پدرش Human نیز اجرا شود باید آن را به صورت parent::__construct() صدا بزنید. تابع مخرب در PHP نیز بوسیله نوشتن تابع __destruct() امکان پذیر است.

استفاده از کلاس

برای استفاده از یک کلاس به راحتی همانند سی شارپ ابتدا از آن بوسیله کلمه new نمونه سازی کنید و از توابع مورد نیاز خود استفاده کنید.

<?php
$objStudent = new Student();
$objStudent->Name = "Iman";
$objStudent->Family = "Nemati";
$objStudent->Age = "22";
$objStudent->DisplayInformations();
?>

هنگام new کردن یک کلاس، تابع __construct() آن کلاس اجرا می شود. برای دسترسی به اعضای public یک کلاس در PHP باید از عملگر <- بلافاصله پس از نام متغیر کلاس استفاده کنید.

اعضای Static

همانند سی شارپ، در PHP هم با نوشتن کلمه کلیدی static می توانید یک تابع یا یک متغیر را به عنوان عوض استاتیک معرفی کنید. تعریف یک متد یا یک خصوصیت به صورت استاتیک آن ها را بدون نیاز به ساخت یک نمونه از کلاس در خارج از کلاس، قابل دستیابی می کند. فقط برای استفاده از اعضای استاتیک یک کلاس به جای عملگر -> باید از عملگر :: استفاده کنید.

<?php
class Sample {
public static function StaticMethod() {
//Some Function
}
}

//
Sample::StaticMethod();
?>

در کدنویسی های معمولی PHP شاید نیازی به استفاده از کلاس ها پیدا نکنید اما برای حرفه ای تر شدن و بعدها برای استفاده از فریم ورک های PHP نیاز به داشتن دید شیء گرایی و نحوه تعریف و استفاده از کلاس ها خواهید داشت. خوشبختانه برنامه نویسان ASP.NET از نظر شیء گرایی دید نسبتاً مناسب و خوبی دارند، زیرا به صورت پیش فرض تمام برنامه های آن ها بر اساس کلاس ها و مفاهیم شیء گرایی توسعه داده می شوند. احتمالاً آموزش PHP برای برنامه نویسان ASP.NET را ادامه نخواهیم داد. از اول هم قرار نبود جلوتر از این برویم. نسخه PDF کامل تر این سری نوشته ها به زودی بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت. امیدوارم این نوشته ها برای شما مفید بوده باشند.

farasun.wordpress.com

مشترک فید فراسان شوید!

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت هفتم

قسمت اول قسمت دومقسمت سومقسمت چهارمقسمت پنجمقسمت ششم

در این قسمت با نحوه کار با دیتابیس در PHP آشنا خواهید شد. همانطور که پرکاربردترین RDBMS در نزد برنامه نویسان ASP.NET برنامه SQL Server مایکروسافت است، MySQL پرکاربردترین RDBMS در میان برنامه نویسان PHP است. در این سری آموزش ها ما نیز بر روی دسترسی به داده ها در MySQL تمرکز خواهیم داشت.

اتصال یه یک دیتابیس MySQL

قبل از هر کاری ابتدا شما باید یک ارتباط میان برنامه خود و MySQL ایجاد کنید. برای این کار PHP یک تابع به نام my_sql_connect دارد که نام سرور، نام کاربری و رمز عبور دیتابیس MySQL را از شما می گیرد و یک اتصال برای شما ایجاد می کند. اگر این تابع با موفقیت به دیتابیس مورد نظر شما وصل شود true و ر غیر این صورت false برمی گرداند. برخلاف اتصال به SQL Server در ASP.NET که با استفاده از کلاس های دات نت انجام می گیرد، اینجا در PHP با استفاده از این تابع و توابع دیگر می توان با یک دیتابیس MySQL کار کرد. به مثال زیر توجه کنید :

<?php
$link = mysql_connect(‹localhost›, ‹user›, ‹password›);
if (!$link) {
die(‹Could not connect: ‹ . mysql_error());
}
echo ‹Connected successfully›;
mysql_close($link);
?>

تابع mysql_connect در این مثال با استفاده از نام کاربری user و رمز عبور password به سرور localhost وصل می شود و نتیجه این اتصال را در متغیر link می ریزد. اگر این عمل موفیت آمیز باشد عبارت Connected successfully چاپ می شود، در غیر این صورت پیغام خطای خود MySQL را نمایش می دهد و به اجرای این اسکریپت خاتمه می دهد. در انتها نیز اگر اسکریپت با موفیت به MySQL وصل شده باشد، با تابع mysql_close اتصال را می بندیم. تابع die مانند تابع exit (در قسمت قبلی) یک پیغام را نمایش می دهد و اجرای ادامه اسکریپت را متوقف می کند.

البته تابع mysql_connect پارامترهای دیگری نیز دارد که ما به آن ها نمی پردازیم. همچنین شما می توانید این تابع را بدون ذکر هیچ پارامتری صدا بزنید که در این صورت از مقادیر ثابت پیش فرض موجود در فایل php.ini استفاده خواهد شد.

ایجاد یک دیتابیس بر روی MySQL

شما قبل از اینکه بخواهید از یک دیتابیس در برنامه خود استفاده کنید، ابتدا باید آن را ایجاد کنید. برای این کار می توانید از ابزارهایی مثل PhpMyAdmin استفاده کنید یا خودتان با استفاده از کدنویسی PHP دیتابیس MySQL خود را بسازید. در اینجا روش دوم که روش مناسب تری نیز هست را با یک مثال توضیح می دهم. لطفاً به مثال زیر توجه کنید :

<?php
$sql_create_db = ‹CREATE DATABSE test›;
$sql_create_table = ‹CREATE TABLE table1 (tbl_id INT PRIMBARY KEY, fname VARCHAR(100), lname VARCHAR(100))›;
$link = mysql_connect(‹localhost›,‹user›,‹password›);
if($link){
//Create Database
if(mysql_query($sql_create_db, $link))
echo «Database created.»;
else
die(«Error : « . mysql_error());
//Select Active Database
mysql_select_db(«test», $link);
//Create table
if(mysql_query($sql_create_table, $link))
echo «Table created.»;
else
die(«Error :» . mysql_error());
//Close Connection
mysql_close($link);
}
else
die(«Error connect to database : « . mysql_error());
?>

امیدوارم با دستورات SQL آشنایی کافی داشته باشید. در این مثال نتیجه اتصال به سرور MySQL را در متغیر link ریختیم، سپس با یک if چک می کنیم که آیا اتصال ما با موفقیت انجام پذیرفته یا خیر. اگر موفق بوده سعی می کنیم Database و Table مورد نظر خود را بر روی این اتصال بسازیم. برای این کار از تابع mysql_query استفاده می کنیم. این تابع یک دستور sql را بر روی MySQL اجرا می کند. اگر موفق به ایجاد دیتابیس بر روی سرور شدیم، با استفاده از تابع mysql_select_db دیتابیس جاری MySQL را به دیتابیس test تغییر می دهیم. بعد دوباره با استفاده از تابع mysql_query اسکریپت ایجاد table بر روی دیتابیس فعال را اجرا می کنیم که اگر موفقیت آمیز بود پیغام مناسب را نمایش می دهیم.

تابع mysql_query یکی از توابع بسیار پرکابرد برای دسترسی و تغییر داده ها در MySQL است. اگر یک اسکریپت فقط اجرایی و بدون مقدار برگشتی (مثل دستور Insert یا همین ایجاد دیتابیس) را به این تابع بدهید، مقادیر True یا False رابر خواهد گرداند، اگر دستور SQL شما نتیجه ای داشته باشد (مثل دستور Select) مقدار برگشتی این تابع اگر موفقیت آمیز باشد یک resource خواهد بود و در غیر این صورت False خواهد بود.

درج، به روز رسانی و حذف داده ها در MySQL

برای اجرای دستورات Insert, Update و Delete بر روی یک دیتابیس MySQL در PHP همانطور که در مثال بالا مشاهده کردید از تابع mysql_query استفاده می کنیم. نکته ای که برنامه نویسان ASP.NET باید به آن توجه داشته باشند این است که در PHP شما باید خودتان عمل دریافت اطلاعات از کاربر (با استفاده از فرم های HTML) و اعتبارسنجی داده های ورودی کاربر را انجام دهید تا از حملات SQL Injection در امان بمانید. در ASP.NET با استفاده از کلاس SqlParameter می توان تا حد زیادی از وقوع این حملات جلوگیری کرد. من یک مثال کوچک در مورد نحوه Insert یک رکورد به دیتابیسی که در مثال بالا ساختیم می زنم، Update و Delete را خودتان بنویسید.

<?php
$sql_insert = ‹INSERT INTO table1 (tbl_id, fname, lname) VALUES (1,»iman»,»nemati»)›;
$link = mysql_connect(‹localhost›,‹user›,‹password›);
if($link){
mysql_select_db(«test», $link);
if(mysql_query($sql_insert, $link)
echo «Inserted to database»;
mysql_close($link);
}
else
die(«Error: « . mysql_error());
else
die(«Error: « . mysql_error());
?>

البته در سناریوهای واقعی شما باید مقادیر فیلدها را از ورودی های کاربر بخوانید و در دستور sql بالا جایگذاری کنید.

خواندن اطلاعات از یک دیتابیس MySQL

منظور همان دستور Select در sql و خواندن تعداد رکوردهای مورد نظرمان بر اساس شرطی خاص است. برای این کار پس از اتصال به دیتابیس مورد نظر خود دستور Select مورد نظرتان را بوسیله تابع mysql_query اجرا می کنید و سپس نتیجه را در یک متغیر قرار می دهید. اگر متغیر برابر false نبود، با استفاده از تابع mysql_fetch_assoc شروع به خواندن رکوردهای مورد نظر خود می کنیم. به کد زیر نگاه کنید :

<?php
$sql_select = ‹SELECT * FROM test›;
$link = mysql_connect(‹localhost›,‹user›,‹password›);
if($link){
mysql_select_db(«test», $link);
$results = mysql_query($sql_select, $link);
if(!$results){
echo «Error : « . mysql_error();
exit;
}
if(mysql_num_rows($results) == 0){
echo «no record found.»;
exit;
}
while($item = mysql_fetch_assoc($results)){
echo $item[‹tbl_id›];
echo $item[‹fname›];
echo $item[‹lname›];
echo ‹<br />›;
}
mysql_free_result($results);
?>

تابع mysql_num_rows تعداد رکوردهایی که توسط دستور select خوانده شده اند را برمی گرداند. در دستور شرط while با استفاده از تابع mysql_fetch_assoc تعیین می کنیم که تا وقتی یک رکورد وجود دارد دستورات بدنه while اجرا شوند. اگر انتظار برگرداندن فقط یک رکورد را دارید نیازی به استفاده از حلقه while نخواهید داشت. تابع mysql_free_result هم سعی می کند حافظه اختصاص داده شده به متغیری که با اطلاعات یک دیتابیس پر شده را آزاد کند.

farasun.wordpress.com

ادامه دارد…

PHP برای برنامه نویسان ASP.NET – قسمت ششم

قسمت اول قسمت دومقسمت سومقسمت چهارمقسمت پنجم

کار کردن با فایل ها در PHP

باز کردن و خواندن یک فایل متنی در PHP

تابع fopen در PHP می تواند یک فایل یا یک URL را برای شما باز کند. کافیست آدرس فایل و حالتی که می خواهید فایل را باز کنید به این تابع بدهید تا این تابع یک handle برای کار با فایل مورد نظر شما، برگرداند. در مثال زیر می خواهیم یک فایل متنی را باز کنیم و خط به خط بخواینم و روی خروجی مرورگر چاپ کنیم.

<?php
$f = fopen(«change.txt»,«r») or exit(«File not found.»);
while (!feof($f))
{
echo fgets($f). «<br />»;
}
fclose($f);
?>

در خط اول با نوشتن دستور fopen(«change.txt»,»r»)x فایل change.txt را با حالت خواندن (r) باز می کنم و PHP هندل آن را برای کارهای بعدی در متغیر $f ذخیره می کند. دستور بعد از or برای این استفاده می شود که اگر فایل وجود نداشت یا خطایی در باز شدن فایل بوجود آمد ما خطای خودمان را نشان کاربر دهیم نه خطایی که PHP می دهد. در شرط حلقه while دستوری بکار رفته به نام feof که هندل یک فایل را می گیرد و اگر فایل به آخر رسیده باشد true و در غیر این صورت false برمی گرداند. در بدنه حلقه while هم از دستور fgets برای خواندن خط به خط فایل متنی استفاده کردیم. در خط آخر نیز باید فایلی که باز کردیم را با استفاده از تابع fclose ببندیم.

در آرگومان دوم تابع fopen همانطور که ملاحظه کردید، باید حالت باز کردن فایل را مشخص کنید. در مثال بالا ما فایل را با حالت فقط خواندنی باز کردیم چون فقط می خواستیم محتویات فایل را بخواینم. حالت های دیگر باز کردن یک فایل در PHP به صورت زیر است :

  • «r» باز کردن فایل به صورت فقط خواندنی
  • «w» باز کردن فایل برای فقط نوشتن، اشاره گر را به اول فایل می برد و این یعنی اگر فایل وجود داشته باشد تمام محتویات قبلی را پاک می کند و از نو می نویسد. اگر فایل وجود نداشته باشد سعی می کند آن را ایجاد کند.
  • «r+» باز کردن فایل برای خواندن و نوشتن. حالت نوشتن شرایط همان «w» را دارد.
  • «a» باز کردن فایل فقط برای نوشتن. اشاره گر را به انتهای فایل می برد و از آنجا شروع به نوشتن می کند (Append می کند). در صورتی که فایل وجود نداشته باشد سعی می کند آن را بسازد.
  • «a+» باز کردن فایل برای خواندن و نوشتن (Append) با شرایط «a»

نوشتن (ایجاد) یک فایل متنی در PHP

حالا که با حالت های مختلف باز کردن یک فایل در PHP آشنا شدید قصد داریم فایلی را در حالت Append باز کنیم و متنی را به انتهای آن اضافه کنیم. به مثال زیر توجه کنید :

<?php
$content = «This is a sample text.\n»;
$filename = «test.txt»;
$handle = fopen($filenmae, «a»);
if (fwrite($handle,$content) == TRUE)
echo «Success»;
else
echo «Faild»;
fclose($handle);
?>

فکر می کنم مثال خیلی واضح باشد. تنها تابع نا آشنا برای شما در این مثال، تابع fwrite است که هندل فایل را در آرگومان اول می گیرد و مقدار آرگومان دوم را در آن فایل ذخیره می کند. تابع fwrite اگر موفق به نوشتن بر روی فایل شود true و در غیر این صورت false برمی گرداند.

در ASP.NET برای نوشتن در یک فایل متنی از کلاس StreamWriter موجود در فضای نام System.IO به صورت زیر استفاده می کنیم :

StreamWriter writer = File.CreateText(«test.txt»);
writer.WriteLine(«test»);
writer.Close();

بررسی وجود یا عدم وجود یک فایل یا یک دایرکتوری در PHP

برای این کار از تایع file_exists استفاده می کنیم که در آرگومان آن باید آدرس فایل یا دایرکتوری مورد نظر خود را بدهیم تا این تابع با برگرداندن true یا false وجود یا عدم وجود فایل را به ما اطلاع دهد. یک مثال کوچک می تواند قطعه کد زیر باشد :

<?php
if(file_exists(«mydirectory/myfile.temp»))
//do something
?>

در ASP.NET برای این کار از متد File.Exists موجود در فضای نام System.IO استفاده می کنیم.

آپلود فایل در PHP

قبلاً در مورد آپلود فایل در ASP.NET توضیح داده بودم +، برای انجام این کار در PHP ابتدا باید یک فرم HTML برای انتخاب فایل توسط کاربر ایجاد کنید و سپس با استفاده از کدنویسی PHP عملیات آپلود بر روی سرور را انجام دهید. فرم HTML شما برای آپلود یک فایل می تواند چیزی شبیه به کد زیر باشد :

<form enctype=»multipart/form-data» action=»upload.php» method=»POST»>
Please choose a file: <input name=»uploaded» type=»file» /><br />
<input type=»submit» value=»Upload» />
</form>

کدهای بالا را در قسمت body یک فایل html ذخیره کنید. این فرم با استفاده از متد post اقدام به ارسال فایل کاربر به صفحه upload.php می کند. حالا یک فایل به نام upload.php کنار فایل HTML بالا بسازید و کدهای زیر را در آن ذخیره کنید :

<?php
$target = «upload-directory/» . basename( $_FILES[‹uploaded›][‹name›]) ;
if(move_uploaded_file($_FILES[‹uploaded›][‹tmp_name›], $target))
echo «The file has been uploaded»;
else
echo «error during uploading.»;
?>

کد بالا برخلاف کدهای دیگری که تا به حال دیدید نیاز به توضیح بیشتری دارد! PHP تمام فایل هایی را که توسط متد post بر بروی سرور آپلود می شوند را همراه با اطلاعات مربوط به آن فایل ها در یک آرایه سراسری به نام $_FILES نگهداری می کند. در خط اول این کد با استفاده از تابع basename نام فایل را از آدرس کامل فایل جدا کردیم و به همراه آدرس دایرکتوری که می خوایم فایل ها در آن آپلود شوند در متغیر target ریختیم. در خط دوم و در شرط if با استفاده از تابع move_uploaded_file فایل های آپلود شده را که دارای نام موقت بر روی سرور هستند را به آدرسی که خودمان می خواهیم (آدرسی که در متغیر target ریختیم) منتقل می کنیم. در حقیقت این تابع کار Rename را انجام می دهد که اگر موفقیت آمیز باشد true و در غیر این صورت false برمی گرداند.

آرایه $_FILES همانطور که گفتم، علاوه بر فایل ها، اطلاعات مربوط به فایل ها را هم در خود ذخیره می کند. مثلاً $_FILES[«uploaded»][«tmp_name»] نام موقت فایل بر روی سرور را برمیگرداند. این اطلاعات خیلی مفید هستند، به طور مثال شما می توانید سایز و پسوند فایل را چک کنید که اگر دلخواه شما نبود به کاربر اجازه آپلود فایل را ندهید. به مثال زیر توجه کنید :

<?php
if(($_FILES[«userfile»][«type»] == «image/jpeg») &&
($_FILES[«userfile»][«size»] < 50000))
echo «Successfuly uploaded.»;
else
echo «Invalid file size or file type.»;
?>

در این کد چک می کنیم که فایل ارسالی کاربر از نوع عکس jpeg و سایز آن کمتر از 5 کیلوبایت باشد. خب فکر میکنم این مطلب خیلی طولانی شد 🙂 ادامه این مطلب را در قسمت های بعدی بخوانید…!